ارتداد در فقه سیاسی

الف) انواع ارتدادچنان که گفته شد « ارتداد » به معنای بازگشت و رجعت از اسلام به کفر و شرک است. روی همین اصل، می توان تعبیر دیگر آن را « ارتجاع » نامید؛ پس ارتجاع از نظر اسلام و فقه اسلامی، همانا به کفر برگشتن است و از توحید به شرک و از خداپرستی به بت پرستی و الحاد و ماده پرستی و ماتریالیسم و از ایمان و علم به جاهلیت مراجعت کردن، ارتجاع است؛ لذا در فضای کنونی جهان، به ویژه مناطق مسلمان نشین، از جمله ی مصادیق دقیق ارتجاع، ملحدان و ماتریالیست ها و مارکسیست های برگشته از توحید و مشرکان کاپیتالیست یا صهیونیستی که از توحید روی برتافته و به تثلیث و نژاد پرستی روی آورده اند، می باشند.چنان که گروه ها و دسته های بدعت گذار از اهل جهان اسلام؛ مانند بعثیون و امثالشان در دیگر نقاط، مرتجع و مرتد هستند، برای این که با انکار اصالت اسلام و یا بسیاری از احکام آن، عملاً مرتد شده اند و دچار بیماری هلاکت بار ارتداد و ارتجاع گردیده اند.ارتداد دو نوع است: یکی ارتداد فطری و دیگری ارتداد ملی و لذا مرتد نیز دو نوع می باشد:یکی « مرتد فطری » و دیگری « مرتد ملی » که هر یک آثار و احکام جداگانه ای دارد.در کتاب فقهی تحریر الوسیله مرتد فطری و مرتد ملی چنین معنا شده است:« مرتد- یعنی کسی که از دین اسلام خارج شود و کفر اختیار کند – دو نوع است:۱) مرتد فطری. و آن کسی است که در حال انعقاد نطفه اش یکی از پدر و مادرش مسلمان باشد و بعد از رشد و بلوغ به جای اسلام کفر را برگزیند.۲) مرتد ملی. و آن کسی است که از پدر و مادر کافر زاده شود و بعد از بلوغ، اسلام اختیار کند و بعد از مسلمان شدن دوباره کافر شود. » (1)احکام این دو نوع از مرتد متفاوت می باشد و در قسمت مجازات مرتدین و توبه ی مرتد بازگو خواهد شد.
ب) راه ثبوت ارتدادبعد از آن که معنا و مفهوم ارتداد و انواع آن روشن گردید، در این جا سؤالی پیش می آید. و آن این که: مرتد شدن کسی چگونه ثابت می شود ؟در پاسخ باید گفت: از آن جا که اسلام دین سهله و سمحه می باشد در این جا نیز روش آسان و دور از تهمت و افترا و حرج را اتخاذ کرده است. و آن این است که قبل از هر چیز قاضی به اقرار و اعتراف شخص متهم اهمیت می دهد. متهم درباره خودش هر چه بگوید همان مدرک قضایی می شود. اگر به ارتداد خود اعتراف کند سخن او را می پذیرند و اگر ارتداد منسوب به خودش را انکار نماید و اظهار اسلام کند باز هم سخنش را می پذیرند.حضرت امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله در این باره چنین می فرماید:« ارتداد با دو چیز ثابت می شود: اول این که خود شخص دو بار اقرار به ارتداد خود بکند. دوم این که دو نفر مرد عادل به مرتد شدن او گواهی دهند. اما گواهی زنان در هیچ مورد ارتداد را ثابت نمی کند، چه فردی شهادت بدهند و چه جمعی و چه در کنار یک مرد دیگر. » (2)« در این که به مرتد شدن کسی حکم داده شود چند شرط در متهم لازم است: بلوغ، عقل، اختیار، قصد و لذا ارتداد در مورد بچه، مجنون، مجبور، صدق نمی کند. همان طور که درباره ی کسی که سهواً یا از روی غفلت و یا بدون قصد و یا با شوخی و یا در حال اغما کلمه ی کفرآور و یا عمل کفرآوری را مرتکب شود ارتداد صدق نمی کند ( به مسلمان بودن او حکم داده می شود ) چنان که اگر در حال خشم و غضب باشد حکمش همین است.اگر از کسی چیزی که موجب ارتداد است، صادر شود و او ادعا کند که مجبورش کرده اند و یا قصد نداشته و همین طوری از زبانش پریده، با وجود احتمال، این ادعا را از او قبول می کنند و اگر با بیّنه و دلیل ثابت شود که از کسی عمل موجب ارتداد صادر شده و او ادعای اکراه و اجبار و یا عدم قصد کند، حرفش پذیرفته است. » (3)
پ) مجازات و توبه ی مرتدینکیفر و مجازاتی که اسلام برای مرتد فطری و ملی قایل شده متفاوت است.۱) مرتد فطری. اگر مرد باشد احکام و مجازات های زیر درباره ی او اجرا و اعمال می شود.« زنش بدون طلاق از او جدا می شود ( بر او حرام می شود ) و از هنگام ارتداد شوهر عده وفات نگاه می دارد و سپس اگر خواست با کسی دیگر ازدواج می کند.دیگر این که اموال مرد مرتد بین وراث شرعی او تقسیم می شود. در این قسمت منتظر مرگ او نمی شوند. در همان دوره ی حیات و زندگی اش تقسیم می کنند. البته بعد از پرداخت قرض ها و دیون او ( و خود مرتد اعدام می شود. ) توبه ی مرتد فطری در تصاحب دوباره ی اموال و زنش تأثیری ندارد و پذیرفته نیست. توبه ی او باطناً قبول است ( عذاب آخرت از او برداشته می شود ).و نیز در برخی موارد توبه مرتد فطری ظاهراً نیز قبول است مانند قبولی عبادات، پاکی و طهارت بدن و تملک اموال جدید از راه های شرعی مانند تجارت، حیازت و ارث، و نیز می تواند با زن مسلمان ازدواج نماید. با زن قبلی خودش نیز می تواند دوباره عقد نکاح ببندد و ازدواج کند. » (4)این ها مجازات مرتد فطری مرد است. چنان که ملاحظه کردید اسلام او را به عنوان یک « میت و مرده » تلقی می کند و احکام مردگان را نسبت به اموال و همسر او جاری می سازد.ظاهر سخنان فقیه بزرگ حضرت امام خمینی این است که اگر مرتد فطری مرد توبه کند مجازات اعدام او نیز ساقط می شود اما برخی از فقهای متقدم مانند علامه ی حلّی به « اعدام فی الحال » مرتد فطریِ مرد فتوا داده و گفته اند: در این مورد توبه اش قبول نمی باشد. (۵)سخن امام براساس عرف و سیره ی جاری عقلا استوار می باشد.برخی از فقهای متقدم مانند اسکافی و صاحب مسالک نیز بر همین قول می باشند.صاحب مسالک در مورد مدارک مورد استناد نظریه ی مقابل چنین گفته است:« … عموم ادله معتبره فقهی دلالت بر قبول توبه دارند، و تخصیص دادن عموم و مقید ساختن مطلقات این ادله با روایت عمار خاکی از اشکال نیست، و روایت علی بن جعفر نیز صراحت در تفصیل و تفریق ندارد. » (6)از عامه و اهل سنت نیز همین قول نقل شده است. چنان که « طلیحه بن خویلد اسدی » یکی از مرتدین معروف صدر اسلام بعد از ارتداد و قیام علیه مسلمانان شکست خورد و پس از مدت زمانی توبه کرد و در جنگ نهاوند یکی از فرماندهان ارتش مسلمانان بود و کشته شد. (۷)اما مجازات زنی که مرتد فطری باشد به این صورت است:« اموالش در ملکیت خودش باقی می ماند و به ورثه اش منتقل نمی شود مگر با فرا رسیدن مرگش ( زن مرتد به جرم ارتداد اعدام نمی شود. ) و از شوهرش جدا می گردد بدون عده در صورتی که با هم همبستر نشده و دخول صورت نگرفته باشد. اگر دخول صورت گرفته باشد از زمان ارتداد عده ی طلاق نگاه می دارد. اگر در وسط عده ی طلاق زن توبه کند بدون نیاز به عقد مجدد زنِ شوهر قبلی خودش می شود. » (8)بنابراین، زن مرتد هیچ گاه اعدام نمی شود بلکه زندانی می گردد.۲) مرتد ملی. با مرتد ملی به این صورت رفتار می شود.« با ارتداد اموالشان به وراثشان منتقل نمی شود. چه زن و چه مرد باشند. زن و مرد مرتد از هم جدا می شوند و در صورت توبه قبل از انقضای مدت عده دوباره همدیگر را تصاحب می کنند. در صورت توبه بعد از مدت عده ی معموله دیگر زن و شوهر هم نیستند. » (9)مرتد ملی در صورت توبه اعدام نمی شود. و این مسأله میان فقها مورد اتفاق است و کسی در آن اختلاف نکرده است.
ت) نگاهی به آیات ارتداد در قرآندر قرآن مجید و کتاب های اخبار و احادیث، آیات و روایات زیادی درباره ی مرتد و ارتداد وارد شده است که آشنایی با آن ها در فهم و درک این پدیده تأثیری عمیق و بنیادی دارد. و اینک برخی از آن ها را مرور می کنیم:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لاَ یَخَافُونَ لَوْمَهَ لاَئِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ‌؛ (۱۰)اى مؤمنان! هر کس از شما از دین خود « مرتد » شود به زودی خدا قومی را که ( بسیار ) دوست دارد و آن ها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و به کافران سرافرازند به نصرت اسلام برمی انگیزد که در راه خدا جهاد کنند و در راه دین از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند، این است فضل خدا، هر که را بخواهد عطا کند و خدا را رحمت وسیع نامنتهاست و به احوال هر که استحقاق آن را دارد داناست. »« … وَ لاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کَافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ أُولئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ (۱۱)( ای مؤمنان! ) کفار می خواهند پیوسته با شما بجنگند ( تا شما را خسته ساخته ) و از دینتان برگردانند هر چه بتوانند، و هر کس از شما مرتد شود و از دین خود باز گردد و در آن حال بمیرد، کافر مرده است و تمام اعمالش به هدر رفته در دنیا و در آخرت نیز از اصحاب همیشگی جهنم خواهند بود. »« إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلَى لَهُمْ‌ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ‌ ، فَکَیْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلاَئِکَهُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبَارَهُمْ‌، ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَ کَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ‌؛ (۱۲)آنان که بعد از ایمان و هدایتشان مرتد شدند و به کفر برگشتند شیطان کفر را در نظرشان جلوه داده و با آرزوهای دور و دراز فریبشان داد.این ارتداد به علت آن بود که این مرتدین، پنهانی به دشمنان قرآن و بدخواهان اسلام گفتند: ما تا بتوانیم در برخی امور و مواضع با شما ( علیه محمد صل الله علیه و آله ) مشترک شده و اطاعت خواهیم کرد. ( اینان توطئه کردند ) در حالی که خدا به اسرار آنان آگاه است. پس آن که فرشتگان جانشان را می ستانند و بر چهره و پشت آنان تازیانه می زنند چه سخت خواهد بود این به خاطر آن است که آن ها از آن چه خدا را به خشم آورده پیروی کردند. و رضای خدا را تحصیل نکردند و کردارشان باطل شد. »« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقاً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ یَرُدُّوکُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ کَافِرِینَ؛ (۱۳)ای مؤمنان! اگر اطاعت از بسیاری اهل کتاب و کفار و پیرو مذاهب دیگر بکنید ( و رهبری آنان را بپذیرید ) شما را بعد از ایمانتان از دین برگردانده و مرتد خواهند کرد. »« وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ؛ (۱۴)و محمد صل الله علیه و آله نیست مگر پیامبری از طرف خدا که پیش از او نیز پیامبرانی بودند اگر او نیز به مرگ و یا قتل و شهادت در گذشت باز شما به دین جاهلیت خود باز خواهید گشت ؟پس هر که « مرتدّ » شود به خدا ضرری نخواهد رسانید، خود را به زیان انداخته و هر کس شکر نعمت گذارد و در اسلام پایدار بماند البته که خداوند جزای نیک به آن سپاسگزاران خواهد داد. »این آیه ها چنان که ملاحظه کردید ارتداد را از جنبه های مختلف مورد بحث قرار داده اند. و تعمق در آن ها مسائل زیادی را روشن می کند.
ث) پاسخ به یک شبههدر رابطه با بحث ارتداد و کیفرهایی که دین مقدس اسلام برای آن قایل شده کوته اندیشان و یا دشمنان عدالت و حقیقت ممکن است با مطرح ساختن یک سؤال، شبهه ای در اذهان ایجاد کنند و از آن در تبلیغات ضد اسلامی خود بهره برداری نمایند.آن شبهه ای که ممکن است به صورت یک سؤال مطرح شود به این صورت می باشد:مگر ادعا این نیست که اسلام دین آزادی عقیده و مرام است و اجباری در گزینش عقیده نیست، پس چرا چنین کیفرها و مجازات های سنگینی برای ارتداد قایل شده است ؟پاسخ این شبهه بی مورد این است زیرا با این که اسلام و قرآن اجبار و اکراه در عقیده را نفی کرده است. و خداوند در قرآن مجید فرموده:« لا اِکراهَ فی الدّین » (15) ولیکن مسأله ارتداد با گزینش آزاد عقیده فرق می کند.به عبارت دیگر، در فقه اسلام ما یک « شاک » در حال تفحص و جستجوی حقیقت داریم و یک مرتد و معاند، و این دو با هم تفاوت اساسی دارند.« شاک » آن کسی است که نمی خواهد به طور موروثی عقیده ای را باور کند و دینی را بپسندد، درباره ی آن چه که پدر و مادر و محیط خانواده و یا اجتماع درباره ی خدا و اسلام به او تلقین کرده اند تردید و دودلی دارد که مبادا این عین حقیقت نباشد ؟ و لذا به شک می افتد و برای کشف واقع و حقیقت دست به مطالعه و تلاش و تفحص می زند.این شک و این کار از نظر اسلام مذموم و ناپسند نیست بلکه مورد تمجید نیز هست، چرا که در قرآن، ملل پیشین به خاطر تقلید از آبا و اجدادشان در مورد دین و مذهب مورد نکوهش قرار گرفته اند.حتی از بیت المال مسلمانان باید امکانات مطالعاتیِ « شاک در حال تفحص » فراهم شود. چون ریشه ی این شک در معرفت و صداقت قرار گرفته است. شک گذرگاه بسیار خوب ولی توقف گاه بسیار زشت و ناپسندی است.اما مسأله ارتداد یک مسأله خدعه و خیانت عقیدتی است و منشأ آن عناد و یا نفاق است.سرنوشت کسی که به طور مادرزادی بی دست به دنیا می آید با سرنوشت کسی که در اثر بیماری خطرناک و سرایت کننده ای باید دستش قطع شود تفاوت دارد. ارتداد یک فرد مسلمان و مسلمان زاده همان بیماری عفونی لاعلاج و خطرناکی است که در پیکر یک امت پیدا می شود و حیات آن را تهدید می کند و لذا این عضو فاسد باید بریده شود.مرتد معاندی است که به عنوان ستون پنجم دشمن اسلام و مسلمانان در درون امت رخنه داشته و از موقعیت طبیعی و فطریش سوء استفاده کرده است.ارتداد خارج شدن از قالب و الگوی فطرت است و به همین دلیل واژه ی « مرتد فطری » برای آن انتخاب شده و لذا کیفر مرتد فطری ( مسلمان زاده ) از مرتد ملی افزون تر است و آیا جزای خروج از مسیر و قالب فطرت چیزی جز هلاکت و نابودی می تواند باشد و این همان چیزی است که در قوانین کیفری اسلام تبلور یافته است.کیفرهای ارتداد در اسلام، قوانین بسیار بجایی در جهت حفظ بشر از سقوط به حضیض پستی و خدعه خیانت است و این قوانین در جهت اصالت دادن به انسان و تعهدات آرمانی اوست. انسان متعهد نباید عهد خود را بشکند، آن هم عهدی که با خدا بسته شده است. چنان که تمام قوانین کیفری اسلام دارای چنین هدفی هستند. به عنوان مثال گفته می شود: چرا دست انسان دزد را به خاطر سرقت پانصد یا هزار تومان پول می برند، این نفی ارزش انسان است ؟اما واقعیت این است که دست دزد را به خاطر پانصد یا هزار تومان قطع نمی کنند، بلکه به خاطر سلب امنیت از اجتماع انسانی دست او را می برند؛ یعنی دست در جهت زنده ساختن ارزش های انسانی بریده می شود.علل عینی و واقعی این مطلب که ارتداد همیشه ماهیت خدعه گرانه و جنگ طلبانه دارد و در محور مسائل و پست های اجتماعی دور می زند و مسأله گزینش عقیده نیست، همانا وقایع و حوادث صدر اسلام است.بعد از پیامبر اسلام اکثر قبایل عرب تحت تأثیر سران گمراه و جاه طلب و بت پرست خود مرتد شدند و رهبری این مرتدین را مدعیان دروغین پیامبری برعهده داشتند. آنان اولین گامشان بعد از پیامبر حمله به مدینه و دیگر مراکز اسلام بود. در جنگ هایی که مرتدین، آتش افروز و یک طرف آن بودند پنجاه یا شصت هزار نفر از مردم کشته شدند که در تاریخ عرب بی سابقه است.معروف ترین سران آن ها « عبهله بن کعب » معروف به « اسود غسی » در یمن و مسیلمه ی کذّاب در حضر موت و طلیحه بن خویلد اسدی در میان بنی اسد و … بودند این جنگ ها و مشابه آن ها در قرون و اعصار بعدی نشانگر ماهیت ستم پیشه ارتداد است و ضرورت مقابله ی قاطع با آن را می رسانند. (۱۶)نمونه زنده ی دیگری که بیانگر ماهیت ضد صداقت و غیر معرفتی پدیده ی شوم « ارتداد » می باشد، کشتارهای بی رحمانه و ترورهای ضد انسانی و به اصطلاح خودشان « انقلابی! » است که مرتدین مارکسیست ایران در دوران شاه معدوم به نام « تغییر ایدئولوژی » در مورد مسلمانان ارتداد ناپذیر انجام دادند.آری، آنان به جای ترور سران ساواک، مسلمانان ضد شاه و ضد آمریکا و نماز شب خوان و یکتاپرست را به رگبار گلوله ها می بستند، این است ماهیت ننگین ارتداد.
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ تحریر الوسیله، ج۲، ص ۳۶۶٫۲٫ همان، ص ۴۹۶٫۳٫ همان، ص ۴۹۵٫۴٫ همان، ص ۳۶۷٫۵٫ تبصره المتعلمین، ص ۱۷۹٫۶٫ جواهر الکلام، ج۴۱، ص ۶۰۸٫۷٫ محمد احمد باشمیل، حروب الرده، ص ۸۸ و ۱۰۶٫۸٫ تحریر الوسیله، ج۲، ص ۳۶۷٫۹٫ همان.۱۰٫ مائده (۵) آیه ی ۵۴٫۱۱٫ بقره (۲) آیه ی ۲۱۷٫۱۲٫ محمد (۴۷) آیه ی ۲۵-۲۸٫۱۳٫ آل عمران (۳) آیه ۱۰۰٫۱۴٫ همان، آیه ی ۱۴۴٫۱۵٫ بقره (۲) آیه ی ۲۵۶٫۱۶٫ ر.ک: حروب الردهمنبع مقاله :شکوری، ابوالفضل؛ (۱۳۷۷)، فقه سیاسی اسلام، قم: مؤسسه بوستان کتاب، چاپ دوم
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.