تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


هر انسانی که معتقد به عالم قیامت باشد، علاقه وافر دارد که بداند قبل از پایان عمر دنیا چه اتّفاق‌هایی رخ می‌دهد و روز رستاخیز چگونه برپا می‌شود؟ آیا یک تحوّل آرام و بی سر و صدا است؟ یا اینکه یک حادثه هولناک و عظیمی در جهان طبیعت به وقوع می‌پیوندد. آیا موضوعی مهم‌تر از واقعه قیامت در عالم وجود دارد؟!چون بحث ما در این کتاب، اثبات امر معاد ومسائل مربوط به آن از نظر قرآن و روایات است، به پیروی از این دو منبع اصیل اسلامی که مستندترین و قوی‌ترین دلیل بر اثبات هر مسأله است، که به شرح و ظهور علائم و نشانه‌های قیامت که به «اشراط السّاعه» تعبیر می‌شود تأکید فراوان نموده است، به طور خلاصه اشاره می‌گردد. ناگفته نماند از مجموع آیات و روایات بسیاری که از طریق شیعه و سنی درباره اشراط و علائم قیامـت، وارد شده است به دست می‌آید که؛ جهان امروز ما، به طور کلّی ویران و دگرگون می‌شود. و پس از آن، جهانی نو و آسمان و زمینی تازه بر ویرانه‌های آن بنا می‌گردد و زندگی تازه انسان‌ها در آن جهانِ نو بنا می‌شود. البتّه این ویران شدن جهان به معنای فنا و نابودی آن نیست؛ بلکه به معنای در هم کوبیده شدن و جمع و جور شدن آن است، به تعبیر دیگر، شکل جهان به هم می‌خورد؛ امّا مواد آن نابود نمی‌شود. این حقیقتی است که از تعبیرات گوناگون در آیات معاد به ویژه بازآفرینی انسان از استخوان پوسیده و خروج او از قبر به خوبی دریافت می‌شود. ([۱])
در هم ریخته شدن عالم از حادثه‌ای عظیم خبر می‌دهد. چنین حوادث هولناکی نشانه وقوع قیامت و به پایان رسیدن دنیا است. زمان اتّفاق افتادن این حادثه عظیم چندان دور نیست. به هوش باشیم و فرصت را غنیمت بشماریم. {اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ}([۲]) زمان با سرعت تمام در حال گذر است و عمر جهان و انسان رو به پایان می‌رود. خدایی که بر همه عالم اِشراف کامل دارد و از جایگاه برتر و بالاتر ناظر امور است، به خوبی شاهد گذران سریع عمر جهان است و پایان خط آن را می‌بیند و به انسان‌ها هشدار می‌دهد که از خواب گران بیدار شوید! امّا انسان‌ها در حالی که سرمایه عمرشان در حال تمام شدن است، هم‌چنان به بازیگری مشغول‌اند و از برباد رفتن سرمایه‌شان غافل. ([۳])
بنابراین، اوّل باید واژه «اشراط الساعهًْ» را دانست که در چه معنایی استعمال می‌شود. ابن منظور می‌گوید: (شَرَط به فتح راء) به معنای علامت و جمع آن، اَشراط است و اشراط الساعه نشانه‌های آن می‌باشد. امّا شَرط بر وزن (صبر) به چیزی می‌گویند که وجود شیء به آن بستگی داشته باشد و جمع آن شروط و شرایط می‌باشد. ([۴])
 
قسمت اوّل: رخدادهای پیش از قیامت
رخدادهایی پیش از وقوع قیامت و قبل از به هم خوردن نظام آفرینش، رخ می‌دهد و این در حالی است که انسان‌ها در روی زمین زندگی می‌کنند، و مقداری از عمر جهان کم و یا زیاد باقی مانده باشد، کلمهٔ اشراط غالباً به این قسم رخدادها استعمال می‌شود. حالا در این بحث به بیان این قسم از اشراط السّاعهًْ می‌پردازیم، که فعلاً مورد نظر ما است که هم در قرآن و هم در روایات مطرح شده است. نخست به بررسی علائم و نشانه‌های مختلف که در قرآن وارد شده است می‌پردازیم.
ضمناً بعد از ذکر هر آیه روایاتی را که مربوط به آن آیه است، یادآور می‌شویم.
۱. {فَهَلْ ینظُرُونَ إِلَّا السَّاعَهَ أَن تَأْتِیهُم بَغْتَهً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنی لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِکرَیهُم}. ([۵])آیا (آنان در ایمان آوردن) منتظر چیزی جز قیامت می‌باشند، که ناگهان فرا برسد (تا آنگاه ایمان بیاورند) بگو علامت و نشانه‌های آن تحقّق یافته است، کجا سود می‌بخشد ایمان آنان آنگاه که قیامت فرا رسد.
آیه مورد بحث بدون آنکه مصداق آن را بیان کند، اشاره مبهم به مسئله (اشراط السّاعهًْ) دارد، از این آیه دانسته می‌شود که برخی از علائم قیامت تحقّق یافته است. امّا آن علامت تحقق یافته چیست؟ از این آیه چیزی دانسته نمی‌شود ولی برخی از مفسّران در ذیل این آیه مبارکه حدیثی ازپیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) را نقل کرده و گفته‌اند که مراد از تحقّق علامت و نشانه قیامت، بعثت رسول مکرّم اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) است. زیرا پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) خودش فرموده است:
إِنَّمَا بُعِثْتُ أنَا وَالسَّاعَهُ کهَاتَینِ ثُمَّ ضَمَّ السَّبَّابه والوُسطی. ([۶])بعثت من و قیامت مانند این دو انگشت، در کنار هم است اشاره به دو انگشت مبارکش کرد، انگشت (سبابه) را با انگشت وسط در کنار یکدیگر قرار داد. (یعنی فاصله، میان بعثت من و برپائی قیامت نیست. پیامبر بزرگوار اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) پیامبر آخر الزّمان است.)
بعضی گفته‌اند مراد از اشراط در آیه فوق دو نیمه شدن ماه توسّط پیامبر است. {اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انشَقَّ الْقَمَر}. ([۷])قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت!
۲. {حَتی إِذَا فُتِحَتْ یأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُم مِّن کلّ‌ِ حَدَبٍ ینسِلُونَ وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِی شَاخِصَهٌ أَبْصَرُ الَّذِینَ کفَرُواْ یاوَیلَنَا قَدْ کنَّا فی غَفْلَهٍ مِّنْ هَاذَا بَلْ کنَّا ظَلِمِینَ}. ([۸])تا آن زمان که «یأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند و آن‌ها از هر محلّ مرتفعی بسرعت عبور می‌کنند. و وعده حقّ [قیامت] نزدیک می‌شود در آن هنگام چشم‌های کافران از وحشت از حرکت بازمی‌ماند (می‌گویند:) ای وای بر ما که از این (جریان) در غفلت بودیم بلکه ما ستمکار بودیم!
در این آیات سخن از گشوده و باز شدن سد یأجوج و مأجوج مطرح شده و اینکه آنان به عمل پیشین خود مبادرت می‌کنند، و از بلندی‌ها سرازیر می‌شوند، و به فساد و تباهی‌گری قبلی خود ادامه می‌دهند، با دقّت به این مطلب این نتیجه به دست می‌آید که این حادثه از قسم علامات اوّل روز قیامت است.
۳. {فَارْتَقِبْ یوْمَ تَأْتی السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِینٍ یغْشی النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِیمٌ رَّبَّنَا اکشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ أَنی لَهُمُ الذِّکرَی وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُّبِینٌ ثُمَ تَوَلَّوْاْ عَنْهُ وَقَالُواْ مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ إِنَّا کاَشِفُواْ الْعَذَابِ قَلِیلاً إِنَّکمْ عَائدُونَ}. ([۹])پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد… که همه مردم را فرامی‌گیرد این عذاب دردناکی است! (می‌گویند:) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. چگونه: و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر (با معجزات و منطق روشن) به سراغشان آمد! سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!» ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید!
مفسران دربارهٔ این آیهٔ مبارکه اقوال مختلفی دارند ما آن تفسیری را که هم موافق ظاهر آیه و هم مطابق اخبار متعددی است که در منابع تفسیر شیعه و سنّی آمده است، می‌آوریم و آن این است که: آیه اشاره دارد به یکی از نشانه‌های نزدیک شدن قیامت که مربوط به اشراط و علامت قیامت از قسم نخست خواهد بود؛ یعنی پیش از آنکه رستاخیز بر پا شود، آسمان را دود فرا می‌گیرد، و مردم دست به دعا بلند می‌کنند، و درخواست برطرف شدن آن را می‌نمایند، خطاب می‌آید که شما به گفتار پیامبر ما توجّه نکردید، و او را به دیوانگی یا آموزش داده شدهٔ از جانب غیر خدا، متهم کردید، ما عذاب را کمی از شما بر طرف می‌کنیم، باز شما به اعمال زشت خود باز می‌گردید، مؤید این احتمال آیه بعد است که می‌فرماید:
{یوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَهَ الْکبْرَی إِنَّا مُنتَقِمُون}. ([۱۰])(ما از آن‌ها انتقام می‌گیریم) در آن روز که آن‌ها را با قدرت خواهیم گرفت آری ما انتقام گیرنده‌ایم.
مسلّماً این روز (دوّم) روز رستاخیز است، به نشانه اینکه آنرا کبری توصیف نموده است. در این صورت تناسب ایجاب می‌کند که حوادث قبلی مربوط به پیش از رستاخیز باشد، که آن روز از اشراط باشد که مردم در آن روز نیز از عذاب الاهی عبرت نمی‌گیرند و روز دوّم مربوط به خود قیامت.
از پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که آن حضرت فرمود: چهار چیز از نشانه‌های نزدیک شدن قیامت است: اوّل ظهور دجّال، و دیگری نزول عیسی، و سوّم آتشی است که از قعر سرزمین عدن بر می‌خیزد و چهارم دخان (دود) است.
یکی از اصحاب سؤال می‌کند، دخان چیست؟ پیغمبر (صل الله علیه و آله و سلم) آیه فوق را تلاوت فرمود: {فَارْتَقِبْ یوْمَ تَأْتی السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِینٍ} و سپس افزود:یملأ ما بین المشرق والمغرب یمکث اربعین یوما ولیله امّا المؤمن فیصیب منه کهیئه الزکمه وامّا الکافر بمنزله یخرج من منخریه واذنیه ودبره!دودی است که بین مشرق و مغرب را پر می‌کند، و چهل شبانه روز باقی می‌ماند، امّا مؤمن حالتی شبیه به زکام به او دست می‌دهد، و کافر همچون مستان خواهد بود، و دود از بینی و گوش‌ها و پشت او بیرون می‌آید ([۱۱]).
۴. {وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّهً مِّنَ الأَرْضِ تُکلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کاَنُواْ بِایاتِنَا لَا یوقِنُونَ}. ([۱۲])و هنگامی که فرمان عذاب آن‌ها رسد (و در آستانه رستاخیز قرار گیرند)، جنبنده‌ای را از زمین برای آن‌ها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند (و می‌گوید) که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند.
مسأله (دابّهًْ الأرض) یک مسأله پر پیچ خم و پر رمز و راز است که ابهامات بسیاری اطراف آن را فراگرفته است.
علّامه طباطبایی در تفسیر «دابّهًْ الأرض» می‌نویسد: این جمله بیان کننده یکی از آیات خارق العاده است. سپس می‌افزاید: در قرآن، آیه‌ای نیافتم که بتواند این آیه را تفسیر کند و روشن کند که مراد از تکلّم این دابّه چیست و صفات آن چگونه است و چطور از زمین خارج می‌شود و به مردم چه می‌گوید. سیاق آیه بهترین گواه است بر این که می‌خواسته به اجمال و به نحو سر بسته از آن بگذرد؛ در نتیجه معنای آیه چنین می‌شود که وقتی کار مردم به آن‌جا رسید که به آیات مشهوده ارضی و سماوی ایمان نیاوردند و زمینه ایمان از طریق تفکّر و اندیشه و عبرت گرفتن از بین رفت، وقت آن فرا می‌رسد که آیات خارق العاده‌ای را که به آن‌ها وعده داده بودیم، نشان داده تا آن که به ناچار اعتراف به حق کنند. «پس از زمین جنبده‌ای خارج می‌کنیم که با آن‌ها سخن بگوید». ([13])
شیعه معتقد است در قرآن، توضیحی در این باره وجود ندارد و باید در احادیث جست‌وجو کرد. در حدیث پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) دابهًْ الأرض، به امیرالمؤمنین (علیه السلام) تفسیر شده است. در همین رابطه، روایتی است از علی ابن ابراهیم مهزیار که از امام زمان (عج) سؤال می‌کند:
مَتَی یا ابْنَ رَسُولِ الله؟؛ این امر در چه زمانی اتّفاق می‌افتد؟ فَقَالَ (علیه السلام) : إذا حیل بینکم وبین سبیل الکعبه … تَخْرُجُ دَابَّهُ الْأَرْضِ مِنْ بَینِ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهِ وَ مَعَهُ عَصَا مُوسَی وَ خَاتَمُ سُلَیمَانَ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَی الْمَحْشَر. ([۱۴])آن حضرت (علیه السلام) فرمود: هنگامی که میان شما و کعبه مانعی قرار گیرد … از میان صفا و مروه جنبنده زمین بیرون می‌آید و عصای موسی و انگشتر سلیمان با اوست، و مردم را به سوی محشر می‌کشاند.پس خروج دابّهًْ الارض از نشانه‌های قیامت است.
۵. {وَیوْمَ نَحْشُرُ مِن کلّ‌ِ أُمَّهٍ فَوْجًا مِّمَّن یکذِّبُ بِایاتِنَا فَهُمْ یوزَعُونَ}. ([۱۵])(به خاطر آور) روزی را که ما از هر امّتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‌کردند محشور می‌کنیم و آن‌ها را نگه می‌داریم تا به یکدیگر ملحق شوند!
از آیه مبارکه استفاده می‌شود این حشر زنده شدن، مخصوص عدّه‌ای است و غیر از حشر و زنده شدن عمومی در روز قیامت می‌باشد. زیرا در آن روز همه مردم محشور می‌شوند. چنانچه می‌فرماید: {یوْمَ نُسَیرُ الْجِبالَ وَتَرَی الأَرْضَ بارِزَهً وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً}. ([۱۶])روزی را (به یاد آور) که کوه‌ها را به حرکت در آوردیم و زمین را آشکار (و مسطح) می‌بینی و همه آنان (انسان‌ها) را برمی‌انگیزیم و احدی از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد.در آیه دیگری، درباره حشر قیامت آمده است:
{وَ یوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمیعاً}. ([۱۷])بیاد بیاور روزی را که همه آنان را محشور می‌کنیم.
مرحوم شیخ مفید، شیخ طوسی و طبرسی هر کدام استدلال کرده‌اند بر اینکه آیه دلالت بر رجعت در آخر الزّمان دارد. در تفسیر المیزان و تفسیر نمونه نیز در ذیل آیه فوق می‌نویسد: این حشر مربوط به همین دنیا در آستانه قیامت است، نه حشر در قیامت. چون حشر در قیامت همگانی است و احدی را جا نمی‌گذارد. در هر حال درباره این آیه و نیز آیه قبل بحث مفصّلی در کتاب «رجعت در عصر ظهور» صورت گرفته است. کسانی که بخواهند پیرامون این دو آیه و هم چنین روایاتی که در این زمینه وارد شده، به صورت گسترده بررسی کنند، چنانچه به این کتاب رجوع نمایند به این نتیجه خواهند رسید که در این دو آیه، دو علامت و نشانه از علائم رستاخیز از قسم اوّل بیان شده است. اوّل: علامت قیامت، خروج دابّهًْ است که از زمین بیرون می‌آید و با مردم سخن می‌گوید: دوّم: از زنده شدن گروهی از هر امّت سخن می‌گوید که گروه خاصّی را یادآور می‌گردد که این روز همان عصر رجعت است.
۶. {وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَهِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیم}. ([۱۸])و او [مسیح] سبب آگاهی بر روز قیامت است. (زیرا نزول عیسی گواه نزدیکی رستاخیز است) هرگز در آن تردید نکنید و از من پیروی کنید که این راه مستقیم است!
آنگاه که پیامبر گرامی مشرکان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: {إِنَّکمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ حَصَبُ جَهَنَّم}. ([۱۹])شماها و آنچه آن‌ها را می‌پرستید هیزم دوزخ خواهند بود.
مشرکان اعتراض نموده و گفتند: در این صورت تکلیف حضرت مسیح چیست؟ زیرا او هم مورد پرستش اقوام نصاری است، قرآن در پاسخ آنان ضمن آیاتی مطالبی را یاد آور می‌شود که یکی از آن‌ها همین آیه مورد بحث ما است و آن این که مسیح واجد چیزی از الوهیت، نیست، وجود او یکی از عوامل آگاهی از فرا رسیدن رستاخیز است.
البتّه قرائت مشهور در آیه «علم» بر وزن «حلم» است یعنی مایه آگاهی، در حالی که برخی آن را (علم) بر وزن «سلف» قرائت نموده‌اند که به معنی نشانه و علامت است یعنی وجود مسیح علامت تحقّق رستاخیز می‌باشد. ولی اکنون باید دید وجود مسیح در چه زمانی از نشانه‌های رستاخیز است آیا در آن روز که از مادر متولّد شد، یا در روز دیگر؟
در این مورد محدثان شیعه و سنّی می‌گویند پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: «کیفانتم إذا نزل فیکم ابن مریم و إمامکم منکم»([20]) چگونه خواهید بود وقتی حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) نازل شود و امام شما (حضرت صاحب الامر (عج) ) از شما باشد. در این زمینه روایت دیگری وجود دارد که حضرت مسیح در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) فرود می‌آید، و در همین شرایط است که وجود او از علائم آخرت می‌باشد. در تفسیر آیه قول دیگری نیز هست. که می‌گوید: وجود حضرت عیسی (علیه السلام) خود حادثه خارق العاده و یک نوع معجزه بود، و همچنین زنده کردن مردگان که یکی از معجزات او به شمار می‌رفت، از دلائل امکان قیامت است زیرا قیامت جز یک معجزه بزرگ که در آن مردگان زنده می‌شوند، چیز دیگری نیست و با مشاهده معجزه وجود مسیح، و کارهای خارق العاده او، نباید درباره رستاخیز شک و تردید کرد، در این صورت معنی آیه این است که مجموع زندگانی مسیح یکی از دلائل ممکن بودن رستاخیز می‌باشد چرا درباره آن شک و تردید می‌کنید؟ و اگر بنا است در مورد حضرت مسیح بیندیشید، او را از این جهت مورد مطالعه قرار دهید نه از آن نظر که او معبود و خدا بود؟
مؤید این تفسیر جمله «فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا» است که شک نکردن در قیامت را متفرع بر وجود حضرت مسیح نموده است هر چند این جمله با تفسیر نخست نیز چندان مخالفت ندارد زیرا اگر وجود عیسی در ظرفی، از علائم قیامت باشد، با دیدن علامت، نباید درباره معاد شک کرد. ([۲۱]) ناگفته نماند درباره علائم و نشانه‌های قیامت روایات زیادی از شیعه و سنّی وارد شده است. از آن‌جا که بررسی همه این روایات نیاز به بحث گسترده‌ای دارد، ما در این جا به طور فشرده به چند روایت دیگر که علائم رستاخیز را یادآور شده‌اند، اکتفا می‌کنیم:
الف) حُذِیفهِ بنِ اَسید قالَ: کانَ النّبی (صل الله علیه و آله و سلم) فی غُرفَه وَنحنُ اَسفَل مِنهُ فَاطَّلَعَ اِلَینَا فَقَالَ ما تَذکُرونَ؟ قُلنا: السَّاعَهَ، َقَالَ إنَّ السَّاعَهُ لایتَکَوَّنُ حَتَّی تَکونَ عَشْرُ آیاتٍ: خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَخَسْفٌ بِالْمَغْرِبِ وَخَسْفٌ فی جَزِیرَهِ الْعَرَبِ، وَالدُّخَانُ وَالدَّجَّالُ وَدَابَّهُ الأَرْضِ وَیأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مغرب‌ها وَنَارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْره عَدَن تَرحَل النَّاسَ… وَنُزولُ عیسی بن مَریمُ اَو ریحٌ تُلقِی النّاسَ فی البَحر. ([۲۲])
حذیفه بن اسید می‌گوید: ما و گروهی از اصحاب پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) سرگرم گفتگو بودیم، پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) از موضوع مورد گفتگوی ما سؤال کرد، گفتیم: درباره قیامت سخن می‌گوییم، رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: قیامت برپا نمی‌شود مگر آن که ده آیه و نشانه از حوادث غیر طبیعی رخ دهد: فرورفتگی در زمین، در ناحیه مشرق، پدیدار می‌گردد. شکافی در ناحیه مغرب زمین نمودار می‌شود. در جزیرهًْ العرب نیز در زمین شکافی پدید می‌آید. دودی در آسمان پدیدار می‌گردد. دجّال ظاهر می‌شود. جنبنده‌ای از زمین بیرون می‌آید. یأجوج و مأجوج بر مردم هجوم می‌آورند. خورشید از سمت مغرب طلوع می‌کند. آتش از ناحیه عدن نمودار می‌گردد. عیسی بن مریم^ باز می‌گردد، یا بادی که مردم را به دریا پرت می‌کند.
در این روایت یکی از اشراط ده گانه، نزول حضرت عیسی (علیه السلام) ذکر شده که از نشانه‌های قیامت دانسته شده است، جابر بن عبد الله می‌گوید: سمعتُ رسول الله (صل الله علیه و آله و سلم) یقول: ینزل عیسی بن مریم فیقول أمیرهم: تعال صلّ بنا. فیقول: لا. إنّ بعضکم علی بعضٍ أمراء تکرمهً من الله لهذه الأُمّه. ([۲۳])
از نشانه‌های قیامت نزول حضرت عیسی (علیه السلام) است. در آن هنگام سالار آنان می‌گوید: بیا برای ما نماز بگذار تا به تو اقتدا کنیم. حضرت عیسی (علیه السلام) نمی‌پذیرد و می‌گوید خداوند متعال از باب گرامیداشت این امّت (آخر الزمان) برخی از شما (حضرت مهدی «عج») را بر دیگران بزرگ و سالار قرار داده است.
ب) ابْنُ فَضَّالٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَهَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ قَالَ: رَسُولُ اللهِ (صل الله علیه و آله و سلم) عَشْرٌ قَبْلَ السَّاعَهِ لَا بُدَّ مِنْهَا السُّفْیانِی وَالدَّجَّالُ وَالدُّخَانُ وَالدَّابَّهُ وَخُرُوجُ الْقَائِمِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مغرب‌ها وَنُزُولُ عِیسَی (علیه السلام) وَ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَخَسْفٌ بِجَزِیرَهِ الْعَرَبِ وَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنٍ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَی الْمَحْشَرِ. ([۲۴])از عامر بن واثله، از امیرمؤمنان (علیه السلام) نقل شده که پیامبر فرمود: ده چیز پیش از قیامت حتماً واقع می‌شود: خروج سفیانی، دجّال، دود (آسمانی)، جنبنده، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول حضرت عیسی (علیه السلام) و شکافی در مشرق، و شکافی در جزیرهًْ العرب و آتشی از ناحیه عدن، مردم را به طرف محشر سوق می‌دهد.
در این مورد، روایات زیادی وجود دارد اما چون بنای این کتاب حتی‌الامکان اختصار است ما از ذکر همه آن‌ها صرف نظر نمودیم، و به ذکر دو روایت ـ به عنوان «اشراط السّاعهًْ» درباره اخلاق و رفتار مردم قبل از رستاخیز و اینکه مردم در آن زمان از برنامه‌های دینی فاصله می‌گیرند، ـ این قسمت را خاتمه می‌دهیم که ذیلاً اشاره می‌شود:
۱. قال (صل الله علیه و آله و سلم) : إن من أشراط الساعه أن یرفع العلم ویظهر الجهل ویشرب الخمر ویفشو الزّنا. ([۲۵])پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) فرمودند: از نشانه‌های قیامت برچیده شدن علم، آشکار شدن جهل، شراب‌خواری و زناکاری فراوان است.
۲. از مشروح‌ترین و جامع‌ترین روایاتی که نشانه‌های قیامت را به گونه‌ای گسترده بیان کرده است ـ که در افکار و رفتار انسان‌ها چگونه تحوّلاتی پدید می‌آید ـ روایت عبدالله بن عباس است که از رسول مکرّم اسلام نقل نموده است:عَنْ عَبْدِاللهِ‌بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ حَجَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ (صل الله علیه و آله و سلم) حَجَّهَ الْوَدَاعِ فَأَخَذَ بَابَ الْکعْبَهِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَینَا بِوَجْهِهِ فَقَالَ: أَلَا أُخْبِرُکمْ بِأَشْرَاطِ السَّاعَهِ وَکانَ أَدْنَی النَّاسِ مِنْهُ یوْمَئِذٍ سَلْمَانُ رَضِی اللهُ عَنْهُ فَقَالَ بَلَی یا رَسُولَ اللهِ فَقَالَ إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ الْقِیامَهِ إِضَاعَهَ الصَّلَاهِ وَاتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ وَالْمَیلَ مَعَ الْأَهْوَاءِ وَتَعْظِیمَ الْمَالِ وَبَیعَ الدِّینِ بِالدُّنْیا فَعِنْدَهَا یذَابُ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ وَجَوْفُهُ [فِی جَوْفِهِ] کمَا یذُوبُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ مِمَّا یرَی مِنَ الْمُنْکرِ فَلَا یسْتَطِیعُ أَنْ یغَیرَهُ.عبد الله بن عباس می‌گوید: ما با پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) در آخرین حج پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) همراه بودیم. حضرت حلقه در کعبه را گرفت و رو به ما کرده، فرمود: آیا شما را از نشانه‌های قیامت آگاه سازم؟ سلمان که در آن هنگام از همه به پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) نزدیک‌تر بود عرض کرد: آری ای پیامبر خدا. پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: از نشانه‌های قیامت ضایع سازی نماز، پیروی از خواسته‌های نفسانی، میل به هواپرستی، گرامی داشتن ثروتمندان، فروختن دین به دنیاست. در این هنگام است که قلب مؤمن در درونش آب می‌شود، چنان که نمک در آب، از این همه زشتی‌ها که می‌بیند و بر تغییر آن توانایی ندارد.
قَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَکائِنٌ یا رَسُولَ اللهِ قَالَ‌ای وَالَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ یا سَلْمَانُ إِنَّ عِنْدَهَا أُمَرَاءَ جَوَرَهً وَوُزَرَاءَ فَسَقَهً وَ عُرَفَاءَ ظَلَمَهً وَ أُمَنَاءَ خَوَنَهً.سلمان عرض کرد: آیا چنین امری واقع می‌شود ای پیامبر خدا؟! فرمود: آری سوگند به آن کس که جانم به دست اوست ای سلمان. در آن زمان زمامدارانی ستمگر و وزرای فاسق، کارشناسانی ستمگر و امنایی خائن بر مردم حکومت می‌کنند.
سلمان پرسید: آیا چنین چیزی واقع خواهد شد ای رسول خدا؟! فرمود: آری سوگند به آن کسی که جانم در دست اوست ای سلمان، در آن هنگام زشتی‌ها زیبا و زیبایی‌ها زشت می‌شود. امانت به خیانت‌کار سپرده می‌شود و امانت‌دار خیانت می‌کند. دروغگو را تصدیق می‌کنند و راستگو را تکذیب.سلمان پرسید: آیا چنین چیزی واقع خواهد شد ای رسول خدا؟! فرمود: آری سوگند به کسی که جانم در دست او است ای سلمان.فَعِندَها تَکون إِمَارَهُ النِّسَاءِ وَ مُشَاوَرَهُ الْإِمَاءِ وَ قُعُودُ الصِّبْیانِ عَلَی الْمَنَابِرِ… .آن روز حکومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود. کودکان بر منبرها می‌نشینند.
و دروغ، ظرافت، زکات، غرامت و بیت المال، غنیمت شمرده می‌شود. مردم به پدر و مادر بدی می‌کنند و به دوستان نیکی و ستاره دنباله دار در آسمان ظاهر می‌شود. سلمان گفت: آیا این امر واقع می‌شود ای رسول خدا؟! فرمود: آری سوگند به کسی که جانم در دست اوست ای سلمان. در آن زمان زن با شوهرش شریک تجارت می‌شود. باران کم می‌بارد. صاحبان کَرم، خسیس و تهی دستان حقیر شمرده می‌شوند. در آن هنگام بازارها به هم نزدیک می‌گردد. یکی می‌گوید: چیزی نفروختم، دیگری می‌گوید: سودی نبردم و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگار می‌گشایند.
سلمان گفت: آیا این امر واقع خواهد شد ای رسول خدا؟! فرمود: آری سوگند به کسی که جانم در دست اوست ای سلمان. در آن زمان اقوامی به حکومت می‌رسند که اگر مردم سخن بگویند آنان را می‌کشند و اگر سکوت کنند همه چیزشان را مباح می‌شمرند. اموال آنان را غارت می‌کنند. احترامشان را پایمال می‌سازند. خون‌هایشان را می‌ریزند. دل‌ها را پر از عداوت و وحشت می‌کنند و همه مردم را ترسان و مرعوب می‌بینی.
سلمان گفت: آیا این امر واقع می‌شود ای پیامبر خدا؟! فرمود: آری قسم به آن کسی که جانم در دست اوست ای سلمان. در آن هنگام چیزی از مشرق و چیزی از مغرب می‌آورند و امّت من رنگ به رنگ (متلوّن) می‌گردند. در آن روز وای بر ضعیفان امّت از آنان و وای بر آنان از عذاب الاهی. نه بر صغیر ترحم می‌کنند و نه به کبیر احترام می‌گذارند و نه گنه‌کاری را می‌بخشند. بدن‌هایشان همچون آدمیان است، ولی دل‌هایشان دل‌های شیاطین.
سلمان گفت: آیا این چنین خواهد شد ای رسول خدا؟! فرمود: آری، سوگند به آن کس که جانم در دست اوست ای سلمان. در آن زمان مردان به مردان قناعت می‌کنند و زنان به زنان و بر سر پسران به رقابت برمی‌خیزند، آن سان که برای دختران در خانواده‌هایشان. مردان خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان می‌کنند. زنان بر زین سوار می‌شوند. لعنت خدا بر آنان باد.سلمان عرض کرد: آیا این امر واقع می‌شود ای رسول خدا؟! فرمود: آری قسم به کسی که جانم در دست اوست».یا سَلْمَانُ إِنَّ عِنْدَهَا تُزَخْرَفُ الْمَسَاجِدُ کمَا تُزَخْرَفُ الْبِیعُ وَالْکنَائِسُ وَیحَلَّی الْمَصَاحِفُ وَتَطُولُ الْمَنَارَاتُ وَتَکثُرُ الصُّفُوفُ بِقُلُوبٍ مُتَبَاغِضَهٍ وَ أَلْسُنٍ مُخْتَلِفَهٍ.ای سلمان. در آن زمان به تزیین مساجد می‌پردازند؛ چنان که یهود و نصارا معابد را تزیین می‌کنند. قرآن‌ها را می‌آرایند. مناره‌های مساجد طولانی و صفوف نمازگزاران فراوان، امّا دل‌ها دشمن یکدیگر و زبان‌ها مختلف است.
سلمان گفت: آیا این امر واقع می‌شود ای پیامبر خدا؟! فرمود: آری سوگند به کسی که جانم در دست اوست، ای سلمان. در آن هنگام پسران امّت و مردان آنان با طلا زینت می‌کنند و لباس‌های ابریشمین و دیباج می‌پوشند و از پوست‌های پلنگ برای خود لباس تهیه می‌کنند.سلمان عرض کرد: آیا این امر واقع شدنی است ای رسول خدا؟! فرمود: آری سوگند به آن کس که جانم در قبضه قدرت اوست ای سلمان. در آن هنگام ربا آشکار می‌گردد. معاملات با غیبت و رشوه انجام می‌پذیرد و دین را فرو می‌نهند و دنیا را بالا می‌برند.
سلمان گفت: آیا این امر شدنی است یا رسول الله؟! فرمود: آری سوگند به کسی که جانم به دست اوست. ای سلمان. در آن هنگام طلاق فزونی می‌گیرد وحدّی برای خدا اجرا نمی‌شود، امّا با این حال به خدا زیان نمی‌رسانند. سلمان گفت: آیا این چنین خواهد شد ای پیامبر خدا؟! فرمود: آری سوگند به آن کسی که جانم در دست اوست، در آن هنگام زنان خواننده و آلات لهو و نوازندگی آشکار می‌شود و اشرار امّتم به دنبال آن می‌روند.
سلمان گفت: آیا این چنین می‌شود ای پیامبر خدا؟! فرمود: آری سوگند به آن کسی که جانم در دست اوست».یا سَلْمَانُ وَعِنْدَهَا تَحُجُّ أَغْنِیاءُ أُمَّتِی لِلنُّزْهَهِ وَتَحُجُّ أَوْسَاطُهَا لِلتِّجَارَهِ وَتَحُجُّ فُقَرَاؤُهُمْ لِلرِّیاءِ وَالسُّمْعَهِ فَعِنْدَهَا یکونُ أَقْوَامٌ یتَعَلَّمُونَ الْقُرْآنَ لِغَیرِ اللهِ وَیتَّخِذُونَهُ مَزَامِیرَ وَیکونُ أَقْوَامٌ یتَفَقَّهُونَ لِغَیرِ اللهِ وَیکثُرُ اوّلادُ الزِّنَا وَیتَغَنَّوْنَ بِالْقُرْآنِ وَیتَهَافَتُونَ بِالدُّنْیا.ای سلمان. در آن هنگام ثروتمندان امّتم برای تفریح به حج می‌روند و طبقه متوسّط برای تجارت و فقرای آنان برای ریا و تظاهر. در آن زمان گروه‌هایی پیدا می‌شوند که قرآن را برای غیرخدا فرا می‌گیرند و با آن همچون آلات لهو رفتار می‌کنند و اقوامی بر سر کار می‌آیند که برای غیر خدا علم دین را فرا می‌گیرند. فرزندان نامشروع فراوان می‌شود. قرآن را به صورت غنا می‌خوانند و برای دنیا بر یکدیگر سبقت می‌گیرند.
سلمان عرض کرد: آیا این امر واقع می‌شود ای پیامبر خدا؟! فرمود: آری سوگند به کسی که جانم به دست اوست ای سلمان. این در زمانی است که پرده‌های حرمت دریده می‌شود، بدان بر نیکان مسلّط، دروغ زیاد، لجاجت آشکار، فقر فزونی یافته و مردم با انواع لباس‌ها با یکدیگر فخر می‌فروشند. باران‌های بی موقع می‌بارد. قمار و آلات موسیقی را جالب می‌شمرند و امر به معروف و نهی از منکر را زشت می‌دانند. مؤمن در آن زمان از همه امّت خوارتر است. قاریان قرآن و عبادت کنندگان پیوسته به یکدیگر بدگویی می‌کنند، پس آنان را در ملکوت آسمان‌ها افرادی پلید و آلوده می‌خوانند. سلمان عرض کرد: آیا این امر واقع می‌شود ای رسول خدا؟! فرمود: آری سوگند به آن کس که جانم به دست اوست ای سلمان. در آن زمان ثروتمند رحمی به فقیر نمی‌کند، تا آن‌جا که نیازمندی در میان جمعیت بر می‌خیزد و اظهار نیاز می‌کند و هیچ کس چیزی در دست او نمی‌نهد.
سلمان گفت: آیا این امر شدنی است ای رسول خدا؟! فرمود: آری سوگند به کسی که جانم به دست اوست ای سلمان. در آن هنگام «روبیضه» سخن می‌گوید. سلمان عرض کرد: پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا «روبیضه» چیست؟ فرمود: کسی درباره محروم سخن می‌گوید که هرگز سخن نمی‌گفت.در این هنگام طولی نمی‌کشد که فریادی از زمین بر می‌خیزد، آن چنان که هر گروهی می‌پندارد این فریاد در منطقه اوست. باز مدّتی که خدا می‌خواهد به همان حال می‌مانند سپس در این مدت زمین را می‌شکافند و زمین پاره‌های دل خود را بیرون می‌افکند و منظورم طلا و نقره‌ای به درد نمی‌خورد. این است معنای سخن پروردگار: (فقد جاء أشراطها)». ([26])
منابع
[۱]) تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۵۱۲.[۲]) قمر/۱.[۳]) انبیاء/۲ و ۳.[۴]) لسان العرب، ج ۸، ص ۳۲۹، ماده شرط.
[۵]) محمّد/ ۱۸.[۶]) این حدیث را بسیاری از مفسرین شیعه و سنّی با مختصر اختلاف نقل کرده‌اند. مانند: مجمع البیان، تفسیر قرطبی، فی ظلال القرآن،. روح البیان و باقی تفاسیر.[۷]) قمر/ ۱. [۸]) انبیاء/ ۹۶ ـ ۹۷.[۹]) دخان/۱۰ ـ ۱۵.[۱۰]) دخان/ ۱۶.[۱۱]) تفسیر درّ المنثور ج ۶ ص ۲۹.[۱۲]) نمل/ ۸۲.[۱۳]) المیزان، ج ۱۵، ص ۳۹۶. [۱۴]) غیبت شیخ طوسی، ص ۲۶۶.[۱۵]) نمل/ ۸۳.[۱۶]) کهف/ ۴۷.[۱۷]) أنعام/ ۲۲.[۱۸]) زخرف/ ۶۱.[۱۹]) انبیاء/ ۹۸.[۲۰]) بحار الأنوار، ج ۱۴، ص ۳۴۴؛ صحیح مسلم، ج ۱، ص ۹۴.[۲۱]) این قول در تفسیر المیزان مورد قبول واقع شده است. ج ۱۸، ص ۱۲۵.[۲۲]) صحیح مسلم، ج ۸، ص ۱۷۹. این روایت را مرحوم صدوق نیز در خصال نقل نموده، ولی نشانه دهم را ذکر نکرده است. در بحار الانوار، ج ۶؛ ص ۳۰۳ نیز به نقل از خصال، آن را روایت کرده است.[۲۳]) نور الثقلین، ج ۴، ص ۶۱۱.[۲۴]) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۹.[۲۵]) نور الثّقلین، ج ۵، ص ۳۷؛ روضهًْ الواعظین، ج ۲، ص ۴۸۵.[۲۶]) تفسیر نور الثّقلین، ج ۵، ص ۳۵؛ بحار الانوار، ج ۶، ص ۳۰۵.

برگرفته از کتاب “برزخ و معاد نهایی” نوشته ی محمد عظیم محسنی دایکندیاختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

 
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها