صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > جغرافیای جهان اسلام > جغرافیای شیعه > عراق > رابطه شیعه و سنی در منطقه در پرتو تحولات پس از ۱۱ سپتامبر
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


با وقوع انقلاب اسلامی شیعی در ایران، خودآگاهی به هویت سنی در میان عرب‌ها افزایش یافت و این امر در جلوگیری از گسترش انقلاب اسلامی ایران بسیار کارساز بود. به دلیل بدبینی‌های تاریخی میان ایرانیان و عرب‌ها، بسیاری از عرب‌ها انقلاب اسلامی را دنباله تاریخی خیزش شیعیان بر خلیفه‌های اموی و عباسی می‌دانند. (به همین دلیل، بسیاری از رهبران کشورهای اسلامی از جمله صدام در عراق، ژنرال ضیاءالحق در پاکستان و ملک فهد به خیزش شیعیان به سختی واکنش نشان داده و حتی اقدام به سرکوب آن‌ها کردند). پس از رخدادهای ۱۱ سپتامبر و فروپاشی طالبان، فشار بر شیعیان به ویژه در افغانستان و همچنین پاکستان کاهش یافت و در عراق نیز با فروپاشی صدام زمینه برای قدرت گرفتن شیعیان فراهم شد.
تنش‌های کنونی میان شیعیان و سنی‌ها، ریشه در این رقابت‌های تاریخی و نیز نیرو گرفتن دوباره شیعیان در منطقه دارد. اصلی‌ترین پشتیبان تهاجم سنی‌ها به شیعیان، وهابیان و شبکه ترور وهابی‌ها در پاکستان و افغانستان هستند که از پشتیبانی عربستان برخوردارند. یکی از هدف‌های بنیادی وهابی‌ها، پیکار با نیرو گرفتن شیعیان است. (که از ستیز با غرب و آمریکا به عنوان پوششی برای پنهان کردن آن بهره می‌گیرند) همچنین از مهم‌ترین هدف‌های عربستان در پشتیبانی از وهابیان، برقراری موازنه منطقه ای با ایران، به ویژه در خلیج فارس است. این کشور از دهه ۱۹۸۰ این سیاست را دنبال می‌کند. از همین رو، دور از ذهن است که سنی‌ها در برابر تغییر موازنه قدرت در عراق به سود شیعیان بی تفاوت باشند.[۱]
کوشش سنی‌ها در دو دهه گذشته معطوف به این بوده است که مانع از برهم خوردن توازن قوا به سود شیعیان شوند. اما حمله آمریکا به عراق و براندازی صدام و به قدرت رسیدن بیشترینه شیعه در پرتو دموکراسی مورد پشتیبانی آمریکا، این برداشت را در میان عرب‌ها پدید آورد که عراق دیگر یک کشور شیعی است. حضور مؤثر شیعیان در حکومت موقت و دائم و نیز قدرت روزافزون آیت الله سیستانی، نگرانی سنی‌ها را از قدرت گرفتن شیعیان دو چندان کرده است. سنی‌ها به خوبی واقف‌اند که قدرت گرفتن شیعیان در عراق می‌تواند موازنه قوا را در سراسر منطقه و به ویژه خلیج فارس به سود شیعیان دگرگون سازد و این یعنی سست شدن رفاه ناشی از سلطه سنی‌ها بر فروش نفت و نیز برابر بودن فرهنگ اسلامی با فرهنگ سنی.
از سوی دیگر، اهمیت حرکت شیعیان عراق در این است که حرکت آن‌ها محدود به عراق نخواهد بود، بلکه فراتر از مرزهای این کشور از لبنان گرفته تا پاکستان نیز بازتاب خواهد یافت. تغییر موازنه قوا به نفع شیعیان به مراتب بیشتر از تشکیل یک حکومت میانه رو در بغداد بر معادلات منطقه ای تأثیر خواهد گذاشت و همین مایه نگرانی بسیاری از کشورهای محافظه کار عرب در منطقه شده است.[۲]
بحث هلال شیعه نیز که نخستین بار از سوی عبدالله دوم، پادشاه اردن، مطرح شد، در همین راستا قابل بررسی است. به باور حمید احمدی، «هلال شیعه، به لحاظ فیزیکی و معنوی وجود دارد؛ در ۲۰ – ۳۰ سال گذشته به خاطر انقلاب ایران گروه‌های شیعه در کشورهایی همچون افغانستان، پاکستان، کشورهای حوزه خلیج فارس و سپس تا لبنان و عراق، واقعیت پیدا کرده و هویت تازهای یافتند. شیعیان گروه‌هایی هستند که همبستگی خاصی با هم دارند؛ شیعیان به لحاظ مذهبی با هم همبستگی دارند ولی نه به لحاظ سیاسی و نظامی، و به نظر می‌رسد این یک چیز ذهنی است یا هدف سیاسی دارند یا برداشتی دارند که این ممکن است در آینده به یک خطر سیاسی تبدیل شود و بیشتر این نگرانی‌ها و واکنش‌ها از نفوذ ایران و قدرت بیشتر ایران در منطقه است.»[۳]
رقابت شیعیان و سنی‌ها در کشورهای گوناگون منطقه موضوع تازهای نیست، اما رخدادهای اخیر منطقه به آن اهمیت ویژهای داده است. بی گمان، افزایش ستیزه جویی در میان گروه‌های سنی در افزایش فرقه گرایی بی تأثیر نبوده است. شیعه ستیزی در میان گروه‌های ستیزه جوی سنی تنها ابزاری برای بی ثبات کردن عراق و تضعیف آمریکا نیست، بلکه ریشه در باور این گروه‌ها نیز دارد که حتی شیعیان را کافر دانسته و مسلمان نمی‌دانند. همچنین، حمله آمریکا به افغانستان و به ویژه عراق، این برداشت را در میان عرب‌ها بسیار تقویت کرد که ایرانیان شیعه با همکاری پنهانی آمریکا در پی ضربه زدن به عرب‌ها و سنی‌ها هستند. این رخداد به همراه رخدادهای دیگر باعث شد شیعه ستیزی در میان سنی‌ها به اندازه آمریکا ستیزی اهمیت پیدا کند. در اصل برداشت رایج میان سنی‌ها و گروه‌های افراطی سنی این است که یک هم پیمانی نانوشته میان آمریکا و شیعیان برای تضعیف سنی‌ها پدید آمده است و لذا رویارویی با هر دو سوی این همپیمانی از اهمیت یکسانی برخوردار است و عراق در این مورد اهمیتی ویژه دارد و به همین دلیل است که تروریست‌های سنی از افغانستان به عراق رفته‌اند. از دید آنان قدرت گرفتن کرزای سنی در افغانستان آن اندازه خطرناک نیست که قدرت گرفتن شیعیان در عراق.
این باور به اندازهای در میان سنی‌های تندرو پذیرفته شده است که در روز انفجار بمب در آرامگاه امام حسین ع در کربلا، یکی از روحانیان وهابی کویت در سایت اینترنتی خود با بت پرست خواندن شیعیان، آنان را متهم کرد محور شرارتی میان واشنگتن، تل آویو و نجف تشکیل داده‌اند تا نفت خلیج فارس را تصاحب کرده و سنی‌ها را از حقوق خود محروم کنند.[۴]
از دیدگاه مصری‌ها و سعودی‌ها، موازنه قوای شیعه- سنی در عراق می‌تواند موازنه قوای آن دو را در سراسر منطقه به شدت تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، عرب‌ها می‌دانند آمریکا در توطئه خود برای تجزیه جهان عرب می‌تواند از شیعیان عراق استفاده کند، لذا نبردگاه عراق برای سنی‌ها از اهمیت حیاتی برخوردار است.
پی نوشت ها:
[۱]-Vali Nasr, op. cit. همچنین: “گفت و گوی نگارنده با اسدالله اطهری”، تهران، مرکز مطالعات استراتژیک خاور میانه، ۲۵/ ۵/ ۱۳۸۵.[۲]-Ibid. همچنین: پیر محمد ملازهی، “بازی پیچیده قدرت در عراق”، ایران دیپلماتیک، به نقل از: www.did.ir.[۳]- “گفت و گوی نگارنده با حمید احمدی”، تهران، مرکز مطالعات استراتژیک خاور میانه، ۱/ ۶/ ۱۳۸۵. همچنین: “گفت و گو با اسدالله اطهری”، پیشین. و همچنین بنگرید به: پپه اسکوبار، “شبح شیعه بر خاورمیانه”، آسیا تایمز، به نقل از: www.shiastudies.com. و پپه اسکوبار، “هلال شیعه در خاورمیانه”، میدل ایست، به نقل از: www.shiastudies.com.[۴]- Vali Nasr, op. cit.
 
برگرفته از کتاب “شیعیان عراق” نوشته ی علی نادری دوست
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها