صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > جغرافیای جهان اسلام > جغرافیای شیعه > عراق > تحولات عراق و کشورهای همسایه (بحرین،عربستان،سوریه)
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


سنی‌ها برای ۱۵۰۰ سال بر سرزمینی که اکنون عراق نام دارد فرمانروایی و مدیریت می‌کردند. فرمانروایی خلفای عباسی به مرکزیت بغداد بود و کارگزارن، فرمانداران و مدیران حکومتی به گونه ای مؤثر از منطقه سنی نشین عراق مرکزی گزینش می‌شدند. اگر چه آنان در عراق کمترینه اند، اما در جهان عرب (اسلام) بیشترینه اند. این امر به گسترش پیوندهای نیرومند ملی گرایی عرب میان بغداد و دیگر پایتخت‌های عربی منطقه انجامید، و در چشمان همسایگان منطقه ای مشروعیت و اعتبار بی رقیبی به سلطه سنی‌ها در عراق بخشید.[۱]
در عراق پس از صدام – که شیعه در حال تحکیم جایگاه سیاسی خود هستند – ترس و نگرانی‌های رژیم‌های سنی منطقه خلیج فارس به واقعیت می‌پیوندند، به ویژه اگر عراق به یک دولت شیعه تبدیل شود، از تأثیر این دومینو در دیگر کشورهای خاورمیانه به سختی می‌توان جلوگیری کرد.
در این راستا، کوشش‌های شیخ زائد (رهبر امارات) در میانه سال ۲۰۰۳ برای ارتقا و بهبود برخی اشکال رهبری سیاسی سنی با پشتیبانی از عدنان پاچه چی – سیاست مدار ۹۰ ساله سنی – یا پشتیبانی اردن از رهبر سلطنت طلبان، شریف علی بن حسین، نمایانگر نبود سازمان سیاسی در میان سنی‌های عراق و ترس کشورهای عربی از این موضوع است.[۲]
در واقع، در میان کشورهای منطقه، شمار اندکی از آن‌ها به یک عراق نیرومند و مردم سالار خوش آمد خواهند گفت. برای بسیاری از این کشورها، شکل آرمانی برای عراق، رژیمی ضعیف، و مهار شده همچون رژیم صدام بوده و هست. عراق توسط کشورهایی احاطه شده است که در شکست آزمون دموکراسی در عراق ذی نفع هستند (شاید به جز کویت). به طور دقیق ایران، سوریه و عربستان سعودی، هر کدام به دلایل خاص خود، از پیروزی ایالات متحده در عراق شادمان نخواهند شد.[۳]
از سویی دیگر، قدرت گرفتن شیعیان در عراق و افزایش اهمیت آن‌ها پیامدهای ژیوپلیتیکی مهمی در جهان عرب و بیرون از آن بر جای خواهد گذاشت. اکنون شیعیان بسیاری از کشورهای دیگر منتظر قدرت گرفتن شیعیان عراق هستند تا خواستار آزادی‌های مدنی و نمایندگی دموکراتیک هرچه بیشتر شوند.[۴]
عراق، بیش از یک دهه تقریباً در انزوا به سر برده و مراوده چندانی با همسایگان خود نداشته است. این کشور، پس از تحمل چندین دهه حکومت خودکامه و بیش از ۱۰ سال انزوای منطقه ای اکنون در اختیار بازیگران سیاسی تازه ای قرار گرفته است که از همکاری منطقه ای و ایفای نقش فعال در این نقطه از جهان سخن به میان می‌آورند. تحولات داخلی عراق و وضعیت هر یک از سه گروه عمده قومی – مذهبی عراق یعنی شیعیان، کردها و سنی‌های عرب می‌تواند تأثیر فراوانی در کشورهای همسایه و حتی کشورهای دوردست برجای بگذارد.
همسایگان عراق با آمیزهای از نگرانی، خشم و فرصتی مغتنم تحولات این کشور را با جدیت دنبال می‌کنند. علت توجه کشورهای همسایه به عراق قابل درک است چون بسیاری از حوادثی که در این کشور جریان دارد، در کشورهای همجوار آن که خود با مسائل مهمی همچون هویت، قومیت، مشروعیت، بنیادگرایی و دیگر مسائل مرتبط با دین، دست و پنجه نرم می‌کنند، نیز وجود دارد. ملیگرایی کردها در عراق، چشم همه کردهای ساکن در این منطقه را به خود دوخته است.
مرکز تشیع جهان، شهر مقدس نجف است. اسلام گرایان سنی در خارج از عراق نیز می‌توانند با گروه‌های جهادی سنی در داخل عراق به آرمان مشترکی دست یابند. ترک‌ها، خود را با ترکمن‌های عراق خویشاوند می‌دانند و خود را در برابر آن‌ها مسئول قلمداد می‌کنند. احساسات ضد آمریکایی ساکنان شهر فلوجه، احساسات ضد آمریکایی ملی گرایان در سراسر جهان عرب را برانگیخته است و در این میان، کردها و شیعیان عراق، در مواقعی ابزار دست ایران در ایجاد بیثباتی در عراق بوده‌اند.
زمانی که شیعیان جنوب عراق سرنگونی رژیم صدام را جشن گرفتند، شیعیان کشورهای همسایه نیز در این جشن‌ها به شیعیان عراق پیوستند. در میان کشورهای همسایه عراق، هستند کشورهایی که از شکلگیری حکومتی مردمسالار و کثرتگرا در عراق شادمان نخواهند شد.[۵] افزون بر این، کامیابی یا ناکامی آمریکا در عراق، بازتابهای مهمی در کشورهای همسایه این کشور که اغلب سیاستی انتقاد آمیز و دشوار با واشنگتن دارند، پیدا خواهد کرد. گر چه تحولات آینده عراق پیامدهای متفاوتی در کشورهای همسایه آن خواهد داشت؛ بی گمان، هیچ یک از این کشورها به اندازه عناصر و محافل ایران و اسرائیل به آینده عراق چشم ندوخته‌اند و سرانجام تنها اسرائیل است که از موفقیت آمریکا در عراق شادمان خواهد شد.[۶] بررسی پیامدهای تحولات عراق بر کشورهای همسایه، حومهی و منطقهای به طور جداگانه، به روشن تر شدن این موضوع کمک می‌کند:
 
 بحرین
نخستین دولتی که از تحولات عراق متأثر خواهد شد، بحرین است. شیعیان بحرین ۰٫۶۶۷ جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، اما همانند عراق پیش از ۲۰۰۳، سنی‌ها آن‌ها را از دسترسی به قدرت محروم کرده‌اند. اصلاحات سالهای گذشته برخی آزادی‌ها را افزایش داده ولی هنوز شیعیان فاقد قدرت واقعی هستند. تبدیل شدن شیعیان به یک نیروی سیاسی مهم در عراق، باعث خواهد شد تا شیعیان از روش مسالمت آمیز گذشته خود تا حدی عدول کرده و تنش را در این جزیره افزایش دهند. به باور توبی جونز، کارشناس مسائل خاور میانه در گروه بین المللی بحران[۷]، اوضاع کنونی بحرین متزلزل است و اگر با اصلاحات فوری، در این وضع تغییری ایجاد نشود، خشونت به این کشور باز خواهد گشت. در بهترین حالت، این تحول موجب خواهد شد تا رژیم اصلاحات بیشتر را در دستور کار خود قرار دهد.[۸] با این وجود و با در نظر گرفتن سرسختی شیعیان بحرین در دستیابی به خواسته‌های خود و پشتیبانی نیروی تاثیرگزار شیعیان عراق از یک سو، و رویکرد نوین و جدیت ایالات متحده در پشتیبانی از مردم سالاری در منطقه از سوی دیگر، بعید به نظر می‌رسد در آینده طبقه حاکم بحرین همچنان قدرت خود را حفظ کنند.
 عربستان
عربستان، از نزدیک جریان امور را در عراق دنبال می‌کند. نظام سیاسی این کشور همسایه جنوبی عراق پادشاهی است و از نظر دینی نیز – همچنان که در گفتار نخست آمد- بیشترینه جمعیت آن سنی مذهب و پیرو وهابیت هستند و کمترینهای از جمعیت عربستان را نیز شیعیان تشکیل می‌دهند. یکی از دغدغه‌های سیاسی همیشگی مسئولان این کشور نوع حاکمیت سیاسی سلطنتی است. در سالهای اخیر با توجه به فشارهایی که وارد می‌شود، تعدیلاتی در این زمینه در نوع نگاه و جایگاه مردم در نظام سیاسی ایجاد شده است ولی این امر چندان مورد رضایت ناراضیان سیاسی نیست و چالش‌هایی در داخل و خارج کشور در مورد نظام سیاسی به ویژه پس از مطرح شدن طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا پدیدار شده است.از سوی دیگر، کمترینه شیعه عربستان، نگرانی بیشتری را برای حاکمان این کشور بر می‌انگیزد. شیعیان عربستان تنها ۱۰- ۵ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. اما وهابیان حاکم، شیعیان را کافر دانسته و اعمال تبعیض بر آن‌ها را روا و مشروع می‌دانند و این روند سالهاست که ادامه دارد. پس از براندازی صدام، روا داری حکومت عربستان بیشتر شده است و نخبگان سعودی کوشیده‌اند، آزادی‌های فرهنگی و دینی بیشتری را به این شیعیان اعطا کنند. در این راستا، شاه عبدالله، پادشاه عربستان، دستور ایجاد «مرکز گفت و گوی ملی» را صادر کرد و شاه زاده بندر بن سلمان آل سعود، مشاور پادشاه عربستان، خواسته‌های شیعیان این کشور را همانند خواسته‌های دیگر شهروندان این کشور دانست و بر گفت و گوی آزادانه تاکید کرد.[۹]
با این حال، نخستین تاثیرها و پیامدهای تحولات عراق بر نظام سیاسی و شیعیان عربستان را می‌توان در سخنان «بیان جبر سولاق» وزیر کشور دولت ابراهیم جعفری دید. سولاق، خواهان مردم سالاری و آزادی در همه کشورهای عربی شده و ریاض را به برخورد نادرست با کمترینه شیعه متهم کرد و تاکید کرد عربستانی‌ها باید در درجه نخست نظام مردم سالاری و آزادی بیان را در کشورشان ایجاد کنند و مشکلات شیعیان عربستانی را که همانند شهروندان درجه ۲ با آن‌ها برخورد می‌شود، حل کنند.[۱۰] این سخنان نشان گر خواست و اراده رهبران نوین عراق در پشتیبانی از حقوق شیعیان به ویژه در کشورهای همسایه و خلیج فارس است.
همچنین، روابط خانوادگی شیعیان بحرین با شیعیان منطقه حسا (کرانه خلیج فارس) عربستان به نگرانی ریاض دامن میزند و باعث می‌شود تا تحولات در یکی از دو کشور، دیگری را تحت تأثیر قرار دهد که رژیم سعودی مجبور است یا تبعیض‌های اعمال شده بر شیعیان را کاهش دهد و یا به درگیری‌های شدید امنیتی در بخشهای شیعه نشین تن در دهد.[۱۱]
در مجموع، عربستان، با قدرت گرفتن شیعیان عراقی، از یک ‌سو نگران حرکت شیعیان در خاک خود است و از سوی دیگر، احتمال برپایی حکومتی در عراق، که شیعیان در آن نقشی مسلط داشته باشند ـ در کنار حکومت شیعی در ایران ـ خطری عمده برای عربستان با ایدئولوژی وهابی آن به‌شمار می‌آید. تا جایی که این امر (قدرت گرفتن شیعیان در عراق)، مشروعیت عربستان سنی را به عنوان رهبران دینی جهان عرب به شدت با چالش رو به رو کرده است.
شاهزاده سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان، ترس از تشکیل بلوک شیعه را این چنین در دیدار با کاندولیزا رایس، وزیر خارجه ایالات متحده به زبان می‌آورد: «آمریکا، عراق را در آغوش ایران افکنده و ایران در حال بلعیدن عراق است.»[۱۲]
با این وجود، شکست فزاینده مردم سالاری در عراق می‌تواند موقعیت عربستان را تقویت کند و افزون بر آن، آمریکا مناسبات خود با عربستان را برای تضمین تداوم صدور نفت این کشور تقویت کند. از سوی دیگر، تجزیه عراق بدترین سناریوی ممکن برای عربستان خواهد بود؛ سناریویی که القاعده و گروه‌های خشونت طلب جهادی بیش از همه از آن سود خواهند برد. تجزیه عراق به تضعیف هویت ملی کمرنگ سعودی منجر خواهد شد و اختلافات عمیق موجود در این کشور که تاکنون پنهان نگاه داشته شده است، ظاهر شده و موقعیت کمترینه وهابی به مخاطره خواهد افتاد.
 
 سوریه
سوریه، همسایه باختری عراق، فروپاشی حکومت صدام حسین را پایان ستیزه ای ایدئولوژیک میان حزب بعث سوریه و عراق می‌داند؛ اما در همان حال، سرنگونی سریع و آسان صدام حسین، زنگ خطر را برای رژیم سوریه – که به هیچ وجه برای چنین تحولی آمادگی نداشت – به صدا درآورد؛ چون دمشق از آن بیم داشت که پس از عراق، آمریکا توجه خود را به تغییر رژیم در سوریه معطوف کند. ادامه بیثباتی در عراق و ناتوانی آمریکا در برقراری امنیت در این کشور سبب شده است تا خطر اقدام نظامی آمریکا علیه سوریه کاهش پیدا کند. مرزهای طولانی با عراق، وجود کمترینه کرد در این کشور و ساختار قبیله ای حاکم بر سوریه سبب می‌شود تا تحولات عراق و در بدترین حالت، تجزیه این کشور، بیثباتی در سوریه را در پی داشته باشد.
در سوریه که کشوری سنی آیین است و در حالی که علوی‌ها جزو شیعیان ۱۲ امامی نیستند، کمترینه شیعه علوی بر بیشترینه سنی حکومت می‌کند. ایران به دلیل روابط استراتژیک با سوریه پس از انقلاب اسلامی، علوی‌ها را به عنوان شیعه پذیرفته است. با نگاه به روابط نزدیک دمشق و تهران، بعید نیست قدرت گرفتن شیعیان عراق، روابط گذشته را دوباره بهبود بخشد و نفوذ مشترک ایران و سوریه در عراق را افزایش دهد. در این راستا، سوریه، در صورت پیروزی شیعیان اصول‌گرا در عراق از چنین تحولی به جهت منافعی که برای دمشق می‌تواند دربر داشته باشد، چندان ناراضی نخواهد بود. دمشق در شرایط حاکم بر روابط کنونی منطقه، خود را در یک حصار محدود احساس می‌کند و پیروزی شیعیان در همسایگی این کشور می‌تواند روزنه‌ای برای سوریه در راه خارج شدن از این وضعیت باشد. پیروزی شیعیان در عراق با توجه به روابط نزدیک دمشق با تهران از این نظر نیز که موجب خواهد شد تا نگرش نسبی مشترکی بین سه طرف ایران، عراق و سوریه ایجاد شود نیز حائز اهمیت است.
از سوی دیگر، چنین حالتی در صورت وقوع با توجه به حضور حزب‌الله به‌عنوان یک گروه قدرتمند شیعه در لبنان ممکن است موجب نگرانی برخی کشورهای منطقه از تحولات آینده منطقه خاورمیانه باشد که امروز عبدالله دوم ، شاه اردن از آن به‌عنوان خطر شکل‌گیری هلال شیعی در منطقه نام می‌برد.[۱۳]از سوی دیگر، سوریه خواستار استقرار دولتی در بغداد است که در معادلات اعراب ـ اسرائیل به نفع آمریکا و اسرائیل و در جهت تضعیف جبهه عربی موضع گیری ننماید. از این رو، سوری‌ها بیش از حفظ صدام و رژیم بعث، به ساختار و جهت گیری دولت آینده عراق حساس بودند. این کشور همچنین، به‌رغم روابط مطلوب با کردهای عراق، به حضور کنترل شده آن‌ها در ساختار سیاسی جدید عراق معتقد است تا با کردهای خود دچار مسئله و مشکل بیشتری نشود.
به این ترتیب، سوریه نیز به تشکیل حکومت عربی محور در بغداد و جلوگیری از تجزیه آن علاقمند است. افزون بر آن، دمشق، خواهان استقرار دولتی در بغداد است که مزیت‌های اقتصادی پیشین را برای سوریه حفظ کند، شیعیان در آن نقش مسلطی نداشته باشند و اعضاء حزب بعث از دایره قدرت خارج نشوند.[۱۴]
 
پی نوشت ها:
[۱] – Liam Anderson and Gareth Stansfield, “The Future of Iraq: Dictatorship, Democracy, or Division?”, New York: Palgrave Macmillan, ۲۰۰۴, p. ۱۴۲.[۲] – Ibid, p. ۱۵۲.[۳] – Ibid, pp. ۲۰۷-۲۰۸٫[۴]- “گفت و گو با حمید احمدی و اسد الله اطهری”، پیشین.[۵]- بنیاد پادشاهی امور بین الملل، “عراق در حال گذار، گرداب یا تحول آفرین”، برگردان داوود حیدری، همشهری دیپلماتیک، آذر ۱۳۸۳، شماره ۳۱.[۶]- همان.[۷] -ICG[۸]- “شیعیان بحرین”، ماه نامه اخبار شیعیان، سال نخست، شماره ۱، آذر ماه ۱۳۸۴، ص ۲۶.- همچنین: “گفت و گو با حمید احمدی”، پیشین. و بنگرید به:- Graham Fuller, “Islamist Politics in Iraq After Saddam Hussein”,in: www.usip.org.[۹]- “شیعیان عربستان”، ماه نامه اخبار شیعیان، سال نخست، پیش شماره ۲، آبان ماه ۱۳۸۴، ص ۱۵.[۱۰]- همان، ص ۲۷.[۱۱] -Graham Fuller, op. cit.[۱۲]- محمد علی مهتدی، “عراق به کجا می‌رود”، همشهری دیپلماتیک، مهر ماه ۱۳۸۴، شماره ۶۹. و همچنین: “گفت و گو با حمید احمدی”، پیشین.[۱۳] -Graham Fuller, op. cit. و همچنین: احمد فراهانی، “انتخابات و تحقق حکومت شیعی در عراق؛ دیدگاه‌ها، سناریوها و نگرانی‌های منطقه ای”، www.did.ir .[۱۴]- موسسه ابرار معاصر تهران، “تأثیر استراتژی آمریکا و الزامات منافع ملی کشورهای همسایه و تأثیر آن بر جایگاه شیعیان در ساختار سیاسی عراق نوین (چالش‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها)”، www.did.ir.
 
 
برگرفته از کتاب “شیعیان عراق” نوشته ی علی نادری دوست
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها