تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


منافع ملی اصولاً به تصریح «ریمون آرون» به دلیل سیالیت فوق العاده موضوع، قابل تعریف نیست و از این رو شاید بهتر است آن را در قالب برخی دغدغه‌ها یا اهداف ماندگار درنظر گرفت. منافع ملی یک کشور صاحب تاریخ در واقعیت امر، با عبور از دالان تحولات گذشته و ایجابات ژیوپلیتیکی آن قابل فهم می‌شود. به طور کلی، منافع ملی نباید در لحظه تعریف شود و نیز نباید به موقعیت‌ها یا مزایای خاص تحویل و تقلیل یابد. منافع ملی‌گویی که می‌تواند این جا و آن جا مصادیقی بیابد اما در عین حال باید از مصادیق خود استقلال داشته باشد و هیچگاه به این یا آن ارزش، مفهوم و دستاورد منحصر نشود. بر این اساس، تصورات یا دغدغه‌های ماندگار برای سیاست خارجی ایران باید از تاریخ این سیاست خارجی اخذ شود. اما نکته بعدی مهم‌تر است. اگر بخواهیم تصوری مرکزی از دولت ایرانی و آنگاه بر اساس آن، تصوری مرکزی از سیاست خارجی این دولت در ذهن داشته باشیم، نخستین نکته‌ای که خود را می‌نمایاند آن است که این دولت اصولاً ناچار است دلایل رفتار خود را از خلال روندها در سطوح منطقه‌ای بجوید؛ این دولت همواره آماج حملات دولت‌ها و فرهنگ‌های کاملاً متمایزی بوده است که اغلب نیاتی غیر دوستانه داشته‌اند.
دولت ایرانی در همان حال که عمیقاً تنها است در همان حال به نحوی طنزآمیز، سیاست خارجی آن نه فحوایی ملی بلکه منطقه‌ای دارد؛ چیزی کاملاً برخلاف ملت ـ دولت‌های لیبرال دموکرات. در این کشورها، معمولاً سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است؛ یعنی تحولات و مکانیزم‌ها در سیاست داخلی، تا حد زیادی در رفتارهای خارجی مؤثر یا سرریز می‌شوند، اما سیاست خارجی ایران به نظر می‌رسد تاکنون بیشتر عبارت از واکنش‌ها در قبال روندهای منطقه ای بوده است. این سیاست خارجی کمتر از تحولات داخلی که بیشتر از سوی محیط پیرامونی آن متأثر بوده است. این بدان خاطر است که تشیع، ایران را از محیط پیرامونی و فرهنگ‌های حومه خود متمایز نموده و یا دست کم تمایز آن را تغلیظ نموده است و نهایتاً بدان جا منجر شده است که یک سیاست مستقل ملی، از سوی هر حکومتی در ایران در همان حال و هم زمان یک سیاست منطقه‌ای شیعی ـ متأثر از ایجابات آیین تشیع در ایران ـ نیز بوده است.
سیاست خارجی ایران از زمان صفویه به این سو، به این دلیل یک سیاست خارجی اصالتاً شیعی یا شیعی محور بوده است که رفتارهای آن اغلب در واکنش به رفتارهای خارجی خصمانهای صورت می‌گرفته که به صورتی کمابیش همگرایانه، از سوی فرهنگ‌های نامتجانس سنی و نیز مسیحی انجام می‌گرفته است. درحالی که ایران به دلیل تک افتادگی مذهبی و از قبل آن تک افتادگی در جهان بینی، فرهنگ، ایستارهای ذهنی و غیره در معرض خطر و آسیب بود، در عین حال هیچ گاه نیز نمی‌توانسته است در برابر وضع شیعیان در عراق (زمان قاجاریه) یا لبنان (دوران شاه و جمهوری اسلامی) بی تفاوت بماند. به طور تاریخی و عقلی، سیاست خارجی ایران محکوم یا متعهد به یک منطقه گرایی شیعی است.در واقع، به نظر می‌رسد، هر رژیمی که در ایران بر سر کار باشد به طور طبیعی توجه ژیوپلیتیکی ویژهای به منافع همه شیعیان جهان خواهد داشت؛ شاه نیز در درجه نخست به سازمان دهی گروه‌های شیعه در رژیم‌هایی همچون عراق و لبنان – که دارای دیدگاه‌های ضد ایرانی بودند – پرداخت.[۱]
پیوستگی آیین تشیع و منافع ملی ایران، حتی برای دیگر کشورها نیز محسوس است. به طوری که در موضوع شیعیان عراق مهم‌ترین نگرانی آمریکا مداخله ایران در این مسئله است. گویا برای آمریکا نیز این مسئله مفروض است که سیاست خارجی ایران در درون خود ماهیت شیعی دارد و لذا خواه ناخواه با موضوع شیعیان در دیگر کشورها پیوند می‌خورد. تشیع، هنگامی که تدریجاً با زندگی تاریخی ملت ایران ممزوج گردید، تا اندازه قابل تاکیدی مشروط به شرایط ایران شد و جامه دغدغه‌های تاریخی ایران را به خود پوشید و همین واقعیت صورت متقابل نیز به خود گرفت. هم اینک نیز خطراتی که در سطح منطقه‌ای ایران را تهدید می‌کند، همان خطراتی است که کیان مذهب تشیع را تهدید می‌کند و به عکس، از آن سو، فرصت‌های تاریخی و کنونی برای ایران، در عین حال و همانا فرصت‌هایی تاریخی برای تشیع نیز می‌باشد.
پس از انقلاب ایران، دیگر شیعه بودن خوار شمرده نمی‌شد. ایران به شیعیان جرات داد تا هویتشان را بیان کنند و ابزاری به آنان داد تا حضور خود را برای دیگران محسوس سازند. گسترش و تقویت ایران یا فرهنگ ایرانی همانا گسترش و تقویت تشیع است. می‌توان اندیشید که حالت عکس نیز مصداق دارد. مثلاً در ایران اندیشیده می‌شود، (اندیشه ای احتمالاً درست)، که هر حکومت شیعی در عراق کنونی، با هر میزان غرب گرایی یا با هر میزان ملی گرایی عراقی، باز هم مزیتی برای سیاست خارجی ایران خواهد بود. این بدان معنی است که هر میزان گسترش یا قدرت سیاسی یافتن تشیع در سطح منطقه، گسترشی برای ایران نیز هست. این خوشبینی عمیقاً جا افتاده و البته قابل دفاع در این که قدرت سیاسی شیعیان در عراق فضای مساعدی برای ایران می‌آفریند، علاوه بر عراق، عیناً در مورد فرضاً نفوذ و قدرت یافتن گروه‌های شیعی در افغانستان، لبنان یا پاکستان نیز مصداق دارد. ایده آل‌های سیاست خارجی دولت ایران درمورد این سه کشور، عمیقاً به وسیله مذهب تشیع شکل داده می‌شود. به باور گراهام فولر و خانم فرانکه، ایران تنها کشور مهمی نیست که شیعیان عرب از آن متاثرند؛ بلکه روند تحولات آینده عراق و روابط آینده ایران و عراق نیز تأثیر بسیاری بر وضعیت و جایگاه عرب‌های شیعه خواهد گذاشت.[۲]
در سطح منطقه‌ای نیز، ایده‌آل سیاست خارجی ایران به اینکه کشورهای پیرامون آن، نقطه نظرهایی مثبت‌تر و ملایم درخصوص ایران بیابند ـ و به دنبال آن افزایش همکاری‌های متقابل، افزایش ضریب امنیت منطقه، اعتمادسازی‌ها و غیره ـ درعین حال اگر نیک بنگریم همانا اراده معطوف به خلق فضای حیاتی برای شیعیانی است که در محاصره جهان سنی مذهب قرار دارند. گسترش فضای تنفس برای ایران، همانا گسترش فضای حیاتی برای شیعیان در منطقه شبه قاره و خاورمیانه است. در سطحی خردتر، مماشات گرایی با فضاهای سنی مذهب منطقه، تحمل پیمان شکنی‌ها و در انزوا قرارگرفتن، تحمیلی بودن سیاست‌های بی‌طرفی، کمبود حق انتخاب‌ها، حساسیت به اوضاع شیعیان ایرانی و غیرایرانی و توجه به سیاست‌های بندبازانه بین ابرقدرت‌ها، فحوای مشترک تقریباً همه حکومت‌های ایرانی در دوره جدید بوده است و این‌ها همه نشانگر همگرایی دو موجودیت در قالب یک وضعیت تراژیک است.[۳] همواره در طول تاریخ مدرن سیاست خارجی ایران، نقش منطقه‌ای تشیع از نقش منطقه‌ای ایران جدایی ناپذیر بود به نحوی که به سهولت، تصور یکی تصدیق دیگری را به ذهن می‌آورد. تشیع، با ژئوپولیتیک ایران، با فرهنگ، دولت مدرن، با تربیت و خلق و خوهای جمعی آن و تقریباً با همه چیز آن صمیمانه پیوند یافته و حتی الگوهای رضایت ورزی و بروز خشم دسته جمعی ملت ایران را نیز پدید آورده است. بنابراین تشیع جزء ضروری و تفکیک ناپذیر منافع تاریخی ملت ایران و شاید، عین آن شده است.
 
پی نوشت ها:
[۱]- گراهام فولر و رند رحیم فرانکه، پیشین، ص ۱۷۰٫ [۲]- همان، ص ۱۴۹٫[۳]- جواد طاهایی، “فضای تنفس شیعه: بررسی وحدت ملیت و مذهب در سیاست خارجی ایران”، روزنامه همشهری، به نقل از: www.did.ir.
 
 
برگرفته از کتاب “شیعیان عراق” نوشته ی علی نادری دوست
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها