صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > جغرافیای جهان اسلام > جغرافیای شیعه > عراق > پیامدهای “مثبت” عراق شیعی بر منافع و امنیت ملی ایران
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


 
سرنگونی بزرگ‌ترین دشمن منطقه ای ایران
نتایج مداخله نظامی آمریکا در عراق، برای ایران بی نهایت متناقض می‌نماید. نخست در حالی که این کشور خود را در محاصره نیروهای آمریکایی یافت، هم زمان با آن، ایالات متحده، ایران را از شر یکی از شرورترین دشمنانش یعنی صدام حسین رهایی بخشید. تئوریزه کردن سیاست ایران در برابر این مهم، با دو ویژگی اجتناب ناپذیر همراه است: در درجه نخست، نباید این نکته را از نظر دور داشت که دست کم برای دو صده، هیچ رهبر سیاسی خارجی به اندازه صدام حسین مردم ایران را عذاب نداده است. پس با توجه به پیامدهای جنگ ایران- عراق، جای تعجب نیست که بسیاری از ایرانیان از نابودی رژیم صدام شادمان باشند. در واقع، صرف سقوط رژیم صدام، خود دستاورد و فرصت بزرگی برای جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، زیرا گذشته از اینکه صدام جنگی هشت ساله با میلیاردها دلار خسارت اقتصادی و صدها هزار تلفات انسانی بر ایران تحمیل کرد، پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران، عملاً به غیر از مسئله تبادل اسرا هیچ پیشرفت محسوسی در دیگر مسائل مورد مذاکره پدید نیامد و وضعیت ترک مخاصمه بر روابط دو کشور حاکم بود. به عبارت روشن‌تر پایان جنگ هشت ساله و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به مفهوم برقراری صلح میان دو کشور نبود و اگر حکومت صدام سرپا می‌ماند، بی‌تردید ناامنی در مرزهای دو کشور همچنان باقی می‌ماند، به‌ویژه آنکه رژیم بعثی صدام حتی در آخرین روزهای فروپاشی خود نیز حاضر به پذیرش موافقتنامه الجزایر نشد.
ویژگی دیگر این است که با نابودی رژیم صدام حسین، یکی از خطرناک‌ترین تهدیدهای استراتژیک برای ایران نیز از میان رفت. قدرت نظامی رژیم بعث با سلاح‌های کشتار جمعی یا بدون آن، پیش از هر چیزی برای همسایگانش از جمله ایران خطرناک بود. در سطح منطقه نیز، یک عراق از نظر نظامی ناتوان شده، در عمل یک برد استراتژیک برای ایران به شمار می‌آید. به طور کلی آمریکا در فاصله سالهای ۲۰۰۳-۲۰۰۱ دو رژیم را که تهدیدهای واقعی برای ایران به شمار می‌رفتند (طالبان ضد ایرانی و ضد شیعه در خاور و صدام حسین پان عرب و نژاد پرست در باختر) را نابود ساخت. سیاست آمریکا اگرچه مخالف ایران است اما به گونه ای متضاد و متناقض در خدمت به منافع «ملی» ایران عمل کرده است.[۱]
در واقع، به باور بسیاری از کارشناسان، در میان ۶ کشور همسایه عراق، ایران، بیش از هر کشوری تحت تأثیر تغییرات صورت گرفته در عراق، از جانب مرزهای غربی خود قرار دارد و آنچه کامیابی ایران را از دیگر کشورها متمایز می‌سازد، همان گونه که «پی یر – ژان لوییزار» اشاره می‌کند این است که «هیچ کشوری، حتی عرب‌ها، از تأثیر همانند تأثیر ایران در عراق نمی‌توانند بهره مند شوند.» [۲]
سقوط رژیم بعث در عراق، امکانات عملی نوینی برای ایران به ارمغان آورد. در واقع ایران با آگاهی از ارتباط تنگاتنگی که میان روحانیان شیعه ایران و عراق وجود دارد می‌تواند به ایفای نقش مهمی در عراق جدید امیدوار باشد.به باور محمد کاظم سجاد پور، مدیر کل (پیشین) دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه ایران، «از پیامدهای مثبت نابودی صدام برای مردم ایران، پیامد مثبت روانی آن است؛ چرا که مردم ما صدام و دشمنی‌هایش را تجربه کرده‌اند. بنابراین هیچ کس از رفتن وی ناراحت نشده است
پیامد مثبت دیگر حذف صدام این است که رژیم بعث، رژیم ایدئولوژیک ضد ایران بود. عراق ادعا می‌کرد که نگهبان و پاسدار جهان عرب است. نظریهپردازان حزب بعث، عراق را منتها الیه جهان عرب و پاسدار جهان عرب در برابر متجاوزان غیر عرب می‌دانستند و اعتقاد داشتند که دروازه‌های شهرهای عرب را حفظ کرده‌اند و اگر این دروازه‌ها را باز کنند، توسعه طلبی ایرانی‌ها، جهان عرب را از میان می‌برد. پیامدهای مثبت سوم حذف صدام و رژیم او، از نظر استراتژیک و نظامی است. ایران در طی چند دهه گذشته از سمت باختر کشور و از سوی عراق، تهدید نظامی شده بود، اما این تهدید استراتژیک، پس از صدام از بین رفته است.»[۳]
 
حضور متحدان ایران در حکومت عراق و خروج ایران و آیین شیعه از تنهایی منطقه ای
وقایع عراق باعث دلگرمی رسانه‌ها و نظام سیاسی ایران شده است. آمریکا درحالی که لطمه زیادی به اعتبار خود در منطقه زده است، دشمن بزرگ ایران را نابود کرده است متحدان سیاسی ایران در عراق در میان شیعیان و کردها به ساختار دولت جدید راه یافته‌اند و هیچگاه از این قویتر نبوده‌اند. این کشور آماده ایفای نقشی عمده، اگر نگوییم تعیینکننده، در تشکیل هر گونه نظام جدید سیاسی و اجتماعی در عراق است. ایران می‌بیند که برای نخستین بار در عرصه سیاسی یک کشور عرب، جامعه شیعیان، جایگاه شناخته شده علنی، مشروع و بینالمللی پیدا کرده است. تفکر جاری در ایران این است که عراق سرآغاز ورود تعیینکننده جهان تشیع به عرصه گسترده‌تر بینالمللی پس از دو دهه انزوای تنها کشور رسماً شیعه یعنی خود ایران است.
در این میان، قویترین اهرم ایران برای دخالت در امور عراق، آیین تشیع است. تهران با آگاهی از این موضوع که ۶۰ درصد مردم عراق شیعه هستند، مایل به استفاده از این برگ برنده به واسطه روابط سنتی ایجاد شده با شیعیان عراق است. سقوط صدام حسین فرصتی برای ایران به وجود آورد که بی گمان در استفاده از این فرصت، نهایت کوشش خود را خواهد کرد. اما از یک سو، پشتیبانی از شیعیان، تنها دربرگیرنده همبستگی اعتقادی و شبکهای روحانیت برون مرزی نمی‌شود؛ این پشتیبانی ملاحظات واقعی ژیوپلیتیک را نیز در بر می‌گیرد. به سخنی دیگر، حکومت و آینده عراق اگر با بیشترینه شیعیان همراه باشد، می‌تواند نقطه پایانی بر انزوای حکومت تهران و افزایش امنیت آن شود، که سراسر حاکی از تأیید برتری این امر بر مجموعه جهان شیعه است
از سوی دیگر، تشکیل حکومتی شیعه در عراق در راستای تغییر موازنه منطقه‌ای نیز به سود ایران خواهد بود و امروزه برخی از نویسندگان با توجه به قدرت‌گیری شیعیان در افغانستان و عراق، از شکل‌گیری ژیوپلیتیک شیعه در خلیج فارس سخن به میان آورده‌اند.[۴]
درباره برتری‌ها و کامیابی‌های ایران در عراقَ، «کریم سجاد پور»، تحلیل گر ایرانی گروه بحران بین المللی می‌گوید:
«آمریکایی‌ها در عراق دارای «قدرت سخت» هستند در حالی که قدرت ایران در عراق از نوع «نرم» است و این کیفیت، تأثیر ایران دراین کشور را بسیار نافذتر از آمریکا می‌سازد. حکومت جدید عراق رابطه بسیار نزدیکی با ایران دارد. در این حکومت افرادی در رأس امور به چشم می‌خورند که سال‌ها در تبعید بوده‌اند و در این زمان جمهوری اسلامی ایران ضمن حمایت از آن‌ها از مبارزات این گونه نخبگان عراق بر علیه صدام پشتیبانی کرده است…. واقعیت این است که ایران ۸۰۰ مایل مرز مشترک با عراق دارد و حکومت جدید عراق توسط شیعیان رهبری می‌شود که همگرایی مذهبی بسیار شدیدی با ایران دارند و تازه اکثریتی ۶۰ درصدی را در عراق شامل می‌شوند دکتر ابراهیم جعفری نخست وزیر عراق چهارسال به عنوان رهبر گروه مخالف صدام در ایران فعالیت می‌کرده است. در اوایل دهه ۱۹۸۰ سرویس‌های اطلاعاتی آیت الله العظمی روحالله خمینی (ره) مجلس اعلای انقلاب اسلامی و شاخه نظامی آن- سپاه بدر- را تأسیس کردند که بسیاری از رهبران کنونی حکومت عراق عضو این مجلس هستند.
در بین کردها نیز، ایران رابطه بسیار نزدیکی با اتحاد میهنی کردستان به رهبری جلال طالبانی داشته است. طالبانی رئیس جمهور فعلی عراق است. جلال طالبانی در جریان دیدار از تهران گفت: «در ایران همچون خانه خود احساس راحتی می‌کند.»[۵]
روزنامه «نیویورک تایمز» آمریکا نیز در این باره می‌نویسد: امروز منابع رسمی دولت شیعه عراق افرادی هستند که عموماً از لحاظ سیاسی و مذهبی و شخصی بیشترین وابستگیها را به ایران دارند…. تهران با واشنگتن بر سر عراق رقابت می‌کند و در این راستا سعی دارد از ارتباطات جغرافیایی خود به عنوان برگی برنده نسبت به آمریکا منافعی برداشت کند.[۶] روزنامه «واشینگتن پست» آمریکا نیز می‌نویسد:
اگر دو سال پیش از تحلیلگران آمریکایی پرسیده می‌شد، بدترین نتیجه سیاسی ممکن پس از اشغال عراق چیست، پاسخ آن‌ها شاید این بود که استقرار رژیمی تحت نظر روحانیون محافظه کار شیعه و دارای ارتباط خوب با ایران. این در حالی است که به نظر می‌رسد بعد از انتخابات ۳۰ ژانویه ۲۰۰۵، استقرار چنین حکومتی از جدی‌ترین احتمالات است. این روزنامه آمریکایی با اشاره به تلفات و هزینه‌های آمریکا در عراق، می‌نویسد: تاریخ نگاران در آینده از این موضوع متحیر خواهند شد که آمریکا چگونه پس از متحمل شدن این هزینه‌های سنگین برای تشکیل دولتی تلاش کرده که رهبران اصلی آن در ایران تربیت شده بودند.
«ترودی روبین»، از نویسندگان «نیویورک تایمز»، نیز در این زمینه می‌نویسد: «هنگامی که دولت بوش، صدام را از حکومت ساقط کرد، ناخواسته شیعیان ایران را تبدیل به ابرقدرت بالقوه منطقه ساخت. کشورهای عرب سنی همچون عربستان سعودی، مصر و اردن، همگی کشورهای هم پیمان آمریکا هستند و دارای سلطه طولانی مدت در منطقه بوده و در مورد نفرت و بیزاری آن‌ها از آیت‌الله‌های شیعی ایرانی، هیچ گونه مخفی کاری نداشته‌اند. با کنارگذاشتن یک دیکتاتور سنی، آمریکا تعادل قدرت در منطقه را تغییر داد. مقامات آمریکایی، امیدوار به همکاری با بیشترینه شیعه تازه به قدرت رسیده در عراق بودند ـ که عرب بودند، نه ایرانی ـ و کسانی که آمریکا عقیده داشت در برابر شیعیان ایران می‌ایستند؛ اما شیعیان عراق تمایلی به قطع روابط نزدیک خود با ایران نداشتند.» [۷]
درباره میزان نفوذ ایران در تحولات کنونی عراق، روزنامه «الوطن» چاپ عربستان به نقل از یک مقام بلندپایه غربی در بغداد می‌نویسد:«نفوذ ایرانیان در عراق به روشنی قابل مشاهده است. نامزدهای سنی و شیعه شرکت‌کننده در انتخابات ۳۰ ژانویه ۲۰۰۵ عراق، ایران را به حمایت‌های مالی چند میلیون دلاری از احزاب عمده شیعه عضو ائتلاف متحد عراق متهم کرده‌اند».«شیخ جمال‌الدین»، از نامزدهای روحانی رقیب ائتلاف متحد شیعه می‌گوید: «همه می‌دانند جمهوری اسلامی، اعضای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را رشد داده و تقویت می‌کند، اما اثبات چنین چیزی مشکل است.»[۸]
روزنامه «لس‌آنجلس تایمز» نیز در این باره می‌نویسد: «در مناطق جنوبی عراق ارتباط ایرانی‌ها با احزاب شیعه واضح است. مأموران اطلاعاتی ایرانی آشکارا در راهروهای دفاتر احزاب شیعه رفت و آمد می‌کنند و فارسی صحبت می‌کنند». به نوشته این روزنامه، «موفق الربیعی»، مشاور امنیت ملی نخست‌وزیر عراق و از نامزدهای ائتلاف متحد عراق می‌گوید: «آمریکا برای همیشه در عراق نخواهد ماند، اما ایران همیشه در همسایگی ما قرار خواهد داشت.»
[۹] «علی اصغر خاجی»، نماینده ویژه وزیر خارجه ایران در امور عراق، نیز درباره پشتیبانی ایران از روند کنونی تحولات عراق می‌گوید:«روابط مردم عراق و ایران دیرینه است دو کشور دارای مشترکات تاریخی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و حتی خویشاوندی هستند؛ لذا طبیعی است که روابط در پرتو تحولات جدید از وسعت و عمق بیشتری برخوردار گردد. این امر موجب گردید که جمهوری اسلامی ایران با تمام توان از روند تکامل سیاسی جدید عراق حمایت نمود و روابط فی مابین دو کشور در عالی‌ترین سطح در جریان است و بعضاً با استقرار یک دولت مردمی در عراق روند روابط بر خلاف گذشته به مسیر اصلی و تاریخی خود باز گردد و یقیناً این دو کشور بزرگ می‌توانند در صحنه‌های منطقه ای و بین المللی در همه زمینه‌های مؤثر و تعیین کننده منبع رشد و شکوفائی مردم منطقه و استقرار صلح و ثبات و تحکیم امنیت در منطقه باشند. بنابر این عراق آینده می‌تواند نه تنها با جمهوری اسلامی ایران بلکه با تمامی همسایگان و دیگر کشورهای منطقه روابطی دوستانه داشته باشد و روحیه تعاون منطقه ای را استحکام بخشد».[۱۰] همچنین تاکید رهبران شیعه عراق، همچون عبدالعزیز حکیم و ابراهیم جعفری، بر دوستی دو ملت و دو کشور و رفع هرگونه عامل اختلاف زا میان دو طرف، نشان دهنده اهمیت روابط دوستانه میان دو کشور از نگاه رهبران جدید عراق است
«عبدالعزیز حکیم»، رییس «مجلس اعلا» و رهبر «هم پیمانی عراق یک پارچه»، در این باره می‌گوید: «حسن همجواری را با کشورهای همسایه از جمله ایران مورد تاکید قرار داده‌ایم. التزام حکومت آینده عراق را به سایر معاهدات و موافقت‌نامه‌های مرزی میان عراق و تمامی کشورهای همسایه مشخص کرده‌ایم. زیرا بهانه‌ای که برای جنگ‌ها وجود داشت عدم اعتماد به رژیم و نقض این توافقنامه‌ها و معاهدات بود و تمامی مشکلات با ایران، کویت و عربستان از این امر نشأت گرفته است…. تاکید کرده‌ایم که سرزمین عراق نباید به هیچ وجه پایگاهی برای زیان رساندن به کشورهای همسایه باشد و گروه‌های تروریستی مثل منافقین را نباید در این سرزمین جا و پرورش دهد.»[۱۱]
در واقع، یکی دیگر از پیامدهای مثبت تحولات عراق برای ایران، خلع سلاح مخالفان جمهوری اسلامی ایران بود که برای سال‌های متمادی در این کشور مستقر بودند و به کمک عراق حملاتی را علیه ایران انجام می‌دادند و در پرتو این تحولات، یا برخی از آن‌ها عراق را ترک کرده‌اند و یا اینکه در محاصره دولت‌های اشغالگر قرار گرفته‌اند. همچنین، تأکید ابراهیم جعفری، نخست وزیر (پیشین) عراق، در هنگام سفر به ایران بر قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر برای تنظیم روابط دو کشور در آینده، به نوعی بیانگر پایان اختلاف‌های مرزی دیر پای دو کشور بوده، و پیامد چنین تحولی، مذاکره درباره غرامت‌های جنگ هشت ساله دو کشور خواهد بود که خواسته ایران را برآورده می‌سازد.[۱۲]
 
 فرصت‌های اقتصادی
در دوران حاکمیت رژیم بعثی صدام روابط و همکاری اقتصادی میان ایران و عراق چندان قابل توجه نبود، بنابراین فروپاشی رژیم سابق حتی اگر فرصت اقتصادی برای ایران ایجاد نکند، دست کم چنین فرصتی را نیز از آن نگرفته است. تشکیل دولت جدید در عراق باعث شده که با رفع تهدید رژیم بعث، ایران نگاهش به روابط فی ما بین صرفاً امنیتی نباشد. نگاه به عراق به عنوان یک بازار بزرگ یا یک طرف تجاری و صنعتی می‌تواند امنیت ایران را تأمین کند. از این رو امنیت ایران صرفاً در تقابل کلاسیک و سنتی خلاصه نمی‌شود بلکه تعاملات اقتصادی هم دربرگیرنده منافع امنیت آن محسوب می‌شوند. با تحولات عراق، اولویت‌های نظامی و امنیتی ایران درباره عراق، کم کم به سوی تبدیل شدن به اولویت‌های اقتصادی و فرهنگی پیش می‌رود. براین اساس ایجاد بازارچه‌های مرزی و مناطق آزاد تجاری برای پاسخگویی به نیاز مردم عراق و گسترش همکاری‌های بازرگانی و مواصلاتی به منظور ایجاد بازار کار جدید در استان‌های مرزی ایران و پیشرفت اقتصادی این مناطق، بیش از گذشته مورد توجه قرار می‌گیرد.
همچنین علایق مشترک میان دو کشور و گسترش گردشگری و زیارت عتبات عالیات به سود اقتصاد هر دو طرف خواهد بود. با افزایش گردشگری مذهبی به عتبات عالیات زمینه مساعدی برای تجارت چمدانی فراهم خواهد شد. از سوی دیگر، مسئله بازسازی عراق یکی از مهم‌ترین موضوعات مرتبط با نقش آفرینی ایران در عراق است. عراق در طول ۲۵ سال اخیر درگیر سه جنگ بزرگ با ایران، کویت و نیروهای ائتلاف بوده است که نتیجه منطقی آن‌ها اقتصاد نابود شده و بسیار ضعیف عراق است؛ به گونهای که کارشناسان در کنفرانس بازسازی عراق در مادرید اسپانیا هزینه بازسازی این کشور را تا مرز ۶۰۰ میلیارد دلار نیز ارزیابی کرده‌اند. مشارکت ایران در کنفرانس بازسازی عراق در مادرید و بروکسل برای پرداخت اعتبار صادراتی برای مشارکت شرکت‌های ایران در بازسازی عراق، حاکی از علاقه‌مندی ایران برای گرفتن سهمی از بازار رو به گسترش عراق است و ایران با توجه به جغرافیای مناسب خود و نزدیکی شهرهای اصلی عراق به مرزهای ایران، همچنین قرابت مذهبی- فرهنگی و سرمایه گذاری‌های زیاد مادی و معنوی در زمان صدام، امید دارد که سهم مناسبی از بازسازی عراق را نصیب خود گرداند.[۱۳]
 
پی نوشت ها:
[۱]- محمد رضا جلیلی، همان. و همچنین: “پیش بینی آمریکا درباره روابط ایران و عراق پس از صدام”، واشینگتن کوارترلی، پاییز ۲۰۰۳، به نقل از: همشهری دیپلماتیک، خورداد ۱۳۸۴، شماره ۵۰. و رحمان قهرمان پور، “اسرائیل در خاورمیانه پس از صدام و منافع ملی ایران”، ماه نامه برداشت اول، سال دوم، ویژه‌نامه شماره دوم، ص ۴۱.[۲]- محمد رضا جلیلی، پیشین. [۳]- “گفت و گو با محمد کاظم سجاد پور؛ مدیر کل (پیشین) دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه”، مجله اقتصاد ایران، به نقل از: www.did.ir.[۴]- محمد رضا جلیلی، پیشین. و فرد هالیدی، پیشین. و همچنین: آنتونی، اچ، کوردزمن، “استراتژی کلان: پیامدهای جنگ عراق و خاورمیانه جدید و قدیم”، برگردان محمدجواد موسوی، فصل نامه دفاعی ـ امنیتی، سال دهم، شماره ۳۵، تابستان ۱۳۸۲، ص ۱۴۴. و “چرا منافع ایران و آمریکا به هم گره خورده است؟”، ۳ خرداد ۱۳۸۵، www.baztab.ir.[۵]- “گفت و گو با کریم سجاد پور؛ تحلیل گر ایرانی گروه بحران بین المللی”، همشهری دیپلماتیک، خورداد ۱۳۸۴، شماره ۵۰. و همچنین: جفری کمپ، “ایران و شیعیان عراق”، www.usip.org .[۶]- روزنامه نیویورک تایمز، تاریخ ۲۸/۲/۱۳۸۴، به نقل از: همشهری دیپلماتیک، خورداد ۱۳۸۴، شماره ۵۰.[۷]- نیلوفر قدیری، “انتخابات پرابهام: عراق به کدام سو می‌رود”، ویژه نامه همشهری، به نقل از: www.did.ir. و همچنین: “چرا منافع ایران و آمریکا به هم گره خورده است؟”، پیشین. [۸]- احمد فراهانی، پیشین.[۹]- همان.[۱۰]- “گفت و گو با علی اصغر خاجی؛ نماینده ویژه وزیر خارجه ایران در امور عراق”، همشهری دیپلماتیک، دی ماه ۱۳۸۴، شماره ۷۹.[۱۱]- “گفت و گو با عبد العزیز حکیم؛ رییس مجلس اعلا و رهبر هم پیمانی عراق یک پارچه در پارلمان عراق”، روزنامه همشهری، به نقل از: www.did.ir.[۱۲]- به نقل از: www.middleeastnews.com. و همچنین: www.irandidban.com.[۱۳]- سید علی طباطبایی، “حضور اقتصادی ایران در عراق پس از انتقال حاکمیت به دولت موقت”، ماه نامه برداشت اول، سال سوم، شماره ۱۸ و ۱۹، ص ۴۴. و همچنین: پیتر فورد، “مردان مقدس عراق”، کریستین ساینس مانیتور، به نقل از: www.did.ir. دانیل بای من، “نقش نیروهای ائتلاف در بازسازی عراق جدید”، ۲۲ september ۲۰۰۳، برگردان عظیم فضلی پور، فصل نامه مطالعات خاورمیانه، شهریور ۱۳۸۲. حسن بهشتی پور، “ایران و عراق بعد از صدام”، همشهری دیپلماتیک، بهمن ۱۳۸۳، شماره ۴۰. روزنامه شرق، ویژه انتخابات عراق، ۱۱/۱۲/۱۳۸۳، و سایت: www.csis.org‎.
 
 
برگرفته از کتاب شیعیان عراق نوشته ی علی نادری دوست
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها