صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > جغرافیای جهان اسلام > جغرافیای شیعه > عراق > پیامدهای “منفی” عراق شیعی بر منافع و امنیت ملی ایران (۱)
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


۱: رونق دوباره حوزه نجف و تهدید جایگاه حوزه قم

امروزه، ایران، نه یگانه مرکز مذهبی تشیع، که صرفاً مهم‌ترین مرکز آن است و این اهمیت را از آنجا به دست آورده که از اتفاق، سکونت گاه مراجع شده است. تثبیت جایگاه قم، به عنوان مرکزی مهم برای آموزش، اساساً در این صده رخ داده است، و هیچ دلیل مذهبی‌ای برای عنایتی اینچنین به قم وجود ندارد. قم، در آستانه به قدرت رسیدن رضاشاه با مهاجرت آیت‌الله نایینی از نجف و کربلا در مخالفت با حضور انگلیسی‌ها در عراق تحت حاکمیت عثمانی و همزمان با انتقال ریاست حوزه‌های قم به آیت‌الله عبدالکریم حایری یزدی اهمیت تاریخی یافت. از نگاه تاریخی، ایران حتی مرکز اصلی تشیع نیز نبوده است؛ بر خلاف کشور عراق که به یمن مکانهای مقدسش، از جمله آرامگاه دو پیشوای برجسته شیعیان، امام علی و امام حسین، از همه شرایط لازم برای آنکه مرکز تشیع باشد برخوردار است. کربلا و نجف در عراق، از دیرباز پایگاه‌هایی برای دانش پژوهی شیعیان به شمار می‌آمدند، اما ایران دست کم تا روزگار صفویان چنین نبوده است. تنها در دهه ۱۹۷۰ بود که آزار و ستم شیعیان به دست رژیم بعث، آزادی پژوهش و نهاد روحانیت را از میان برد و بیشتر روحانیان برجسته شیعه مجبور به ترک عراق و مهاجرت به ایران شدند. سود برنده اصلی این سرکوب‌ها، شهر قم در ایران بود که بسیاری از این روحانیون به آن‌جا فرار کردند. این شهر در حال حاضر مهماندار ۳ هزار روحانی عراقی است. نفوذ قم به عنوان پایگاهی برای بیان دیدگاه مذهبی شیعیان، در دوران آیت حضرت امام خمینی ره بسیار افزایش یافت، به ویژه آنکه با رهبری او تفسیرهای تازه و جسورانهای از مکتب تشیع مطرح شد.
سرنگونی صدام و قدرت یابی شیعیان در عراق، به تولد دوباره نجف به عنوان نخستین شهر مقدس شیعیان میانه رو، در برابر قم که از سال ۱۹۶۹ یکی از مراکز اصلی شیعیان بوده، خواهد انجامید که این مسئله، تهدیدی واقعی برای ایران به شمار آمده و بر نگرانی‌های حاکمان ایران می‌افزاید. امکان انتقال مرکز بزرگ آیین شیعه به جای اصلی خود در عراق، می‌تواند در درازمدت از تأثیر و نفوذ ایران بکاهد و به پیدایش حوزه‌های علمیه مستقل از حکومت و شیعه نوین و بیشتر غیرسیاسی کمک نماید.[۱] (البته این مباحث و دیدگاه‌ها بیشتر از سوی غربی‌ها مطرح می‌شود و تحولات سه سال گذشته نشان داد این مسئله ریشه واقعی ندارد[۲]) در واقع، عراق مهم‌ترین بازیگری است که اگر بخواهد، می‌تواند تشیع را به جهان عرب باز گرداند. اگر عراق بتواند به نظامی دموکراتیک دست یابد، بیشترینه شیعه این کشور خواهان رونق دوباره نجف و کربلا خواهند بود تا دانش پژوهان شیعه عرب را از سراسر جهان عرب به این کشور فراخوانند. ودر این صورت حوزه‌های علمیه نجف و کربلا بار دیگر محل بحث و فحص دین آموزان و مراجع تقلید شیعه خواهند شد.
فضای آزاد پس از فروپاشی حزب بعث و رژیم صدام حسین به طور قطع در جذب دین آموزان از قم به نجف و کربلا مؤثر خواهد بود. این امر، موجب جذب و مهاجرت دین آموزان و شاید جا به جایی دفترهای برخی از مراجع خواهد شد. و نه تنها بسیاری از روحانیان عراقی که در قم به سر می‌بردند، به آن‌جا بازخواهند گشت، بلکه بسیاری از روحانیان ایرانی نیز جذب این اماکن مقدس شده و به امید دست یابی به محیطی که در آن بتوانند آزاد تر به بحث در مورد مسائل دینی و الهی بپردازند، کوچ خواهند کرد.[۳] در آن صورت، قم، از اهمیت پنجاه ساله خود فاصله خواهد گرفت. در این زمینه، حجت الاسلام «حایری»، از استادان و مسئولان حوزه علمیه نجف، درباره وضعیت کنونی این حوزه می‌گوید: «بی گمان، حوزه قم، مهم‌ترین مرکز دینی و فرهنگی شیعه است؛ امّا حوزه نجف ممحض در علم و درس و بحث بود و از این جهت بر حوزه قم برتری دارد. در حوزه نجف، جز علم، کالای دیگری داد و ستد نمی‌شد؛ ولی قم گاهی خودش را بیش از اندازه با سیاست مخلوط می‌کند. پس از سرنگونی صدام، آموزشگاه‌های نجف دوباره به کار افتاده‌اند. حتی از قرار معلوم شمار دین آموزان هم رو به فزونی دارد و از ایران و کشورهای دیگر هم به آن جا می‌روند. خوشبختانه برخی از استادانی که به اجبار نجف و عراق را ترک کرده بودند، به حوزه نجف بازگشته‌اند و در حال بازسازی این حوزه کهن و مقدس هستند. استادان تازهای هم از قم به نجف رفته‌اند و حلقه‌های درسی تشکیل داده‌اند.»[۴]
پیامد این جا به جایی و تحول به زودی در جهان شیعه نیز نمایان خواهد شد. در واقع، با فراهم آمدن سفر زائران شیعه از سراسر جهان به شهرهای مقدس کربلا و نجف، این خطر وجود دارد که موقعیت ایران به عنوان خاستگاه واقعی شیعه جهان، متزلزل شود. این احتمال که عراق به نخستین کشور عرب تبدیل شود و در آن شیعیان نیروی غالب را تشکیل دهند، به رشد احساسات و خودآگاهی شیعیان در کشورهای عرب از جمله لبنان، کویت، بحرین و از همه مهم‌تر عربستان سعودی خواهد انجامید. به ویژه در این زمینه، رقابت ایران و عراق برای نفوذ در میان شیعیان لبنان در آینده، طبیعی به نظر می‌رسد.
آیت الله سید محمد حسین فضل الله، یکی از رهبران عمده شیعیان لبنان، در فروردین ۱۳۸۲، اشاره کرد که سقوط صدام احتمالاً باعث خواهد شد اهمیت نجف در لبنان در سنجش با اهمیت ایران افزایش یابد. بیرون از عراق در افغانستان، پاکستان و هند نیز اهمیت نجف به عنوان یک مرکز دینی دوباره افزایش خواهد یافت و آن را به یک رقیب عمده ایران تبدیل خواهد کرد.[۵]
۲: تقویت دیدگاه میانه رو حکومت شیعه (سنت نجف) و تهدید جایگاه و مشروعیت دیدگاه ایرانی حکومت شیعه (سنت قم)

در میان بخشهای مختلف گروه‌های عراقی و از جمله میان حزب‌الدعوه و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، دو تلقی از نحوه فعالیت سیاسی و حکومت با هم در رقابت‌اند؛. یک نگرش بر محوریت روحانیت در فعالیت سیاسی تاکید دارد و فقدان این ویژگی را موجب انحراف می‌داند. این ویژگی که در مجلس اعلا متبلور است در نهایت به سوی ایده ولایت فقیه کشیده شد و تحقق الگویی شبیه ساختار جمهوری اسلامی را به‌عنوان آرمان مبارزاتی خود در نظر گرفت (البته بعدها با توجه به واقعیت‌های جامعه عراق بسیار تعدیل شد). اما تلقی دوم بهای بیشتری به سازماندهی نیروها می‌داد و معتقد به کار تشکیلاتی و حزبی در عین توجه به تعالیم اسلامی و جایگاه روحانیت است. پیروان این ایده که بیشتر در قالب حزب الدعوه فعالیت می‌کنند، بر این باورند که علاوه بر تعالیم و ایده‌های مذهبی باید به شرایط خاص اجتماعی، مذهبی و قومی عراق نیز توجه کرد. بنابراین به نظر آن‌ها ایده ولایت فقیه در عراق قابل پیاده شدن نیست.[۶]
از سوی دیگر گرایش مسلط حوزه علمیه نجف اشرف به سمت عدم دخالت مستقیم روحانیت در سیاست متمایل است. حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی، به عنوان شاخص‌ترین شاگرد آیت‌الله خویی، که موقعیتی ممتاز در میان شیعیان خلیج فارس، هندوستان، پاکستان، افغانستان، لبنان و کشورهای اروپایی و آمریکا دارد، همچون مرحوم خویی بر این باور است که ورود مستقیم روحانیت در مسائل سیاسی و مناصب حکومتی به روحانیت و دین ضربه می‌زند و روحانیت باید به ارشاد، وعظ، هدایت و انذار مردم، حاکمان و مسئولان بپردازد. آن‌ها تاکنون درباره ایجاد حکومت دینی سخن نگفته است. وی برای غیر روحانیون در تشکیل نهادهای دینی اهمیت بیشتری قائل است و تنها به دلیل ضرورت، هدایت شیعیان عراق را در این دوران پرآشوب برعهده گرفته است. در میان ۰ گرایش لیبرال نیز برخی چهره‌های شاخص شیعه مانند احمد چلبی و دکتر مکیه دیده می‌شوند که اساساً مخالف نقش هر نوع مذهب در روابط سیاسی ـ اجتماعی هستند.[۷]
از این رو، روحانیان شیعه عراق نسبت به سیستم مذهبی ایران، بی‌تفاوت‌اند و به هیچ وجه علاقه‌ای به تحمیل سیستمی مشابه آن را به مردم کشور خود ندارند. حتی مجلس اعلا نیز، حداقل در تئوری، به دیگر گروه‌های فعال سیاسی عراق در تأیید ایجاد یک حکومت دموکراتیک به روش غرب پیوسته است و از اسلام ولایتی ـ فقاهتی فاصله گرفته است. رفتار سیاسی سید عبدالعزیز حکیم وآیت الله شهید سید محمدباقر حکیم در کنفرانس مخالفان عراق در پاریس و لندن هم گواه این مدعاست و در حال حاضر سیدعبد العزیز حکیم، روابط دوستانه‌ای با آمریکا برقرار کرده است. حتی گفته می‌شود اسلام گراهای شیعه ـ عراقی‌هایی که نزدیک به یک سوم جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند ـ با ایجاد یک حکومت مذهبی مخالف‌اند.دکترابراهیم جعفری، رهبر حزب الدعوه و نخست وزیر (پیشین) عراق، در همین زمینه می‌گوید: «فکر می‌کنم آن کسی که رهبری عراق را برعهده می‌گیرد از بطن همین ملت باشد و ویژگیهای این کشور را دارا باشد. عراق کشوری با تنوع قومی مذهبی است و به هیچ کشور دیگری نیز شباهت ندارد. نه همه عراقی‌ها شیعه هستند و نه همه شیعیان اسلام گرا و نه همه اسلام گرایان معتقد به ولایت فقیه. نسخه برداری از هر تجربه دیگری با حفظ حقوق ملت عراق در تعارض است و تمام مردم عراق باید در تعیین سرنوشت کشور خود و ساختن عراق جدید سهیم باشند. عراق کشوری متنوع است و همگان باید به این تنوع و نیز آزادی عقاید، گرایش‌های سیاسی، دینی و قومی افراد احترام بگذارند.»[۸]
در واقع، تشیع عراق تمایلی به الهام گرفتن از مدل حکومت ایران ندارد. از سوی دیگر عمل گرایی رهبران سیاسی- مذهبی شیعه عراق و تمایل مراکز بزرگ دینی در این کشور به اتخاذ گرایش بسیار سنتی در رابطه با مذهب می‌تواند برای جمهوری اسلامی، که شاهد مناقشات و بحث‌های گوناگون در درون خود است مشکلات تازهای به وجود آورد. روحانیان ایران بسیار نگران رقابت جدید قم و نجف بوده و از این که چند شاخه شدن شیعیان با مفهوم ولایت فقیه در تضاد باشد، در هراسند؛ چرا که نوزایی نجف یا ظهور دوباره شیعیان عراق در عرصه قدرت، می‌تواند برای ایران بسیار مشکل ساز باشد. در حالی که آیت الله سیستانی مهم‌ترین مقام مذهبی شیعه در نجف است، اگر مرکز جذب شیعه دوباره به مکان قبلی یعنی عراق بازگردد، نفوذ ایران به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت و مذهب شیعه که به طور سنتی غیرسیاسی است به جایگاه پیش از انقلاب اسلامی باز خواهد گشت.[۹]
در واقع، در صورت تحقق سناریوی آمریکا در عراق، جمهوری اسلامی ایران با مهم‌ترین چالش منطقه‌ای در خصوص ایدئولوژی حکومتی خود مواجه خواهد شد. در آن صورت این اولین حکومت غیرفقاهتی و عرفی شیعه است که به احتمال بسیار از سوی مهم‌ترین مراجع عظام در نجف مورد تأیید قرار خواهد گرفت. این امر در کنار احتمال احیای دوباره حوزه علمیه نجف و تبدیل آن به پایتخت علمی و فقهی شیعه، نگاه شیعیان منطقه را به سوی مدل سیاسی مستقر در عراق معطوف خواهد کرد. و چنان چه رهبری شیعیان در عراق مفهوم ولایت فقیه را رد کند، این مفهوم در درون ایران نیز با فشارهایی رو به رو خواهد شد. به ویژه که ایران هنوز نتوانسته است ترکیب مورد اجماع و با ثباتی از جمهوریت و اسلامیت ارائه دهد و در این مورد هنوز فاقد آرامش اطمینان بخش و در مرحله آزمون و خطاست. به عبارت دیگر جمهوری اسلامی ایران به لحاظ الگوبرداری و منبع یادگیری هنوز مورد توجه واقع نشده است.[۱۰]
به سخنی دیگر، همان گونه که برخی از نظریه پردازان آمریکایی (همچون برنارد لوییس) مطرح کرده‌اند که بهترین شیوه برای تغییر حکومت ایران، تشکیل یک حکومت لیبرال شیعه در عراق است، ایالات متحده نیز منطقه بازی را به محیط ایدیولوژیک برده است و از مهم‌ترین متغیر معادله قدرت در منطقه سود می‌برد. جمهوری اسلامی ایران نیز یک نظام ایدیولوژیک است به این معنا که امنیت هستی شناختی‌اش مقدم بر امنیت وجودی او است. به بیان بهتر بی اعتباری ایدیولوژی حکومتی این نظام تفاوتی با براندازی آن ندارد.[۱۱]
در زمینه پیاده سازی لیبرالیسم (آزادی خواهی) و دموکراسی (مردم سالاری) از سوی آمریکا در عراق نیز همین تهدیدها برای نظام حکومتی ایران صادق است. برخی از ایرانیان بر این باورند که هر حکومتی در عراق بر سر کار آید، بدتر از حکومت صدام حسین نخواهد بود. اما به فرض اینکه حکومت نوین، آن گونه که آمریکایی‌ها وعده می‌دهند، دموکراتیک باشد، باز هم تأثیر مثبت بر {اصلاح طلبان} ایران خواهد گذاشت. یک عراق دموکراتیکی که در آن حقوق افراد محترم شمرده شود و آزادی مذهب تضمین شود، عراقی که در آن روا داری (تساهل) و رفاه با هم همراه شوند، کامیابی حکومت روحانیت در ایران را با خطری ویرانگر رو به رو می‌سازد. به باور «داوود هرمیداس باوند»، استاد دانشگاه، تغییر حکومت عراق از نظر منافع ملی، به نفع ایران بوده است، همانند برکناری طالبان در افغانستان. همچنین استقرار یک نظام دموکراتیک در عراق بر همه کشورها اثرگذار خواهد بود، مثلاً عربستان و دیگر کشورهای عربی دستخوش بحران‌هایی خواهند شد و حتی در ایران نیز در درون مردم خواسته‌های اصلاح طلبانه تقویت خواهد شد. به هر حال جوی در منطقه حاکم خواهد شد که در جهت یک نوع برتری نظام سکولاریسم خواهد بود و منطقه دیگر پذیرای نگرش‌های بنیادگرا و نیز حکومت‌های دیکتاتوری نخواهد بود.
 
پی نوشت ها:
[۱]- گراهام فولر و رند رحیم فرانکه، پیشین، صص ۱۵۱- ۱۵۰. و همچنین: محمد رضا جلیلی، پیشین. و “از قم تا نجف”، مجله اقتصاد ایران، به نقل از www.did.ir.[۲] – Vali Nasr, “When the Shiites Rise,” Foreign Affairs, July/August ۲۰۰۶.[۳]- “بحرانگاه های منطقه‌ای”، مجله گزارش، به نقل از: www.did.ir. همچنین: گراهام فولر و رند رحیم فرانکه، پیشین، صص ۱۷۵- ۱۷۴. و “از قم تا نجف”، پیشین، [۴]- “گف و گو با حجت الاسلام حایری؛ از استادان و مسئولان حوزه علمیه نجف و برادر آیت الله سید کاظم حایری”، مجمع جهانی شیعه شناسی، www.shiastudies.com.[۵]-Graham Fuller, op. cit.و همچنین: “عراق در حال گزار، گرداب یا تحول آفرین”، پیشین،[۶]- سیدحسین سیف‌زاده، “عراق، ساختارها و فرآیند گرایش‌های سیاسی”، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی ۱۳۷۹، ص ۲۳۳ و ۲۳۲. و همچنین:Patrick Clawson,”How to Build a New Iraq after Saddam,” Washington: Institute for Near East Policy, ۲۰۰۲, p. ۴۵[۷]- همان. ص ۲۳۳ و ۲۳۲. و همچنین: “گفت و گوی با حمید احمدی”، پیشین،[۸]- “گفت و گو با ابراهیم جعفری؛ نخست وزیر (پیشین) عراق”، روزنامه شرق الاوسط، به نقل از: www.did.ir.[۹]- پپه اسکوبار، “شبح شیعه بر خاورمیانه”، پیشین، و همچنین: محمد رضا جلیلی، پیشین.[۱۰]- محمود سریع‌القلم،” سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بازبینی نظری و پارادایم ائتلاف”، تهران، مرکز تحقیقات استراتژیک، ۱۳۷۹، ص ۱۳۸. و همچنین:Nasser Hadian – Jazy, “The Imerging Iraqi Polity: A Case For US – Iran Cooperation”, International Interest, Vol. ۲, Issue ۳۲, August ۱۳, ۲۰۰۳ p. ۲۴.[۱۱]- فرزاد پورسعید، “عراق جدید و تهدید منزلت منطقه‌ای جمهوری اسلامی”، فصلنامه مطالعات راهبردی، ۳۱ شهریور ۱۳۸۲.[۱۲]- علی انصاری، “چگونگی رفتار ایران در قبال جنگ عراق”، همشهری دیپلماتیک، آذر ۱۳۸۲، شماره ۲.
 

برگرفته از کتاب شیعیان عراق نوشته ی علی نادری دوست
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها