صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > جغرافیای جهان اسلام > جغرافیای شیعه > عراق > پیامدهای “منفی” عراق شیعی بر منافع و امنیت ملی ایران (۲)
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


۳: مسائل اقتصادی و رقابت ایران و عراق در بازار انرژی
در زمینه اقتصادی، بدترین سناریو برای نظام ایران، عراق مرفه و طرفدار آمریکا است؛ هر چند که برخی از ایرانیان از آن استقبال خواهند کرد، چرا که آن را محرک بالقوه برنامه اصلاحات زمین گیر شده خود می‌دانند. تهدیدهای اصلی که این سناریو متوجه ایران می‌کند کمتر به حضور آمریکا مربوط می‌شود. این تهدید – افزون بر نوزایی آموزش دینی در نجف و کربلا – بیشتر از چالش‌های ناشی از ظهور دوباره اقتصادی عراق است.[۱۲] (این سخن بیشتر بازتابنده دیدگاه‌های غربی در این زمینه است و بعید به نظر میرسدکه منافع ایران در عراقی ویران و فقیر برآورده شود.)
در واقع، اگر شکاف رفاهی میان عراق و ایران برجسته شود، ایدیولوژی حکومتی جمهوری اسلامی در داخل کشور با چالش مواجه خواهد شد. به باور دکتر «اسدالله اطهری»، کارشناس مسائل خاورمیانه، «در صورت تحقق وعده‌های آمریکا در زمینه برپایی دموکراسی و حکومت شیعی سکولار متحد غرب در عراق و همچنین تبدیل عراق به یک کشور مرفه و پیشرفته و فدرال، آنگاه مردم ایران خواهند پرسید؛ چرا ایران شیعه پیشرفت نمی‌کند و به رفاه نمی‌رسد. بنابراین به سیستم سیاسی خود می‌نگرند و به الگو برداری از مدل عراق می‌پردازند.»[۱۳] (این سخن نیز بسیار خوش بینانه به نظر می‌رسد؛ چرا که تبدیل عراق به کشوری مرفه، پیشرفته، فدرال، دمکرات و سکولار به آسانی میسر نیست.)
از آنجایی که آمریکا در پی مطرح کردن عراق به عنوان الگویی برای تجارت آزاد در خاورمیانه و رهایی اقتصاد از نظارت دولتی است، این سیاست نیازمند بستری مناسب برای سرمایه‌گذاری خارجی است و صنعت نفت عراق مناسب‌ترین زمینه در این خصوص به شمار می‌رود. از همین رو، یکی از پیامدهای نگران‌کننده اشغال عراق بر ایران و دیگر کشورهای عضو اوپک به خطر افتادن ثبات نسبی حاکم بر بهای نفت است. به‌ویژه اگر صدور نفت عراق به بازارهای جهانی به حداکثر برسد یا عراق از اوپک خارج گردد. در عراق تاکنون ۷۴ میدان نفتی شناسائی شده که تنها ۱۵ میدان آن به تولید رسیده و ۵۹ میدان هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته است. ذخایر تثبیت شده نفت عراق معادل ۱۱۲ میلیارد بشکه و ذخایر احتمالی آن حدود ۲۲۰ میلیارد بشکه برآورده شده که در صورت اکتشاف با ذخایر عربستان سعودی رقابت خواهد کرد.[۱۴] هم اکنون عراق قدرت تولید ۵/۲ میلیون بشکه در روز را دارد، که در یک فرصت ۵ تا۱۰ساله می‌تواند این میزان را به ده میلیون بشکه در روز برساند. این رشد می‌تواند درآمد سرانه بالای پنج هزار دلار را در سال ۲۰۱۰ برای عراق به ارمغان آورد.[۱۵]
در واقع، برداشتن تحریم‌هایی که بر تولید نفت عراق سنگینی می‌کرد و اقدام شرکت‌های نفتی غرب در بازسازی و نوکردن تاسیسات نفتی عراق توانسته ظرفیت تولید نفت عراق را که ذخیره ثابت آن امروز، حتی بیشتر از ایران است، افزایش دهد. این وضعیت می‌تواند تأثیر به سزایی بر بازار نفت و بهای آن و پایین آوردن بهای دلار بگذارد. این در حالی است که جمعیت و مصرف داخلی ایران حدود سه برابر کشور عراق است. در این صورت، وضعیت ضعیف اقتصادی ایران، وخیم‌تر خواهد شد که این خود می‌تواند نتایج منفی بر اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران در پی داشته باشد. افزایش تدریجی ظرفیت تولید نفت عراق در بلند مدت تأثیر خود را با در حاشیه قرار دادن ایران در بازار بین المللی نشان خواهد داد. به طور هم زمان، نبود سرمایه گذاری برای نوسازی تاسیسات نفتی (به دلیل تحریم‌های آمریکا) و رشد مصرف داخلی در ایران، این روند را افزایش خواهد داد. بدین ترتیب ایران در سالهای آینده، برخلاف پتانسیل بالای خود، با خطر قرار گرفتن در لیست کشورهای درجه دوم صادرکننده نفت مواجه خواهد شد.
 
۴: بازگشت ناسیونالیسم عراقی و پیروزی شیعیان سکولار
در میان بسیاری از عراقی‌ها این حس مسلم است که ایران همواره مراقب و پشتیبان شیعیان عراق است، اما جنگ دو کشور در سال ۱۹۸۰ این احساس را تا حدودی کمرنگ کرده است (در طی جنگ دو کشور حتی نمونهای از اعتراض شیعیان عراق به جنگ بر ضد ایران دیده نشد، در حالی که شمار چشمگیری از ارتش عراق را شیعیان تشکیل می‌دادند)، و به نظر می‌رسد ناسیونالیسم و عربیسم جدید، مهم‌ترین بخش هویت شیعیان عراق باشد. در واقع، شیعیان عراق آغازکنندگان اصلی ناسیونالیسم جدید عراقی هستند. آن‌ها خیلی بیشتر از مبارزان عرب سنی که نیروی پیشروی پان عربیسم در میان رودان بودند، هویت عربی عراق را شکل داده‌اند که از سنی‌های عرب متمایل به غرب و شیعیان ایرانی متمایل به شرق کاملاً مجزاست.
در کنار این تمایلات ملی، می‌توان به واقعیت‌های ژیوپلتیکی دو کشور نیز توجه نمود که تحت حکومت هر مذهبی، عراق یکی از رقیبان منطقهای ایران به حساب می‌آید. ایران چه در دوران صدام تمایل داشت جامعه شیعه عراق و به ویژه روحانیون این کشور مهار شوند و از رقابت با ایران باز داشته شوند و چه در دوران جدید که به نظر می‌رسد در انتخابات این کشور نیز هدف اولیه ایران تضمین این اصل است که عراق توانایی رقابت به عنوان یک همسایه قدرتمند شیعه را نداشته باشد.[۱۶] به باور «کیهان برزگر»، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه، «در کنار فرصت‌های بیشمار برای منافع ملی ایران، عراق، به لحاظ ساخت قوی قدرت، جمعیت، منابع و قشر متوسط تحصیل کرده فی نفسه می‌تواند رقیب ایران باشد که درگذشته، این رقابت به یک جنگ مبدل شد. این کشور به عنوان مهم‌ترین بخش منظومه نفوذ ایران در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی می‌تواند برای ایران چالش‌های جدیدی به وجود بیاورد. عراق به لحاظ رقابت با ایران، از جنبه به خطرافتادن مرزهای آن با ایران، به لحاظ ورود ناامنی‌های موجود درعراق و احتمال سرایت آن به ایران و از زاویه فرقه‌گرایی و خطر تجزیه آن می‌تواند همچنان در سطح ملی برای ایران تهدید باشد. در سطح منطقه‌ای هم، عراق جدید یک چالش جدید در زمینه‌های گوناگونی است که با گذشته فرق می‌کند.» [۱۷]
داوود هرمیداس باوند نیز در این زمینه معتقد است: «حتی اگر یک حکومت صد در صد شیعی در عراق استقرار یابد، بعد از یک ماه عسل کوتاه، نخستین برخوردش با ایران خواهد بود و این تجربه را در روابط چین با شوروی سابق، ویتنام با چین، کامبوج با ویتنام و… شاهد بودیم که سرانجام این کشورها که همه سوسیالیست بودند به مبانی و ریشه‌های تاریخی خود بازگشتند و حتی به درگیری نظامی علیه یکدیگر پرداختند. مثال دیگر در این زمینه حزب بعث عراق و سوریه است که ایدیولوژی یگانه ای دارند ولی بیشترین درگیری را نیز با هم دارند.»[۱۸]
افزون بر این، بخش بزرگی از ۱۴ میلیون شیعه عراقی، سکولار هستند و از این رو شاید خوش بینی‌های ایران به سادگی برآورده نشود. از نگاه بسیاری از شیعیان سکولار، چپ گرا و لیبرال، هر چند انقلاب ایران به دلیل پیروزی بر ظلم و سلطه غرب شایسته ارزش و احترام است، اما رژیم ایران برای آنان هیچ گونه کشش معنوی یا عقیدتی ندارد. در واقع، این گرایش وجود دارد که ایران را دوباره به صورت رقیب تاریخی اعراب و به خصوص عراق مطرح سازد، از این روی برای بسیاری از شیعیان عراقی و همچنین سنی‌ها مسئله فقط آن است که چطور می‌توان با ایران به هم زیستی رسید.
البته به باور بسیاری از ایرانیان حتی اگر گرایش‌های سکولار شیعه عراق جانشین دیکتاتوری عراق و دولت اشغالی آمریکا شود، باز هم امنیت ملی ایران تأمین خواهد شد. اما این واقعیت نیز نباید فراموش شود و آن اینکه هر دولت شیعه ضرورتاً متحد استراتژیک تهران نخواهد بود.
دشمنی آشتی‌ناپذیر حازم شعلان وزیر دفاع (پیشین) شیعه عراق با ایران بیانگر آن است که روابط تهران ـ بغداد را مسائل دیگری فارغ از مذهب شیعه رقم می‌زند.[۱۹] با این وجود، ضرورت همسایگی اقتضا می‌کند تا ایران بتواند سیاست نرمش پذیری در برابر هرگونه تغییر و تحولی در عراق داشته باشد. برقراری حکومت مردمی در عراق حتی اگر سکولار و طرفدار غرب باشد، کمخطرتر از حکومت غیرمردمی سرکوبگری مانند صدام حسین خواهد بود.
 
 ۵:  تثبیت ساختار فدرالیسم در عراق و پیامدهای آن بر ثبات و یک پارچگی سرزمینی ایران
ساختار فدرالیسم در حکومت نوین عراق که بر پایه آن استقلال و خودمختاری بسیاری به قوم‌های ساکن عراق به ویژه کردها داده خواهد شد، نگرانی فزایندهای در میان کشورهای منطقه پدید آورده است. با تقویت نیروهای گریز از مرکز در عراق و با توجه به ساختار سیاسی آینده (نظام فدرالی) این کشور، احتمال تأسیس دولت مستقل کرد در آینده وجود دارد. این اوضاع می‌تواند بر کمترینه کرد ساکن ایران و خواسته‌های استقلال طلبانه آنان تأثیر بگذارد هر چند که تاریخچه و پیشینه تاریخی و ملی این کشور بسیار متفاوت از عراق است.
در این زمینه، دولت ایران ترجیح می‌دهد مرزها به حالت کنونی باقی بماند، تا این که در مرز غربی بی ثباتی ایجاد شود و از هرگونه احتمال ایجاد کردستان مستقل جلوگیری شود؛ هر چند که پیامدهای چنین امری برای ترکیه به مراتب خطرناک‌تر است و ایران می‌تواند آسوده خاطر باشد که مسئله کردها را ترکیه مدیریت خواهد کرد (و انتقادها متوجه آن خواهد بود). با وجودی که نگرانی‌هایی وجود دارد که تقسیم عراق می‌تواند نشان دهنده میل کلی به تغییر دیگر مرزها در خاورمیانه از جمله مرزهای ایران باشد، چنین اقدامی پیامدهای منطقهای گستردهای خواهد داشت و ایران ضرورتاً آسیبپذیرترین کشور از این لحاظ نیست.
از سوی دیگر، در صورت حضور کمترینه کرد عراق در نظام حکومتی این کشور به ویژه در مناصب مهم سیاسی ـ امنیتی، عراق نخستین رژیم منطقه خواهد بود که در آن کمترینه قومی و مذهبی در قدرت رسمی سهیم خواهد بود. طبیعی است که این امر خواسته‌های جدی کمترینه کرد و سنی کشورمان را در پی خواهد داشت.[۲۰] البته از جهاتی، بسیاری در ایران، ساختار فدرالیسم و حتی تجزیه عراق را در جهت منافع ملی ایران می‌دانند. از دیدگاه آن‌ها، اگر عراق تجزیه شود، ایران از این تحول سود خواهد برد چون در مرز غربی خود دیگر رقیب قدرتمندی نخواهد داشت و به راحتی می‌تواند نفوذ اقتصادی و فرهنگی خود را در منطقه گسترش دهد؛ البته به شرطی که جامعه بینالمللی اجزای تجزیه شده عراق را به رسمیت بشناسند و ثبات و آرامش نیز بر هر یک از اجزاء پدید آمده حاکم باشد. چنانچه عراق به سه کشور مجزا تجزیه شود و این کشورها دستخوش بیثباتی و مناقشه با یکدیگر باشند، احتمال سرایت بیثباتی از آن‌ها به داخل ایران وجود خواهد داشت و چنین تحولی برای ایران بسیار نگرانکننده خواهد بود.
 
۶: تهدید نظامی موجودیت «جمهوری اسلامی» ایران از سوی اشغال گران عراق (آمریکا)
دخالت و در پی آن حضور آمریکا در عراق، حلقه‌های محاصره ایران را – که پیش‌تر در آب‌های جنوب، در شرق و شمال این کشور شکل گرفته بود – تکمیل کرد و ایران از چهار سو کاملاً در محاصره نظامی آمریکا قرار گرفته است. این وضعیت نه تنها منجر به انزوای بیشتر جمهوری اسلامی، بلکه کاهش قابل توجه ابتکار و قدرت عمل ایران را نیز به همراه داشت و سرانجام آسیب پذیری و شکنندگی امنیت ایران را نیز موجب شد. در واقع، ایران از آغاز، از سیاست آمریکا برای تغییر رژیم در عراق حمایت نمی‌کرد و دلیل آن هم روشن بود؛ چرا که تهران خود را هم هدف این سیاست می‌دید. پیش از حمله آمریکا به عراق، ایران ارتباط مستقیمی با مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و گروه احمد چلبی برقرار کرده بود.
اکنون نگرانی فوری و کوتاه مدت ایران، عراق نیست، بلکه اهداف و نیات آمریکا در قبال جمهوری اسلامی است. نه تنها در تهران بلکه در دمشق، ریاض و حتی قاهره این تصور وجود دارد که بعد از عراق نوبت آن‌ها هستند. آمریکایی‌ها در صورت فائق آمدن بر مشکلات موجود در عراق قطعاً تهدیدهای امنیتی و نظامی خود را بر ایران افزایش خواهند داد. بنابراین ایران خود را برای شروع دشمنی با آمریکا یا رژیم دست نشانده آن در عراق آماده می‌کند. با چنین تصوری، ایران عراق را خط اول این نبرد می‌داند و تلاش می‌کند، از موفقیت آمریکا در این مورد جلوگیری کند. به همین دلیل تهران از همان آغاز در شکلدهی دولت آینده، از طریق گروه‌های شیعه اعمال نفوذ کرده است.[۲۱] در واقع، یکی از مهم‌ترین دلیل‌های متهم ساختن ایران به دامن زدن به جنگ داخلی در عراق و پشتیبانی از شورشیان، همین ترس ایران از کامیابی آمریکا در نخستین گام نابودی «محور شرارت» در همسایگی این کشور و بالا بردن هزینه‌های اشغال نظامی در منطقه است. به سخنی دیگر، در صورت حل مشکلات و تیرگیها میان ایالات متحده و ایران در زمینه‌های اختلاف زا (همچون انرژی اتمی، حقوق بشر و روند صلح خاورمیانه)، منطقه آمادگی بیشتری را برای پذیرش عراق نوین خواهد داشت. [۲۲]
۷: واکنش سنی‌ها و تیرگی روابط میان ایران و کشورهای عرب سنی
با توضیحات گفتار نخست و دوم (ژیوپلیتیک شیعه و واکنش کشورهای عرب)، به نظر می‌رسد خاورمیانه (عربی) آمادگی و توانایی پذیرش دومین کشور شیعه و آن هم عرب را نداشته باشد. در واقع، این مسئله بار دیگر رقابت‌ها و ستیزهای کهنه میان شیعه و سنی را زنده خواهد ساخت و در بعد خارجی، در صورت پشتیبانی کامل ایران از این روند (قدرت یابی شیعیان در عراق و در مواردی حتی سرکوب و محرومیت سنی‌ها در عراق)، ستیزها و رقابت‌های میان ایران و کشورهای عرب سنی افزایش خواهد یافت. به باور «حمید احمدی»، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه، «در واقع، نفس وجود اکثریت شیعه ممکن است برای ایران هم چالش باشد؛ به این ترتیب که اگر تعاملی میان شیعیان و اهل سنت صورت نگیرد و این تضاد فزاینده درکل مناطق خاورمیانه گسترش پیدا کند، به زیان ایران و شیعه است؛ چرا که شیعیان در خاورمیانه در اقلیت هستند و این مسئله، اختلاف شیعه و سنی را بیشتر دامن میزند، همچنان که انفجارهای روزانه عراق گواه این مسئله است. بنابراین اگر نگوییم سلطه، قدرت یافتن شیعیان در عراق یک چالش هم پدید آورده است و بد گمانی سنی‌ها را دامن زده و در نتیجه جهان عرب سنی علیه شیعیان و از جمله ایران موضع گیری کردند که این مسئله ممکن است به منافع ملی ایران آسیب بزند و لازم است ایران در این زمینه دقیق عمل کند.»[۲۳]
«کیهان برزگر»، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاور میانه نیز معتقد است: «اگر عراق به کشوری شیعه محور تبدیل شود، دور جدیدی از رقابت درحوزه سیاست خارجی ایران با جهان عرب رخ خواهد داد و این امر، در درازمدت به نفع ایران نخواهد بود.»[۲۴]
در بعد داخلی عراق نیز اتهام‌ها، ستیزها و کینه‌ها نسبت به ایران و دخالت‌های آن در میان عرب‌های سنی و حتی شیعیان سکولار افزایش یافته است. در این زمینه، برخی از سنی‌های عراق که به شدت از اقدام حکیم مبنی بر درخواست خودمختاری (فدرالیسم) برای جنوب این کشور ناخشنود و نگران شده‌اند، ایران را به نقش داشتن در این زمینه متهم می‌کنند.«ایاد سامرائی» یکی از اعضای حزب عمده سنی عضو کمیته تدوین قانون اساسی می‌گوید: «تقاضای شیعیان برای یک منطقه فدرال را «ناشی از فشار ایران» میدانیم. تصور سنی‌ها این است که بحث فدرالیسم حیلهای برای کنترل جنوب عراق توسط ایران است.»[۲۵] همچنین، «عدنان پاچه‌چی»، رئیس مجمع دموکرات‌های مستقل عراق (عرب سنی)، نیز در واکنش به تدوین قانون اساسی عراق اظهار داشت: «مشکل اساسی این است که بیشتر عراقی‌ها احساس می‌کنند با نظام فدرالی نفوذ ایران در عراق بیشتر خواهد شد؛ به‌ویژه اینکه برخی مقام‌ها که در قدرت هستند، با ایران روابط نزدیکی دارند.»
روزنامه «لس‌آنجلس تایمز» آمریکا نیز در نوشتاری در این زمینه نوشت: «سنی‌ها، ایران را در درخواست فدرالیسم از سوی شیعیان عراق دخیل می‌دانند». این روزنامه با اشاره به اظهارات «ایاد سامرایی»، یکی از اعضای احزاب سنی در عراق مدعی شد: «همه چیز به یک‌باره اتفاق افتاد و ما این مسئله را به عنوان فشاری از سوی ایران تلقی می‌کنیم.»[۲۶]از سوی دیگر، پیدایش گروه‌های پایداری عرب سنی با نامهای مشکوکی همچون: «عمر بن خطاب» (خلیفه عرب فاتح ایران)، «سعد بن ابی وقاص» (یکی از سرداران عرب فاتح ایران در آغاز اسلام)، «القادسیه» (نام جنگ سرنوشت ساز میان امپراتوری شکوهمند ساسانیان و تازیان) و …. و همچنین شیعه کشی و عجمکشی آشکار این گروه‌ها در شهرهای عراق، نشان دهنده زنده بودن نژاد پرستی بعثی در میان این گروه‌ها و اوج دشمنی این گروه‌ها با ایران و بیزاری از هرگونه دخالت ایران در این سرزمین عربی است.
فرجام
روابط عراق با هیچ یک از همسایگانش به اندازه ایران حساس و تاثیرگذار نیست. بیشتر تحلیل گران بر این باورند که رابطه ایران و عراق در فضای نوین پس از صدام یا آن قدر به اتحاد و گرمی می‌گراید که به رابطه میان فرانسه و آلمان پس از جنگ جهانی شبیه می‌شود و یا آن قدر پرتنش خواهد شد که به دو دشمن نیرومند در منطقه تبدیل می‌شوند. تحولات در عراق پس از صدام، نه تنها روابط خارجی این کشور بلکه چارچوب سیاست خارجی و حتی نظام سیاسی مهم‌ترین همسایه ژیوپلتیک آن یعنی ایران را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
افسانه‌هایی که درباره رابطه ایران و عراق گفته می‌شود باید به فراموشی سپرده شود؛ یکی از این افسانه‌ها سرنوشت محتوم دو کشور برای رقابت با یکدیگر است. اینکه گفته می‌شود دشمنی ژیوپلتیک تاریخی، پایه و بنیاد روابط دو کشور ایران و عراق را تشکیل می‌دهد، درست نیست. درک پیچیدگیهای رابطه معاصر میان ایران و عراق نیازمند پذیرش این حقیقت است که تنش‌ها میان دو کشور ریشه در تحولات چند دهه گذشته دارد نه وقایع تاریخی. اما قرائن و شواهد نشان می‌دهد که این بدگمانی و تنش در روابط، پیشینه طولانی ندارد و بیشتر به مسائل روزمره و اتفاقات آنی و منافع استراتژیک بر می‌گردد تا مخالفت ایدیولوژیک و عمیق. از سوی دیگر اگرچه واقعیت‌های ژیوپلتیک همچنان ایران و عراق را از هم جدا می‌کند اما این دو همسایه نشان داده‌اند که بر خلاف ادامه تنش‌ها، آمادگی و توانایی همکاری دوجانبه برای پیگیری منافع خود در خلیج فارس را دارند. دو کشور روابط دیپلماتیک خود را احیا کردند و بخشی از روابط اقتصادی گذشته خود را از سر گرفتند. اگر ایران بتواند با رهبری سیاسی میانه روی عراق بعد از صدام تعامل کند، می‌توان گفت که روابط دو کشور بیشتر از این توسعه می‌یابد.با این وجود، عراق همچنان برای ایران – با توجه به موارد یاد شده در گفتار سوم – هم فرصت و هم تهدید به شمار می‌آید و رفتار بازیگران دو کشور در چگونگی این وضعیت نقش به سزایی دارد. چنانچه هر کدام از دو طرف به زیاده خواهیهای گذشته روی آورد، تحولات اخیر نه تنها فرصت به شمار نمی‌رود، بلکه تهدیدی به تهدیدهای گذشته نیز افزوده می‌شود. از این رو، نوع رفتار بازیگران به ویژه ایران در این دوران ناامنی در عراق و نیاز این کشور به امنیت و ثبات در این زمینه و در آینده روابط دو کشور، مهم ارزیابی می‌شود. عراق نوین نیز در صورت تاکید دوباره بر ملی گرایی و پان عربیسم و یا تحریک قوم عرب خوزستان ایران و یا تشکیل ارتشی تهاجمی، دوباره به تهدیدی آشکار برای ایران تبدیل خواهد شد.
 
پی نوشت ها:
[۱۳]- “گفت و گوی با اسدالله اطهری”، پیشین، [۱۴]- Michael Renner, “Post Saddam Iraq: Linchpin of a New oil order”, www.fpif.org. p. ۲.[۱۵]- James Bartis, “Iraqi Oil and the Global Economy,” in: www.rand.org. و همچنین: محمد صفائی، “عراق، خصوصی سازی منابع نفت و بازسازی”، روز نامه همشهری، ۱۸ مرداد ۱۳۸۲، ص ۱۳.Andrew Parasilifi, “The military in Iraqi politics,” in Joseph A.Kechichian, ed., Iran, Iraq and the Gulf States, New York: Palgrave, ۲۰۰۱, p۸۹. – Patrick Clawson, op. cit.[۱۶] – Craig S. Smith, “Groups Outline Plans for Governing a Post-Saddam Iraq,” New York Times, December ۱۸, ۲۰۰۲. – Judith Miller and Lowell Bergman, “Iraqi Opposition Is Pursuing Ties with Iranians,” New York Times, December ۱۳, ۲۰۰۲. – Barbara Slavin, “Iraq a Harsh Climate to Try to Grow Democracy,” USA Today, November ۱۲, ۲۰۰۲.”تحلیل شرایط پیش روی امریکا در عراق و استراتژی ما”، معاونت سیاست خارجی، ماه نامه برداشت اول، سال سوم، شماره ۲۳، ص. ۸۰. “آیا ایران در جنگ عراق پیروز می‌شود؟”، پیشین.[۱۷]- کیهان برزگر، “ایران و عراق جدید: چالش‌ها و فرصت‌های پیش رو”، فصل نامه حقوق و سیاست، سال اول، شماره ۱، زمستان ۱۳۸۳. ص ۵۶- ۳۷.[۱۸]- “گفت و گو با داود هرمیداس باوند”، پیشین.[۱۹]- روزنامه شرق، “خاورمیانه و یک انتخابات”، پیشین. و همچنین: هوان کول؛ استاد تاریخ دانشگاه شیکاگو، “نگاهی به تاریخچه شیعیان عراق”، همشهری دیپلماتیک، دی ماه ۱۳۸۳، شماره ۳۴.- پیر محمد ملازهی، پیشین. [۲۰]- محمود سریع‌القلم، “سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بازبینی نظری و پارادایم ائتلاف”، تهران، مرکز تحقیقات استراتژیک، ۱۳۷۹، ص ۱۳۸. و همچنین:Nasser Hadian – Jazy, op. cit. – محمد رضا جلیلی، پیشین. علی انصاری، پیشین. [۲۱]- “پیش بینی آمریکا درباره روابط ایران و عراق پس از صدام”، پیشین. و همچنین: محمد رضا جلیلی، پیشین.[۲۲]- برای آگاهی بیشتر از تهدیدهای حضور ایالات متحده در عراق برای ایران بنگرید به: کیهان برزگر، “تهدیدهای امنیتی ایران در عراق جدید”، مجموعه مقالات پانزدهمین سمینار خلیج فارس، تابستان ۱۳۸۴. ص ۲۱۱- ۱۹۷.[۲۳]- “گفت و گوی با حمید احمدی”، پیشین،[۲۴]- کیهان برزگر، “ایران و عراق جدید: چالش‌ها و فرصت‌های پیش رو”، پیشین،[۲۵]- کورش احمدی، “توافق نهایی”، همشهری دیپلماتیک، مهر ماه ۱۳۸۴، شماره ۶۹. [۲۶]- www.did.ir.

برگرفته از کتاب شیعیان عراق نوشته علی نادری دوست
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها