صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > جغرافیای جهان اسلام > جغرافیای شیعه > عراق > تغییر آرایش سیاسی عراق و تاثیر آن بر روی جمهوری اسلامی ایران
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


شیعیان عراق چه نقشی در ساختار سیاسی آینده این کشور خواهند داشت و تأثیر این تحولات بر امنیت و منافع ملی ایران چه خواهد بود؟
با بررسی عوامل مؤثر در این زمینه از جمله پیاده سازی «طرح خاورمیانه بزرگ» از سوی ایالات متحده در این منطقه و تاکید این طرح بر مردم سالاری و حاکمیت بیشترینه جمعیت، بیشترینه بودن شیعیان در بافت جمعیتی عراق، قانون اساسی عراق و تاکید آن بر حاکمیت مردم، انتخابات و نظام پارلمانی، و سرانجام، نقش بی همتای مرجعیت شیعه در رهبری و یک پارچگی شیعیان عراق، می توان به این پرسش بنیادین پاسخ داد.
در واقع، همان گونه که در متن به آن اشاره شد، شیعیان عراق به مسیر بی بازگشتی گام نهاده‌اند. راهبرد ایالات متحده در منطقه و فروپاشی رژیم بعث و نهادهای قدرت آن، خلأ قدرتی را در عراق به وجود آورده است که تنها با حکومت بیشترینه جمعیت (طبق برنامه و راهبرد ایالات متحده) این خلأ قدرت پر می‌گردد. به بیانی دیگر، ایالات متحده، هم به جهت سرنگونی رژیم بعث و هم به لحاظ پشتیبانی از مردم سالاری و حکومت بیشترینه، در راستا با خواسته‌ها و منافع بیشترینه جمعیت عراق یعنی شیعیان حرکت کرده است.
در این فرایند، از یک سو، ساختارها و نهادهای قدرت رژیم پیشین بعثی و عرب‌های سنی فرو پاشیده است و باقی مانده‌های آن در حال سرکوب و نابودی‌اند، و از دیگر سوی، گروه‌ها و جریان‌های شیعه که از سازمان دهی و نهادمندی بسیار بالایی برخوردار هستند، در حال استوار سازی و تحکیم پایه‌های قدرت خود در حاکمیت عراق هستند. این روند در کنار بیشترینه شدن شیعیان در پارلمان و کابینهای آن در حال سرکوب و نابودی‌اند، و از دیگر سوی، گروه‌ها و جریان‌های شیعه که از سازمان دهی و نهادمندی بسیار بالایی برخوردار بوده در حال استوار سازی و تحکیم پایه‌های قدرت خود در حاکمیت عراق هستند. این روند در کنار بیشترینه شدن شیعیان در پارلمان و کابینه پذیر است.
با گسترش نهادهای اطلاعاتی و امنیتی برای کنترل مرزها و سرکوب تروریسم – که از سیاست‌های اصلی دولت نوری مالکی است – و ایجاد نیروهای پلیس و ارتش ملی با بیشترینه اعضای شیعه و زیر نفوذ گروه‌ها و جریان‌های اصلی شیعه، واپسین امیدهای گروه‌های بازمانده بعثی، وفاداران صدام، عرب‌های سنی، وهابی‌ها و سلفی‌های خارجی و سرانجام کشورهای عرب همسایه برای بازگشت نظام بعثی و حاکمیت دوباره عرب‌های سنی تبدیل به یاس شده است.
راهبرد ایالات متحده مبنی بر گسترش مردم سالاری و حاکمیت بیشترینه جمعیت که در «طرح خاورمیانه بزرگ» بازتاب یافته است، در این مسیر نقش به سزایی دارد. در واقع، – همان گونه که در فصل دوم به آن اشاره شد – به دلیل حاکمیت حکومت تمامیت خواه (توتالی‌تر) بر بغداد، امکان هر گونه تحولی از درون در عراق ناممکن بود؛ و از این رو، راهبرد ایالات متحده، هم در سرنگونی رژیم بغداد، هم در جایگزینی آن با حکومتی مردم سالار با بیشترینه شیعه و هم در استواری پایه‌های این حکومت نوپا در آینده نقش به سزا و کلیدی داشته و خواهد داشت.
خشکاندن ریشه‌های تروریسم که در راستای پی گیری این راهبر از سوی اایالات محتد با جدیت در منطقه و اطراف آن (افغانستان، پاکستان، کشمیر، آسیای میانه، قفقاز، عربستان، یمن، سومالی، سودان و…..) دنبال می‌شود، در کاهش خشونت‌ها و افزایش ثبات و آرامش در عراق بسیار مؤثر است. در واقع، سرکوب گروه‌های تروریستی فرا مرزی به ویژه «القاعده» به رهبری «اسامه بن لادن»، وهابی سعودی، و نمایندگان آنان در عراق، در کاهش درگیری‌ها و جلوگیری از وقوع جنگ داخلی در عراق – که ثبات و موجودیت حکومت شیعه را با تهدید جدی رو به رو می‌کند – نقش بسیار مهم و به سزایی دارد.
در همین راستا، حضور نیروهای نظامی ایالات متحده در عراق برای ثبات و دوام مردم سالاری نوین عراق مهم ارزیابی می‌شود. حضور نیروهای اشغالگر، به ویژه نظامیان ایالات متحده، اگر چه نگرانی جدی برخی کشورهای همسایه عراق به ویژه ایران و سوریه را برانگیخته است، اما به گونه ای وارونه، برای استواری و تقویت مردم سالاری نوپا و حکومت شیعه عراق عمل می‌کند. این حضور به حدی مهم و سرنوشت ساز است که در طول سه سال گذشته از اشغال عراق (۲۰۰۶-۲۰۰۳)، هیچ کدام از کشورهای هم پیمان ایالات متحده در عراق، حاضر به استقرار نیروهای خود در مثلث مرگبار سنی (موصل، بغداد، رمادی) و هم کاری با نیروهای ایالات متحده در سرکوب و رویارویی با نیروهای شورشی سنی داخلی و خارجی در این محدوده نگردیدند.
افزون بر این عوامل بیرونی، عوامل درونی بسیاری نیز در استوار سازی حاکمیت شیعیان در عراق ایفای نقش می‌کنند. شیعیان، اکنون، هم در سراسر کشور و هم در پایتخت و بسیاری از شهرهای مهم، به ویژه بندر راهبردی بصره و نجف، بیشترینه اند. بیشترینه بودن شیعیان به ویژه در پایتخت و حومه آن، وضعیت و جایگاه آنان را در عراق نسبت به آغاز صده بیستم و سال‌های استقلال از انگلستان، به اندازه چشم گیری تغییر داده است. دیگر، همچون آن سال‌ها، سنی‌ها، تنها شهر نشینان و فرهیختگان کشور به شمار نمی‌روند که خود را حاکمان طبیعی و بی چون و چرای کشور قلمداد کنند.
شیعیان، در ۹ استان میانی و جنوبی (از ۱۸ استان کشور)، بیشترینه مطلق‌اند؛ و در استان پایتخت، بغداد، آنان بیشترینه اند؛ در حالی که سنی‌ها در سه استان بیابانی و کم اهمیت در مرکز، باختر و شمال باختری عراق (انبار، صلاح الدین، موصل) گروه بیشترینه را تشکیل می‌دهند. این تحولات و جا به جایی‌های جمعیتی سبب شده است تا شیعیان – به ویژه در پایتخت – بیش از پیش خود را عراقی و صاحب کشور به شمار آورند، تا جایی که برای نمونه، بر خلاف تا شیعیان استان‌های میانی و جنوبی به ویژه بصره و نجف و کربلا که خواهان خود مختاری و نظام فدرالی هستند – تا ازاین راه جلوی تمامیت خواهی و اقتدار دولت‌های آینده در بغداد را بگیرند – (طیف حکیم)، شیعیان بغداد و حومه آن، با هرگونه خود مختاری بخش‌های شیعه نشین مخالف بوده و آن را برای یکپارچگی کشور خطرناک می‌دانند (طیف مقتدا صدر و ملی گراهای شیعه پایتخت). آنان در این زمینه حتی با کرد ها در شمال و در استان‌های کرکوک و دیالی (استان‌های مورد مناقشه حکومت خود مختار کردستان و عرب‌ها) در چند مورد برخورد و درگیری پیدا کردند.
از سوی دیگر، استان‌ها و بخش‌های شیعه نشین عراق از مهم‌ترین بخش‌های کشور به شمار می‌آیند. شیعیان بر میان رودان و زمین‌های حاصل خیز آن و بر نیمی از منابع نفتی عراق که در جنوب این کشور واقع است، تسلط دارند. آن‌ها همچنین، بر بندر راهبردی بصره – که تنها راه ارتباطی عراق با آب‌های آزاد به شمار می‌آید – حاکم‌اند. نیمی از مرزهای راهبردی عراق با همسایه مهم آن، ایران، زیر سلطه شیعیان است و ……
این اهمیت بخش‌ها و استان‌های شیعه نشین عراق، بر اهمیت شیعیان در آینده عراق و در صحنه سیاسی کشور باز هم بیشتر می‌افزاید؛ و از این رو، نادیده انگاشتن آنان در آینده عراق بسیار مشکل است.
مرجعیت شیعه مستقر در عراق نیز بر جایگاه شیعیان و افزایش وزنه آنان در این کشور نقش بسیاری دارد. حوزه نجف، مهد مرجعیت شیعه بوده و این نهاد در یک پارچه سازی شیعیان و هماهنگ سازی اقدام‌های آنان نقش به سزایی دارد. آن چه بر اهمیت این نهاد در صحنه سیاسی و اجتماعی عراق می‌افزاید، نبود همتا و نمونه این نهاد در میان عرب‌های سنی و کرد ها است به این ترتیب با وجود شکاف‌ها و اختلاف‌های میان گروه‌های گوناگون عرب سنی و کرد، شیعیان با راهنمایی و هدایت نهاد مرجعیت در اقدام‌ها و رفتارهای خود به ویژه رفتارهای انتخاباتی، هماهنگ تر و یک پارچه تر ظاهر می‌شوند. این عوامل، به اثبات این ادعا کمک می‌کند که شیعیان نقش و نفوذ بالا و حتی مسلطی را در ساختار سیاسی آینده عراق خواهند داشت و دست کم در موارد و موقعیت‌های بسیاری، نسبت به کرد ها و عرب‌های سنی دارای برتری و ارجحیت هستند.
عراق شیعه، تأثیرها و پیامدهای منطقه ای بسیاری نیز با خود به همراه خواهد داشت. عراق، دروازه خاوری جهان عرب بود و در چند صده و چند دهه گذشته، با قدرت از این دروازه در برابر چشم داشت‌ها و دست درازی‌های دشمن تاریخی و سنتی تازیان، یعنی ایران، پاسداری و محافظت می‌کرد. افزون بر پاسداری نژادی، زبانی و سرزمینی، عراق، پاسدار آیین سنی – در برابر ایران شیعه – نیز بود که بخش جدا ناپذیر عربیت به شمار می‌آمد. عراق، تنها، دروازه خاوری جهان عرب نبود، بلکه این کشور دل جهان عرب و دارای داعیه رهبری جهان عرب نیز بود و به همراه مصر و تا حدودی سوریه، در پی ریزی و بنیاد ایدیولوژی های پان عربی و نژاد پرستی عربی نقش بسیار مهم وکلیدی داشت.
فروپاشی این دروازه و این دل تپنده، لرزه بر اندام جهان عرب انداخت و پایه‌ها و بنیادهای پوسیده آن را در هم شکست. جهان عرب و اتحادیه عرب – که بر پایه ایدیولوژی پان عربیسم بنیاد نهاده شده است – اکنون شاهد این واقعیت هستند که در دل این جهان و پایتخت افسانه ای هزار و یک شب آن، کرد های ایرانی تبار و شیعیان ایرانی آیین بر اورنگ پادشاهی تکیه زده‌اند و هم پیمانان سنتی و همیشگی آنان (عرب‌های سنی) در مثلث سنی نشین در حال سرکوب و نابودی‌اند. از این رو، عبدالله دوم، پادشاه اردن، از خطر هلال شیعه می‌گوید، ملک عبدالله، پادشاه عربستان، به خاطر انداختن عراق به دامان ایران از ایالات متحده گله می‌کند، آل خلیفه در بحرین بر خود می‌لرزد و شیعیان لبنان ظهور دومین پشتیبان خود را جشن می‌گیرند.
کشورمان، ایران، نیز به باور بسیاری از کارشناسان و پژوهشگران امور خاورمیانه، از برندگان بزرگ و حتی بزرگ‌ترین برنده این تحولات به شمار می‌آید. ایران بدون صرف کوچک‌ترین هزینه ای، از شر بزرگ‌ترین خطر راهبردی منطقه ای خود رهایی یافت؛ به ناگاه بن بست تاریخی باختر کشور گشوده شد؛ سایه سنگین و شوم نژاد پرستی عربی از همسایگی آن رخت بر بست؛ مرزهای خاورمیانه شیعه و سنی از باختر ایران به باختر عراق جا به جا شد؛ رفت و آمدها، داد و ستدها و بده و بستان‌های فرهنگی، اجتماعی، جمعیتی و اقتصادی مرزهای پهناور باختری ایران به حالت طبیعی درآمد؛ دوستان این کشور در عراق به قدرت رسیدند؛ ایران از تنهایی تاریخی، دینی و ژیوپلیتیک خود بیرون آمد؛ و در یک کلام جهان ایرانی از بن بست باختری خود رهایی یافت و این جهان پس از چندین صده، بار دیگر به میان رودان بازگشت.
از این روست که زلمای خلیل زاد، سفیر افغانی تبار ایالات متحده در بغداد، از فرستادن صورت حسابی مفصل در فرصتی مناسب برای ایران سخن می‌گوید و موفق الربیعی، مشاور امنیت ملی عراق، از شاهکار ایالات متحده در روی کار آوردن دوستان نزدیک ایران در بغداد می‌گوید که به باور او، حتی اگر ایران خود، بغداد را تصرف می‌کرد، توانایی چنین کاری را نداشت.
 
 
برگرفته از کتاب شیعیان عراق نوشته ی علی نادری دوست
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها