پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم

پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم

 

ایاس بن اکوع به نقل از پدرش گفت: رسول خدا (ص) ابوبکر را به سوی طائفه فزاره فرستاد، من هم همراه او بودم، تا اینکه نزدیک آبگاه شدیم. ابوبکر شادمان شد، هنگامی که نماز صبح را خواندیم به ما فرمان حمله داد، از همه طرف یورش بردیم و به آب رسیدیم. ابوبکر عده‌ای را به قتل رساند در حالی که من با او بودم.
سلمه هم که آنجا حضور داشت، اضافه کرد: گردن مردم را دیدم در حالی که فرزندان در میان آنها بودند، ترسیدم که قبل از من به کوه برسند، به آنها رسیدم، تیری بین آنها و کوه انداختم.وقتی تیر را دیدند برخواستند، در این هنگام گروه آنها از جانب جلو دسته از هم پاشیدند، زنی از آن قبیله با دخترش در میان آنها بود، دختر او از نیکوترین زنان عرب بود.آن‌ها را نزد ابوبکر آوردم، ابوبکر دختر را به من عطا کرد، روبند او را برنداشتم تا قدم به مدینه گذاشتم.
پس شب را نزد من سر کرد، روبند او را برنداشتم تا اینکه رسول خدا (ص) در بازار مرا دید و گفت: ای سلمه، زن را به من ببخش.گفتم: ای پیامبر خدا، به‌خدا سوگند مرا به تعجب انداختی؛ در حالی که روبند او را برنداشتم.
پیامبر (ص) سکوت کرد تا اینکه فردا مرا در بازار دید و گفت: ای سلمه! زن را به من ببخش تا خدا پدرت را ببخشد.گفتم: ای رسول خدا (ص)! مال تو.
رسول خدا (ص)، دختر را به مکه فرستاد و در مقابل اسیرانی از مسلمانان را که در دست مشرکین بودند بازخرید.[۱]
به‌یقین واضح است که رئیس حکومت با عناوین مختلفش سلطان باشد یا ملک، طبق معمول از قدرتی قوی برخوردار است که دیگران نمی‌توانند از تحقق خواسته‌اش اجتناب کنند، به همین دلیل هنگامی که رئیس حکومت چیزی خاص طلب می‌کند اگر چه کاری شخصی باشد طرف مقابل سعی نمی‌کند که از تحقق خواسته او امتناع ورزد؛ زیرا خوب می‌داند که رد آن یعنی هلاکت او.
ولی رسول خدا (ص) کسی است که از امتیاز سلطان حاکم برخوردار است و علاوه بر آن موضع دینی او در جامعه دینی به گونه‌ای است که هر کس از پذیرش خواسته‌های او امتناع ورزد بدون اینکه بترسد مقابلش می‌ایستد، همانطور که سلمه در بار اول انجام داد.
قابل توجه است که پیامبر پاسخ رد را با تنفر و خشم جواب نداد، بلکه با آرامشی کامل برگشت تا خواست خود را دوباره با روشهای جلب دوستی و مهربانی با طرف مقابل مطالبه کند.بدون شک درخواست پیامبر جنبه شخصی نداشت و فقط به دلیل مسلمانان بود و با وجود اینکه رسول خدا (ص) آن زن را از سلمه به زور نگرفت بلکه فقط انتظار خشنودی او را در بخشش می‌کشید.
از این موضع می‌توانیم جایگاه کیان امت اسلامی را کشف کنیم که هرگز بر پایه استبداد و ظلم نبوده بلکه بر پایه عدالت، آزادی و احسان بنا شده است. بنابر این کسی که می‌خواهد در سایه بهترین امتی که از میان مردم پدید آمده است زندگی کند باید استبداد را از خود دور کند و از ظلم اجتناب ورزد.
 
پی نوشت ها
[۱] ابن سعد، ۲ / ۱۱۸.
 
برگرفته از کتاب “یکصد تصویر درخشان از زندگانی حضرت رسول اکرم (ص)” نوشته ی طالب خان ترجمه ی ارسلان ایلکااختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
 

 

 

http://shiastudies.com

پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم. پیامبر اکرم (ص) ، نه برای ستم

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.