پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد

پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد

پیامبر (ص) در روزهای پایانی عمر شریف خود و با وجود بیماری شدید به بلال فرمود: ای بلال! همه مردم را جمع کن.مردم جمع شدند. رسول خدا (ص) عمامه بر سر بست، بر کمان خود تکیه داد و وارد مسجد شد و بالای منبر رفت. خدا را سپاس گفت و فرمود: ای اصحاب من! من برای شما چگونه پیامبری بودم؟ در میان شما جهاد نکردم؟ دندان‌های رباعی‌ام نشکست؟ پیشانی‌ام بر خاک نیامد؟ خون بر چهره‌ام روان نشد و محاسنم را فرانگرفت؟ از نادان‌های قوم خود سختی و مشقت ندیدم؟ سنگ گرسنگی بر شکم نبستم؟
گفتند: ای رسول خدا! تو شکیبا بودی و جلوی منکرات را گرفتی، خدا تو را بهترین پاداش دهد.پیامبر فرمود: خدا به شما هم پاداش دهد.
سپس فرمود: پروردگارم حکم کرد و سوگند خورد که از ستم هیچ ستمکاری نگذرد. شما را به خدا! هر کدام از شما از محمد ظلم و ستمی دیده برخیزد و قصاص کند. برای من قصاص در دنیا، محبوب‌تر از قصاص در آخرت در برابر فرشته‌ها و پیامبران است.مردی از آخر جمعیت به نام سواده بن قیس برخاست و عرض کرد: ای رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت! هنگامی که از طائف برگشتی به پیشوازت آمدم، سوار شتر بریده گوش خود بودی و تازیانه در دست داشتی، تازیانه بلند کردی که به شتر بزنی تازیانه به شکم من خورد، و نمی‌دانم عمدی بود یا خطا؟پیامبر (ص) فرمود: به خدا پناه می‌برم از این که عمدی بوده باشد.سپس فرمود: ای بلال! برخیز و به منزل فاطمه برو و تازیانه ترکه‌ای را بیاور.
بلال در حالی که به‌خانه فاطمه (س) می‌رفت در کوچه‌های مدینه فریاد می‌زد: ای مردم! هر کسی قصاصی دارد پیش از قیامت بپردازد، این خود محمد است که پیش از قیامت قصاص خود را می‌پردازد.بلال درب خانه فاطمه (س) را کوبید و گفت: ای فاطمه (س)! برخیز، پدرت تازیانه ترکه‌ای را می‌خواهد.فاطمه (س) نزدیک شد و فرمود: پدرم با تازیانه ترکه‌ای چه کار دارد؟! امروز روز تازیانه نیست.بلال گفت: ای فاطمه! نمی‌دانی که پدرت به منبر رفته و با اهل دین و دنیا وداع می‌کند.
فاطمه (س) فریاد کشید و فرمود: وای از این غم! این غم تو پدر بزرگوارم، چه کسی سرپرست فقرا و مساکین و مسافران در راه مانده است؟ ای محبوب خدا و محبوب دل‌ها؟سپس تازیانه را به بلال داد.بلال تازیانه را به رسول خدا’ رساند.رسول خدا’ فرمود: پیرمرد کجاست؟او برخاست و گفت: ای رسول خدا’! پدر و مادرم به فدایت، من اینجا هستم.پیامبر فرمود: نزد من بیا و مرا قصاص کن تا راضی شوی.پیرمرد گفت: شکمت را برایم آماده کن.رسول خدا (ص) شکم را برهنه کرد.
پیرمرد گفت: ای رسول خدا’! پدر و مادرم به فدایت، آیا اجازه می‌دهی دو لب بر شکم مبارکت قرار دهم؟پیامبر به او اجازه داد.پیرمرد بوسه زد و گفت: از دوزخ به محل قصاص از شکم رسول خدا پناه می‌برم.رسول خدا (ص) فرمود: ای سواده! از من درگذشتی یا قصاص می‌کنی؟گفت: ای رسول خدا’! درگذشتم.پیامبر فرمود: خدایا از سواده درگذر، چنانچه از پیامبرت محمد درگذشت.[۱]
قبل از اینکه مرگ پیامبر فرا رسد به او یک بار دیگر بر جامعه مسلمین ظاهر شد تا مبادی و روش رسالت خود را تمام و کمال بیان کند بدون اینکه سنگینی بدن و خستگی جسم او بر اثر بیماری سد راه او شود. او عمامه را بر سر بست، بر کمان خود تکیه زد و پاهای خود را می‌کشید و با توجه به اینکه بیماری شدید او را ناتوان کرده بود به سوی منبر خود روانه شد.آیا می‌دانی که پیامبر (ص) در چنین ساعتی و در چنین وضعیتی چه چیز را می‌خواهد بیان کند؟هنگامی که سکوت بر جان‌ها سایه افکنده، گوش‌ها تیز شده، چشم‌ها نظاره گر شده، قلب‌ها به شگفتی افتاده و در اذهان سؤال پیش آمده است… که فراخوانی مردم برای چیست و پشت قضیه چیست؟وقتی رسول خدا’ از حاضرین سؤال می‌کند من برای شما چگونه پیامبری بودم؟
او با بیان تحمل رنج درمسیررسالت خود، سؤال خویش را ادامه می‌دهد، گویی می‌خواهد مسائل پشت پرده را بیان‌کند تا کسی از میدان عمل دین عقب نشینی نکند. اگر دندان‌های رباعی‌اش شکست؛ خون بر چهره او روان شد و سنگ گرسنگی بر شکم خود بست با همه مشکلات و سختی‌ها توانست مسیر را دنبال کند.
رسول خدا’ به خاطر کیان امت و تبلیغ دین خود همه آن مشکلات را تحمل کرد، آیا درست است که ما مسلمانان برای حفظ شخصیت و برتری منزلت خود بعضی از اذیت و آزارها را در زندگی خود تحمل نکنیم؟همانطور که پیامبر’ ما بخاطر ساختار امتی دینی فداکاری کرد؛ اوامر خدا را اجرا کرد؛ منکرات را نهی نمود؛ حق را برپا داشت و باطل را از بین برد، ما هم باید فداکاری کنیم.پیامبر به بیان این مسئله بسنده نکرد که ما را با بیهودگی به سمت عملی جدی برای برافراشته شدن پرچم اسلام رهبری نماید تا با ایجاد هر سختی عقب نشینی نکنیم بلکه با راهنمایی خود مسئله مهم دیگری را مطرح کرد و مسلمانان را به آن مسئله فراخواند تا در مسیر ظلم وارد نشوند با سخن خود، آن‌ها را از ظلم برحذر داشت، همانا پروردگارم حکم کرد و قسم خورد که از ستم هیچ ستمکاری نگذرد.
برای اینکه کسی در حین ظلم کردن بر مردم نگوید که من با عمل و فعالیت دینی خودم برترم و دارای اعتبار و منزلتی در جامعه هستم، پیامبر (ص) با درخواست از مردم با سخن خود چنین گفت: هر کدام از شما از محمد ظلم و ستم دیده برخیزد و قصاص نماید.
در این هنگام، سواده بن قیس برخاست و از رسول خدا’ درخواست قصاص کرد. رسول خدا’ از او خشمگین و آزرده نگردید بلکه با رضایت به او اختیار تام داد که قصاص کند یا ببخشد و رضایت دهد.روشن است که پیامبر (ص) یقین داشت آنچه از او صادر شده هرگز عمدی نبوده است.چون پیامبر (ص) خود صاحب شریعت، عامل به دین خداوند و مجاهد فی سبیل الله است، از مردم می‌خواهد که اگر از طرف او به کسی ظلم شده است از او بخواهند که قصاص را قبول کند در این صورت آنچه که به فکر مردم می‌رسد این است که خودشان را از ظلم و ستم دور نگهدارند.
منظور این نیست که چاره‌ای از ارتکاب ظلم و ستم نداریم بلکه باید خود را حفظ کنیم تا به واسطه آن به هر شکل و رنگی از ظلم و ستم دوری جوئیم.منظور از بیان این سخن این است که آنچه را که از بیان پیامبر (ص) الهام می‌گیریم حکایت ضرورت تلاش جدی در راه خداست که بدون هیچ شکی آن کار امری مطلوب است، ولی هرگاه این عمل با ظلم مخلوط گردد منجر به فساد می‌شود که امید خیری از آن نمی‌رود.
به هر ترتیب اگر عمل در راه خدا باشد، نباید موافق با ظلم باشد تا مبارک گردد.
 
پی نوشت ها
[۱] ابن بابویه قمی، امالی الصدوق / ۵۰۷ – ۵۰۶.
 
برگرفته از کتاب “یکصد تصویر درخشان از زندگانی حضرت رسول اکرم (ص)” نوشته ی طالب خان ترجمه ی ارسلان ایلکااختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

 

 

 

http://shiastudies.com

پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد.پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد. پیامبر اکرم (ص) ، تا عمل مبارک باشد
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.