پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است

پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است

رسول خدا (ص) آخرین مراسم حج را در عمر گرانمایه (باعزت) خود به پایان رساند -حجه الوداع- و راه مدینه را در پیش گرفت. وقتی به محلی بین مکه و مدینه یعنی غدیرخم رسید، یاران خود را جمع کرد و درباره برتری علی (ع) و بیزاری از گروهی از سربازان علی (ع) که با آن حضرت به سرزمین یمن اعزام شده بودند و از عدالت علی (ع) در تقسیم غنائم به بخل تعبیر می‌کردند و نیز درستی کار آن حضرت سخنرانی کرد.
و در این باره گفت: ای مردم! من بشری مثل شما هستم، خداوند مرا آگاه کرده است که مرگ من نزدیک است دعوت حق را لبیک بگویم و از میان شما بروم، من مسؤولم و شما نیز مسؤول هستید، درباره من چه فکر می‌کنید؟یاران پیامبر گفتند: گواهی می‌دهیم که تو آیین خدا را تبلیغ کردی و نسبت به ما خیرخواهی و نصیحت کردی و در این راه بسیار کوشیدی، خداوند به تو پاداش نیک دهد.
پیامبر فرمود: آیا شما گواهی نمی‌دهید که جز خدا، خدایی نیست و محمد بنده و پیامبر خدا است؟ بهشت و دوزخ و مرگ حق است، و روز رستاخیز بدون شک فرا خواهد رسید و خداوند کسانی را که در خاک پنهان شده‌اند زنده خواهد کرد؟
یاران گفتند: گواهی می‌دهیم.پیامبر فرمود: خدایا شاهد باش.
سپس مسلمانان را بر تمسک به کتاب خدا تشویق فرمود، و آنان را به اهل بیت خود وصیت نمود و فرمود من دو چیز گرانبها و ارزشمند در میان شما باقی می‌گذارم، کتاب خدا و اهل بیت و فرزندانم را و این دو هرگز از هم جدا نمی‌شود تا اینکه در قیامت در کنار حوض به من برسند.[۱] سپس در حق علی (ع) همانطور که مکرر بر آنان گفته بود سخن گفت و در ادامه سه مرتبه فرمود: آیا من بر شما از خودتان اولی‌تر و سزاوارتر نیستم؟ در حالی که یاران تصدیق و اعتراف می‌کردند، پیامبر دست علی (ع) را بلند کرد و فرمود: هر کس را که من مولای اویم، علی مولای اوست. خداوندا! کسانی را که علی را دوست دارند دوست بدار، و کسانی که با او دشمن هستند دشمن بدار؛[۲]
یاران علی (ع) را یاری کن، دشمنان علی (ع) را خوار و ذلیل نما، و او را محور حق قرار بده…وقتی سخنان پیامبر (ص) در همه نواحی و شهرها پخش و پذیرفته شد، حارث بن نعمان قدم به مدینه نهاد و شتر خود را کنار مسجد به زانو زدن واداشت و وارد مسجد شد. پیامبر (ص) در مسجد نشسته بود و یارانش اطراف او گرد آمده بودند. او مقابل پیامبر زانو زد و نشست و گفت: ای محمد! تو به ما امر کردی که شهادت بدهیم جز خداوند هیچ معبودی نیست و تو فرستاده خداوند هستی. ما آن را از تو پذیرفتیم، به ما امر کردی که شبانه روز پنج وعده نماز بخوانیم، ماه رمضان روزه بگیریم، اموالمان را پاک کنیم و حج خانه خدا را بجای آوریم ما آن را از تو قبول کردیم. از این هم راضی نشدی تا اینکه بازوان پسرعمویت را بلند کردی و او را برتر دانستی و گفتی: کسی که من مولای او هستم، علی مولای اوست… آیا این حرف از خداست یا از جانب خودت؟
چشمان رسول خدا (ص) سرخ شد و فرمود: قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این سخن از جانب خداست نه من، سه بار خداوند آن را بیان کرده است.حارث از جای خویش برخاست در حالی که می‌گفت: خدایا! اگر آنچه را محمد می‌گوید درست باشد پس سنگی از آسمان بر ما بیفکن یا عذابی دردناک برای ما بیاور.او به درب مسجد نرسیده بود، سنگی از آسمان فرو آمد و او را کشت.[۳]
رسالت، علاقه و مطامع شخصی نیست بلکه فقط وحی از جانب خداوند است؛ آن‌ها رسالت خدا را نمی‌دانند و درک نمی‌کنند مگر کسانی که قلب‌ها و وجود آنها پاک است، اما کسانی که پیوسته شرک در فضای وجودشان – اگرچه به شکل مخفی – آشیانه ساخته در منبع رسالت ذوب نمی‌شوند. به همین دلیل در سخن رسول خدا (ص) شک می‌کنند؛ رسولی که از تمایلات خود سخن نمی‌گوید بلکه آنچه را می‌گوید وحی از جانب خداوند است.
از رسول خدا (ص) به دور است که سمت و سوی جاهلیت را بپذیرد و خویشاوندان را بر سایر مردم ترجیح دهد نه برتری حقیقی یا کرامتی به آنها دهد که به وسیله آن، آن‌ها را متمایز سازد. تاریخ، به روشنی بیان می‌کند زمانی که بعضی عموها و خویشان پیامبر[۴] در کفر به سر می‌بردند، پیامبر با آنها می‌جنگید؛ زیرا معیار سنجش رسول خدا (ص) در زندگی چیز دیگری بود.
اگر بخواهیم در مسیر پیامبر (ص) حرکت کنیم، باید رسالت را معیار سنجش در زندگی خود قرار دهیم بدون اینکه افکار جاهلیت را وجه تمایزی برای خود نسبت به افراد جامعه محسوب نمائیم. تحقق این امر ممکن نمی‌گردد مگر اینکه دل‌های خود را از ناخالصی‌های شرک پاک و پاکیزه نمائیم و بدون شک و تردید تسلیم اوامر پیامبر (ص) و رسالتش گردیم.
 
پی نوشت ها
[۱] این روایت به حدیث ثقلین مشهور است و علمای اهل تسنن تعبیرات مختلفی (مانند ثقلین و خلیفتین) در کتب خود از رسول خدا ص روایت کرده‌اند، و معنای آن این است که کتاب خدا و عترت پیامبر با یکدیگر بوده و یادگار پیامبر است و تا قیامت از یکدیگر جدا نمی‌شوند.[۲] جریانات غدیر خم یکی از حوادث مهم اسلام است که رسول خدا ص ولی و سرپرست بعد از خود را برای امت اسلامی معرفی کرده‌اند و این روایت در کتب شیعه و اهل تسنن متواتر نقل شده است و کتابهای مستقلی نوشته شده است که ما به بعضی در منابع اهل تسنن اشاره می‌کنیم،[۳] السیره الحلبیه، ۳ / ۳۳۷ – ۳۳۶.[۴] ابو لهب عموی پیامبر که با رسالت آن حضرت دشمنی داشت پیامبر نیز با او دوستی نداشت تا آنجا که سوره تبت نازل شد اما در همان زمان حضرت ابوطالب با تمام وجود به یاری پیامبر پرداخت تا جایی که حتی در سالهای محاصره پیامبر در شعب ابی طالب ایشان همراه پیامبر بوده و دائماً در دفاع آن حضرت می‌کوشید و پیامبر آنچنان ایشان را دوست می‌داشت که سال وفات ایشان را عام الحزن نامیدند. (محقق)
 
برگرفته از کتاب “یکصد تصویر درخشان از زندگانی حضرت رسول اکرم (ص)” نوشته ی طالب خان ترجمه ی ارسلان ایلکااختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

 

 

 

http://shiastudies.com

پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است. پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است. پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است. پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است. پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است. پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است. پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است. پیامبر اکرم (ص) ، معیار سنجش است

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.