تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


اشارهآیا امامت و خلافت و حکومت به نص و نصب الهی است یا به انتخاب مردم؟ آیا همان گونه که غربی ها می گویند: انسان به طور مستقل در تعیین سرنوشت خود، مختار و آزاد است و می تواند امام و حاکم اسلامی را انتخاب کند یا این که امام و حاکم اسلامی باید از ابتدا اراده و مشیّت الهی انتخاب گردد؟شیعه معتقد به قول دوّم است، ولی برخی معتقد به آزادی و اختیار مطلق انسان در تعیین سرنوشت خود می باشند و حاکمیت و حکومت را بالاصاله از خداوند نمی دانند؛ در حقیقت قائل به همان نظریه دموکراسی غربی اند.برخی نیز معتقدند خداوند امر حکومت را به شورا واگذاشته تا با انتخاب خود که همان انتخاب خداست به حاکمیتِ حاکم مشروعیت بخشند. اینک به بررسی این موضوع می پردازیم.
رهبری در اسلاماشارهرهبری در اسلام تفاوت اساسی و جوهری با دیدگاه مادّیون و ملحدان دارد. رهبری نزد مادّیون در محدوده اداره شئون زندگی مادی بشر خلاصه می شود، ولی در اسلام، رهبری در عرصه های مختلف مؤثر است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
عمل برای دنیابا قطع نظر از بهشت و دوزخ و عوالم دیگر، بشر در این دنیا نیاز به رهبری دارد تا امورش را نظام مند کند. این همان موردی است که مادّیون رهبری را در آن محصور کرده اند و اسلام نیز اگر به آن نظر و توجه دارد، با نگاهی استقلالی نیست، بلکه از آن جهت که دنیا پل و معبر و مزرعه ای است برای آخرت، دنیا را نگریسته و برای آن برنامه ریزی می کند.اهمیت اسلام به اداره شئون دنیوی بشر را می توان از دو زاویه نگریست:الف) گسترش عدل و رفع ظلم: خداوند متعال می فرماید: ” وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ “؛ (۱) و چون میان مردم حکم کنید به عدالت داوری کنید.ب) بهره مندی دنیوی: خداوند متعال می فرماید: ” قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَهَ اللّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ “؛ (۲) . بگو چه کسی زینت های خدا را که برای بندگانش آفرید حرام کرده و از صرف روزی حلال و پاکیزه منع کرده است.
عمل برای آخرتمادّیون از آن جا که عالم دنیا را از مبدأ و معاد جدا کرده اند، تنها توجه و کوشش خود را به عالم طبیعت معطوف داشته اند، ولی اسلام از آن جا که معتقد به مبدأ و معاد است، مردم را به عمل برای عالمی دیگر که عظیم تر از عالم دنیاست نیز دعوت می کند و دنیا را در حقیقت مقدّمه ای برای عالم آخرت می داند. قرآن به این حقیقت مهمّ اشاره کرده است؛ آن جا که می فرماید: ” وَ لَلاْخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ اْلأُولی “؛ (۳) و هر آینه آخرت برای تو از دنیا بهتر است. و نیز می فرماید: ” وَ ما هذِهِ الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدّارَ اْلآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوانُ “؛ (۴) این زندگانی چند روزه دنیا لهو و بازیچه ای بیش نیست و زندگانی به حقیقت دار آخرت است. اسلام توجهی که به رهبری دارد، این جنبه را نیز در نظر گرفته و رهبر را راه گشای سعادت اخروی می داند.
کمال و ارتقای عملیمادّیون غیر از مسائل مادی، هرگز چیزی را به عنوان ارزش های اخلاقی و روحی قبول ندارند، ولی اسلام به دلیل اصل قرار دادن اعتقاد به مبدأ و معاد و نیز باور به حقیقتی به نام روح، به ارزش های اخلاقی و معنوی، توجه خاصی کرده است. از همین رو رهبرانی الهی تربیت کرده تا بتواند مجتمع اسلامی را در این زمینه نیز رهبری نماید.
اجرای احکاماسلام دینی است شمول گرا که در تمام زمینه ها حکم و دستورهایی دارد. یکی ازدیدگاه های اسلام در خصوص رهبری این است که وظیفه رهبر را پیاده کردن احکام و دستورهای الهی در سطح کلّ جامعه بشری می داند و این مورد، تمام زمینه های پیشین را پوشش می دهد، زیرا تطبیق و پیاده کردن احکام موجب رفاه دنیوی، سعادت اخروی و کمال نفسانی انسان می گردد.از این جا به خوبی روشن می گردد که چرا روایات و دعاهای وارده از معصومین(علیهم السلام) تعبیرهای بلندی از امام و امامت نموده و برای رهبری در جامعه اسلامی وظایف سنگینی را در نظر گرفته اند. حال با در نظر گرفتن چنین وظایفی می توان امر امامت و رهبری جامعه را به مردم واگذاشت؟
رأی اهل سنتاز مجموع کلمات اهل سنّت استفاده می شود امر رهبری جامعه اسلامی به طور مستقیم و مستقل در دست مردم است، آنان هستند که خود بر می گزینند و به هیچ اذن و اراده و مشیّت الهی نیازی ندارند و اگر احتیاجی باشد، خداوند آن را به مردم واگذاشته است.۱قاضی ابوبکر باقلانی (ت ۴۰۳ه.) می گوید: اگر کسی گوید: به رأی چند نفر، امامت و رهبریِ شخص مشروعیت می یابد؟ در جواب گوییم: به نظر و رأی یک نفر از اهل حلّ و عقد، امامت و رهبری شخص ثابت می گردد، در صورتی که آن شخص شرایط و خصوصیات لازم در امام را داشته باشد. (۵) .۲ عبدالقاهر بغدادی (ت ۴۲۹ه.) می گوید: امامت و رهبری با رأی یک نفر از اهل کوشش و تقوا ثابت می شود برای شخصی که لایق آن باشد، و در صورت بیعت یک نفر بر سایرین لازم است که از او اطاعت کنند. (۶) .۳ قاضی ایجی می گوید: چون ثابت شد که امامت و رهبری با اختیار و بیعت مشروعیت می یابد، دیگر نیازی به اجماع امّت نیست، زیرا دلیل عقلی یا سمعی بر آن وجود ندارد، بلکه بیعت یک نفر یا دو نفر از اهل حلّ و عقد کفایت می کند. (۷) .
پی نوشت ها
۱- نساء آیه ۵۸٫۲- اعراف آیه ۳۲٫۳- ضحی۹۳ آیه ۴٫۴- عنکبوت۲۹ آیه ۶۴٫
۵- باقلانی، التمهید، ص ۱۶۴٫۶- بغدادی، أصول الدین، ص ۲۸۰٫۷- المواقف، ص ۴۰۰٫

 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها