تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۳۹۷


پنجم جمادی الاول

 

۱- ولادت با سعادت عقیله ‏ی بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها (۵ هجری قمری)
۲- وقوع جنگ موته (۸ هجری قمری)
۳- تولد عالم بزرگوار آیت ‏الله “سید محمد تقی موسوی اصفهانی” (۱۳۰۱ هجری قمری)

 

۱- ولادت با سعادت عقیله ‏ی بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها (۵ هجری قمری)

زینب دختر امام امیرالمومنین علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است. معروف‌ترین نام وی زینب است که در لغت، به معنای «درخت نیکو منظر وخوشبو» آمده و معنای دیگر آن «زینت پدر» است. {۱}
حضرت زینب(سلام الله علیها) در پنجم جمادی الاولی در سال پنجم یا ششم هجرت، در مدینه متولد شد.{۲}
بر اساس روایات متعدد، نام‌گذاری حضرت زینب (سلام الله علیها)، توسط پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) صورت گرفت. گفته شده است که جبرییل از سوی خداوند این نام را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسانده است. {۳}
هنگامی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) قنداقه وی را طلبید، او را بوسید و فرمود:
«به حاضران و غایبان امّتم وصیت می‌کنم که حُرمت این دختر را پاس بدارند. همانا وی مانند خدیجه کبری (علیها السلام) است.» {۴}
برای وی، القاب فراوانی نقل شده است، همانند عقیله بنی هاشم، عالمه غیرمعلَّمه، عارفه، موثّقه، فاضله، کامله، عابده آل علی، معصومه صغری، امینهالله، نائبهالزهرا، نائبهالحسین، عقیله النساء، شریکه الشهداء، بلیغه، فصیحه، و شریکهالحسین.{۵}
وی را به سبب سختی‌های بسیاری که در زندگی دید “ام المصائب” نیز لقب داده‌اند.{۶}
زینب کبری در سال ۱۷ه.ق با عبدالله فرزند جعفر طیار ازدواج کرد و از وی چهار پسر داشت به نام‌های: علی، عون، عباس، محمد؛ و یک دختر به نام ام کلثوم. عون و محمد در واقعه کربلا به شهادت رسیدند.{۷}
از ویژگی ها و فضائل و مناقب حضرت زینب(سلام الله علیها) میتوان به علم و سخنوری او اشاره کرد؛سخنان و خطبه‌های وی در کوفه و همچنین در دربار یزید-که همراه با استدلال به آیات قرآن بود- بیانگر دانش اوست.وی هنگام حضور امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کوفه برای زنان آنجا تفسیر قرآن ارائه می‌داد.{۸}
سخنوری وی برای شنوندگان یادآور خطبه‌های پدرش امیرالمؤمنین (علیه السلام) بوده است.{۹} هنگام سخنرانی وی در کوفه، پیرمردی در حالی که می‌گریست، گفت: «پدر و مادرم فدای ایشان که سالخوردگانشان بهترین سالخوردگان و کودکان ایشان بهترین خردسالان، و زنانشان بهترین زنان و نسل آنان والاتر و برتر از همه نسل‌هاست.»{۱۰}
یکی دیگر از فضائل زینب کبری(سلام الله علیها) عبادت اوست. او آنچنان به عبادت اشتغال ورزید که ملقّب به «عابده آل علی» شد.{۱۱}شب زنده‌داری وی حتی در شب دهم و یازدهم محرم، ترک نشد. فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام) می‌گوید:
«در شب عاشورا، عمّه‌ام پیوسته به عبادت مشغول بود، نماز و نیایش داشت و پیوسته اشک‌هایش سرازیر می‌شد.» {۱۲}
ارتباط حضرت زینب (سلام الله علیها) با خداوند آن‌گونه بود که امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا هنگام وداع، به خواهرش فرمود:
«یا اختی لا تنسینی فی نافله اللیل»؛{۱۳}«خواهرم! مرا در نمازهای شب، فراموش نکن.»
صبر و استقامت او به اندازه ای بود که در روز عاشورا، هنگام دیدن پیکر خونین برادرش چنین گفت:
«بار خدایا! این اندک قربانی و کشته در راه خودت را از ما (خاندان پیامبر) بپذیر.»{۱۴}
وی بارها جان امام سجّاد (علیه السلام) را از مرگ نجات داد؛ از جمله در مجلس ابن زیاد، پس از احتجاج امام سجاد(علیه السلام) با ابن زیاد، وی دستور کشتن امام را صادر کرد. در این هنگام حضرت زینب (سلام الله علیها) دست در گردن فرزند برادر انداخت و فرمود: «تا زنده‌ام، نخواهم گذاشت او را بکشید.» {۱۵}
سرانجام این بانوی با جلالت و عظمت پس از تحمل بلایا و مصائب در پانزدهم رجب سال۶۲ه.ق {۱۶}به خاندان طاهرینش ملحق شد و در شام{۱۷} یا مصر (بنابر اختلاف تاریخ) به خاک سپرده شد.

۱) ابن منظور، لسان العرب،ج۱، ص ۴۵۳؛تاج العروس من جواهر القاموس، ج۲، ص: ۶۰.
۲) محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه،ج۳، ص۳۳؛ محمّدی اشتهاردی، حضرت زینب فروغ تابان کوثر، ص۱۷.
۳) باقر شریف القرشی، السیده زینب، ص ۳۹؛ حسن الهی، زینب کبری عقیله بنی هاشم، ص ۲۹؛ سیدکاظم ارفع، حضرت زینب (سلام الله علیها) سیره عملی اهل بیت، ص۷.
۴) ابوالقاسم الدیباجی، زینب الکبری بطله الحرّیه، ص ۱۵؛ سید نورالدین جزائری، الخصائصه الزینبیه، ص۴۴.
۵) سید نورالدین جزائری، الخصائصه الزینبیه، ص۵۲و۵۳.
۶) امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۱۳۷.
۷) ابن عساکر، اعلام النسا، ص۱۹۰؛ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۴۱.؛ مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۵.
۸) طبری، دلایل الامامه، ج ۳. ذبیح اللّه محلّاتی، پیشین، ص۵۷.
۹) احمد بهشتی، پیشین، ص۵۱.
۱۰) سیدبن طاووس، اللهوف، ص ۱۷۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۱۰.
۱۱) جعفر النقدی، زینب الکبری بنت الامام، ص۶۱.
۱۲) احمد صادقی اردستانی، پیشین، ص ۱۰۶.
۱۳) ذبیح اللّه محلّاتی، پیشین، ج ۳، ص۶۲.
۱۴) فیض الاسلام، خاتون دوسرا، ص۱۸۵.
۱۵) مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۱۷.
۱۶) قزوینی، محمد کاظم، زینب الکبری من المهد الی اللحد، ص۵۹۱.
۱۷) شریف القرشی، السیده زینب رائده الجهاد فی الاسلام عرض وتحلیل، بیروت، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م، ص۲۹۸-۳۰۳؛السابقی، آرامگاه عقیله بنی هاشم؛ پژوهشی تحلیلی-تاریخی، مترجم حسین طه‌نیا، ۱۳۹۴ش.

۲- وقوع جنگ موته (۸ هجری قمری)

جنگ موته در سال هشتم هجرى قمرى به وقوع پیوست. موته روستایى از روستاهاى بَلقاء، در اراضى شام بود.{۱}
رسول الله (صلی الله علیه و آله) نامه‌ای را به وسیله “حارث بن عمیر أزدی لهبی” برای پادشاه “بُصری” فرستاد. او در میانه راه وقتی به موته رسید، “شرحبیل بن عمرو غسّانی” که حاکم آنجا بود، جلوی حارث را گرفت؛ زیرا گمان می‌کرد که از فرستادگان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. برای همین از او پرسید: گویی که از فرستادگان محمد هستی؟ حارث گفت: بله، من فرستاده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستم. شرحبیل دستور داد که او را بکشند. و این در حالی بود که هیچ پیکی غیر از او به قتل نرسیده بود.
این خبر به اطلاع رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسید و بسیار ناراحت شد و به مردم دستور داد که جمع شوند. گویی که از آنها خواسته بود در لشکرگاه جمع شوند و آنها خارج شدند و در جرف اردو زدند بدون اینکه فرماندهی برای آنها معین کرده باشد.
آن حضرت (صلی الله علیه و آله)، “جعفر بن ابی طالب” را به فرماندهی آنها انتخاب کرد و پس از او “زید بن حارثه کلبی” و پس از او “عبدالله بن رواحه” را تعیین نمود {۲} و فرمود که اگر عبدالله بن رواحه هم آسیبی دید، مسلمانان خودشان فرماندهی برای خود تعیین کنند… آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرچم سفیدی برای آنها که سه هزار نفر بودند، بست.
چون خواستند از مدینه حرکت کنند پیغمبر(صلی الله علیه و آله) براى آن ها خطبه اى ایراد فرمودند و چند نکته را به آنها سفارش کردند.از جمله:
۱٫ رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) ضمن توصیه آنان به تقواى الهى، از ایشان خواست تا در برخورد با مشرکان، ابتدا به آنها سه پیشنهاد بدهند:
۱٫ آنها را به پذیرش اسلام فرا خوانند. اگر پذیرفتند از آنان بخواهند تا به مدینه هجرت کنند تا همانند سایر مهاجرین باشند.
۲٫ در غیر این صورت همچون «اعراب مسلمانند» که اسلام را پذیرفتند، اما در سرزمین خود مانده‌اند. براى این قبیل افراد از فى‌ء و غنایم سهمى نخواهد بود مگر آن که در جهاد همراه مسلمانان باشند.
۳٫ اگر اسلام را نپذیرفتند، به قبول جزیه دعوتشان کنید و اگر آن را نپذیرفتند، با استعانت از خدا، با آنها بجنگید.
۲٫ اگر به کسى «امان» دادید از ناحیه شخص خود، نه خدا و رسول، امان دهید، چرا که در صورت نقض امان که ذمّه خود را کوچک کنید، و این بهتر از آن است که ذمّه خدا و رسول را تحقیر کنید.
۳٫ به افرادى که در صومعه‌ ها زندگى مى ‌کنند آسیبى نرسانید.
۴٫ متعرض زنان، کودکان و پیران نشوید.
۵٫ هیچ درختی را قطع نکنید.
۶٫ هیچ خانه ای را خراب نکنید.{۳}
مسلمانان از مدینه خارج شدند و رفتند تا در وادی القری فرود آمدند. آنها از تعداد زیاد کفار که از لخم و جذام و بلّی و قضاعه و از عرب و عجم دور هم جمع شده بودند، آگاه شدند و برخی گفتند که نامه‌ای به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بفرستیم و او را از تعداد کفار آگاه کنیم تا نیروی کمکی بفرستد و یا فرمان دیگری بفرماید. امّا عبدالله بن رواحه مردم را دلداری داد و گفت: «به خدا قسم، آن چیزی که از آن کراهت دارید، همان چیزی است که برای آن خارج شده‌اید و آن را طلب می‌کنید (شهادت). ما با تکیه بر کثرت افراد و سلاح نمی‌جنگیم، بلکه با این دینی که خدا ما را بدان مفتخر کرده است می‌جنگیم. به سوی دشمن بروید که به یکی از دو خوبی دست می‌یابید: یا به پیروزی و یا به شهادت می‌رسید!» لشکریان گفتند: ابن رواحه درست می‌گوید.{۴}
سپس مسلمانان حرکت کردند تا در انتهای بلقاء به نزدیکی روستای مشارف رسیدند. در آنجا لشکر هرقل که مرکب از رومی‌ها و اعراب بود، مستقر شده بود. مسلمانان از آنجا به سوی روستای دیگری در منطقه بلقاء پیش رفتند که بدان مؤته گفته می‌شد. دشمن هم به آنها نزدیک شد تا در روستای موته در مقابل هم قرار گرفتند. مسلمانان آماده شده و صف‌آرایی کردند.{۵}
هنگامی که مشرکان و مسلمانان در موته مقابل همدیگر قرار گرفتند جعفر بن ابی طالب بر اسب نشسته بود که از آن پیاده شد و آن را پی کرد{۶} و او اولین مسلمانی بود که اسب خود را پی کرد. ؛جعفر به جنگ پرداخت در حالی که می‌خواند: خوشا به حال کسانی که به بهشت نزدیک شوند، بهشتی که پاکیزه است و آب گوارا دارد و همانا عذاب رومی‌ها نزدیک شده است که افرادی کافر و بیاصل و نسب هستند و بر من واجب است که با شمشیرم بر سر آنها بکوبم. او پرچم را به دست راست گرفته بود که آن را قطع کردند، سپس پرچم را به دست چپ گرفت که آن را هم قطع کردند. سپس آن را با بازوهایش بر سینه‌اش چسبانید تا او را به شهادت رساندند.{۷}
پس از جعفر، زید بن حارثه پرچم را برداشت و به جنگ ادامه دادند و مسلمانان همچنان در صفوف منظم قرار داشتند تا اینکه زید به وسیله ضربه نیزه به شهادت رسید. {۸} آنگاه عبدالله بن رواحه پرچم را برداشت و صدای کمک خواهی جنگجویان را از گوشه‌ای از میدان شنید، به سرعت از اسب خود پیاده شد و به سوی آن ناحیه رفت و آن قدر جنگید تا شهید شد.{۹}
وقتی عبدالله بن رواحه به شهادت رسید، مسلمانان شکست خوردند و به هر سو فرار کردند. در این حال یکی از انصار به نام ثابت بن أقرم به سوی پرچم رفت و آن را برداشت و فریاد زد:‌ای مردم به دور من جمع شوید! به تدریج تعداد اندکی به دور او جمع شدند. چشم ثابت به خالد بن ولید افتاد و فریاد زد:‌ای ابو سلیمان، بیا و پرچم را بگیر و خالد آن را گرفت. مشرکان از هر طرف بر او حمله می‌کردند… تا اینکه او به کمک اصحابش توانست که آنها را عقب براند. کم‌کم افراد فراوانی به لشکر دشمن اضافه شد و برای همین او و اصحابش عقب‌نشینی کردند و مشرکان به تعقیب آنها پرداختند. قطبه بن عامر فریاد می‌زد:‌ای مردم، اگر کسی از روبرو کشته شود، بهتر از آن است که هنگام فرار از پشت سر کشته شود؛ امّا کسی حرف او را گوش نکرد و به دور او جمع نشدند.{۱۰}
در روزی که جنگ موته رخ داد، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) نماز صبح را خواند و بر منبر رفت و فرمود: هرآینه برادران شما وارد جنگ با مشرکان شده‌اند. سپس در مورد حمله بعضی بر بعضی دیگر صحبت کرد تا اینکه فرمود: اکنون جعفر بن أبی طالب پرچم را برداشته و برای جنگ پیش رفته است. سپس فرمود: همانا دست راست وی قطع شد و پرچم را به دست چپ گرفته است. سپس فرمود: دست چپ او هم قطع شد و پرچم را به سینه‌اش گرفته است، سپس فرمود: جعفر شهید شد و پرچم بر زمین افتاد… سپس فرمود: پرچم را عبدالله بن رواحه برداشت… سپس فرمود: عبدالله بن رواحه به شهادت رسید و پرچم را خالد بن ولید برداشت… و مسلمانان بازگشتند… و تعدادی از مشرکان کشته شده و فلانی و فلانی از مسلمانان کشته شده و اسم یکایک شهدای موته را ذکر کرد. سپس از منبر پایین آمد و به خانه جعفر رفت و فرمود که عبدالله بن جعفر را بیاورند و او را در دامن خود نشاند و مورد نوازش قرار داد.{۱۱}
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پس از شهادت جعفر بن أبی طالب و زید بن حارثه، وقتی وارد خانه می‌شد، بسیار گریه می‌کرد و می‌گفت: آنها با من هم‌دم و هم‌سخن بودند و با هم شهید شدند.{۱۲}
پس از چند روزی خبر رسید این افراد به همان صورتی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گفته بود به شهادت رسیده‌اند.{۱۳}
وقتی که لشگراسلام به نزدیکی مدینه رسیدند، مسلمانان به استقبالشان رفتند در حالی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر چارپایی سوار بود و در جلوی آنها حرکت می‌کرد… مردم شروع به پاشیدن خاک بر روی آنها کردند و فریاد می‌زدند:‌ای فرار کنندگان! آیا از جهاد در راه خدا فرار کردید! اما رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرمود: اینها فرارکننده نیستند و اگر خدا بخواهد کرّار هستند و دوباره بر دشمن حمله خواهند کرد.{۱۴}
خسارت اندک مسلمانان در کنار فواید نظامی‌ای که از جنگ با رومیان حاصل شد بسیار ناچیز بود. آنان موفق گردیدند کارآیی شیوه‌های جنگی، سازماندهی و تجهیزات رومیان و متحدانشان را بشناسند که آثار آن در جنگ‌های بعدی مسلمانان با رومیان به خوبی نمودار بود.

۱) معجم البلدان، ج ۸، ص۱۹۰٫
۲) إعلام الوری، ص۲۱۲ و مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۲۰۵٫
۳) المغازى، ج ۲، صص ۷۵۸- ۷۵۷؛ امتاع الاسماع، ج ۱، صص ۳۴۶- ۳۴۵٫
۴) سیره ابن اسحاق، ج ۴، ص۱۷٫
۵) سیره ابن اسحاق، ج ۴، ص۱۹٫
۶) پی کردن به معنای قطع زردپی‌ای است که بین مفصل ساق و پای اسب قرار دارد.
۷) سیره ابن هشام، ج ۴، ص۲۰٫
۸) مغازی واقدی، ج ۲، ص۷۶۱٫
۹) سیره ابن هشام، ج ۴، ص۲۱٫
۱۰) مغازی واقدی، ج ۲، ص۷۶۳٫
۱۱) الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص۱۶۶٫
۱۲) کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص۱۷۷، حدیث۵۲۷٫
۱۳) الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص۱۲۱، حدیث۱۹۸٫
۱۴) سیره ابن اسحاق، ج ۴، ص۲۴ و از او در اعلام الوری، ج ۱، ص۲۱۵٫

۳- تولد عالم بزرگوار آیت ‏الله “سید محمد تقی موسوی اصفهانی” (۱۳۰۱ هجری قمری)

سید محمد تقی موسوی اصفهانی معروف به “فقیه احمدآبادی” فرزند سید عبدالرزاق در پنجم جمادی الاولی سال ۱۳۰۱ه.ق در اصفهان متولّد شد.
مقدمات علوم اسلامی را نخست نزد پدر و پسر عمه اش سید میرزا اسدالله و سید محمود حسینی گلشادی اصفهانی آموخت. سطوح عالی را نیز از محضر سیدابوالقاسم دهکردی و شیخ عبدالکریم گزی و حاج آقا منیرالدین بروجردی و حاج میرزا بدیع درب امامی و آقا محمد کاشانی استفاده کرد و از بعضی از آنها اجازه اجتهاد و روایت دریافت کرد.
وی در دوران عمر کوتاه اما پربرکتش حدود هفده جلد کتاب و رساله نگاشت که از میان آنها چهار جلد پیرامون حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و غیبت و انتظار و وظایف منتظران می‌باشد.
فقیه احمدآبادی در ده سالگی بر نصاب الصبیان شرح نوشت و در پانزده سالگی کتاب ایضاح الشبهات را نگاشت و در بیست و پنج سالگی کتاب ابواب الجنات فی آداب الجمعات را تألیف کرد و سرانجام در سن سی سالگی به فرمان امام عصر(علیه السلام) اثر ارزشمند خود را درباره آن حضرت و وظایف منتظران و دعا برای آن وجود شریف آغاز کرد و تا پایان عمر به تحقیق و تألیف و تکمیل آن اهتمام و اشتغال داشت.
مکیال المکارم همان اثرگرانبهاست. مکیال کتابی است ارزنده، ابتکاری و مهم. مؤلف بسیاری از مطالب مربوط به عقیده مهدویت و موضوع حضرت حجت(علیه السلام) را تحت عنوان «دعا برای آن حضرت و تضرع به درگاه الهی برای حفظ وجود شریف امام عصر(علیه السلام) از ناملایمات و آفات مورد بررسی قرار داده است.»

این کتاب مشتمل بر بحث‌های مختلف و بسیار با اهمیت در زمینه‌های فقه، حدیث، کلام، رجال، تفسیر و حتی فلسفه و ادبیات است که با اسلوبی بدیع و سبکی جالب و نتیجه‌گیری‌هایی درست همراه می‌باشد.

در این کتاب با دلایل عقلی و نقلی ثابت شده که دعا برای امام عصر(علیه السلام) از مهم‌ترین وسائل برای رسیدن به مراحل عالی کمال و نیل به درجات برجسته معنوی است و آثار دنیوی بسیاری را نیز در پی دارد.
صاحب مکیال در ماه رجب سال ۱۳۴۸ه.ق برای زیارت به عراق رفت و چون بازگشت در اواخر ماه شعبان همان سال بیمار شد و در بستر افتاد . تا اینکه در ۲۵ رمضان ، در سن ۴۷ سالگی رخت از جهان برکشید و در قبرستان تخت فولاد کنار پدر شریفش سید عبدالرزاق موسوی به خاک سپرده شد .

 

 

 

http://shiastudies.com

پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول.پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول.پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول. پنجم جمادی الاول.پنجم جمادی الاول

برچسب ها :
، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها
تازه ترین مطالب
نشست تخصصی “وضعیت شناسی داخلی و خارجی و راه های برون رفت از وضعیت موجود”

نشست تخصصی “وضعیت شناسی داخلی و خارجی و راه های برون رفت از وضعیت موجود”

ابراهیمی اصل:  آمریکا و اسرائیل جنگی نرم افزاری ضد ایران شروع کرده اند که هزینه آن را سعودی می دهد

ابراهیمی اصل: آمریکا و اسرائیل جنگی نرم افزاری ضد ایران شروع کرده اند که هزینه آن را سعودی می دهد

راه بازگشت دوباره به قرآن و عترت

راه بازگشت دوباره به قرآن و عترت

تفاوت مقام معصومان با مقربانی مانند حضرت عباس علیهم السلام

تفاوت مقام معصومان با مقربانی مانند حضرت عباس علیهم السلام

پاسخ به ده شبهه وهابیت پیرامون غدیر

پاسخ به ده شبهه وهابیت پیرامون غدیر

حدیث غدیر در نهج البلاغه

حدیث غدیر در نهج البلاغه

آیا بر اساس روایتی در کافی، شیعه معتقد است که تعداد آیات قرآن که جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل کرده بود، هفده هزار آیه بود؟!

آیا بر اساس روایتی در کافی، شیعه معتقد است که تعداد آیات قرآن که جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل کرده بود، هفده هزار آیه بود؟!

آیا پیامبران به آمدن ائمه معصومین بشارت دادند؟

آیا پیامبران به آمدن ائمه معصومین بشارت دادند؟

سالگرد ارتحال مرجع عالی قدر تشیع ایت الله بروجردی(رحمت الله)

سالگرد ارتحال مرجع عالی قدر تشیع ایت الله بروجردی(رحمت الله)

ضوابط و احکام بدعت از نگاه مذاهب فقهى‏

ضوابط و احکام بدعت از نگاه مذاهب فقهى‏

آثار سیاسى- اجتماعى جریان‏هاى تکفیرى بر عقب ‏ماندگى کشورهاى اسلامى‏

آثار سیاسى- اجتماعى جریان‏هاى تکفیرى بر عقب ‏ماندگى کشورهاى اسلامى‏

حدیث سفینه و مساله توسل

حدیث سفینه و مساله توسل

تقویم شیعه پانزدهم شوال

تقویم شیعه پانزدهم شوال

مراسم شصتمین سالگرد زعیم عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره)

مراسم شصتمین سالگرد زعیم عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره)

برگزاری دوره های آموزشی شیعه شناسی مخصوص خواهران

برگزاری دوره های آموزشی شیعه شناسی مخصوص خواهران

مطالب مرتبط