تاریخ انتشار : ۳۱ فروردین ۱۳۹۷


۱- میلاد مسعود حضرت اباعبدالله الحسین”علیه السلام” (۴ هجری قمری)
۲- وفات اُمّ کلثوم دختر پیامبر”صلی الله علیه و آله” (۷ یا ۹ هجری قمری)
۳- ورود امام حسین “علیه السلام” به مکه (۶۰ هجری قمری)

 

 

۱- میلاد مسعود حضرت اباعبدالله الحسین”علیه السلام” (۴ هجری قمری)

حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) در سوم شعبان سال چهارم هجرى قمرى در مدینه متولد شد.
پدر بزرگوارشان حضرت على بن ابیطالب (علیه السلام) و مادر معظمه اش حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) است.
جبرئیل امین بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرود آمد و عرض کرد: ای محمد! به راستی خدای سبحان تو را بشارت داد به مولودی از دخترت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، ولیکن امتت وی را پس از تو خواهند کشت.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای جبرئیل! سلامم را به پروردگار برسان و بگو مرا به مولودی که امتم پس از من وی را می‌کشند، نیازی نیست. جبرئیل امین به سوی آسمان عروج کرد و سپس بازگشت و همان پیام را تکرار کرد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز گفتار پیشین خود را تکرار کرد و از پذیرش مولودی که مسلمانان وی را می‌کشند، امتناع نمود. جبرئیل برای بار سوم فرود آمد و گفت: ای محمد! پروردگار سبحان سلامت می‌رساند و تو را به این امر مهم بشارت می‌دهد که امامت و ولایت را در نسل تو قرار داده است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) با دریافت این پیام شادمان شد و گفت: پذیرفتم و به آن خرسندم. آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) این پیام مهم الهی را به اطلاع دخترش حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رسانید و فاطمه (سلام الله علیها) در نهایت ادب، پاسخ داد: پدرجان! مرا به فرزندی که امتت او را می‌کشند، نیازی نیست.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) بشارت خداوند منّان را به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ابلاغ کرد و گفت: دخترم فاطمه! همانا خداوند سبحان امر مهم امامت و ولایت و وصایت را در ذریه من از همین مولود قرار داده است. فاطمه (سلام الله علیها) با شنیدن این بشارت الهی و تضمین غیرقابل خدشه پروردگار به پدر ارجمندش گفت: پدرجان! من نیز به تولد این مولود خجسته خرسندم.{۱}
هنگامی که خبر ولادت آن حضرت به پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسید ، به خانۀ امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و به اسماء فرمود تا مولود را بیاورند. اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) آورد. پیامبر (صلی الله علیه واله) در گوش راست آن حضرت اذان و در گوش چپ اقامه فرمودند.{۲}
روز اول یا هفتم ولادت، جبرئیل فرود آمد و عرض کرد : “سلام خداوند بر تو باد ای پیامبر ، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر نام بگذار ، که به عربی حسین گفته می شود . چون علی (علیه السلام) برای شما بسان هارون برای موسی بن عمران است . جز آنکه شما خاتم پیامبرانی”.{۳}
به این ترتیب نام پر عظمت “حسین ” از جانب پروردگار برای دومین فرزند فاطمه (علیها السلام) انتخاب شد. در این روز ملائکه آسمانها برای عرض تهنیت به مناسبت این ولادت خدمت پیامبر (صلی الله علیه واله) رسیدند و از خاک قبر آن بزرگوار برای پیامبر (صلی الله علیه واله) آوردند و به آن حضرت تعزیت نیز گفتند.
یکی از معجزات روز ولادت آن حضرت این بود که “فطرس ملک” یا “دردائیل” پناه به آن امام بُرد و خداوند او را بخشید و او را به مقام قبلی اش باز گردانید.{۴}
کنیۀ آن حضرت ابوعبدالله و کنیۀ خاص آن حضرت ابوعلی است .{۵}
القاب حضرت: ” الشهید ، السعید ، السبط الثانی ، الامام الثالث ، الرشید ، الطیب ، الوفی ، السید ، الزکی ، المبارک ، تابع لمرضات الله” است.{۶}
در این روز توقیع مبارک از ناحیۀ امام زمان علیه السلام در رابطه با ولادت امام حسین علیه السلام به قاسم بن علاء همدانی صادر شد .{۷}

۱) الکافی (شیخ کلینی)، ج۱، ص ۴۶۴، ح ۴٫
۲) امالی شیخ طوسی : ج ۱ ص ۳۷۷ .
۳) معانی الاخبار : ص ۵۷٫
۴) فیض العلام : ص ۳۳۷ . بحار الانوار : ج ۴۴ ص ۱۸۲ .
۵) بحار الانوار : ج ۴۳ ص ۲۳۷ .
۶) همان.
۷) مصباح المتهجد : ص ۷۵۸ .

۲- وفات اُمّ کلثوم دختر پیامبر”صلی الله علیه و آله” (۷ یا ۹ هجری قمری)

از ام کلثوم به عنوان دومین یا سومین دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) یاد شده است.{۱}گرچه از نظر برخی محققان شیعه مانند سید جعفر مرتضی عاملی، ام کلثوم و زینب و رقیه فرزندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و خدیجه نبوده اند، بلکه آن ها دختر خوانده پیامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند.{۲}
ام کلثوم در جاهلیت با عتیبه بن ابولهب ازدواج کرد. هنگامی که سوره مسد در مذمت ابولهب و همسرش نازل شد، عتیبه به درخواست بزرگان قریش، از جمله پدرش ام کلثوم را طلاق داد.{۳}
ام کلثوم، همراه پیامبر به مدینه هجرت کرد. زمانی که رقیه دختر بزرگ ‌تر آن حضرت از دنیا رفت، ام ‌کلثوم با عثمان ازدواج کرد. ازدواج آنها در ربیع الاول سوم هجرت، و پس از جنگ بدر صورت گرفت. عثمان از او صاحب فرزندی نشد.{۴}
ام کلثوم در سوم شعبان ۷ یا ۹ ه.ق از دنیا رفت.{۵} پیامبر بر جنازه او نماز خواند. اسماء بنت عمیس و صفیه دختر عبدالمطلب او را غسل دادند و امیرالمومنین(علیه السلام)، فضل، اسامه بن زید و ابوطلحه انصاری داخل قبر او شده و او را دفن کردند.

۱) ابن عبدالبر، ج۱، ص۵۰؛ ج۴، ص۱۸۱۸، ج۴، ص۱۹۵۲٫
۲) سید جعفر مرتضی عاملی، ج۲، ص۲۱۶٫
۳) اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۴؛ ابن عبدالبر، استیعاب، ج۴، ص۱۹۵۲٫
۴) ابن عبدالبر، استیعاب، ج۴، ص۱۹۵۲؛طبری، ج۱۱، ص۵۹۵٫
۵) الاصابه، ج۸، ص۴۶۰؛ تاریخ خلیفه، ص۴۵٫

۳- ورود امام حسین “علیه السلام” به مکه (۶۰ هجری قمری)

امام حسین (علیه‌السلام) پس از آن که از درخواست عامل مدینه برای بیعت با یزید بن معاویه امتناع کرد و به صورت اعتراض آمیز، شهر مدینه را ترک و به سوی مکه حرکت کرد؛ در شب جمعه، سوم شعبان سال ۶۰ هجری قمری وارد مکه معظمه گردید و به هنگام ورود، این آیه را تلاوت می‌کرد: « و لَمّا تَوَجّهَ تِلْقاءَ مَدْیَن قالَ عَسی رَبّی اَنْ یَهْدِیَنی سَواءَ السَّبیل.» {۱}
حرکت آن حضرت از مدینه، در ۲۸ رجب و ورودش به مکه در سوم شعبان و در کل، به مدت پنج روز در راه بود. پس از آن که وارد مکه معظمه گردید، اهالی این شهر مقدس به استقبالش شتافتند. بزرگان و صاحب نفوذان مکه اعم از ساکنان دایمی و زایران و حاجیان هر روز به زیارتش رفته و از محضر پرفیض وی بهره‌مند می‌شدند.
عبدالله بن زبیر که یک روز پیش از حرکت آن حضرت از مدینه به سوی مکه گریخته و در این مکان مقدس پناه گرفته بود، امید بسیار داشت که اهالی مکه وی را در مبارزه با یزید بن معاویه همراهی کرده و وی را در دستیابی به حکومت یاری کنند. ولی با تشریف فرمایی امام حسین (علیه‌السلام) به مکه، اکثر مردم با امام حسین (علیه‌السلام) ارتباط برقرار کرده و از اهداف و انگیزه‌هایش با خبر شدند و بدین لحاظ عبدالله بن زبیر را به حاشیه راندند.
بدین جهت عبدالله بن زبیر در باطن، از آمدن امام حسین (علیه‌السلام) به مکه معظه، ناخرسند بود و دلش می‌خواست که آن حضرت به هر بهانه‌ای، این شهر را ترک کند و زمینه را برای بلند پروازی‌های وی فراهم نماید.
امام حسین(علیه‌السلام) بدون در نظر گرفتن جاه ‌طلبی‌های عبدالله بن زبیر و سخت ‌گیری‌های عاملان و مأموران یزید؛ به روشنگری مسلمانان در مکه پرداخت. آن حضرت از سوم شعبان تا هشتم ذی الحجه به مدت چهار ماه و پنج روز در مکه معظمه اقامت نمود و پس از آن که با دعوت انبوه و سراسری کوفیان مواجه گردید، در هشتم ذی الحجه سال ۶۰ ه.ق، مکه معظمه را به قصد کوفه ترک کرد. {۲}

۱) سوره قصص، آیه ۲۲٫
۲) الارشاد (شیخ مفید)، ص ۳۷۳؛ کلمات الامام الحسین علیه‌السلام (شریفی)، ص ۳۰۵؛ لواعج الأشجان (سید محسن امین)، ص ۳۲؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج ۱، ص ۳۰۱؛ مناقب آل ابی‌طالب (ابن شهر آشوب)، ج ۳، ص ۲۴۰٫

 

 


برچسب ها :
، ،
دیدگاه ها