تاریخ انتشار : ۱ آذر ۱۳۹۶


  1. احتجاج سلمان فارسی بر مردم (۱۰ ه.ق)
  2. تخریب کعبه توسط سپاه یزید (۶۴ ه.ق)
  3. وفات محمدبن احمدبن موسی مبرقع درقم(۳۱۵ه.ق)
  4. رحلت مرجع بزرگوار آیت الله “آقامحمد کبیر” عالم و فقیه (۱۳۶۹ ه.ق)

۱-احتجاج سلمان فارسی بر مردم (۱۰ ه.ق)

امام صادق (علیه‌السلام) از پدران بزرگوارش نقل می‌فرماید: سه روز بعد از دفن رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله وسلم) سلمان خطاب به مردم کرد و گفت: آگاه باشید ای مردم! و گوش فرا دهید به کلام من، و سپس فکر کنید. بدانید که به من علم زیادی داده شده است اگر من درباره تمام فضائلی که از علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌دانم سخن بگویم عده‌ای خواهند گفت: او دیوانه است و عده‌ای دیگر می‌گویند: خدایا قاتل سلمان را ببخش!.
پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: تو وصی من هستی در اهل و خانواده‌ام و خلیفه و جانشین من هستی در امتم و مقام و منزلت تو نزد من به مانند حضرت هارون است نزد موسی (علیه‌السلام)!
اما ای مردم! شما سنت بنی اسرائیل را پیشه کردید و اشتباه کردید و حق را نپذیرفتید.
قسم به آن کسی که جان سلمان در دست اوست! اگر از علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) پیروی کنید نعمت از زمین و آسمان بر شما فرود می‌آید که اگر پرنده را در آسمان صدا بزنید شما را اجابت می‌کند و اگر ماهی را در دریا بخوانید به شما گوش فرا می‌دهد و دو نفر با هم اختلاف نمی‌کنند…
مردم! آل محمد (علیهم‌السلام) راهنمایان به بهشت هستند… مردم! بر شما باد به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، به خدا قسم (پیش از امروز) ولایت او را قبول نموده‌ایم، بارها دسته‌جمعی در حضور پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و به دستور و تأکید آن حضرت بر او به امارت مؤمنین سلام کردیم.
چرا مردم فضیلت او را می‌شناسند و به او حسد می‌ورزند؟ قابیل به هابیل حسد ورزید و او را کشت. قوم موسی مرتد شده از دستور موسی بن عمران برگشتند، و امر این امت مانند بنی اسرائیل است (که بارها پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند).
شما را کجا می‌برند؟ وای بر شما من کجا و ابوفلان و فلان؟؟ آیا نمی‌دانید یا خود را به ندانستن می‌زنید؟ حسادت می‌کنید یا خود را به حسادت می‌زنید؟ به خدا قسم برمی‌گردید به حالت کفر و با شمشیر گردن یکدیگر را می‌زنید؟؟
سلمان در پایان سخنش فرمود: بدانید من عقیده خود را اظهار کردم و تسلیم فرامین پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) شدم و از مولای خودم و هر مرد و زن مؤمنی؛-علی بن ابیطالب علیه‌السلام- تبعیت کردم.

۲-تخریب کعبه توسط سپاه یزید (۶۴ ه.ق)

سوم ربیع‌الاول، مصادف با سالروز حمله به کعبه توسط سپاهیان «یزید بن معاویه بن أبی سفیان» در سال ۶۴ هجری قمری است.
یزید بن معاویه سه سال و اندی خلافت کرد.
در سال اول نوادهٔ عزیز رسول اللَّه (صلی‌الله علیه و آله) و سلالهٔ پاک حضرت زهرا (علیهاسلام) و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، حضرت امام حسین (علیه‌السلام) را به شهادت رساند و مرتکب جنایاتی شنیع گردید.
در سال دوم جنبشی را که در مدینه آغاز شده بود به قتل‌عام تبدیل کرد و مدینهٔ معظمه را به خاک و خون کشید.
و در اواخر خلافت نکبت‌بار خود برای سرکوبی عبداللَّه بن زبیر، یکی از فرماندهانِ سپاه خود به نام حَصین‌بن نُمیر را به مکهٔ منوّره فرستاد.

ابن زبیر از جمله افراد با نفوذی بود که پس از مرگ معاویه با یزید بیعت نکرد و با قدرت تمام مقابل او ایستاد، یزید برای سرکوبی او سپاهی به عراق گسیل داشت، در این نبرد ابتدا مسلم بن عقبه از جانب یزید مأمور دفع عبدالله شد ولی در میان راه به هلاکت رسید و بجای او حصین بن نمیر فرمانده سپاه شد.
لشکر شام در بالای کوه‌های مکه که مشرف بر خانه‌ها و مسجدالحرام بود، اجتماع کردند و با منجنیق، پیوسته سنگ و نفت بر مکه و مسجد می‌افکندند، آن‌ها پارچه‌هایی از پنبه و کتان به نفت آلوده می‌ساختند و بر خانه خدا می‌انداختند و آن‌ها را آتش می‌زدند تا آنکه کعبه معظّمه سوخت و بنای آن منهدم گشت و دیوارهای آن فروریخت و شاخ‌های گوسفندی که به جهت فدای اسماعیل آمده بود و بر سقف آویخته بودند، هم سوخت»
در همین اثنا خبر مرگ یزید اعلام شد ازاین‌رو ابن نمیر جنگ را رها کرد و روانه شام شد.

۳-وفات محمدبن احمدبن موسی مبرقع درقم(۳۱۵ه.ق)

محمد، فرزند احمد بن موسی مبرقع بن امام جواد (علیه‌السلام)، معروف به ” أعرج” و مُکنّی به ابوعلی و ابوجعفر، که از سادات رضوی و از نوادگان پاک‌سرشت امام محمدتقی (علیه‌السلام) است، در سوّم ربیع الاوّل سال ۳۱۵ قمری، در شهرمقدس قم وفات یافت.
محمد بن احمد را پس از تشییع با شکوه، در مقبره ” چهل اختران ” دفن نمودند.
گفتنی است که در خیابان آذرشهر مقدس قم، محله‌ای است به نام ” چهل اختران “. این محله را سال‌های پیش ” محلهِ موسویان” می‌گفتند و در این محله دو مقبره معروف وجود دارد: یکی به نام مقبره موسی مبرقع و دیگری چهل اختران، که هر دو از مقابر اختصاصی موسی مبرقع و خانواده، وابستگان و اولاد او است. در مقبره موسی مبرقع، علاوه بر قبر وی، قبر یکی از نوادگانش به نام احمد بن محمد بن احمد بن موسی مبرقع نیز وجود دارد. امّا در مقبره چهل اختران، علاوه بر قبر محمد بن احمد بن موسی مبرقع، قبور بسیاری از سادات رضوی و از اولاد و زراری امام جواد (علیه‌السلام)، از جمله محمد بن موسی مبرقع، همسرش بُریهه دختر جعفر بن امام علی‌نقی (علیه‌السلام)، یحیی صوفی فرزند جعفر بن امام علی‌نقی (علیه‌السلام)، زینب و امّ محمد دختران موسی مبرقع، فاطمه، بُریهه، ام سلمه و امّ کلثوم دختران محمد بن احمد بن موسی مبرقع نیز در این مکان شریف مدفون می‌باشند.

روج الذهب، ج ۴، ص ۱۹۹؛ وقایع الایام، ص ۲۰۲

۴-رحلت مرجع بزرگوار آیت اللَّه “آقامحمد کبیر” عالم و فقیه (۱۳۶۹ ه.ق)

آقامحمدقمی فرزند آقا حسین قمی معروف به کبیر در سال ۱۲۸۸ ه.ق در قم به دنیا آمد. مقدمات و سطوح را در قم و تهران خواند. از جمله اساتید وی در این دوره، میرزا حسن آشتیانی، آقامحمود قمی و شیخ فضل اللَّه نوری می‌باشند.
در سال ۱۳۱۹ ه.ق به نجف رفته و از درس آخوند خراسانی و دیگر علما بهره می‌گیرد و در سال ۱۳۳۰ به قم مراجعت می‌نماید.
وی سال‌ها به ارائهٔ خدمات دینی مشغول بود و دریکی از مساجد اصلی شهر، اقامهٔ جماعت می‌نمود. از ایشان آثار و تألیفاتی برجای‌مانده است. آرامگاه ایشان در شیخان قم در مقبره‌ای که به نام اوست، می‌باشد.
آیت اللَّه کبیر به هنگام رحلت ۸۱ سال داشت.

 


برچسب ها :
، ، ، ، ،
دیدگاه ها