صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > تقویم شیعه > بیست و سوم ربیع الاول
تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۹۶


۱- ورود حضرت معصومه (سلام الله علیها) به شهر مقدس قم (۲۰۱ هجری قمری)
۲- رحلت عالم زاهد “میرزا جواد آقا تهرانی” (۱۴۱۰ هجری قمری)

۱- ورود حضرت معصومه (سلام الله علیها) به شهر مقدس قم (۲۰۱ هجری قمری)

در سال ۲۰۰ ه.ق مأمون خلیفه عباسی، امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) را از مدینه به مرو جهت ولیعهدی آن جناب طلب نمود و خواهر ایشان در سال ۲۰۱ ه.ق به قصد دیدار برادر راهی مرو شد.{۱} گفته شده فاطمه معصومه پس از دریافت نامه برادرش، خود را آماده سفر نمود. {۲}
حضرت معصومه با کاروانی از بستگان و خویشانِ خویش راهی ایران شدند. چون به ساوه رسیدند دچار جنگ سختی با دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) شدند و همه برادران و برادرزادگان وی به شهادت رسیدند. فاطمه معصومه پس از دیدن جنازه‌های غرقه به خون عزیزانش به سختی بیمار شد. {۳} وی پس از این جریان، خادم خود را امر فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که فرمود، شهر قم، مرکز شیعیان ما می‌باشد.{۴}
قول دیگر آن است چون خبر بیماری ایشان به آل سعد رسید تصمیم به آن گرفتند خدمت ایشان رسیده و از حضرت درخواست کنند تا به قم بیایند. در این میان موسی بن خزرج بن سعد اشعری یکی از اشعریان قم و از اصحاب امام رضا (علیه السلام) بر این امر تقدم جُست و خدمت فاطمه معصومه رسید. مهار شتر ایشان را گرفت و ایشان را وارد قم ساخت و در خانه خویش منزل داد. {۵}
حضرت معصومه (سلام الله علیها) در حالی وارد شهر گردید که شور و احساسات مردم قم، پذیرای وجود شریف آن عزیز بود.
در بعضی از منابع متأخر روز ورود حضرت معصومه (سلام الله علیها) را ۲۳ ربیع‌الاول دانسته‌اند. {۶}
فاطمه معصومه ۱۷ روز در این خانه ساکن و به عبادت و راز و نیاز مشغول بود. اکنون عبادت‌گاه ایشان در منزل موسی بن خزرج در شهر قم، به «ستیه» یا «بیت‌النور» مشهور است.{۷}

۱) امینی، الغدیر، ج ۱، ص ۱۷۰.
۲) داخل بن سید، من لایحضره الخطیب، ج ۴، ص ۴۶۱.
۳) قیام سادات علوی، ص ۱۶۰.
۴) ناصر الشریعه، تاریخ قم، ص ۱۶۳.
۵) مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۲۹۰.
۶) حضرت معصومه، فاطمه دوم، ص ۱۱۱.
۷) قمی، منتهی الآمال، ج ۲، ص ۳۷۹.

۲- رحلت عالم زاهد “میرزا جواد آقا تهرانی” (۱۴۱۰ هجری قمری)

نام خانوادگی وی حاجی ترخانی بود. درسال ۱۳۲۲ ه.ق در تهران به دنیا آمد. پدرش حاج محمدتقی و برادرش حاج آقا رضا شاهپوری، از تجّار متدین و معتمد بودند و برادرش به انتخاب آیت اللّه العظمی بروجردی تا آخر عمر سرپرست مسجداعظم قم بود.
میرزا جواد پس از اخذ گواهی دوره اول دبیرستان از مدرسه ثروت تهران، برای فراگیری علوم دینی راهی قم شد و پس از چند سال سکونت در آن شهر و گذراندن مقدمات و بخشی ازسطوح، به نجف رفت.
در توقف دو ساله خود در نجف، از استادانی هم چون آیت اللّه مرتضی طالقانی و آیت اللّه محمدتقی آملی بهره برد. آنگاه به امر مادرش به تهران بازگشت. پس از درنگی کوتاه در تهران و ازدواج، به مشهد رفت.
نخست از درس آیت الله شیخ هاشم قزوینی بهره گرفت. در ادامه راه علمی خود، به حوزه درس‌های خارج فقه و اصول و معارف آیت اللّه میرزا مهدی اصفهانی حاضر شد و تا پایان عمر وی، یعنی حدود ده سال، از محضر ایشان استفاده کرد. میرزاجواد از شاگردان بر جسته میرزا مهدی اصفهانی و پیروان مکتب او به شمار می‌رفت. حتی هنگام تعطیلی حوزه علمیه مشهد در زمان حکومت پهلوی اول و فضای اختناق، فعالانه و مداوم در منزل شخصی استاد از او بهره علمی می‌برد. میرزا مهدی اصفهانی در یک جلسه تدریس، او را مورد عنایت ویژه خود قرار داد و به طور جدّی از او خواست که آموختن و پژوهش در معارف اعتقادی را ادامه دهد؛ ایشان نیز تحت تأثیر سلوک اخلاقی و مبانی معارفی استاد خود، تا پایان عمر در تبیین و ترویج مبانی و خط مشی اعتقادی او کوشید.
میرزاجواد تهرانی از استادان برجسته حوزه علمیه مشهد بود و به تدریس فقه و اصول، تفسیر قرآن، معارف اعتقادی و فلسفه اشتغال داشت.
ایشان در زندگی فردی و اجتماعی، به رعایت اصول و موازین اخلاقی و اخلاص در عمل مشهور بود، به طوری که همگان مجذوب روحیات و سجایای اخلاقی وی بودند. وی سعی فراوان داشت که با لحن و کلامش، موجب تحقیر و آزار دیگری نباشد از شهرت طلبی به شدت گریزان بود و اگر کسی در سخنرانی یا نوشته نام وی را با القاب می‌آورد، سخت ناراحت می‌شد. پیشنهاد تدوین شرح حال و زندگینامه خود را نمی‌پذیرفت و نام خود را بر روی کتاب‌های تألیفی به شکلی ساده و بدون القاب می‌آورد.
او از مال دنیا هیچ نیندوخت. دارایی او از چند کتاب و اثاثیه‌ای اندک تجاوز نمی‌کرد. آن اندک کتابها را هم دو ماه قبل از رحلتش به مرجع تقلید وقت، آیت اللّه سیدمحمدرضا گلپایگانی بخشید. زهد و اخلاص در طریق بندگی خداوند برای او درجاتی عالی از معنویت فراهم آورده بود.
ایشان به رغم اشتغال به امور علمی و تدریس، از فعالیتهای اجتماعی و عام المنفعه بر کنار نبود. اولین خیریه درمانی مشهد، به نام درمانگاه خیریه بینوایان، با اشاره و مساعدت او و جمعی از دوستان پزشک وی تأسیس و راه‌اندازی شد. تأسیس نخستین صندوق قرض الحسنه ایران، که در مشهد آغاز به کار کرد، نیز با مساعدت او صورت گرفت.
سرانجام بر اثر بیماری کبد در مشهد درگذشت و طبق وصیت خود، در بهشت رضا، قبرستان عمومی مشهد، به خاک سپرده شد.

 


برچسب ها :
، ،
دیدگاه ها