تاریخ انتشار : ۱ بهمن ۱۳۹۶


۱- خلع قاهر عباسی از خلافت (سال ۳۲۲ هجری قمری)
۲- وفات آیهالله میرزا ابوالقاسم موسوی زنجانی (۱۲۹۳ هجری قمری)
۳- درگذشت آیت الله سید محسن عراقی (۱۳۲۵ هجری قمری)
۴- وفات آیهالله سید اسماعیل صدر (۱۳۳۷ هجری قمری)
۵- وفات آیهالله سید محمد حجت کوه کمره ای (۱۳۷۲ هجری قمری)
۶- درگذشت آیت الله شیخ حسن صافی اصفهانی (۱۴۱۶ هجری قمری)

 

۱- خلع قاهر عباسی از خلافت (سال ۳۲۲ هجری قمری)

پس از قتل مقتدر بالله عباسی بدست سپاهیان مونس خادم، القاهر بالله عباسی به عنوان نوزدهمین خلیفه سلسله عباسیان به کرسی خلافت رسید. وی خلیفه‌ای خمار، هوس باز، سخت‌گیر و مُستبد بود و با ترفندهای گوناگون تلاش می‌کرد از قدرت و نفوذ وزیران و فرماندهان سپاه بکاهد و خود بر تمامی امور سیطره پیدا کند.
بدین جهت پس از یک سال و اندی خلافت، دستور داد مونس خادم را دستگیر کنند و در صدد دستگیری وزیر قدرتمند دربار، یعنی ابوعلی بن مقله برآمد. اما ابن مقله و حسن بن هارون از ترس سخت‌گیری‌های قاهر، پنهان شده و در خفا با مخالفان وی رابطه برقرار کردند و همچنین فرماندهان سپاه وی را از او ترسانیده و به آنان گفتند که وی در دارالخلافه خویش، سردابی کنده است و مخالفان خود را در آن زندانی و شکنجه می‌کند.
سرانجام سپاهیان خلیفه به فرماندهی “سیما” شورش کرده و خواهان خلع خلیفه از مقام خود شدند و بدین منظور به دارالخلافه یورش برده و قاهر عباسی را که در فراز بام حمام پناه گرفته بود دستگیرش کرده و به زندان منتقل نمودند. بدین سان به خلافت یک سال و نیمه وی پایان دادند. پس از زندانی و شکنجه کردن او، بر چشم‌هایش میل داغ کشیده و هر دو چشمش را نابینا کردند و آنگاه آزادش نمودند.
وی به مدت یازده سال به همان منوال زندگی کرد و از شدت فقر و تنگدستی و یا تعمّداً برای آبروبری بنی عباس در مسجد جامع بغداد گدایی می‌نمود و سرانجام در سال ۳۳۳ ه.ق با نکبت و بدنامی از دنیا رفت. ابن کثیر تاریخ خلع قاهر از خلافت را روز سوم و ابن مسکویه و شیخ حر عاملی، روز ششم جمادی الاول را ذکر کرده‌اند.

البدایه والنهایه، ج ۱۱، ص ۲۰۲؛ تجارب الامم (ترجمه علی نقی منزوی)، ج ۵، ص ۳۸۳؛ توضیح المقاصد، ص ۱۳ و وقایع الایام، ص ۸۴ و ص ۲۳۷٫

۲- وفات آیهالله میرزا ابوالقاسم موسوی زنجانی (۱۲۹۳ هجری قمری)

حاج میرزا ابوالقاسم فرزند سید محمدکاظم که نسبش با ۲۷ واسطه به امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌رسد در سال ۱۲۲۰ ه.ق در شهر زنجان به دنیا آمد و درکودکی والدین خود را ازدست داد.
او به تحصیل علوم دینی و حوزوی مشغول گردید و در زنجان و قزوین و اصفهان از محضر عالمانی هم چون سید محمد باقر حجه الاسلام شفتی و حاج محمد ابراهیم کلباسی بهره‌ها بُرد.
میرزا ابوالقاسم برای تکمیل تحصیلات خویش به عراق رفت و در سال ۱۲۵۳ ه.ق به زنجان بازگشت و دارای ریاست و نفوذ و اقتدار و مال زیادی گردید.
او همچنین دارای محاکم شرعی شده و مقام قضا و فتوای شهر زنجان را عهده دار شد ودر قیام بابیان زنجان فتوای جهاد صادر کرد و به جنگ با آنان برخاست.
از وی بیش از ده دوره اثر ارزشمند بر جای مانده که ایضاحُ الدَّلائل فی حساب عِقد الاَنامِل، تخریبُ الاسباب و مَقالیدُ الابواب و… از آن جمله‌اند.
وفات این عالم بزرگوار در سوم جمادی الاول ۱۲۹۳ ه.ق در زنجان اتفاق افتاد.

۳- درگذشت آیت الله سید محسن عراقی (۱۳۲۵ هجری قمری)

آقا محسن عراقی متولد ۱۲۴۷ ه.ق فرزند میرزا ابوالقاسم بود.
پس از ساخته شدن شهر اراک به دست یوسف‌خان گرجی، وی به اقداماتی برای جلب مردم جهت سکونت در شهر نمود و در صدد بر آمد که از اطراف شهر جدیدالتاسیس اراک، مردم به شهر منتقل نماید که موجبات آبادانی شهر به تدریج فراهم گردد. از جمله این اقدامات دعوت برخی از روحانیون سرشناس به شهر بود. جد پدری حاج آقامحسن که سید احمد مکی نام داشت، به همراه برادر دوقلو و کوچکترش (سید محمد مکی) از جمله دعوت‌شدگان بودند. یوسف‌خان سید احمد را در محله قلعه و سید محمد را در محله حصار ساکن کرد تا موجب رضایت مردم ساکن در هردو محله شود.
سید احمد مکی دارای فرزندان متعدد بود که میرزا سید ابوالقاسم عراقی (پدر حاج‌آقا محسن) یکی از آنها بود.
سرپرستی مدرسه سپهدار از جمله وظایفی بود که از سید احمد به میرزاابوالقاسم و سپس به حاج‌آقا محسن منتقل شد.
حاج آقا محسن در سال ۱۲۷۰ ه.ق با خانم بیات ازدواج کرد که حاصل این ازدواج ۱۰ پسر و ۱۳ دختر بود. مدتی بعد از ازدواج حاج‌آقا محسن، پدر وی در همان سال فوت کرد.
وی تحصیلات ابتدایی شامل فقه و اصول را نزد پدر، جد و عموی خود (سید محمد مکی) خود فرا گرفت. سپس برای تکمیل تحصیل به بروجرد رفت و از محضر درس سیدشفیع بروجردی و ملا اسدالله بروجردی بهره گرفت. در سن ۳۰ سالگی به اراک بازگشته و مشغول تدریس شد. همچنین وی به عنوان مرجعی برای دعاوی مردم شد. او برای ادامه تحصیل به عتبات عالیات رفت و یکی از فقهای عصر خود گشت. وی درجه اجتهاد خود را در بروجرد دریافت کرد.
حاج آقامحسن یکی از بزرگترین مشوّقان طلّاب علوم دینی بود و همیشه علما و طلاب را مورد احترام خاص قرار می‌داد. حوزه درس او موجب شده بود علما و طلابی از شهرهای نزدیک و منطقه اراک در درس وی حاضر شوند. اکثر علمایی که در ادوار مختلف در حوزه تدریس وی حضور داشته‌اند اهل فضل و اجتهاد بودند. وی با وجود ثروت سرشار و گرفتاری‌های بسیار در حل و فصل امور مالکیت، ۹ ماه از سال را به تدریس می‌پرداخت، به‌طوریکه هر روز سه جلسه بحث خارج فقه، خارج اصول و خارج اسفار در معقول داشت و سه ماه رجب شعبان و رمضان را به بحث تفسیر اختصاص داده بود. وی در عین حال وظیفه قضاوت بین مردم را نیز دارا بود.
او همچنین یکی از عوامل ماندگاری مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در اراک و رونق حوزه علیمه اراک بود.
حاج آقا محسن از بزرگترین واقفان اراک به شمار می‌آید که با ثروت وسیع و املاک فراوان از واقفان قوی عصر خود و بعد از آن بود. موقوفات وی شامل مزارع، بیشتر در روستاهای اطراف اراک و دکان‌ها، کاروانسرا، آسیاب و تیمچه و سراها در اراک بوده است.
حاج آقا محسن در سال ۱۳۲۵ ه.ق و در سن ۷۸ سالگی در اراک فوت کرد و در کنار قبر پدر و مادرش مدفون گردید.

۴- وفات آیهالله سید اسماعیل صدر (۱۳۳۷ هجری قمری)

سید اسماعیل بن سید صدرالدین، نسبش به ابراهیم اصغر بن امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) می‌رسد. پدرش از اهالی جبل عامل بود. در فتنه جزار به عراق و سپس به اصفهان مهاجرت کرد.
سید اسماعیل در سال ۱۲۵۸ ه.ق در اصفهان به دنیا آمد. در شش سالگی پدرش فوت کرد و پس از آن برادرش سید محمدعلی معروف به آقامجتهد سرپرستی او را به عهده گرفت.
مقدمات و بخشی از سطح را نزد او خواند. در چهارده سالگی پس از فوت برادر، نزد محمدباقر رازی اصفهانی فرزند صاحب هدایه المسترشدین دروس سطح را تکمیل کرد و درس خارج را آغاز کرد.
در سال ۱۲۸۱ ه.ق، عازم عتبات شد. در آن سال شیخ انصاری درگذشت و او نتوانست شیخ را درک کند. در نجف در درس شیخ راضی نجفی و مهدی کاشف الغطاء حاضر شد.
در سال ۱۲۸۲ ه.ق به حج رفت و پس از آن بیمار شد و به اصفهان بازگشت. در اصفهان او را احترام کردند. به عنوان دیدن از روستاها، در سال ۱۲۹۴ از اصفهان خارج شد و به عراق بازگشت.
در سال ۱۳۰۰ ه.ق به خراسان سفر کرد و به عتبات بازگشت. پس از وفات شیخ موسی آل شراره در جبل عامل، اهالی آنجا از او دعوت کردند که جبل عامل برود و او نپذیرفت.
حدود بیست سال در فقه و اصول از میرزای شیرازی در نجف و سامرا بهره برد. پس از مهاجرت میرزای شیرازی به سامرا، سید اسماعیل صدر نیز به سامرا رفت. تا سال ۱۳۱۴ ه.ق دو سال پس از وفات میرزا در سامرا ماند.
او به همراه محمدتقی شیرازی و سید محمد اصفهانی سه شاگرد میرزا بودند که میرزا تدریس را به آنان واگذار کرده بود. پس از سامرا به کربلا آمد و گروهی از شیعیان ایران و عراق از او تقلید کردند.میرزا محمدحسین نایینی، عبدالحسین شرف الدین عاملی، سید حسین فشارکی از شاگردان اویند.
سید اسماعیل صدر، در حوزه‌های اصفهان، نجف و سامرا تحصیل کرد و در سامرا، کربلا و کاظمین تدریس داشت. از او اثر خاصی به جا نمانده است و تنها وی بر دو کتاب انیس التجار نراقی و جامع عباسی حاشیه نوشته است.
جهت معروف شدن وی و خاندانش به صدر این است که میرزای شیرازی دو شاگرد به نام سید اسماعیل داشت و به خاطر تشابه اسمی، پسوند صدر را به خاطر نام پدر -سید صدرالدین- به نام او اضافه کردند.
سید اسماعیل صدر از زاهدان و پرهیزگاران بود. او فردی خوش اخلاق، پرهیزگار، متواضع، گریزان از شهرت بود. به تنهایی راه می‌رفت و دوست نداشت کسی همراهش باشد. در فتوی بسیار محتاط بود.
از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی او می‌توان از حمایت از شرکت اسلامیه اصفهان، فتوای جهاد علیه روسیه در هنگام حمله روسیه به ایران، فتوای جهاد علیه ایتالیا در حمله به لیبی و توای جهاد علیه انگلیس در حمله به عراق یاد کرد.
سید اسماعیل چهار پسر به نام‌های سیدم حمدمهدی، سید صدرالدین، سید محمدجواد و سید حیدر داشت که همگی از علما بودند.
او در اواخر عمر به کاظمین رفت و در سوم جمادی الاولی ۱۳۳۷ ه.ق در کاظمین وفات یافت و در یکی از حجرات پایین پای حرم کاظمین دفن شد.

۵- وفات آیهالله سید محمد حجت کوه کمره ای (۱۳۷۲ هجری قمری)

سید محمد حجت کوه‌کمری، در سال ۱۳۱۰ ه.ق در تبریز در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. خانواده‌اش از سادات کوه‌کمر، محلی از توابع اَهَر در منطقه آذربایجان شرقی بودند. نسب او به علی‌اصغر، فرزند امام سجاد (علیه السلام) می‌رسد.
پدرش، سیدعلی کوه‌کمری تبریزی، فرزند علینقی، از عالمان و فقهای دوره خود بود.
سیدمحمد حجت، ادبیات، ریاضیات، طب قدیم و برخی علوم جدید را در تبریز آموخت. بیشتر دروس مقدماتی فقه و را نزد پدرش فراگرفت و خود به تدریس شرح لمعه شهیدثانی پرداخت.
در سال ۱۳۳۰ ه.ق برای ادامه تحصیل به نجف رفت. در نجف، فقه و اصول و حدیث و رجال را از علمایی هم چون شیخ الشریعه اصفهانی، سید ابوالحسن اصفهانی، شیخ عبدالکریم حائری، میرزا محمدحسین نائینی،سید محمد کاظم طباطبائی یزدی،و آقا ضیاء عراقی فراگرفت. ریاضیات و نجوم را نیز در نجف از حیدرقلی‌خان سردار کابلی آموخت. وی در ایام تحصیل در نجف به بیماری سختی مبتلا شد و به توصیه پدرش به تبریز بازگشت، اما پس از مدتی دوباره به نجف رفت و علاوه بر ادامه تحصیل، به تدریس نیز پرداخت.
وی از برخی استادان خود اجازه روایت داشت، از جمله از پدرش، آقاضیاء عراقی، شیخ الشریعه اصفهانی، سیدابوتراب خوانساری، عبداللّه مامقانی، سیدحسن صدر، شیخ محمدباقر بیرجندی، حاج‌شیخ‌عبدالکریم حائری یزدی و محمدحسین کاشف‌الغطاء. و همچنین از میرزای نائینی، شریعت اصفهانی، آقاضیاءالدین عراقی و برخی دیگر از استادانش نیز گواهی اجتهاد دریافت نمود.
در اثر بدی آب و هوای نجف و ضعف جسمی، ناچار در سال ۱۳۴۹ ه.ق به قم مهاجرت کرد و از سوی آیت الله حائری برای اقامه نماز در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) مأموریت یافت.
حجت کوه‌کمری، در علم حدیث تخصص داشت و مورد احترام و اعتماد شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود تا آنجا که حاج شیخ در اواخر عمر احتیاطات فتوایی خود را به وی ارجاع می‌داد.
شیوایی بیان، حُسن سلیقه و تسلّط در تدریس و احاطه‌اش بر آرا و منابع فقهی، شاگردان فراوانی را به حلقه درسش جذب نمود که از جمله آن‌ها می‌توان به: سیدمحمد محقق داماد، میرزا هاشم آملی، مرتضی حائری یزدی، علی صافی گلپایگانی، لطف‌الله صافی گلپایگانی و سید محمد حسین طباطبائی اشاره کرد.
از او آثار متعدد در علوم مختلف برجای مانده است که از جملهٔ آنهاست کتاب: لوامع الانوار الغرویه فی مرسلات الآثار النبویه، جامعُ الاحادیث و الاصول، تنقیحُ المطالب المُبهمه فی عمل الصُّور المجسمه، کتاب البیع، کتاب الصلوه و مناسک حج.
حجت کوه‌کمری به جمع‌آوری و نگاهداری میراث شیعه بسیار علاقه‌مند بود و از این‌رو از زمان اقامت در نجف، نسخه‌های خطی ارزشمندی را در کتابخانه شخصی خود جمع آوری کرد.
سیدمحمد حجت، پس از وفات حائری‌یزدی، همراه با سید محمد تقی خوانساری و سید صدرالدین صدر، اداره حوزه علمیه قم را برعهده گرفت. این سه فقیه، مشهور به مراجع ثلاث، در زمانی این مسئولیت را برعهده گرفتند که اوضاع سیاسی و سخت‌گیری‌های رضا پهلوی، شاه وقت ایران، درباره فعالیت‌های دینی و تنگناهای ایجاد شده در مورد عالمان دینی، حوزه قم را در وضع دشواری قرار داده بود.
وی در قم، مدرسه علمیه‌ای به نام مدرسه حجتیه ساخت. این مدرسه علاوه بر محل سکونت طلاب و مدرّسان، دارای مسجد و کتابخانه نیز بود و از مدارس مهم و بزرگ آن زمان به شمار می‌رفت.
پرهیزکاری، بردباری، پرهیز شدید از تظاهر و حافظه قوی از ویژگی‌های سیدمحمد حجت بود. وی به شدت از شهرت پرهیز داشت و در زمان مرجعیت خود اجازه نداد در مجالس و منبرها نامی از او برده شود یا عکس او در نشریات چاپ شود.
او چند روز پیش از وفات خود اسناد مالکیتی که نزدش بود را به سید احمد شبیری زنجانی سپرد و پول و اموالی که از سهم امام باقی مانده بود را به دامادش شیخ مرتضی حائری سپرد تا در کارهایی که مشخص کرده بود مصرف کند. آنگاه مُهر نامه‌های خود را شکست و از درگذشت خود خبر داد. زمانی که حال وی رو به وخامت رفت، دخترش مقداری تربت امام حسین(علیه السلام) را جهت بهبودی به وی داد. وی بعد از خوردن تربت گفت: “آخر زادی من الدنیا تربه الحسین” «آخرین توشه‌ام از دنیا تربت حسین است.»
سرانجام پس از یک دوره بیماری سخت، در ۶۲ سالگی در روز دوشنبه ۳ جمادی‌الاول ۱۳۷۲ ه.ق در قم وفات یافت و در اتاقی کنار مسجد مدرسه حجّتیه به خاک سپرده شد.

۶- درگذشت آیت الله شیخ حسن صافی اصفهانی (۱۴۱۶ هجری قمری)

شیخ حسن صافی اصفهانی از فقهای معاصر شیعه، جد اعلایش ملأ صالح مازندرانی شارح کافی و داماد علّامه مجلسی می‌باشد. پدرش شیخ نصرالله شغلش صحافی کتب مذهبی بود و در نجف در کتابخانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) نزد علامه امینی کار می‌کرد. حاج نصر الله که مردی بسیار پرهیزکاری بود در نجف اشرف فوت شد و مدفنش در وادی السلام نجف کنار مقبره هود و صالح پیغمبر می‌باشد.
شیخ حسن صافی تحصیلات ابتدایی را تا سوم دبیرستان در اصفهان گذرانید، سپس با راهنمایی و تشویق شیخ احمد حججی نجف آبادی وارد رشته علوم دینی شد، چیزی نگذشت که او را با جمعی دیگر از طلاب به خدمت سربازی بردند، پس از بازگشت از سربازی یکسره وارد حوزه علمیه اصفهان شده و در مدرسه نوریه مشغول تحصیل شد، مقدمات و ادبیات را در اصفهان به اتمام رساند سپس وارد حوزه علمیه قم شد و حجره‌ای در مدرسه حاج ملاصادق را محل سکونت خود قرار داد، دروس سطح را در قم فرا گرفت و در کنار تحصیل به مسائل اخلاقی و معنوی اهتمام داشت. برای تکمیل علوم و معارف الهیه، هجرت به نجف را آغاز کرد و ۲۸ سال در آنجا ساکن شد.
سرانجام به درخواست جمعی از اهالی اصفهان و بنا به توصیه آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی به زادگاه خویش بازگشت. پس از درگذشت امام جماعت مسجد کمرزرین بود امامت آن مسجد را عهده دار شد و در همان مسجد شروع به تدریس تفسیر و علوم قرآنی نمود سپس بنا به دعوت بازاریان و اهالی محل و درخواست آیت الله خادمی و سایر علمای اصفهان به مسجد جامع اصفهان منتقل شد. وی قبل از اینکه مسجد کمرزرین را ترک کند از آیت الله ناصری که آن زمان در دولت آباد اصفهان زندگی می‌کرد خواست تا امامت مسجد کمرزرین را قبول کند و با پذیرفتن این پیشنهاد از سوی ایشان مسجد جامع آماده پذیرایی از آیت الله صافی شد.
وی پس از درگذشت آیت الله خادمی، زعامت حوزه علمیه اصفهان را عهده دار شد.
شیخ حسن صافی از اساتید بزرگواری هم چون آیات عظام: سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خوئی، سید عبدالهادی شیرازی، شیخ محمدکاظم شیرازی و شیخ محمدعلی کاظمینی بهره‌های فراوانی بُرد.
از تالیفات و آثار ایشان می‌توان به: الهدایه فی الاصول، شوق وصال و رساله استعاذه اشاره کرد.
شیخ حسن صافی اصفهانی سرانجام در روز سوم جمادی الاول سال ۱۴۱۶ ه.ق در اصفهان درگذشت و پس از تشییع باشکوه در جوار مقبره علامه محمدباقر مجلسی در ضلع شمال غربی مسجد جامع اصفهان به خاک سپرده شد.

 

 

 

 


برچسب ها :
، ، ، ، ،
دیدگاه ها