صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > شیعه شناسی > مناظره > مناظره شیعه و سنی (مشرک شدن با توسل به اموات)
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


زیارت ائمه اطهار(ع) انسان را به خداوند نزدیک می‌کند و ایجاد ارتباط با آن انوار قدسیه قلب انسان را نورانی می‌کند و این مطلب از شیعیان و محبّان این سلاله‌ی پاک پوشیده نیست، و دشمنان اهل‌بیت(ع) نیز به خوبی این مطلب را می‌دانند، و به همین دلیل است که اگر فردی بخواهد به زیارت قبور ائمه(ع) برود موانعی پیش پایش می‌گذارند؛ به خصوص در زیارت قبور ائمه‌ی بقیع(ع) که افرادی را گماشته‌اند و با شبهه‌افکنی و داد و فریاد کردن نمی‌گذارند این ارتباط با ائمه(ع) حاصل گردد. روزی با عنایت پروردگار به بقیع رفتم و پس از دعا و توسل به ائمه(ع) و ارتباط با آن انوار الهی، شنیدم یکی از مأموران وهابی در بقیع با صدای بلند فریاد می‌زند که: دعا نزد مرده شرک است و نباید کسی نزد مرده‌ها بیاید و دعا و توسل کند. این فرد بعد از نماز صبح بالای دیوار بقیع می‌رود و حرفهایش را بیش از 300 بار تا بسته‌شدن درب بقیع تکرار می‌کند، افرادی که به زیارت می‌آیند در حین دعا و زیارت مجبور هستند که حرف‌های او را بشنوند، تا اینکه یکی از جوانان به او گفت: مگر این آیه را نخوانده‌ای: {وَلاَ تَحْسَبَنّ الّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبّهِمْ يُرْزَقُونَ} (آل عمران/169) او هم با کمال گستاخی گفت: آری خوانده‌ام، ولی برداشت شما شیعیان از این آیه اشتباه است؛ زیرا «هؤلاء احیاء، ولکن عند ربهم، لیس عندنا»: اینان زنده‌اند اما نه نزد ما! بلکه نزد خدا زنده‌اند، و بنده دیدم آن جوان شیعی ساکت شد و به استدلال او راضی شد، گفتم: یا امام حسن مجتبی(ع)؛ می‌خواهم وارد بحث شوم خودت مرا یاری کن! به وهابی گفتم: اگر با تو وارد مناظره شوم آیا در امانم؟ گفت: آری، دوباره به او گفتم: إذا ناظرتک أفی امان انا؟ گفت: نعم أنت فی امان. گفتم یا شیخ أین عند الرّب؟: نزد خدا، کجاست؟ گفت: در آسمان! گفتم: یعنی ما در زمین الله نداریم؟ او در جواب من ساکت شد! گفتم: مگر این آیه را نشنیده‌ای: {وَهُوَ الّذِي فِي السّماءِ إِلهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلهٌ} (الزخرف/84) (او كسي است كه در آسمان و زمین خداست)، {وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ} (الحدید/4) (خدا با شماست هر کجا که باشید) او بار دیگر ساکت شد! به او گفتم: أئمه اطهار(ع) همان‌گونه که در آسمان نزد خدا می‌باشند، در زمین نیز نزد او هستند و صدای ما را می‌شنوند و بین ما و خداوند واسطه واقع می‌شوند. او که جوابی برای گفتن نداشت و نزد مردم ضایع شده بود، گفت: زیارت و توسل به مردگان شرک است ولی توسل به احیاء‌ اشکالی ندارد همان‌گونه که خلیفه دوم این کار را هنگام قحطی و عدم نزول باران انجام می‌داد؛ همان‌گونه که روایت شده است: «عن أنس قال كانوا إذا قحطوا على عهد النبي صلّى الله عليه [وآله] وسلم استسقوا بالنبيّ صلّى الله عليه [وآله] وسلّم فيستسقي لهم فيسقون فلما كان بعد وفاة النبي صلّى الله عليه [وآله] وسلّم في إمارة عمر قحطوا فخرج عمر بالعباس يستسقي به فقال اللهم إنا كنا إذا قحطنا على عهد نبيك صلّى الله عليه [وآله] وسلّم واستسقينا به فسقيتنا وإنا نتوسل إليك اليوم بعم نبيك صلّى الله عليه [وآله] وسلّم فاسقنا قال فسقوا» (صحیح ابن حبان/ج7/ص110 و صحیح ابن خزیمة/ج2/ص337) به او گفتم: آیا تو به این حدیث اعتقاد داری گفت: آری! گفتم: فرق شرک به مرده با شرک به زنده چیست؟ طبق گفته تو همان‌گونه که من مشرک به اموات هستم تو نیز مشرک به احیاء هستی؟ در ضمن اگر تو به این روایت اعتقاد داری، سؤال می‌کنم آیا عمر افضل است یا عباس عموی پیامبر|؟ او گفت: عباس عموی پیامبر|، زیرا او از اهل‌بیت(ع) است! (دیدم بحث در مورد عمر است و بسیار خطری! بذار توپ رو بندازم تو زمین حریف!) گفتم: آیا تو می‌دانی با این حرفت به خلیفه دوم توهین کردی؟! گفت چگونه؟ من به عمر توهین نکردم! گفتم: این حرفت یعنی: «الخليفة الثاني قد غصب الخلافة ممن هو افضل منه»: عمر خلافت را از کسی که بر او برتری دارد غصب کرده! زیرا عباس برتر از اوست، گفت: من این‌گونه نمی‌گویم! گفتم: آری تو این‌گونه می‌گوئی! تو به خلیفه توهین کردی! مردم که از شیوه بحث بنده لذت برده بودند و دیدند که آن وهابی حرفی برای گفتن ندارد با صدای بلند صلوات فرستادند و مرا بین جمعیت پنهان کردند و به خارج از بقیع فرستادند، و الحمد لله آن وهابی از دیوار بقیع پایین آمد و دیگر سر و صدا نکرد. البته حرف‌های آن وهابی از خودش نبود بلکه مستند به روایاتی جعلی در صحاح سته اهل تسنّن می‌باشد که خداوند را جسم و بالای آسمان‌ها می‌داند، مانند روایتی که به پیامبر| نسبت داده‌اند که: قال: «هل تدرون ما بُعدَ ما بين السماء والأرض؟» قالوا: لا ندري، قال:«إنّ بُعدَ ما بينهما إما واحدة أو اثنتان أو ثلاث وسبعون سنة، ثم السماء فوقها كذلك» حتّى عدَّ سبع سماوات: «ثمّ فوق السابعة بحر بين أسفله وأعلاه مثل ما بين سماء إلى سماء، ثم فوق ذلك ثمانية أوعال بين أظلافهم و ركبهم مثل ما بين سماء إلى سماء، ثم على ظهورهم العرش بين اسفله و أعلاه مثل ما بين سماء إلى سماء، ثم الله تبارك وتعالى فوق ذلك». (سنن أبی داود/ج2/ص418؛ سنن ابن ماجة/ج1/ص69) رسول خدا| فرمود: فاصله زمین تا آسمان 71 و یا 72 و یا 73 سال است و فاصله آسمان دوم تا آسمان سوم همان اندازه است و همچنان تا هفت آسمان را شمرد، سپس فرمود: در بالای آسمان هفتم دریایی قرار دارد که عمق آن به اندازه فاصله دو آسمان است، و در بالای آن هشت بز کوهی قرار گرفته‌اند که فاصله سُم آنها تا زانوی آنها، به اندازه دو آسمان است و عرش پشت آن بزهای کوهی قرار گرفته است و فاصله سطح پایین و بالای عرش به اندازه فاصله میان دو آسمان است و بعد فرمود: خداوند بالای آن عرش قرار گرفته است!؟.


برچسب ها :
دیدگاه ها