صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > شیعه شناسی > مناظره > سفر عمره و مناظره با وهّابیت
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


 سفرهای عمره و سهمیه‌های حوزه و دانشگاه فرصتی طلایی را در اختیار طلاب و دانشجویان می‌گذارد، تا ضمن آشنایی با سرزمین وحی، کمال استفاده را از اماکن زیارتی مکه و مدینه داشته باشند. در این میان وهّابیت تکفیری با تفکرات احمقانه خویش تلاش می‌کند عقاید باطل خویش را به زائران جوان و متدین شیعه القاء نموده، شاید بتواند در اعتقادات راسخ شیعه که برگرفته از قرآن و روایات صحیحه است خدشه‌ای وارد کنند. اما بسیار دیده می‌شود که طلاب و دانشجویان و حتی شیعیان به ظاهر کم اطلاع به راحتی جواب‌های دندان‌شکن و عالمانه‌ای به آنها می‌دهند که جز شرمساری و خجالت برای آنان باقی نمی‌ماند.
ایجاد شبهۀ جدید وهّابی‌ها
در سفر عمره‌ای که نصیب و روزی بنده شد، در یکی از روزها که به قبرستان بقیع برای زیارت چهار امام غریب رهسپار شدم، متوجه شدم که یک وهابی پشت به قبور شریف امامان معصوم(علیهم السلام)  و رو به جمعیت زائران ایرانی ایستاده و به زبان فارسی ایجاد شبهه می‌کند و می‌گوید: قبرستان بقیع هر ده سال یک بار تغییر می‌کند، خاک روی خاک می‌آید و مرده‌های جدیدی را در آن دفن می‌کنند و به مرور زمان مشخص نمی‌شود که کجای قبرستان قبر کیست و قبور مرتب در حال تغییر و تبدیل است. با این ترفند مسخره قصد آن را داشت تا وجود قبر چهار امام مظلوم شیعه(علیهم السلام)  در قبرستان بقیع را زیر سؤال ببرد. با تأسف و ناراحتی جلو رفتم و در حالی که ملبّس به لباس روحانیت بودم و هر آن احتمال خطر یا دستگیری بود اما بر خدا توکل کرده و به وهابی نادان گفتم: بنده سؤالی از شما دارم آیا جواب می‌دهی؟ وهابی گفت: بفرمایید هر سؤالی دارید بپرسید.
گفتم: منظور شما از این حرف‌ها این است که امامان ما در قبرستان بقیع نیستند؟
وهابی: شاید باشند و شاید نباشند؛ بیش از 1000 سال گذشته و چه کسی می‌داند قبر امامان کجاست؟ ضمن این که آن قدر خاک روی خاک آمده و قبرهای 1400 سال پیش بسیار پایین هستند.
ـ چه فرقی می‌کند که قبرها پایین باشند یا بالا؟! وقتی زمین را وقف مسجد می‌کنند هرچه بالا برود باز هم مسجد است!
وهابی جوابی نداد، گفتم: سؤال دیگری از شما دارم قبر مولای شما ابابکر و عمر کجاست؟
وهابی: آنها کنار رسول خدا(ص)  و در خانۀ او دفن شده‌اند.
ـ از کجا بدانیم آنها آنجا دفن هستند 1400 سال گذشته است؟
وهّابی: ما دلیل داریم که آنها آنجا هستند.
گفتم: ما هم دلیل داریم که امامان ما در قبرستان بقیع دفن هستند و اما سؤال دیگری از شما دارم: این آیه را در قرآن قبول دارید که خداوند متعال می‌فرماید: {يَا أَيّهَا الّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النّبِيّ إِلّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ}(احزاب/53) ای کسانی که ایمان آورده‌اید وارد خانۀ پیامبر(ص)  نشوید مگر آن‌که به شما اجازه داده شود!
وهابی: بله این آیه درست است.
ـ شما با اجازۀ چه کسی ابوبکر و عمر را در خانۀ رسول خدا(ص)  دفن کرده‌اید؟ آیا از پیامبر(ص)  اجازه گرفته‌اید؟
وهابی: خانۀ پیامبر(ص)  به عایشه به ارث رسید و عایشه آنها را در خانۀ خود دفن کرده است.
ـ همسران پیامبر(ص)  9 نفر بودند که سهم همۀ آنها از میراث پیامبر(ص)  یک هشتم بوده، بنابراین سهم عایشه از خانۀ رسول خدا(ص)  یک وجب می‌شود آیا دو نفر را در یک وجب سهم خود دفن کرده یا سهم دیگران را غصب کرده است؟
وهابی: اصلاً پیامبران چیزی به ارث نمی‌گذارند)تناقض در گفتار)، ارث پیامبر(ص)  علم است که علم ایشان هم به ما و شما رسیده است؟ گفتم بنابراین هیچ ارثی به عایشه نمی‌رسیده و آنان در خانه دیگری بدون اذن یا غاصبانه دفن شده‌اند.
اگر ارث پیامبر(ص)  علم هم باشد علم او تنها به امیرالمؤمنین علی(ع)  رسیده نه به شما و خود پیامبر(ص)  فرمودند: «أنا مدينة العلم وعليّ بابها» من شهر علم هستم و علی(ع)  باب آن شهر است.
وهابی که از جواب عاجز مانده بود بحث را عوض کرد و گفت:
وهابی: شما به هر چیزی تبرک می‌کنید و این شرک است؟ آیا دلیلی بر کار خود دارید؟
ـ ما دلایل زیادی داریم یک دلیل ما پیراهن یوسف است! خداوند در قرآن از قول حضرت یوسف(ع)  می‌گوید: {اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَذا فَأَلْقُوهُ عَلَى‏ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً}(یوسف/93) پیراهن مرا ببرید و آن را بر صورت پدرم بیفکنید تا بینایی خود را به دست آورد و خداوند در قرآن کار این دو پیامبر را نقل کرده و ضمن تأیید تبرک جستن به پیراهن یوسف، شفای حضرت یعقوب(ع)  و به دست آوردن بینایی او را در اثر تبرک جستن به پیراهن یوسف می‌داند و می‌فرماید: هنگامی که بشارت‌دهنده آمد آن پیراهن را به صورت یعقوب(ع)  افکند ناگهان بینا شد. آیا ضریح مقدس پیامبر خدا(ص)  از پیراهن یوسف کم‌تر است؟! ما به قبور آن بزرگواران تبرک می‌کنیم و به این عمل خود افتخار می‌کنیم.
وهابی! مستأصل، درمانده، بی‌جواب و… .
منبع : نشريه امام شناسي ، شماره 37


برچسب ها :
دیدگاه ها