تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


بر اساس آيات ذيل معروف است كه ملائكه بال دارند وگاه ديده مى شود كه برخى اين فهم ظاهرى را به تصوير كشيده و صورى از ملائكه را نقاشى كرده كه داراى پر هستند! امّا آيا حقيقت بال و پر داشتن فرشتگان همين است كه برخى مى پندارند يا حقيقت امر چيز ديگرى است؟!قرآن مى فرمايد: (الْحَمْدُ لِلّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً أُولى أَجْنِحَةٍ مَّثْني‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ يَزيدُ فِى الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللّهَ عَلي‏ كُلّ‏ِ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ) (19).«سپاس خداوندى را كه آفريننده آسمان ها و زمين است و فرشتگان را رسولان قرار داده است تا او امر او را پياده كنند و آنها داراى دو و سه چهار جناح اند و هر چه بخواهد در آفرينش و [از جمله آفرينش بيشتر جناح براى فرشتگان] مي‏افزايد زيرا خدا بر هر چيزى تواناست».معناى حقيقى «جناح» چيست؟ آيا وسيله اى براى صعود به بالا يا نزول به پايين است و يا وسيله انتقال از مكانى به مكان ديگر؟ در واقع موجود صاحب «جناح»، به كمك آن در جايى كه مى خواهد، حضور پيدا مى كند؛ حال ممكن است آنجا پايين، بالا، شرق، غرب، اين مكان و يا مكان ديگر باشد. پرنده ها كه پر دارند، مى توانند به وسيله «پر» از نقطه اى به نقطه ى ديگر منتقل شوند و در حقيقت با پر خويش در مكان هاى متفاوت حضور يابند.اينكه گفته مى شود ملائكه داراى «جناح» هستند؛ يعنى، ملائكه وسيله اى دارند كه به كمك آن مى توانند در جاها و مراتب گوناگون حضور يابند. به بيان دقيق تر «جناح» ملائكه، ملائكه ى ديگرى اند كه در مراتب پايين تر تحت فرمان ملك برتر و بالاتر بوده و فرشته ى بالاتر توسط فرشته ى پايين تر امر و مشيت حق را محقّق مى سازد.براى مثال ميكائيل (عليه السلام) جناح هايي؛ يعنى، ملائكه اى در بالاترين آسمان و در همه ى آسمان ها و حتى در زمين دارد. وقتى اين فرشته ى عظيم الشأن مى خواهد كارى را در آن مراتب وجودى مختلف انجام دهد، با فرشتگانى كه جناح هاى او هستند آن را انجام مى دهد؛ يعنى، آنها وسيله و فرمانبر ميكائيل براى تحقق اوامر او مى باشند. با جناح زمينى اش در زمين حاضر مى شود، با جناح تجردى اش در عالم تجرد و … . اينكه گفته مى شود ميكائيل با جناح زمينى اش كارى را انجام مى دهد؛ يعنى، با حضور و تجلّى او در فرشته ى زمينى اش، آن امر را پياده مى كند و در واقع حضور جناح ميكائيل، حضور خود او است؛ خواه خودش كار كند يا جناحش.براى فهم بهتر حقيقت جناح فرشتگان از فعل روح و نفس خويش با بدنمان استفاده مى كنيم. روح ما جناح ها دارد: وقتى روح شما مى خواهد در عالم مبصرات و ديدنى ها وارد شده و مثلاً از مناظر زيباى باغ يا گلستان يا بوستانى لذت ببرد، با جناح و قوه ى باصره حاضر مى شود. در اين حضور زمان هم مطرح نيست و همين كه روح خواست ببيند، قواى باصره به كار افتاده و اين امر را براى روح محقّق مى سازد. در اين جا باصره جناح روح و با آن يكى است و در عين حال روح، روح است و باصره، باصره. از اين رو وقتى تصاوير زيبا را تماشا مى كنيد، «شما» نگاه مى كنيد. آن كه نگاه مى كند و لذت مى برد و كار ديدن را انجام مى دهد آن «حقيقت شما» و «روح شما» است. روح شما با جناح باصره وسيله ى ديدن است، دراين فعل اصلاً مطرح نيست، به صورتى كه وقتى از شما مى پرسند چه مى كنيد، مى گوييد: مى بينيم. نمى گوييد با صره ام در اينجا مى بيند، باصره ام را استخدام كرده ام تا به كمك او شكل ها و مناظر را ببينم، ولى در عين حال باصره، جلوه و جناح روح در امر ديدن است.در خصوص شنيدن اصوات و آهنگ ها نيز مسأله چنين است. روح شما در اين جا با جناح قوه ى سامعه حاضر مى شود و با اين جناح كار مى كند. اگر روح شما بخواهد به عوالم بالا رفته و در معارف عالى سير كند، با جناح عقل در عالم بالا و عوالم برتر حاضر مى شود و… .جناح ملائكه نيز اين چنين است؛ يعنى، فرشتگان با جناح هايى كه دارند، كارهايى مختلف انجام مى دهند و با اجنحه ى خود، در آن مرتبه حاضر شده و فعل و امر و مشيت حق را محقّق مى سازند. فرشته، فرشته و جناح، جناح است؛ ولى فرشته با جناح خود، افعال خويش را انجام مى دهد و توسط جناح هاى خويش در آن مرتبه حضور مى يابد.با اين توضيح مختصر و در عين حال دقيق مى توان معنا و مفاد اصلى برخى از روايات را – كه براى فهم من و شما حقايقى را در الفاظى خاص مطرح نموده است – درك كرد. به عنوان نمونه اميرمؤمنان (عليه السلام) مى فرمايد:«و منهم الثابتة فى الارضين السفلى اقدامهم و المارقة من السماء العليا اعناقهم و الخارجة من الاقطار اركانهم، و المناسبة لقوائم العرش اكتافهم»؛ (20).«بعضى از فرشتگان پايشان در طبقات پايين زمين ثابت است و گردن هايشان از آسمان به بالا گذشته و اركان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته است و كتف هاى آنان براى حفظ پايه هاى عرش خدا آماده است.»اين روايت اشاره به جناح هاى فرشتگان دارد كه در مراتب گوناگون عوالم هستى وجود دارند و اين صنف از ملائكه، امر و مشيت خدا را از طريق آنان محقق كرده و براى انجام دادن افعال الهى در آن مراتب، با آن جناح ها حضور مى يابند.به فرموده ى حضرت على (عليه السلام) «كسى كه از وصف آفريده اى مثل خود (فرشتگان) درمانده است، چگونه خداى خود را وصف خواهد كرد؟» (21) معرفت انسان درباره ى فرشتگان، محدود و مبهم است و از اين رو نبايد توقع داشت كه با چند نكته، بتوان حتى ابعاد محدودى از حقيقت آنان را تبيين كرد و آن گاه آنها را شناخت!در پايان، اينكه گفته شده انسان اشرف مخلوقات است و حتى از فرشتگان الهى با اين همه قدرت و منزلت برتر است، همه ى انسان ها را شامل نمى شود؛ بلكه انسان هاى حقيقى و كامل را در بر مى گيرد؛ همچون: رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم)، امير مؤمنان (عليه السلام)، حضرت زهرا (عليهما السلام)، و جميع امامان (عليهم السلام) و در مرتبه ى بعد اوليا و اوصياى الهي. نبايد با تكيه بر ظاهر اين سخن گران سنگ در خيال خود، خويش را بالا ببريم و فرشتگان را پايين آوريم!! اين وهم و پندار ما است، آيا مخلوقاتى مثل ما با اين همه تخطّى، سرپيچى، گناه نافرمانى، بالاتر از فرشتگان الهى اند كه جز تسبيح حق و فناى در او و اطاعت از امر او به چيز ديگرى مشغول نيستند؟! هرگز، تنها كسانى از اين موجودات والا مرتبه برترند كه به معناى واقعى و حقيقى انسان باشند، نه فقط در ظاهر و شكل و شمايل.
 
 


برچسب ها :
دیدگاه ها