تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


درباره تاریخ بعثت رسول خدا (ص) در روایات و احادیث شیعه و اهل سنت اختلاف است و مشهور میان علماء ودانشمندان شیعه آن است که بعثت آنحضرت در بیست وهفتم رجب سال چهلم عام الفیل بوده، چنانچه مشهور میان علماءو محدثین اهل سنت آن است که این ماجرا در ماه مبارک رمضان آن سال انجام شده که در شب و روز آن نیزاختلاف دارند، که برخی هفده رمضان و برخی هیجدهم و جمعی نیز تاریخ آنرا بیست و چهارم آن ماه دانسته‌اند. (1) و البته در پاره ای از روایات شیعه نیز بعثت رسول خدا (ص) درماه رمضان ذکر شده مانند روایت عیون الاخبار صدوق (ره) که متن آن اینگونه است که: وقتی شخصی به نام فضل از امام رضا علیه السلام می پرسدکه چرا روزه فقط در ماه مبارک رمضان فرض شد و در سایرماهها فرض نشد؟امام علیه السلام در پاسخ او فرمود: «لان شهر رمضان هو الشهر الذی انزل الله تعالی فیه القرآن … » تا آنجا که می‌فرماید:« … و فیه نبی محمد صلی الله علیه و آله »-یعنی بدانجهت که ماه رمضان همان ماهی است که خدای تعالی قرآن را در آن نازل فرمود … و همان ماهی است که محمد (ص) در آن به نبوت برانگیخته شد … (2) که چون مخالف با روایات دیگر شیعه در اینباره بوده است. مرحوم مجلسی احتمال تقیه در آن داده، و یا فرموده که باید حمل بر برخی معانی دیگری جز معنای بعثت اصطلاحی شود، زیراتاریخ بیست و هفتم ماه رجب به نظر آن مرحوم نزد علمای امامیه مورد اتفاق و اجماع بوده و گفته است:« … و علیه اتفاق الامامیة ». و اما نزد محدثین و علمای اهل سنت همانگونه که گفته شدمشهور همان ماه رمضان است (3) ، اگر چه در شب و روز آن اختلاف دارند، و در برابر آن نیز برخی از ایشان دوازدهم ماه ربیع الاول و یا دهم آن ماه، و برخی نیز مانند شیعه بیست و هفتم رجب را تاریخ بعثت دانسته‌اند. (4) و بدین ترتیب اقوال درباره تاریخ ولادت آنحضرت بدین شرح است: 1-بیست و هفتم ماه رجب و این قول مشهور و یا مورد اتفاق علمای شیعه و برخی از اهل سنت است (5) . 2-ماه رمضان (17 یا 18 یا 24 آن ماه) و این قول نیز مشهور نزدعامه و اهل سنت است (6) . 3-ماه ربیع الاول (دهم و یا دوازدهم آن ماه) و این قول نیز ازبرخی از اهل سنت نقل شده (7) . و اما مدرک این اقوال:مدرک شیعیان در این تاریخ یعنی 27 رجب، روایاتی است که از اهل بیت عصمت و طهارت رسیده مانند روایاتی که در کتاب شریف کافی از امام صادق علیه السلام و فرزند بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر علیه السلام روایت شده، و نیز روایتی که در امالی شیخ (ره) از امام صادق علیه السلام نقل شده است (8) و از آنجا که «اهل البیت ادری به ما فی البیت »گفتار این بزرگواران برای ما معتبرتر از امثال عبید بن عمیر و دیگران است. و اما اهل سنت که عموما ماه رمضان را تاریخ بعثت دانسته‌اند مدرک آن‌ها در این گفتار اجتهادی است که از چند نظرمخدوش و مورد مناقشه است، و آن اجتهاد این است که فکرکرده اند بعثت رسول خدا توام با نزول قرآن بوده، و نزول قرآن نیزطبق آیه کریمه:شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن … (9) در ماه مبارک رمضان انجام شده، و با این دو مقدمه نتیجه گیری کرده و گفته‌اند:بعثت رسول خدا در ماه رمضان بوده است، در صورتیکه هر دو مقدمه و نتیجه گیری مورد خدشه است زیرا: اولا-این گونه آیات که با لفظ «انزال »آمده بگفته اهل تفسیر و لغت مربوط به نزول دفعی قرآن کریم است-چنانچه مقتضای لغوی آن نیز همین است-نه نزول تدریجی آن، و دراینکه نزول دفعی آن به چه صورتی بوده و معنای آن چیست. اقوال بسیاری وجود دارد که نقل و تحقیق در اینباره از بحث تاریخی ما خارج است.و قول مشهور آن است که ربطی به مسئله بعثت رسول خدا (ص) که بگفته خود آن‌ها بیشتر از چند آیه معدود بر پیغمبر اکرم نازل نشد ندارد، و مربوط است به نزول دفعی قرآن بر بیت المعمور و یا آسمان دنیا-چنانچه سیوطی ودیگران در ضمن چند حدیث در کتاب در المنثور و اتقان از ابن عباس نقل کرده‌اند-و عبارت یکی از آن روایات که سیوطی آنرا در در المنثور در ذیل همین آیه از ابن عباس روایت کرده اینگونه است که گفته است: «شهر رمضان و اللیلة المبارکة و لیلة القدر فان لیلة القدر هی اللیلة المبارکة و هی فی رمضان، نزل القرآن جملة واحدة من الذکر الی البیت المعمور، و هو موقع النجوم فی السماء الدنیا، حیث وقع القرآن، ثم نزل علی محمد (ص) بعد ذلک فی الامر و النهی و فی الحروب رسلا رسلا» (10) . یعنی ماه رمضان و شب مبارک و شب قدر که شب قدرهمان شب مبارک است که در ماه رمضان است و قرآن در آنشب یکجا از مقام ذکر به بیت المعمور یعنی محل وقوع ستارگان در آسمان دنیا نازل شد و سپس تدریجا پس از آن در مورد امر و نهی و جنگ‌ها بر محمد (ص) فرود آمد. و به این مضمون حدود ده روایت از او نقل شده است. و متن روایت دیگری که از طریق ضحاک از ابن عباس روایت کرده چنین است: «نزل القرآن جملة واحده من عند الله من اللوح المحفوظ الی السفرة الکرام الکاتبین فی السماء الدنیا فنجمه السفرة علی جبرئیل عشرین لیلة، و نجمه جبرئیل علی النبی عشرین سنة » (11) . یعنی قرآن یکجا از نزد خدای تعالی از لوح محفوظ به سفیران (فرشتگان) گرامی و نویسندگان آن در آسمان دنیانازل گردید و آن سفیران در بیست شب تدریجا آنرا برجبرئیل نازل کردند، و جبرئیل نیز در بیست سال آنرا بررسول خدا نازل کرد. این درباره اصل نزول قرآن در ماه مبارک رمضان و شب قدر. و ثانیا-در مورد قسمت دوم استدلال ایشان که نزول قرآن راتوام با بعثت رسول خدا (ص) دانسته‌اند.آن نیز مخالف با گفتار خودشان بوده و مخدوش است، زیرا عموم مورخین و محدثین اهل سنت معتقدند که نبوت و بعثت رسول خدا در آغاز به صورت رؤیا ودر عالم خواب بوده و پس از گذشت مدت‌ها که برخی آنرا شش ماه و برخی سه سال و برخی کمتر و بیشتر دانسته‌اند در عالم بیداری به آنحضرت وحی شد و جبرئیل بر آن بزرگوار نازل گردیدو قرآن را آورد. و این جزء نخستین حدیثهای صحیح بخاری است که ازعایشه نقل کرده که گوید: اول ما بدی ء به رسول الله (ص) من الوحی الرؤیا الصادقه فی النوم و کان لا یری رویا الا جاءت مثل فلق الصبح، ثم حبب الیه الخلاء فکان یخلو به غار حراء فیتحنث فیه اللیالی ذوات العدد قبل ان ینزع الی اهله و یتزود لذلک، ثم یرجع الی خدیجه فیتزود لمثلها، حتی جائه الحق و هو فی غارحراء، فجاءه الملک فقال:اقرا … و البته ما در آینده روی این حدیث و ترجمه آن مشروحا بحث خواهیم کرد، و این مطلب را تذکر خواهیم داد که در این حدیث جای این سئوال هست که آیا عایشه این حدیث را از چه کسی نقل کرده و آیا گوینده حدیث رسول خدا (ص) بوده یا دیگری، زیرا خود عایشه که در هنگام نبوت رسول خدا (ص) هنوز بدنیانیامده بود و قاعدتا این روایت را از دیگری نقل کرده است، ولی در اینجا از او نام نبرده … ! مگر اینکه بگویند:این اجتهاد و نظریه خود ایشان بوده که در اینباره اظهار کرده‌اند که در اینصورت این روایت خود عایشه است و نظریه او است که در اینباره اظهار داشته و از باب حجیت روایت خارج شده و مانند نظرات دیگر می‌شود که لابد برای امثال بخاری که کتاب خود را با امثال آن افتتاح و آغاز کرده حجیت داشته … و بهر صورت پاسخ این سئوال را باید آنهابدهند! ولی این مطلب به خوبی از این حدیث معلوم می‌شود که میان نزول وحی بر رسول خدا و نزول قرآن فاصله زیادی وجود داشته وتوام با یکدیگر نبوده و در نهایه ابن اثیر در ماده «جزء»در ذیل حدیث «الرؤیا الصالحة جزء من سبعین جزء من النبوة » (12) آمده است که گوید: «و کان فی اول الامر یری الوحی فی المنام و دام کذلک نصف سنة، ثم رای الملک فی الیقظة ». (13) و نظیر این گفتار را سیوطی در کتاب اتقان ذکر کرده (14) . و بلکه برخی از ایشان فاصله میان بعثت رسول خدا (ص) ونزول قرآن را چنانچه گفتیم سه سال دانسته و به این مطلب تصریح کرده‌اند، که یکی از آن‌ها روایت زیر است که ابن کثیرآنرا صحیح و معتبر دانسته و آن روایت امام احمد بن حنبل است که بسند خود از شعبی روایت کرده که گوید: «ان رسول الله (ص) نزلت علیه النبوة و هو ابن اربعین سنة، فقرن بنبوته اسرافیل ثلاث سنین، فکان یعلمه الکلمة و الشی ءو لم ینزل القرآن، فلما مضت ثلاث سنین قرن بنبوته جبرئیل، فنزل القرآن علی لسانه عشرین سنة، عشرا بمکة و عشرابالمدینة، فمات و هو ابن ثلاث و ستین سنة » (15) . و نظیر همین گفتار از دیگران نیز نقل شده (16) . و البته ما اکنون در مقام بحث کیفیت نزول قرآن کریم ونزول دفعی و تدریجی و تاریخ نزول و بحثهای دیگری که مربوطبه نزول قرآن است نیستیم، و اساسا آن بحث‌ها از بحث تاریخی ماخارج است، و مرحوم علامه طباطبائی و دیگران در اینباره تحقیق و قلمفرسائی کرده‌اند که می‌توانید به کتاب المیزان وکتابهای دیگر مراجعه نمائید (17) و تنها در صدد پاسخگوئی به این استدلال بودیم که بعثت رسول خدا (ص) مقارن با نزول قرآن نبوده و از این راه نمی‌توان تاریخ بعثت رسول خدا (ص) را بدست آورد.
——————————————– پی نوشت ها :
1-بحار الانوار ج 18 ص 190 و سیرة النبویة ابن کثیر ج 1 ص 393. 2-عیون اخبار الرضا علیه السلام ص 361.بحار الانوار ج 18 ص 190. 3-سیرة النبویة ابن کثیر ج 1 ص 392. 4-بحار الانوار ج 18 ص 190 و ص 204-205 سیرة النبویة ابن کثیر ج 1 ص 392. 5-بحار الانوار ج 18 ص 190 و تاریخ الخمیس ج 1 ص 280 و 281. 6-و (7) سیرة النبویة ابن کثیر ص 392. 8-بحار الانوار ج 18 ص 189 و 190. 9-سوره بقره آیه 185، البته آیات دیگری هم مانند آیه انا انزلناه فی لیلة القدروانا انزلناه فی لیلة مبارکه درباره تاریخ نزول قرآن وجود دارد ولی صراحتی درمورد نزول آن در ماه رمضان ندارد … 10-در المنثور ج 1 ص 189. 11-الاتقان ج 1 ص 69. 12-خواب خوب جزئی از هفتاد جزء نبوت است. 13-و در آغاز کار وحی را در خواب می‌دید و این جریان ششماه طول کشید، سپس فرشته را در بیداری مشاهده کرد … 14-الاتقان ج 1 ص 70-71. 15-سیره نبویه ابن کثیر ج 1 ص 388. 16-الصحیح من السیرة ج 1 ص 194. 17-المیزان ج 2 ص 12-28.

 
 


برچسب ها :
دیدگاه ها