صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > تقویم شیعه > بیست و سوم جمادی الثانی
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۹۷


بیست و سوم جمادی الثانی

 

۱- ولادت حضرت یعقوب پیامبر(علیه السلام)
۲- خلافت عمر بن الخطاب (۱۳ هجری قمری)
۳- قتل “طاهر ذوالیمینین” از سرداران عباسی (۲۰۷ هجری قمری)
۴- وفات “شیخ ابوالقاسم جعفر بن حسن حلی” مشهور به محقق حلی (۶۷۶ هجری قمری)
۵- رحلت فقیه فرزانه آیت‏ الله “ملا حبیب ‏الله کاشانی” (۱۳۴۰ هجری قمری)
۶- وفات آیت ‏الله “سیدهاشم نجف آبادی میردامادی” (۱۳۸۰ هجری قمری)
۷- وفات آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی (۱۴۰۶ هجری قمری)
۸- رحلت عالم بزرگوار آیت ‏الله “غلامحسین جعفری همدانی” (۱۴۱۶ هجری قمری)

۹- درگذشت مرحوم آیت الله سید هاشم میردامادی جد مادری مقام معظم رهبری ادام الله بقائه الشریف

۱- ولادت حضرت یعقوب پیامبر(علیه السلام)

حضرت ابراهیم(علیه السلام) دو پسر به نامهاى اسماعیل و اسحاق داشت.
اسماعیل ۵ سال از اسحاق بزرگتر بود و از هاجر متولد شد، ولى اسحاق در شام از ساره که عیال رسمى حضرت ابراهیم(علیه السلام) و دختر خاله او بود به دنیا آمد.
بنا بر وصیت حضرت ابراهیم(علیه السلام) اسحاق، رفقه، دختر بتوئیل بن نحور را به همسرى خود انتخاب کرد.
خداوند متعال دو پسر به او عنایت فرمود به نامهاى عیص و یعقوب (چون عقب برادرش عیص به دنیا آمد او را یعقوب نامیدند) که هر دو از یک شکم و با همدیگر به دنیا آمدند.
یعقوب(علیه السلام) دختر دائى خود را به همسرى انتخاب کرد که از او هفت فرزند متولد شد. حضرت یعقوب(علیه السلام) پس از ۱۴۷ سال زندگى عاقبت در مصر وفات نمود.
ایشان به حضرت یوسف وصیت کرده بود که جنازه اش را نزد قبر اسحاق و ابراهیم در سرزمین فلسطین دفن کنند، جائیکه اکنون به شهر ابراهیم خلیل معروف است.

حوادث الایام، صفحه ۱۳۸٫

۲- خلافت عمر بن الخطاب (۱۳ هجری قمری)

ابوحفص، عمر بن خطاب بن نفیل عدوی که نام مادرش حنتمه بنت هاشم بن مغیره مخزومی بود در حدود سال ۱۳ عام الفیل در مکه به دنیا آمد و پس از ظهور اسلام توسط حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بسان سایر اهالی مکه با این پدیده جدید مخالفت و دشمنی می‌نمود و در این راه سخت‌گیر و متعصب بود و حتی به خاطر مسلمان شدن خواهرش فاطمه بنت خطاب و همسرش سعید بن زید با آنان مشاجره و دعوا نمود و چنان ضربتی بر سر خواهرش وارد ساخت که سرش را شکسته و خون را بر سر و صورت او جاری ساخت.{۱}
ولیکن مدتی پیش از هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) به مدینه منوره، او نیز مسلمان شد و به مدینه مهاجرت کرد. پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) وی از افرادی بود که بدن مطهر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در خانه‌اش رها و برای تعیین خلیفه وقت، به سوی سقیفه بنی ساعده شتافت. عمر از عناصر اصلی بیعت با ابوبکر بود و در این راه، بسیار سماجت کرد و سرانجام با اجبار و اکراه از عموم مردم برای وی بیعت گرفت و در این راه جنایت‌های متعددی مرتکب گردید که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیثی آن را پیش‌گویی کرده بود.{۲}
در دوران خلافت ابوبکر به ظاهر او خلیفه مسلمین ولی در باطن همه کاره حکومت عمر بن خطاب بود. در تاریخ یعقوبی آمده است: و کان الغالب علی أبی‌بکر، عمر بن الخطاب.{۳}
ابوبکر بن ابی‌قحافه هنگامی که به مرگ خویش اطمینان پیدا کرد، عثمان بن عفان را طلبید و به وی دستور داد که جانشینی عمر بن خطاب را با این عبارت بنویسد: بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما عهد ابوبکر خلیفه رسول الله الی المؤمنین والمسلمین: سلام علیکم. فانّی احمد الیکم الله، امّا بعد فانی قد استعملت علیکم عمر بن الخطاب، فاسمعوا واطیعوا، و انی ما ألوتکم نصحاً. والسلام.{۴}
گویند ابوبکر پیش از انتصاب عمر بن خطاب با برخی از صحابه معروف همچون طلحه بن عبیدالله، عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن عوف در این باره مشورت کرد. {۵} ولی به نظر می‌رسد که میان او و عمر بن خطاب از سابق، این تعهد دو جانبه وجود داشته و بر اساس آن، عمل کردند. به هر روی پس از مرگ ابوبکر در ۲۲ جمادی الثانی و غسل و کفن او عمر بن خطاب بر وی نماز گزارد و مابین نماز مغرب و عشا او را در جوار قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) دفن نمودند.
در روز بعد عمر بن خطاب به مسجد رفت و در حضور مردم بر فراز منبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قرار گرفت و یک پله پایین از جایی که ابوبکر می‌نشست، نشست و مرگ ابوبکر را تسلیت گفت. آنگاه به حاضرین مجلس گفت: خداوند متعال مرا به شما و شما را به من مبتلا (و آزمایش) گردانید و مرا پس از دوستم (ابوبکر) در میان شما باقی گذاشت. سپس صحبت‌های دیگری نیز برای مردم به عمل آورد و از مردم بیعت گرفت.{۶}
گرچه انتصاب وی به خلافت و اخذ بیعت از مردم، خلاف وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و روش معمول و پذیرفته مسلمین در انتخاب آزاد بود، با این حال مسلمانان مجبور به بیعت با او بودند والا برای خویش امنیت و آرامشی پیش‌بینی نمی‌کردند.{۷}
عمر بن خطاب پس از استقرار در مقام خلافت در نخستین اقدام عملی خود، خالد بن ولید را از فرماندهی سپاه مسلمانان در شام، عزل و به جای وی ابوعبیده جراح را منصوب کرد{۸}.
همچنین وی در تقسیم بیت المال در میان مسلمانان، روش پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حتی ابی بکر را که بر اساس مساوات بود، تغییر داد و به روش خاصی، عده‌ای را بر عده دیگر ترجیح داد و سهم بیشتری برای آنان تعیین نمود.{۹}
وی پس از ده سال و نیم حکومت غاصبانه به دست فیروز ابولؤلؤ ایرانی کشته شد.{۱۰}

۱) تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۳۸۸٫
۲) اللمعه البیضاء (تبریزی انصاری)، ص ۸۳۵٫
۳) تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۳۸٫
۴) همان، ص ۱۳۶٫
۵) تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۴۸۸؛ وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص ۲۷۹٫
۶) تاریخ المدینه (نمیری)، ج ۲، ص ۶۷۴؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۳۹؛ البدایه والنهایه (ابن کثیر)، ج ۷، ص ۲۲٫
۷) عمر بن الخطاب (عبدالرحمن احمد البکری)، ص ۹۶٫
۸) الفتوح (ابن اعثم کوفی)، ص ۸۱؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۴۸۸٫
۹) عمر بن الخطاب، ص ۹۶٫
۱۰) تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۵۴۰٫

۳- قتل “طاهر ذوالیمینین” از سرداران عباسی (۲۰۷ هجری قمری)

طاهر بن حسین ذوالیمینین از سرداران نامی هارون و مامون عباسی است.
وی از طرف مأمون، به مقابله‏ی علی بن عیسی، فرمانده امین عباسی رفت و او را شکست داد و بغداد را فتح نمود.
از آن پس جزو خواص مامون به شمار می‏رفت و از هنگام رفتن مامون به بغداد، حکمران خراسان گردید.
در اواخر خلافت مأمون، طاهر دعوی استقلال کرد و یک روز در خطبه‏ی نماز جمعه نام خلیفه را حذف کرد.
از آن جایى که مامون می‏دانست روزی طاهر دست به این کار خواهد زد، از مدت‏ها قبل غلامی را به او هدیه داد که در واقع جاسوس مامون بود و ماموریت داشت به محض آن که طاهر نام خلیفه را از خطبه‏ی نماز جمعه حذف کَرد، طاهر را به قتل برساند.
پس از قتل طاهر، طلحه پسر طاهر حاکم خراسان شد.

۴- وفات “شیخ ابوالقاسم جعفر بن حسن حلی” مشهور به محقق حلی (۶۷۶ هجری قمری)

شیخ نجم الدین جعفر بن الحسن بن یحیی بن سعید هذلی حلی، معروف به محقق حلی در سال ۶۰۲ ه.ق در شهر تاریخی حله به دنیا آمد.
او از همان سنین کودکی به تحصیل مقدمات علوم متداول عصر خویش پرداخت. او ادبیات عرب را که زبان مادریش بود به خوبی فرا گرفت. هیئت و ریاضیات و منطق و کلام را به مقدار لازم آموخت و در تمام این رشته‌ها با توجه به هوش سرشار خود تبحر کامل یافت.
وی آنگاه فقه و اصول را پیش پدرش حسن بن یحیی آموخت و از محضر فقهای مشهور حله، مانند ابن نما و سید فخار موسوی – شاگرد ابن إدریس حلی – بهره برد.
در اوایل جوانی اشعاری چند سرود، ولی به سفارش پدرش آن را دنبال نکرد.
او همچنین با یک واسطه شاگرد ابن زهره و ابن إدریس حلی است و استاد علامهٔ حلی بوده است.
محقق حلی در سایهٔ قریحهٔ سرشار و فکر مواج و وسعت نظری که داشت، به تحکیم مبانی فقه شیعه و اساس مکتب اجتهاد پرداخت.
وی فقه را بر پایهٔ استدلال محکم بنا نهاد و در تحقیقات خود به آرای دیگران نیز توجه داشت و در توسعهٔ ابعاد آن کوشش می‌کرد.
مقام او آن چنان است که در فقه کسی را بر او مقدم نمی‌شمارند.
فیلسوف و ریاضی‌دان بزرگ، خواجه نصیر الدین طوسی با او در حله ملاقات کرده و در جلسهٔ درس فقهش حضور یافته است. کتاب‌های محقق مخصوصاً کتاب شرایع یک کتاب درسی طلاب است. فقهای زیادی کتب محقق را شرح کرده یا حاشیه بر آن نوشته‌اند.
از جمله مدرّسینی که محقق حلی از محضر آنان بهره برده است عبارتند از: پدرش شمس الدین حسن حلی، سید مجد الدین علی بن حسن عریضی، ابو حامد نجم الإسلام محمد حلبی، ابن نما حلی، محمد بن جعفر حلی، سید ابوعلی، فخار بن معد موسوی و تاج الدین حسن بن علی بن دربی.
محقق حلی شاگردانی را تربیت نموده که هر یک چون ستاره‌ای درخشان در آسمان تشیع می‌درخشند که: علامهٔ حلی، ابن داود حلی، صاحب کتاب رجال، ابن ربیب حلی، سید عبدالکریم بن احمد بن طاوس، ابو جعفر، محمد بن علی کاشفی و شیخ محمد حلی، پسر علامهٔ حلی از جملهٔ آنهاست.
کتاب شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام از مهمترین آثار محقق حلی است.
سرانجام محقق حلی در سال ۶۷۶ ه.ق در سن ۷۴ سالگی بدرود حیات گفت. بدن مطهر آن بزرگوار را در جوار بارگاه ملکوتی امیر المؤمنین (علیه السلام) به خاک سپردند.

۵- رحلت فقیه فرزانه آیت‏ الله “ملا حبیب ‏الله کاشانی” (۱۳۴۰ هجری قمری)

میرزا حبیب الله شریف کاشانی در سال ۱۲۶۲ ه.ق در کاشان به دنیا آمد.
در کودکی پدر را از دست داد و زیر نظر آیت الله سیدحسین کاشانی به تحصیل علوم حوزوی همّت گماشت.
در پرتو این تلاش پیگیر، در شانزده سالگی گواهی نقل روایت و در هجده سالگی گواهی اجتهاد دریافت نمود.
میرزا حبیب الله در سال‏های بعد به تهران رفت و در محضر درس شیخ محمد اصفهانی، ملاهادی مدرس تهرانی، ملاعبدالهادی تهرانی و حاج میرزا ابوالقاسم تهرانی کلانتر استفاده‏ی وافر بُرد.
در سال ۱۲۸۱ ه.ق جهت حضور در درس شیخ مرتضی انصاری راهی عراق شد، اما ورود او به کربلا با رحلت آن استاد یگانه همزمان گردید.
پس از چند سال توقف در عتبات، به زادگاه خود، کاشان، بازگشت و به تالیف، تدوین و تکمیل تحقیقات خود پرداخت.
میرزای کاشانی همزمان در مسند عظیم مرجعیت، به انجام وظایف شرعی خویش اشتغال داشت و به ارشاد و هدایت مردم مشغول بود.
از ویژگی‏های برجسته‏ی میرزای کاشانی، تنوع تالیفات و فزونی آن‏هاست.
آثار وی را تا سیصد جلد کتاب و رساله نوشته‏اند، اما تنها حدود دویست جلدِ آن‏ها شناخته شده است.
مُنْتَقِدُ المَنافِع فی شرحِ المُختَصَر النّافع به عنوان دائرهُالمعارف فقه شیعه، منظومهٌ فی الفقه و ده‏ها اثر دیگر از اوست.
سرانجام این عالم کبیر و محقق دقیق در ۷۸ سالگی در کاشان دارفانی را وداع گفت و در آن شهر به خاک سپرده شد.

۶- وفات آیت ‏الله “سیدهاشم نجف آبادی میردامادی” (۱۳۸۰ هجری قمری)

سید هاشم میردامادی ـ معروف به نجف آبادی ـ در سال ۱۳۰۳ ه.ق در نجف اشرف در خاندان علم و فضیلت دیده به جهان گشود.
نسب او با سی واسطه به فرزند امام صادق «علیه السلام» می رسد.
از بین این سلسله جلیله، سید محمد باقر فرزند سید مرتضی به نجف آباد اصفهان می آید و به ترویج احکام دین می پردازد.
سید هاشم فرزند سید محمد و از نوه های سید محمد باقر است که در دو سالگی پدر خود را از دست داد و تحت سر پرستی مادر قرار گرفت.
وی پس از مدتی به خاطر هوش سرشار به تحصیل علم پرداخت. فرزندش مرحوم سید حسن میردامادی می گوید: «پدرم سید هاشم نجف آبادی فرمودند: قبل از سنین بلوغ بیشتر وقت من در مجالس علماء و رجال علمی و مراجع عالیقدر می گذشت و آمادگی فوق العاده ای برای کسب فضیلت و پذیرش هر گونه استفاده علمی را داشتم، و تنها آرزوی من رسیدن به مقامات عالیه علم و عمل بود. از طرفی مادرم اصرار داشت که به خاطر سختی در امرار معاش کار کنم، تا این که از یکی از اساتید خواستم نزد مادرم بیاید و مشکل را حل کند….»
سید هاشم میردامادی بعد از گذراندن علوم مقدماتی وارد حوزه علمیه نجف اشرف شد و از محضر اکابر و بزرگان فقه و اصول آن دیار همچون آیات و مراجع عظام آخوند خراسانی، میرزا محمد تقی شیرازی (معروف به میرزای کوچک)، میرزای نائینی، حاج سید ابوالحسن اصفهانی و دیگر بزرگان بهره برد، و از دروس اخلاق و عرفان حضرات آیات سید احمد کربلایی، سید مرتضی کشمیری و میرزا جواد آقا تبریزی استفاده کرد.
وی در دوران جوانی به درجه اجتهاد و مقام شامخ علمی رسید و پس از مدتی عازم مشهد مقدس گردید.
او مردی متقی، پرهیزگار، خوش اخلاق و خدا ترس بود و با قناعت زندگی می کرد. از اموال شبهه ناک مصرف نمی کرد و آنچه را احتیاج نداشت به فقرا می داد. در همه عمر از او دروغی شنیده نشد و به کسی آزار نرساند. توکل عجیبی به خدا داشت و اهل کبر و غرور نبود.
میردامادی در طول عمر بابرکت خود، آثار متعددی را تالیف نمود که از آن جمله رساله ای در رجعت، ترجمه کتاب سیف الامّه مرحوم نراقی که بخشی از آن ناتمام ماند و توسط فرزندش سید حسن ترجمه گردیده است، شرح حال علماء بزرگ همراه با داستان ها، خلاصه البیان فی تفسیر القرآن – تفسیر فارسی قرآن- که دو جلد آن به طبع رسیده است، برخی از تقریرات دروس مرحوم میرزای نائینی و جزواتی در علم اخلاق می باشد.
حاج سید هاشم میردامادی سرانجام، در شب سه شنبه ۲۳ جمادی الثانی سال ۱۳۸۰ ه.ق به علت بیماری و در سن ۷۷ سالگی دار فانی را وداع گفت و در جوار حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) در رواق دارالسعاده به خاک سپرده شد.

۷- وفات آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی (۱۴۰۶ هجری قمری)

مرتضی حائری پسر ارشد مؤسس حوزه علمیه قم در چهاردهم ذی‌الحجه ۱۳۳۴ه.ق در اراک‌به دنیا آمد.
در آن سال‌ها پدرش شیخ عبدالکریم حائری از عتبات عالیات به ایران برگشته بود و در شهر اراک به تدریس و ایفای وظایف دینی خود مشغول بود.
شیخ عبدالکریم زمانی که مرتضی شش ساله بود برای زیارت و مراسم تحویل سال به قم رفت و به خواست روحانیون آنجا در این شهر ماند و حوزه علمیه کم‌رونق این شهر را احیا کرد.
مرتضی در قم تحصیلات خود را آغاز کرد و نزد پدر خود و نیز حضرات آیات عظام محمدتقی خوانساری، سیدمحمدحجت کوه‌کمره‌ای، سیدحسین طباطبایی بروجردی، امام خمینی ، سیدمحمدرضا گلپایگانی و سیدمحمد محقق داماد شاگردی نمود و به دامادی مرحوم آیت‌الله العظمی حجت درآمد. وصلتی که ثمره آن دختری به‌نام معصومه حائری بود که بعد‌ها عروس ارشد امام خمینی (ره) و همسر آیت‌الله حاج‌آقا مصطفی شد.
شیخ مرتضی حائری یزدی هم‌چون دیگر هم‌نسلان خود پیرو مکتب قم بود. هنگام تدریس، کم‌تر به نقل اقوال دیگر علما می‌‏پرداخت و در تقسیم‏بندی‏ مطالب و تبیین ادله آن و انتخاب نظر خویش بسیار دقیق و منظم بود. در دوران حیات آیت‌الله العظمی بروجردی، فرزند ارشد مؤسس حوزه علمیه قم نیز جایگاه والایی نزد مرجع اعلای وقت شیعیان داشت.
شیخ مرتضی حائری در کنار امام خمینی (ره) نقش مهمی در سازمان‌دهی مبارزات روحانیت علیه شاه ایفا کرد؛ به‌طوری‌که نخستین‌بار جلسه مراجع بزرگ قم برای مقابله با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، در خانه وی تشکیل شد.
شیخ مرتضی حائری در جریان مهاجرت علمای کشور به تهران در اعتراض به بازداشت امام (ره)، به تهران رفت و نقش فعالی در سازمان‌دهی اعتراضات علما در حمایت از امام (ره) داشت. وی هم‌چنین در سال‌های تبعید حضرت امام (ره) نیز ساکت نماند و از نفوذ و محبوبیت خود در جهت مشروعیت‌زدایی از رژیم بهره می‌گرفت. وی پس از شهادت آیت.الله سعیدی با حضور در مجلس ترحیمش در مدرسه فیضیه، قوت قلب فراوانی به طلاب داد که در شرایط خفقان‌آوری قرار داشتند.
یکی از مهم‌ترین بخش‌های زندگی سیاسی شیخ مرتضی حائری، حضور وی در مجلس خبرگان قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ه.ش بود. وی در انتخابات این مجلس از سوی مردم قم برگزیده شد و نقش فعالی در مذاکرات این مجلس داشت. درج “مذهب شیعه” در قانون اساسی به‌عنوان مذهب رسمی کشور از نتایج عمده فعالیت‌های وی بود.
علاقه شدید وی به اهل بیت (علیهم السلام) و سفرهای مکررش به مشهد برای زیارت امام رضا (علیه السلام) مشهور بوده است. طلبه‌های زیادی در اتوبوس و قطار با وی همسفر بوده و از ساده‌زیستی و مردم‌داری وی سخن‌ها می‌گویند.
از شیخ مرتضی حائری یزدی کتاب‌هایی در حوزه‌های تخصصی فقه، اصول، تفسیر و علوم قرآنی به‌جای مانده است که از آن میان می‌توان به: ابتغاء الفضیله فی شرح الوسیله‏، رساله‏ای در نماز جمعه‏، کتاب الخمس‏، مباحثی در تفسیر سوره حمد، رساله‏ای در الخلل فی الصلاه، رساله‏ای در نماز مسافر، رساله‏ای در طهارت‏، دوره کامل اصول‏ در سه جلد و مجموعه چند سخنرانی معظم‌له اشاره کرد.
این روحانی محبوب ، سرانجام در شب بیست و چهارم جمادی‌الثانی ‏۱۴۰۶ه.ق بدرود حیات گفت و در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) و پایین پای پدرش مرحوم آیت‌الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی به خاک سپرده شد.

۸- رحلت عالم بزرگوار آیت ‏الله “غلامحسین جعفری همدانی” (۱۴۱۶ هجری قمری)

شیخ غلامحسین جعفری همدانی از علمای شهیر تهران، در سال ۱۳۲۴ ه.ق در یکی از روستاهای توابع همدان به دنیا آمد.
در سیزده سالگی برای یادگیری علوم دینی به همدان و پس از پنج سال به قم کوچ کرد و در ۲۱ سالگی برای تکمیل تحصیلات خود عازم نجف شد.
ایشان در نجف در محضر آیات عظام: سیدابوالحسن اصفهانی، میرزای نایینی، آقا ضیاءالدین عراقی، شیخ محمدحسین اصفهانی و میرزا ابوالحسن مشکینی زانوی ادب زد و از سرچشمه علم آنان، توشه‏ها برگرفت.
وی همزمان به فراگیری فلسفه و حکمت پرداخت و بعدها به تدریس همت گماشت.
پس از اقامتی ۲۲ ساله در نجف، به تهران آمد و به امامت جماعت، تدریس، وعظ و ارشاد مردم و دستگیری از نیازمندان مشغول شد.
این عالم مجاهد، در پیشبرد نهضت اسلامی، شرکتی فعال داشت و بارها به دلیل سخنرانی‏های ضد طاغوت، رنج زندان و تبعید را به جان خرید و از مبارزات خویش دمی نیاسود.
ایشان علاوه بر داشتن اجازه اجتهاد ازاستادانش نظیر سیدابوالحسن اصفهانی، میرزای نایینی و آقاضیاءالدین عراقی، تقریرات دروس آن بزرگواران را نیز به نگارش درآورده است که به یادگار مانده‏اند.
سرانجام آن خدمتگذار راستین دین، پس از پشت سرگذاشتن یک بیماری طولانی د ۲۳ جمادی الثانی ۱۴۱۶ ه.ق در حدود ۹۰ سالگی دار فانی را وداع گفت و پس از تشییعی با شکوه، در قبرستان شیخان قم، به خاک سپرده شد.

 

۹- درگذشت مرحوم آیت الله سید هاشم میردامادی جد مادری مقام معظم رهبری ادام الله بقائه الشریف

۲۳ جمادی الثانی سال ۱۳۸۰ قمری مصادف با ۲۲ آذرماه ۱۳۳۹ درگذشت آیت الله سید هاشم میردامادی (نجف آبادی ) است وی بسال ۱۳۰۳ قمری درنجف اشرف متولد شد و دوران طلبگی را با آیت الله سید محسن حکیم دوست صمیمی و هم مباحثه بود وی در سن ۲۳ سالکی به حوزه درس آخوند خراسانی حاضر و نیز سالها در درس میرزای نائینی و محمد تقی شیرازی شرکت نمود وبه گواهی علمی از ایشان مفتخر شد , نگاشته هایی از فقه (بیع) آخوند خراسانی ومباحث الفاظ نایینی دوره دوم از وی موجود است که بزودی به زیور طبع آراسته خواهد شد . وی در سیر وسلوک شاگرد سید احمد کربلایی بود .
ایشان حدود سال ۱۳۰۰ شمسی به همدان وسپس به مشهد آمد و در همان سالهای اول در ردیف علمای درجه یک مشهد رضوی قرار گرفت تفسیر قرآن او در جامع گوهرشاد تا سال فوتش ۱۳۳۹ شمسی ادامه یافت ونتیجه آن ۷ جلد تفسیر تمام قرآن به فارسی به سبک اجتهادی ومأثور بنام ” خلاصه البیان فی تفسیر القرآن ” است که در سال ۹۴ با پیام رهبر معظم انقلاب در مشهد رونمایی شد . مولف در سال ۱۳۱۴ شمسی همزمان با حادثه دهشت بار گوهرشاد به سمنان تبعید گردید و پس از ۷ سال به شهرری وسپس مشهد بازگشت. وی به نقل از آیت الله بهجت ره دعای ابوحمزه را در قنوت می خواند , علامه طباطبایی در آن دوره وی را اعبد طلاب نجف می دانست مزار أن عالم عامل در دارالسلام حرم رضوی علیه آلاف التحیه والثناء مشخص است .
روحش شاد وراهش پررهروباد . برای شادی ارواح طیبه همه علما بویژه آن مرحوم فاتحه ای قرائت بفرمایید .

 

 

http://shiastudies.com

بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی.بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی.بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی.بیست و سوم جمادی الثانی.بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی. بیست و سوم جمادی الثانی

برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها