تقویم شیعه بیست و هفتم رجب

تقویم شیعه بیست و هفتم رجب

۱- بعثت پیامبر “صلی الله علیه وآله وسلّم” (۱۳ سال قبل از هجرت)
۲- امتناع نمودن امام حسین “علیه السلام” از بیعت با یزید (۶۰ هجری قمری)
۳- درگذشت “میرزا احمد مجتهد آذربایجانی” (۱۲۶۵ هجری قمری)

۱- بعثت پیامبر “صلی الله علیه وآله وسلّم” (۱۳ سال قبل از هجرت)

سالیان سال بود که از بعثت انبیاء (علیهم السلام) می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکهء آن روز بسیاری از مردم بت های گوناگونی از جنس: سنگ، فلز، چوب، و گاهی از جنس خرما می پرستیدند. آن ها دختران خود را زنده به گور می کردند و اکثر قبایل در حال جنگ وخونریزی بودند.
دنیا غرق در گمراهی و ضلالت بود تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات و سرور کائنات حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله وسلم) گذشت.
آن حضرت در حالی که در غار حرا در حوالی مکه معظمه به عبادت و نیایش می ‌پرداخت، جبرئیل امین بر وی نازل شد و برایش آیاتی از قرآن مجید را به عنوان طلیعه و آغاز کتاب هدایت و سعادت آورد تا بخواند و وی را به کسوت نبوت مفتخر ساخت.
نخستین آیاتی که بر آن حضرت فرود آمد، آیه‌های سوره ۹۶ قرآن مجید یعنی سوره علق بود{۱} و در آن آمده است: «بسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ * اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّکَ الْاَکْرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ….»
به روایتی، جبرئیل امین با هفتاد هزار فرشته و میکائیل با هفتاد هزار فرشته فرود آمدند و برای آن حضرت، کرسی عزت و کرامت آوردند و تاج نبوت و رسالت را بر سر آن بزرگوار گذاشتند و لوای حمد را به دستش داده و گفتند بر فراز این کرسی برو و خدایت را سپاس گو.
به روایت دیگر آن کرسی از یاقوت سرخ و پایه ای از آن از زبرجد و پایه ای از مروارید بود و چون فرشتگان به سوی آسمان صعود کردند، آن حضرت از کوه حرا پایین آمد و انوار جلال او را فراگرفته بود، به طوری که کسی توان نظر کردن به چهره مبارکش را نداشت و بر هر درخت، گیاه و سنگی که می گذشت، وی را سجده می کردند و با زبان فصیح می گفتند: السلام علیک یا نبی الله، السلام علیک یا رسول الله.
همین که وارد خانه شد از نور چهره مبارکش خانه خدیجه کبری (سلام الله علیها) منور شد و آن بانوی پرهیزکار پرسید: ای محمد! این چه نوری است که در تو مشاهده می کنم؟ حضرت فرمود: این نور پیامبری است، بگو: لا اله الا الله، محمد رسول الله. خدیجه گفت: من سال‌هاست که پیامبری تو را می دانم و هم اکنون نیز شهادت می دهم که خدایی جز خداوند یکتا نیست و تو رسول و پیامبر خدایی. بدین گونه خدیجه نخستین کسی بود که به همسرش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد.{۲}
در این هنگام آن حضرت فرمودند:”ا ی خدیجه احساس سرما می کنم .جامه ای بر من بپوشان”.حضرت جامه بر خود کشید و خوابید. از جانب حق تعالی ندا رسید:”یا ایها المُدثّر * قُم فَأنذر * و رَبَک فَکبِّر:{۳}”ای جامه به خود پیچیده ، برخیز و بترسان مردم را از عذاب پروردگار خود ، و تکبیر بگوی و پروردگارت را به بزرگی یاد کن”.
آن حضرت برخاست و انگشت مبارک در گوش خود گذاشت و فرمود: ” الله اکبر، الله اکبر ” پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.{۴}
از میان مردان نیز امام علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، به محض دیدن چهره نورانی پیامبر (صلی الله علیه و آله) به وی ایمان آورد و شهادتین را بر زبان جاری کرد. از آن پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) در کنار خانه خدا نماز می گذارد و خدیجه (سلام الله علیها) و امیرالمومنین (علیه‌السلام) بر او اقتدا می کردند و نماز می خواندند. {۵} این سه نفر، با جان و مال و هستی خویش اسلام را پرورانده و فراگیر نمودند.
پیامبر (صلی الله علیه آله وسلم) سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت می فرمود، و پس از سه سال جبرئیل آمد و عرض کرد:” خداوند متعال امر فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی”. سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.{۶}

۱) فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص ۹۳؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۳۸۵٫
۲) منتهی الآمال، ج ۱، ص ۴۷٫
۳) سوره مدثر، آیات۱ تا ۳٫
۴) منتهی الآمال:ج۱،ص۴۷٫
۵) فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص ۹۵٫
۶) بحار النوار:ج۱۹، ص۱۷۴-۱۸۶٫

۲- امتناع نمودن امام حسین “علیه السلام” از بیعت با یزید (۶۰ هجری قمری)

زمانى که معاویه به جهنم واصل گردید ؛ یزید به جاى او نشست و نامه اى بهزکه از جانب معاویه حاکم مدینه بود، نوشت; به این مضمون: ” اى ولید باید از حسین بن على و عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر و عبدالرحمن بن ابى بکر براى من بیعت بگیرى و کار را بر آنها تنگ بدارى. عذر آنها را قبول نکن و هر کدام بیعت نکردند، سر از تنش جدا کن و براى من بفرست.”
نامه یزید به ولید رسید. ولید، مروان را طلبید و با او مشورت کرد، مروان گفت: آنها را دعوت کن و براى یزید بیعت بگیر و هر کس که قبول نکرد به قتل برسان.
امام حسین (علیه السلام) سى نفر از اهل بیت و همراهان خود را طلبید و امر فرمود که سلاح بردارید و بر در خانه بنشینید، اگر صداى من بلند شد، داخل خانه شوید.
حضرت داخل مجلس ولید شد و دید مروان نیز آنجاست. ولید خبر مرگ معاویه و خلافت یزید را به امام(علیه السلام) داد. حضرت کلمه استرجاع( إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیهِ راجِعُونَ) را گفت.
ولید نامه بیعت با یزید را خواند. حضرت فرمود: گمان نمى کنم تو راضى باشى که من مخفیانه بیعت کنم، ولید گفت: بله چنین است. حضرت فرمود: امشب تأخیر کن تا صبح. در این هنگام مروان بن ولید گفت: اگر اکنون دست از او بردارى دیگر بر او دست نمى یابى، مگر این که خون بسیارى از طرفین ریخته شود، همین حالا بیعت بگیر و اگر قبول نکرد گردن او را بزن.
حضرت غضبناک شد و فرمود: یابن الزرقاء تو مرا خواهى کشت؟ یا او ؟! به خدا سوگند دروغ مى گویید، هرگز قادر نیستید، رو کرد به ولید و فرمود یزید فردى شراب خوار و کُشنده مردم بنا حق است. کسی مثل من با او بیعت نمى کند.
در این هنگام حضرت از مجلس بیرون آمد و با یارانش به منزل مراجعت نمود.

حوادث الایام، صفحه ۱۵۹٫

۳- درگذشت “میرزا احمد مجتهد آذربایجانی” (۱۲۶۵ هجری قمری)

میرزا احمد بن لطفعلی خان آذربایجانی مغانی تبریزی، از علمای بزرگ امامی اواسط قرن سیزدهم هجری می باشد.
وی برای تحصیل علوم اسلامی، راهی کربلای مُعلّی گردید و به مقام عالی اجتهاد دست یافت.
میرزا احمد سپس به تبریز بازگشت و در ارشاد و راهنمایی مردم و رفع حوایج آنان اهتمام ورزید.
از ایشان تالیفاتی به جای مانده که مُنهَجُ الرَّشاد فی شرحِ الارشاد از جمله آنهاست.
میرزا احمد سرانجام در تبریز وفات یافت و پس از انتقال جَسد، در نجف اشرف به خاک سپرده شد.

 

http://shiastudies.com

تقویم شیعه بیست و هفتم رجب. تقویم شیعه بیست و هفتم رجب. تقویم شیعه بیست و هفتم رجب. تقویم شیعه بیست و هفتم رجب. تقویم شیعه بیست و هفتم رجب. تقویم شیعه بیست و هفتم رجب. تقویم شیعه بیست و هفتم رجب

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.