سیر نظریه غدیر از واقعه غدیر تا انقلاب اسلامی

اشاره: متن زیر سخنرانی ارزشمند دکتر سیدجلال حسینی پیرامون نظریه غدیر تا رسیدن به انقلاب اسلامی ایران است که در میان جمعی از طلاب و دانشجویان دغدغه مند اصفهانی ایراد و توسط سرویس سیاسی صاحب نیوز از روی نوار پیاده سازی شده است.

دکتر حسینی که تدریس در چند دانشگاه را برعهده دارد درباره خود می گوید: «چندین سال طلبه رسمی بوده ام هرچند لیسانس بنده کشاورزی است، و بعد هم یک مقدار فلسفه خواندم که باز هم خیلی قانع نشدم. دیگر در زمینه علوم سیاسی وارد شدیم که ادامه دادیم و فوق و دکترا را در این زمینه خواندیم. حالا اینگونه است که در سخنرانی ها برخی مواقع از کشاورزی می گوییم، برخی مواقع از طلبگی چیزی می گوییم و بالاخره از رشته های مختلف یک چیزهایی مطرح می کنیم.»

***

بسم الله الرحمن الرحیم. «و اما بنعمت ربک فحدث»، نعمت های خدا را باید حتما یادآوری کنیم. یادآوری به معنای ندانستن نیست، آن چیزی را که می دانیم باید یادآوری کنیم و قدر نعمت را داشته باشیم و الا دچار کفران نعمت می شویم و عذاب خدا در این صورت شدید است. صرفا نعمت را از ما نمی گیرد، ممکن است عذاب هم بشویم. این بحث را بدین صورت آماده کرده ام خود شما بهتر از من می دانید ولی طرحش می کنم شاید مطلب جدیدی داشته باشد. شما اگر یک محور مختصات رسم کنید، یک محور مختصات محور ایکس ها و محور وای ها، نقطه یک مان اینجاست جایی که غدیر طرح شد و در منطقه غدیرخم در حجه الوداع و ما معتقدیم و حتما شما هم این اعتقاد را دارید و می شود بعدا بحث داشته باشیم، از زمانی که بحث در حجه الوداع طرح شد در آخرین حجی که پیامبر عظیم الشأن اسلام داشتند تا انقلاب اسلامی ۱۴۰۰ سال طول کشید. محور این مختصات زمان است و از جایگاه ۱ تا جایگاه ۷ ادامه پیدا کرده. جایگاه هفت زمانی است که جمهوری اسلامی نظام شکوهمند انقلاب اسلامی پیروز شد. حدود ۱۴۰۰ سال طول کشید یعنی انقلاب اسلامی اولین باری بود که این اندیشه به حاکمیت به معنای واقعی رسید. ممکن است بگویید خلافت حضرت علی ع و امام حسن مجتبی ع را داریم آن را هم در موردش صحبت می کنیم.

ما جایگاه غدیر را که مطرح می کنیم منظورمان آن است که این بحث تا چه حد در جامعه جا افتاده، مردم قبول کرده اند و زمینه اجرا پیدا کرده است؛ در زمینه های دیگر نمی خواهیم صحبت کنیم. زمینه خاصی را می خواهیم بحث کنیم ذهن شما جای دیگر نرود.

ما معتقدیم این نظریه یا اندیشه (حالا بعضی معتقدند این نظریه است اندیشه نیست یا اندیشه است چیز دیگری نیست خیلی روی این اصلاحات گیر ندهید تا بحث ما جلو برود زیرا با طلبه ها که صحبت می کنیم یک کلمه هم که می گوییم باید حواسمان جمع باشد درست اش هم همین است) ولی این بحث در غدیر خم طرح شد ولی فراز و فرود خیلی داشت. حرکت به صورت یک حرکت خطی به سمت بالا نبود، حالت سینوسی داشت دائما فراز و فرودهای زیادی داشت. برخی مواقع این اندیشه جایگاه خوبی در جامعه داشت و برخی مواقع تحت فشار بود تا اینکه به انقلاب اسلامی رسید. این فرصت ۱۴۰۰ ساله را شاید می شد اگر شرایط مختلف آماده بود، مردم آمادگی داشتند، خواص درست عمل می کردند و شاید می شد پنجاه ساله به این نقطه که سال ۱۳۵۷ رسیدیم می رسیدیم ولی به دلایل مختلف حدود ۱۴۰۰ سال طول کشید.

همین نمودار را شما در نظر داشته باشید. این معیار ماست بعدا جایگاه ها را بگوییم همین نمودار را در انقلاب اسلامی در طول ۳۵ سال هم داریم یعنی از آن جایی که شروع کردیم تا الآن که ۳۵ سال گذشته و به اینجا رسیدیم شاید می شد ده ساله می رسیدیم پانزده ساله می رسیدیم. ۳۵ سال طول کشید چون در جمهوری اسلامی فراز و فرود زیاد داشتیم همین نمودار را می توانیم برای بعد از انقلاب اسلامی طرح کنیم (آینده پژوهی) اینجا باید بحث سناریونویسی سناریوهای مختلف طرح شود تا به یک سناریو که احتمال می دهیم نزدیک تر باشد برسیم. البته ماها خیلی در اینکه کدام سناریو انجام شود در آینده موثر هستیم. بحث هایی که بایستی طلاب کار کنند و خیلی هم امیدی به جای دیگری نیست این را من صریح بگویم چون ما دانشگاه های مختلف هستیم می بینیم که خیلی امید زیادی نیست.

خب این نظریه ابتدائا در غدیر خم طرح شد. قبلا پیش نیازهای آن پاس شده بود، پیش نیازهای آن پیغمبر اکرم ص اینها را طرح کرده بودند و از طریق آیات و مباحث دیگر اصولش گفته شده بود. خود شما بهتر می دانید من برای اینکه بحثم کامل شود طرح می کنم «لا حکم الا الله» این را هم خود خدا مشخص کرده است «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» خدا ولایت دارد پیامبر ولایت دارد و اهل بیت ولایت دارد و دوازده معصوم ولایت دارند و بعد زمینه هایش آمد جای خالی هایش هم پر شد یعنی می گردی می بینی جایی مثلا مشکل دارد این اندیشه حکمش در روایات هست.

این مسیر را باید به هر سختی ادامه داد

خب این زمینه ها طرح شد تا اینکه در منطقه غدیر خم واقعه غدیر خم اتفاق افتاد و دستوری که به پیامبر داده شد. «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک». این کار را بکن، اگر این کار را نکنی انگار رسالتت انجام نشده. این ۲۳ ساله اصلا نابود می شود، بایستی حتما این وظیفه را انجام بدهی و نگران هم نباشی من خود محافظم. چون پیامبر نگران بود و وقتی بررسی می کنیم می بینیم نگرانی پیامبر هم درست بوده است و بعد ۱۴۰۰ سال طول کشیده تازه نظریه برسد به جایی که جمهوری اسلامی پیروز شده و تازه شروع کار است. خوب پیامبر اکرم که نگران است حق دارد. ولی خداوند آینده را در نظر گرفته و بالاخره اندیشه ای که بایستی حاکمیت پیدا کند و به نتیجه برسد همین اندیشه است. هیچ چاره ای نداریم ولو چند هزار سال هم طول بکشد حالا ۱۴۰۰ سالی که هیچ، هر چقدر طول بکشد چاره ای غیر از این نداریم. یک موقع یک نفر طلبه ای به این نتیجه می رسد، علامه طباطبایی می گوید رفتم حوزه دیدم نمی توانم، نه خیلی انگیزه دارم، نه خیلی تمرکز دارم، ظاهرا استعداد هم ندارم بالاخره استادم به من گفت تکلیفت را معلوم کن می خواهی چه کار کنی؟ رفتم دعا کردم خدایا مرا یا این طرفی یا آن طرفی قرار بده؛ اگر می خواهم درس بخوانم درست بخوانم و اگر نمی خواهم بخوانم ول کنم بروم. ولی چاره ای جز درس خواندن نیست عملا اگر بخواهیم به انسانیت برسیم باید این مسیر را طی کنیم. بالاخره یک طلبه اگر خیلی هم باهوش نباشد ولی فکرش کار کند به این نتیجه می رسد که این مسیر را باید به هر سختی هست ادامه بدهد این مسیر باید ادامه پیدا می کرد و حتما باید آن زمان انجام می شد ولو آمادگی نیست. این است که در حجه الوداع تازه این طرح شد. ملاصدرا حکمت متعالیه را گفت ولی توی کهک قم این بحث را مطرح کرد. در قم این جایگاه را نداشت دیگر چند سال حدود سیصد، چهارصد سال طول کشید تا این نظریه ملاصدرا به یک نظریه مطرح تبدیل شود و شاید الآن یکی از بهترین نظریه های بحث فلسفه اسلامی نظریه حکمت متعالیه ملاصدرا است، یک موقعی مطرح شد حالا کی جایگاه پیدا کند آنجا فقط طرح شد.

عده ای حتما تبعیت نمی کنند!

ظاهرا عده ای آمدند و بیعتی هم کردند حالا بیعت چی بود دقیقا می توان راجع به آن صحبت کرد خوب پیامبر اکرم نگران بودند و عملا هم اتفاق افتاد. ۲۵ سال حضرت علی خانه نشین شد یعنی این نقطه یک نقطه ای است که این بحث طرح شد یعنی یک جایگاهی پیدا کرد (نقطه یک) حالا به همین صورت بروید بالا نقطه یک، دو، سه… جایگاه مختلف را بررسی کنید ۲۵ سال حضرت علی خانه نشین شد. در زمان خلافت حضرت علی مردم عملا آیا خلافت حضرت علی را پذیرفتند یا امامت را هم پذیرفتند؟ خلافت را فقط پذیرفتند نه امامت را. شما نائب امام زمان حضرت امام خمینی (ره) وقتی که انقلاب پیروز شد یا قبل از انقلاب مردم تبعیتی که از حضرت امام داشتند به عنوان نایب امام زمان را مقایسه کنید با زمان حضرت علی، نتیجه می گیریم اگر معصوم حضور هم داشته باشد یا نایب امام زمان حضور داشته باشد بعضی حتما تبعیت نخواهند کرد. شرایطش باید آماده باشد والا معصوم حاکم هم باشد ولی عملا نمی تواند اهدافش را پیش ببرد در حدی می تواند اهداف را جلو ببرد که مردم آمادگی داشته باشند، خواص در صحنه باشند والا امکان جلو بردن اهداف وجود ندارد یا خیلی کم است. خوب مردم حضرت علی را به عنوان خیرالموجودین پذیرفتند و خیلی جالب است هستند افراد زیادی که حالا می خواستم حتی از اصولگرایان بگویم که اینها مقام معظم رهبری را در حد خیر الموجودین می شناسند که حالا من این جریان را دارم می گویم اصلاح طلب ها که هیچ چیز. اصلاح طلب ها یا قبول دارند یا در همین حد قبول دارند من با آنها بودم و با آنها بحث کرده ام. این ولایت به این معنا را قبول ندارند. بالاخره می گویند خیلی ارادت هم دارند ولی به عنوان خیرالموجودین هستند به معنای اینکه در واقع ولایت دارند را قبول ندارند. حضرت علی را به همین صورت حتی کمتر. ۵ سال حکومت حضرت علی هم درگیر جنگ های داخلی شد. خوب خیلی جلو رفت عدالت در آن منطقه وسیع گسترش پیدا کرد ولی بسیاری از اهدافی که حضرت علی فرموده بودند و گفتند من انجام می دهم انجام نشد چون شرایطش نبود. حضرت علی گفتند من این کارها را انجام می دهم و حرکت کردند اما برخی انجام نشد گفتند اموال بیت المال را می گیرم ولو در کابین زن هایتان باشد، خوب زبیر وقتی زمان خلافت حضرت علی کشته شد دیگر طلاهایش را با تبر تقسیم می کردند، خوب حالا بالاخره این اموال بیت المال هست یا نیست؟ نیتجه ای که توی پرانتز می شود گرفت اینکه صرف حاکمیت معصوم یا نایب معصوم کافی نیست باید شرایط آماده باشد.

سلسله الذهب

خوب بعد از خلافت حضرت علی قضایایی که برای امام حسن مجتبی، امام حسین و امام سجاد اتفاق افتاد دوباره این محور حالت نزولی پیدا کرد. سه چهار نسل از امامت گذشت تا در نسل پنجم دوباره زمینه بعدی آماده شد. در نسل پنجم، نسل ششم از امامت تازه شرایط برای تبیین نظریه غدیر برای خواص آماده شد. خیلی مهم است پنج شش نسل بعد از پیامبر اکرم تازه زمینه تبیین این بحث برای خواص آماده شد. امام باقر و امام صادق علیهما السلام در شرایطی بودند که بعضی از اینها، خوب تمام فرق مذاهب اهل سنت اینها شاگردان امام صادق بودند و تبیین غدیر را نکردند و در مقابلش هم ایستادند سپس همه اینها در واقع در همین حوزه علمیه هم چند نفر مرجع می شوند چند نفر بالاخره به مقام اجتهاد می رسند چند نفر مبلغ خوبی می شوند. از این چهار هزار نفر تعدادی آماده شدند که این نظریه را تبیین کنند، فقه جعفری و شیعه جعفری برای همین گفته می شوند اینها فعالیتشان را شروع کردند امام موسی کاظم گرفتار زندان های طویل المدت شد ولی ظاهرا دوباره اندیشه غدیر جایگاهش دارد افت می کند ولی همچنان دارد فعالیت خودش را ادامه می دهد. ظاهرا افت کرده ولی باطنا دارد ادامه می دهد با یک سرعت شاید کمتر. تا می رسیم به جایگاه چهارم تبیین حقیقت غدیر برای مردم. بعد از هشت دوره امامت تازه زمینه برای مردم آن هم تعدادی از مردم پیدا شده است به مأمون خبر می دهند که شما اینجا خلیفه ای، امام رضا در مدینه است، دیگر نیاز به توضیح ندارد که مردم چطور به معنای واقعی تبیعت می کنند و اطاعت می کنند از ایشان. مامون نقشه زیرکانه خودش را می کشد خوب چون برایش هزینه داشته است شهید کردن امام رضا یک نقشه زیرکانه ای می کشد که هم استفاده کند برای خودش و هم این اندیشه را خوب مهار کند. امام رضا را از مدینه به مرو خیلی محترمانه تبعید می کند و از مرکز نفوذش می آورد تحت نظر. از یک طرف وقتی که امام رضا بشود جانشین مامون مشروعیت مامون بالا می رود، از یک طرف جانشین مأمون است و خطاهای مأمون به حساب امام رضا گذاشته می شود و مشروعیت امام کم می شود. از یک طرف هم سن امام رضا بیشتر از مامون است و از لحاظ طبیعی هم در نظر بگیریم امام رضا زودتر از مامون فوت می کند. معروفترین روایتی که امام رضا از مدینه تا مرو طرح کردند چه روایتی بود؟ سلسله الذهب. «سلسله الذهب» در واقع روایت قضیه غدیر است و اما به شرطها و شروطها و انا من شروطها. به هر حال قضیه امامت است و اینجا طرح شد. جالب است من این نکته را فراموش کردم که وقتی کسی یک نظریه ای می دهد باید هیچ جای ابهامی برایش نگذارد؛ مارکس آمد یک بحثی در زمینه اقتصاد مطرح کرد نمی خواهم حالا وارد نظریه مارکس شوم وقتی که این را الگویی جهانی در نظر گرفت یک الگوی آسیایی هم گفت اتفاقا درست هم گفت بعد دید این را که مطرح کند انگار نظریه اش را خدشه برش ایجاد می کند این نظریه را در نظر نگرفت خیلی دانشمندان می گویند که مارکس می دانست وقتی این نظریه را مطرح کند باید طوری طرح کند که دیگر باعث خدشه به آن نباشد، خوب نظریه غدیر هم به همین صورت است این مسائل آن هم در طول امامت اهل بیت حل شد آمدند پیش امام صادق، من خیلی ساده بحث می کنم، گفتند مثلا ما از اصفهان آمده ایم ما در اصفهان که به شما دسترسی نداریم و ما هم باید از شما تبیعت کنیم لا حکم الا لله بالاخره چکار باید بکنیم؟ فرمود «فرجعوا الی روات حدیثنا»، مراجعه کنید به فقها. حالا اینکه فقها روات حدیث می شوند یا نه وارد این بحث نمی شویم. مراجعه کنید هم یعنی اطاعت کنید، تبیین مشخص شد دیگر جای ابهام ندارد. آن جایی هم که معصوم حضور ندارد صرفا هم ولایت فقیه مال غیبت نیست مال زمان حضور امام هم هست آنجایی که حضور ندارد در واقع در غیبت نیست ولی حضور فیزیکی ندارد آنجا باید در واقع از فقها استفاده کنیم شاید در زمانی که امام زمان هم ظهور می کنند هم ما ولایت فقیه داشته باشیم. البته ولایت فقیه با شرایط خودش حالا نمی خواهیم درباره اش صحبت کنیم شاید وجود داشته باشد حالا در این زمینه هم یک بحث هایی داریم در جمع علما نباید این حرف ها را بزنیم.

به محض تصور قابل تصدیق است

این قضیه پس نقاط ابهامش هم حل شد امام رضا تاکید کردند گفتند اینها حجت من هستند بر شما همان روایت امام صادق تکرار شد البته امام صادق با روایت مقبوله عمربن حنظله تکلیف را مشخص کردند اگر دو تا مسلمان با هم اختلاف کنند (چون اینها را می دانید من بازش نمی کنم) اگر دو تا مسلمان با هم اختلاف کردند رفتند پیش حاکم، حاکم حکم داد، حکمش هم درست بود این حکم باید از طرف معصوم یا فقیه باشد پس حکم حاکمی که فقیه یا معصوم نیست یا از طرف فقیه و معصوم مشخص نشده این حکم قابل قبول نیست دخالت در اموال کسی هم که این اموال مال خودش استحقاق هم دارد حکم هم از طرف حاکم داده شده در واقع حکم درستی است اما حق دخالت ندارد و نمی تواند در اموالش دخالت کند و تصرف کند. تکلیف مشخص است حاکم جور گفته شده. البته کشف الاسرار حاکم جور را حاکمی می داند که از طرف معصوم یا فقیه نباشد. به طور مثال عمربن عبدالعزیز خیلی حاکم خوبی بود، شیعه ها هم از او راضی بودند ولی وقتی فوت کرد معصوم فرمودند که اهل دنیا برایش گریه می کردند شیعه ها برایش گریه می کردند چون خیلی کمک کرد به شیعه به اهل بیت کمک کرد اما اهل آخرت و فرشته ها نفرینش می کردند چرا؟ چون وظیفه اصلی را انجام نداد، حاکم باید از طرف معصوم یا فقیه باشد این دیگر مشخص است. حضرت امام (ره) می فرماید که ولایت فقیه احتیاجی به استدلال ندارد به محض تصور قابل تصدیق است دیگر نیازی به استدلال ندارد حالا آقایان می آیند مفصل راجع به ولایت فقیه بحث می کنند اما خیلی بحث ساده ای است.

امام رضا حرکت کردند تبیین کردند حادثه غدیر را برای مردم و بعد در مرو همین حرکت ادامه پیدا کرد مامون احساس خطر کرد و امام را به شهادت رساند. خوب سال ۵۷ قبل از انقلاب شرایط امنیتی تر بود یا سال ۵۶ یا ۵۵ و سال های قبل؟ سال ۵۷ دیگر. چرا شرایط امنیتی تر می شود؟ برای اینکه نظر حضرت امام را مردم قبول کردند، حرکت کردند به سمتش، حاکمیت می خواهد جلوی این روند و شرایط را بگیرد، حکومت نظامی و بگیر و ببند و کارهای مختلف، اتفاقا بعد از امام رضا و امام جواد تا می رسیم به امام حسن عسگری شرایط بسیار سخت است چرا، چون این قضیه تا حدودی برای مردم تبیین شده حالا شرایط امنیتی می شود می خواهند جلویش را بگیرند و خود شما بهتر می دانید امام حسن عسگری در پادگان زندانی بود. شما می خواهید لشگر امام حسین بروید یا پادگان سر بزنید نمی توانید همینطور سرتان را مثل حوزه علمیه زیر بیندازید بیایید تو.

امام حسن عسگری در زندان است و بعد قصد به شهادت رساندن امام زمان را داشتند و امام زمان به غیبت می روند ولی این علمایی که دست پرورده امام باقر و امام صادق و ائمه دیگر قبل و بعد بودند اندیشه غدیر را پرورش می دهند راه خودش را ادامه می دهد تا اینکه امام زمان به غیبت می روند و این ادامه پیدا می کند تا در زمان صفویه پادشاه صفوی یا بعضی از پادشاهان صفویه به علما میدان می دهند فعالیت کنند. اینجا شیعه در جایگاه پنج قرار گرفته است چون یک کشور شیعی تشکیل شده است.

خوب دارد کار می شود تشکیل یک کشور شیعی خیلی مهم است حالا این اندیشه نیرو دارد نیروهای علاوه بر خواص، عوام دارد که می توانند روی این زمینه بیشتر کار کنند. خوب پادشاه به علما فرصت می دهد، فرصت می دهد فعالیت کنند ولی همه کاره باز هم پادشاه است، پادشاه است که به فقیه اجازه می دهد. یعنی اینجاست که ما کشور شیعی داریم ولی حکومت شیعی نداریم. درست است که شیعه خیلی رشد کرد و در جایگاه پنج قرار گرفت و این جایگاه حتی بالاتر از زمان حضرت علی ع است ولی هنوز ما حکومت شیعی نداریم، هنوز به حاکمیت نرسیده ایم، هنوز به مرحله اجرا و تحقیق نرسیده ایم به مقدمه تحقق و اجرا نرسیده ایم.

از اندیشه شیعه احساس خطر کردند

خوب یک کشور شیعی تشکیل می شود اما بعد از صفویه یا از اواخر صفویه نادرشاه افشار با هماهنگی با حکومت عثمانی شروع می کنند حرکت مخالف شیعه کردن به روش های گوناگون و با روش های مختلف این کار را انجام می دهند. نادرشاه افشار تا حدود زیادی در این زمینه جلو می رود حالا در تاریخ آمده که بعضی ها معتقدند نادرشاه افشار اواخر عمرش شیعه شد. حالا شیعه شد یا نشد را کاری نداریم اواخر عمر نادرشاه حالا یک تغییراتی بوجود آمد که برخی با آن مخالف هستند تا اینکه مشروطه اتفاق می افتد. مشروطه دو وجهی است (این هایی که من می گویم برخی هایش لازم است یک ساعت راجع به آن صحبت کنیم خیلی دارم سریع می گویم و رد می شوم). در مشروطه که دو وجهی است یک وجه آن این است که شیعه ظاهرا دوباره منکوب شد، دوباره اندیشه غدیر توسط لیبرال ها خیلی آسیب دید ولی یک نکته ای بگویم من در قضیه تکفیری ها الآن این را بگویم تکفیری ها ظاهرا خیلی منفی است ولی من باطنش را مثبت می دانم. آقا وقتی شروع می کنند برخورد می کنند یک حقیقتی پشت آن است این حقیقت آن است که این اندیشه شیعه دارد رشد می کند. الآن چرا سلاح های اسرائیلی دارند به کار می برند، آمریکا کمک می کند، تمام ارتجاع عرب کمک می کند، چون شیعه دارد رشد پیدا می کند خوب این جالب است. یک وجه مثبت تکفیری ها این است که اندیشه شیعه دارد رشد می کند اینها احساس خطر کرده اند و یک نتیجه مثبت آن این قضایا دارد و غیر از قضایای منفی آن یعنی نمی خواهم بگویم که نباید با آنها برخورد کرد آقا شما طلبه هایی که نشسته اید خیلی خوب کار کنید. خوب چقدر ما کار کرده ایم؟ زمینه خیلی هست ما توی سربازی یک ماه وقت گذاشتیم با یک سنی صحبت کردیم نزدیک بود شیعه بشود؛ ما اصلا کار نمی کنیم حالا آن کسی که عناد دارد، عناد دارد حداقل اتمام حجت که می توانیم بکنیم. البته مسئله مربوط به شماها تنها نیست باید بالاتر از شما، مسئولین حوزه علمیه بنشینند خطوط را مشخص کنند، برنامه ریزی کنند، چه باید بگوییم، چه کتابی، چه طوری. بالاخره در مجموعه حوزه علمیه طلبه هم کم داریم این هم یک واقعیت است. پاکستان ۵ میلیون طلبه دارد، ایران چند میلیون طلبه دارد؟ ۱۰۰ هزار تا.

اصل طراز در قانون اساسی مشروطه

می خواهم بگویم که در مشروطه درست است که یک وجه آن منفی است و لیبرال ها کار کردند اما یک وجه دیگر مثبت است. وجه مثبت آن این است که این کارها را کرده اند چون شیعه جایگاه پیدا کرد. آقا اولین باری که اندیشه شیعه قانونی شد در اولین قانون اساسی ایران بود. ببخشید اسائه ادب نشود ولی بعضی افراد می گویند که این آخوندها برای اینکه کار از دستشان خارج نشود شورای نگهبان درست کردند حالا هر کسی را که دلشان بخواهد می آورند به عنوان کاندیدای مجلس و ریاست جمهوری، این طوری فکر می کنند بعضی ها، در حالی که اولین شورای نگهبان در ایران در اولین قانون اساسی ایران بود. چه طوری؟ می گوییم «اصل تراز»، بروید بخوانید اصل تراز در اولین قانون اساسی ایران می گوید که چون کشور ما اسلامی است قوانین خلاف اسلام نباید تصویب شود و اجرا شود، تعدادی از علما و مجتهدین در مجلس حضور داشته باشند و قانون با نظر اینها تصویب شود و این متن در قانون آمده است و این قانون الی الابد در کشور ایران تغییر نخواهد کرد. پس اولین قانون اساسی ما شورای نگهبان داشت. مقام معظم رهبری فرمودند مشروطه باید بازخوانی شود چون لیبرال ها تاریخ مشروطه را نوشته اند (آقای موسی نجفی در این زمینه کار کرده اند) و بعد در تاریخ آوردند که شیخ فضل الله نوری یک آدم استبدادخواهی بود، اصلا قانون حالی اش نبود می گفت اصلا قانون نمی خواهیم، وقتی قرآن داریم قانون می خواهیم چه کار، در حالی که به همت امثال شیخ فضل الله نوری این قانون تصویب شد و شیخ فضل الله نوری این را به پسرش نوشته است که آقا من رفتم توی جلسه که این قانون را عمل کنم آقایان گفتند ما اجازه نمی دهیم مشروطه مشروعه باشد یعنی جلوی اجرای قانون را گرفتند. شیخ فضل الله نوری را به جرم استبدادخواهی دار زدند حالا موقعی که اندیشه غدیر در جایگاه شش قرار گرفته است شیخ فضل الله نوری را دار زدند. (ببینید این افت های این جریان که در انقلاب اسلامی هم هست را می خواهم اشاره کنم) شیخ فضل الله نوری را دار زدند بعد علما بیدار شدند. خیلی باید به روز باشیم آقا در مشروطه حتی بعضی از علما در مقابل شیخ فضل الله نوری می گفتند آقا چه کار داری می کنی؟ بعدا شیخ فضل الله نوری با امام بود که شناخته شد. بروید بررسی کنید آقا هنوز توی دانشگاه طرف دکترا هم دارد، مقاله هم می نویسد، آدم خوبی هم هست ولی مسائل را نمی فهمد.

این نکته خیلی مهم است به یک جا می رسیم که شیخ فضل الله نوری باید دار زده شود تا مردم و خواص بیدار شوند یک جا باید امام حسین به شهادت برسد که مردم بیدار شوند یک جا باید در سال ۸۸ بیرق امام حسین آتش زده شود تا مردم و خواص بیدار شوند. خواص سکوت کردند در سال ۸۸ دیگر غیر از این است؟ خوب من حالا ۸۸ را بگویم. ۸۸ حدود یک میلیون آدم آمد توی خیابان واقعا هم حق داشتند تهران ۲۰۰ هزار تا موسوی از آقای احمدی نژاد بیشتر رأی آورده بود. مردم سریع جزء را به کل تعمیم می دهند خوب آمدند تا اینکه عکس مقام معظم رهبری را پاره کردند و یک تعدادی که زود فهمیدند عکس نایب امام زمان را پاره کردند رفتند کنار، گفتند ما برای این کار نیامده ایم ما یک اعتراضی داشتیم. مرحله بعد عکس امام را پاره کردند (داشتند آزمون و خطا می کردند تا مرحله به مرحله بروند جلو) یک تعداد دیگری رفتند کنار. حالا «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» باز هم یک تعداد رفتند کنار. بعد آمدند گفتند مرگ بر اصل ولایت فقیه، باز هم یک تعدادی رفتند کنار. مرگ بر اصل ولایت فقیه را گفتند ولی هنوز شلوغ بود کی مردم رفتند؟ عاشورا، آن زمانی که بیرق عاشورا آتش زده شد. نباید کار به اینجا می رسید یعنی آقا شمای طلبه، و ما بی سوادها برای مردم تبیین نکردیم. ما توی دانشگاه وقتی بحث های عرفانی را می گوییم شروع می کنند به گریه کردن، اما مبانی باید گفته بشود مبانی هم سخت است گفتنش برای مردم.

پس این نکته خیلی مهم است موقعی که اندیشه غدیر در جایگاه شش قرار گرفت و قانونی شد شیخ فضل الله نوری را دار زدند «بیرم خان ارمنی» آمد روی جسد ایشان ادرار کرد و می خواست طناب بیندازد روی گردن ایشان و ا یشان را در شهر بکشد و در شهر بگرداند که دیگر این اندیشه له بشود. یکی از آقایان به او گفت اینها خواب هستند این کار را بکنی اینها از خواب بیدار می شوند پدر ما را در می آورند که دیگر ادامه نداد. یعنی موقعی که ما در بهترین فرصت هستیم ممکن است آسیب هایی هم ببینیم.

آن موقع اندیشه غدیر قانونی شد بعد از آن چه شد؟ این مشروطه مقدمه رضاخان شد، مبارزه و اسلام ستیزی به روش دیکتاتوری، خلع لباس روحانیت، کشف حجاب و مسائلی از این دست. بعد محمدرضا آمد روش عوض شد، روش مدرن شدن تحت عنوان انقلاب سفید و مسائل اینطوری. یکی از کارهایشان این بود گفتند آقا دختر و پسر توی دانشگاه اردوهای مختلط بروند کیش یا فلان جا. حالا هم وزیر فرهنگ همین حرف شاه را می گوید! حواسمان را جمع کنیم بالاخره اینها به کجا می رسد. وزیر آموزش عالی آمده است گفته است به بسیج میدان ندهید و گفته اردوهای مختلط بگذارید، جوان ها شاد نیستند اردوهای مختلط برایشان بگذارید کیش هم خلوت است ببریدشان کیش آقا…

این محور سینوسی ادامه پیدا کرد تا اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد. در زمان پیروزی انقلاب اسلامی غدیر اجرایی شد. پیروزی انقلاب اسلامی یعنی اینکه اندیشه غدیر حاکم شد یعنی اینکه حکومت معصوم بدون حضور معصوم. الگوی انقلاب اسلامی یک حلقه قبل از ظهور است یعنی این که می گویم شاید حرف بزرگی باشد ولی مهم است: ما الگویی جز انقلاب (به صورت کلی نه به صورت جزیی) الگویی جز انقلاب اسلامی برایمان قابل تصور نیست؛ اگر هست بگویید. برخی می گویند حکومت اسلامی؛ من یک مقاله در این باره دارم بروید مطالعه کنید مطالعات انقلاب اسلامی نشریه انقلاب اسلامی، همان بحث را در آنجا مطرح کردم. آقا جمهوری اسلامی همان مردم سالاری دینی است، همان حکومت اسلامی است و حکومت اسلامی بدون مردم نمی شود. نمی شود مردم را بگذاریم کنار ما باید اصلا برای مردم، باید با مردم حرکت کنیم، پس باید وقت بگذاریم برای مردم.

ما به کجا رسیدیم؟

من پیشرفت های کشور را بگویم بعد نگویید سیاه نمایی کرد. از لحاظ نظامی خود آمریکایی ها می گویند ایران قویترین قدرت منطقه است. چند روز پیش یکی از مسئولان و متخصصان آمریکا در یک جلسه ای در امریکا صحبت می کرد می گفت با یک سوم قدرت سپاه می شود قویترین ارتش ها را ساقط کرد؛ از او سوال کردند که چه طور این حرف را می زنید، گفت که حزب الله لبنان چند درصد از قدرت سپاه را دارد؟ مگر نمی گویید اسرائیل قدرت چهارم جهان است قبلا هم به هر کشور حمله می کرد هم سریع پیروز می شد و هم امنیت خودش را حفظ می کرد. بعد از جنگ با حماس، جنگ ۲۲ روزه و جنگ ۸ روزه در جنگ ۸ روزه این حماس بود که شرط گذاشت و آنها بودند که پیشنهاد صلح دادند. بحث نظامی را ما به این جایگاه رسیدیم. مقام معظم رهبری می فرمایند توی خلیج فارس هواپیمای ما را زدند نتوانستیم کاری بکنیم، جزیره خارک را زدند نتوانستیم، ناوچه ما را زدند ما کاری نتوانسیتیم بکنیم، الآن دیگر جرأت نمی کنند. ما سلاح ها و موشک های ۲۰ متری سجیل و شهاب ۳ داریم که ۲۵۰۰ متر را نقطه زن است. خود غربی ها می گویند اگر نمی دانید بروید مطالعه کنید وقتی هواپیمای پهباد RQ170 را در اختیار CIA قرار دادند، CIA درخواست کرد آقا هر سازمانی در آمریکا می تواند RQ170 را هک کند بیاید هک کند، نتوانستند، اصلا قابل قبول نبود.

می خواهم بگویم که خیلی رشد کرده ایم. امروز در المپیادهای علمی در بحث نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، انرژی هسته ای و هوافضا که علوم استراتژیک است و علوم پایه است جزء کشورهایی هستیم که حرف برای گفتن دارند. همین امسال در کامپیوتر در جهان رتبه ۶ ام شدیم در فیزیک ۷ شدیم در زیست شناسی ۴ شدیم در شیمی ۷ شدیم در ریاضی ۱۰ شدیم در نجوم و اخترشناسی دوم و سوم شدیم. اینها خیلی مهم است گفتند قدرت علمی ایران ۱۶ ام است همین طور پیشرفت کنیم تا ۱۲ سال دیگر قدرت چهارم می شود. خود سازمان صندوق بین المللی پول ۲ سال پیش گفت که ایران قدرت ۱۷ اقتصاد جهان است و در قدرت سایبری دوم است در جهان. اما فرودهایمان فرودهایی بوده که ۳۵ سال طول کشید که به اینجا رسیدیم درحالی که باید ۱۰ ساله می رسیدیم. الگوی اقتصادمان سوسیالیستی بود، اسلامی نبود، بعد ۱۶ سال دوره اصلاحات و سازندگی اقتصادمان سرمایه داری شد. نتیجه این اقتصاد این است که فاصله طبقاتی بوجود می آید، اصول و ارزش ها از بین می رود. همیلتون می گوید فساد رکن اصلی و موتور محرکه اقتصاد سرمایه داری است و و و. آقا نمی شود این الگو را اجرا کنید و این نتایج را ندهد، این الگو با اهداف غدیر جور در نمی آید. در بحث سیاست خارجی وقتی که وزیر ما می رود در دانشگاه تهران می گوید آمریکا با یک بمب می تواند نیروی نظامی ما را نابود کند این با چه موضعی می رود مذاکره می کند؟ وقتی می گوید حزب الله باید از سوریه خارج شود بیش از ۷۵ کشور دنیا کمک به معارضین می کنند تندترین آنها اروپایی هستند این حزب داعش خیلی از آنها اروپایی هستند بعد سلاح های اسرائیلی و اینها حالا ما کمک نکنیم؟ سوریه تنها کشور عربی جزء جبهه مقاومت است این راحذف کنند می روند سراغ حزب الله و حماس و بعد هم می آیند سراغ ما.

روحانی مدیون خاتمی و احمدی نژاد

من یک مقاله ای در صاحب نیوز نوشتم گفتم آقای روحانی مدیون احمدی نژاد و خاتمی است؛ مدیون ترس خاتمی که یک تجربه ای به دست آوردیم که آقا نمی شود جلوی اینها کوتاه آمده و مدیون شجاعت احمدی نژاد. حالا اینها یک امتیازک هایی به آنها داده اند آقا ۴٫۲ میلیارد از ۱۰۰ میلیارد را می خواهند در ۸ قسط برایمان آزاد کنند و در این ۸ قسط می خواهند جان ما را بگیرند؛ یعنی هسته ای را برچینند کلا آقا اوباما با زیرکی من به مردم آ مریکا تبریک می گویم با داشتن چنین رییس جمهوری اوباما زیرکانه فهمیده که آقا اینجا نمی شود سر ایران را برید بوش هم می خواست همین کار را بکند نتوانست پس گفتند ۸ منزل ببریمشان جلو بگذارید یک مسئله کشاورزی را بگویم. یک علف داریم به نام مَرغ. این مَرغ خیلی سخت جان است آن موقع که ما می خواندیم می گفتند این مَرغ را اگر شخمش بزنید ریزم بکنید پخش می شود همه جا را می گیرد اگر سمش بزنید از بین نمی رود چه کارش کنیم؟ اول یکبار کامل ببرید از کف ببرید بعد از ریشه انرژی می گیرد دوباره رشد می کند دوباره کف برکنید دو سه بار این کار را بکنید ریشه ضعیف بشود بعد یا یک علفی که درخت چهل ساله را می خشکاند بهش بزنید تا از بین برود حالا جمهوری اسلامی برای آنها یک علف هرزی است که به این راحتی نمی توانیم از بینش ببریم ۸ مرحله باید ببریمش تا بتوانیم به آنجا برسیم.

آقای فواد ایزدی در جمع اساتید بصیرت دانشگاه مشهد خیلی منطقی گفت آقا این متنی است که اینها منتشر کردند این را بگویم اول آقای روحانی آمد گفت اساتید بیایند چی کار کنند دفاع کنند از توافق نامه. اساتید نامه نوشتند ۲۷۰ نفر آقا متن را به ما بدهید تا بتوانیم دفاع کنیم اینکه متن نیست که متن اصلی نیست. همن متن را که متن اصلی نیست را آقای فواد ایزدی آورد انگلیسی آن را با فارسیش مطابقت کرد درست ترجمه نشده بود ترجمه این است که تحریم ها را بر می داریم جمله آخر متن اصلی است که تحریم های هسته را بر می داریم چون سه نوع تحریم داریم تحریم برای تروریست که ما تحریم برای تروریسم هستیم حریم برای حقوق بشر، تحریم برای هسته ای. آن هم به شرطها و شروطها و اینکه آنها خودشان را تحمیل به ما بکنند (انا من شروطها). والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.