تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


 

موقعيت جغرافيايي: عمان با وسعتي قريب 300/000 کيلومتر، متشکل از دو بخش شمالي و جنوبي است که بخش شمال را شبه جزيره ي «المسندم» و بخش جنوبي آن را سرزمين اصلي عمان تشکيل مي دهد. اين کشور سلطان نشين در منتهي اليه شرق و جنوب شرقي شبه جزيره ي عربستان واقع شده و به صورت يک کمربند ساحلي، درحد فاصل بين «ربع الخالي» و درياي عرب قرار گرفته است. (1) به دليل قرار گرفتن در منطقه ي حاره، اين کشور جزو مناطق گرمسير است و ميزان بارندگي در سواحل آن بسيار ناچيز، ولي در ارتفاعات قابل ملاحظه است. در تحليل ژئوپليتيکي عمان بايد گفت: اين کشور به دليل قرار گرفتن در گذرگاه استراتژيک هرمز، داراي ارزش استراتژيک است. به دليل آنکه اين کشور در منطقه ي خليج فارس قرار گرفته، از منابع انرژي اين حوزه از جمله نفت متأثر است. از سوي ديگر، در مسير آبراه هاي حمل و نقل انرژي و کالاهاي تبديلي آسيا _ اروپا قرار دارد و داراي نقش ارتباطي است و از اين نظر، مورد توجه اهداف استراتژي قدرت هاي بزرگ از جمله ايالات متحده ي آمريکاست. همچنين علاوه بر شبه جزيره ي «المسندم» و کرانه هاي جنوبي تنگه ي هرمز، موقعيت ويژه ي اين کشور در غرب اقيانوس هند بر اهميت استراتژيک آن مي افزايد. وجود جزايري مانند «مصيره»، «کوريا» و «موريا»، که از لحاظ نظامي در حکم سرپل هايي براي عمليات آبي – خاکي هستند، موقعيت حساس اين کشور را چند برابر مي کند. (2) فضاي جغرافيايي عمان به دليل موقعيت ويژه اي که دارد، از عوامل انساني و طبيعي مناطق اطراف خود متأثر است؛ در درجه ي اول، از حوزه ي خليج فارس و شبه جزيره ي عربستان متأثر است و سه قدرت منطقه اي از جمله عربستان، ايران و پاکستان از لحاظ سياسي، اقتصادي، امنيتي و فرهنگي اين کشور را تحت الشعاع خود قرار مي دهند. (3) اقتصاد اين کشور نيز همانند ديگر کشورهاي منطقه، به نفت وابسته است و افزون بر ذخاير نفت، ميزان قابل توجهي از گاز، مس و سنگ کروميت در اين کشور يافت مي شود. همچنين عمان داراي معادن زغال سنگ، سنگ مرمر، سنگ گچ و سنگ آهک است. (4) جمعيت و پراکندگي جغرافيايي شيعيان: قريب 23 درصد کل جمعيت اين کشور را شيعيان تشکيل مي دهند. اين آمار گرچه بر اساس اطلس جهاني ارائه شده، ولي باز هم تخميني است. از اين رو، قريب يک چهارم جمعيت عمان شيعه هستند که قابل توجه است. شيعيان عمان تقريبا در تمامي شهرهاي «مسقط، باطنه، مطرح، سويق، خابوره، المسندم وصور» پراکنده اند، ولي بيشتر آنان در مسقط و شهرهاي استان ساحلي «باطنه» متمرکز شده اند. (5) بخشي از آنها با نام «خوجه» شناخته مي شوند که در اصل، هندي بوده و به نام «حيدرآبادي» شهرت دارند. دسته اي ديگر «بحارنه» هستند که مهاجران بحرين و مناطق شمالي خليج فارس هستند. دسته اي نيز عجم هستند. (6) افزون بر اين سه، گروه هاي شيعي ديگري از مناطقي همچون لبنان، سودان، عراق، عربستان و پاکستان در جست و جوي کار به اين کشور روي آورده اند که براي خود، تشکيلات خاصي دارند. البته خوجه ها به نسبت ديگر گروه هاي شيعه، زودتر به اين کشور وارد شده و توانسته اند در بخش هاي اقتصادي و حتي برخي از دستگاه هاي دولتي نفوذ کنند. خوجه ها اغلب مذهب شيعه اسماعيليه دارند و به تدريج ، با تبليغات مبلغان ايراني، که هر ساله از قديم الايام به اين کشور مي رفتند، مذهب شيعه ي اثنا عشري را انتخاب کرده و هم اکنون گروه بزرگي را در اين مملکت تشکيل مي دهند. (7) خوجه ها در سواحل «مطرح»، محله هاي شيعه نشين بنا کرده و مدرسه، حسينيه و مسجدهاي خاصي براي خود ساخته اند. عجم ها نيز مردماني متمدن و داراي فرهنگ هاي گوناگون بوده اند. بيشتر آنان اهل بندر عباس، لار، رودون، راوند و بلوچستان هستند. عجم ها در پايتخت کشور، مسقط، مطرح و حومه ي آن و در باطنه ساکن هستند. برخي از آنان نيز در المسندم و در شهر سالي «صور» اقامت دارند. قبيله ي عجم ها اکنون به صورت يکي از مهم ترين قبايل شيعه ي عمان درآمده است. (8) وضعيت سياسي – اقتصادي شيعيان: بيشتر شيعيان اين کشور به لحاظ اقتصادي، در وضع مطلوبي به سر مي برند و شايد همين امر سبب شده است نسل جديد آنان به تحصيل در سطوح بالاي علمي مبادرت ورزند و در زمينه هاي علمي، از جايگاه ويژه اي برخوردار گردند که اين مي تواند در آينده اي نه چندان دور، تأثير شگرفي بر وضعيت سياسي، اجتماعي آنان بر جاي گذارد. به لحاظ سياسي، به طور کلي، در اين کشور نيز همانند ديگر کشورهاي منطقه، از هر گونه تحرکات سياسي جلوگيري مي شود، چه اين تحرکات شيعي باشد و چه غير شيعي؛ اما به دليل آنکه مذهب رسمي، مذهب «اباضي» (يکي از فرق اهل سنت) است به يقين، فعاليت هاي سياسي شيعيان حساسيت هاي بيشتري برمي انگيزد. گرچه وضع سياسي شيعيان اين کشور در مقايسه با ديگر کشورها مطلوب تر است، ولي ردپاي تبعيض و بي عدالتي در اين بعد کاملا مشهود است. البته شيعياني هم که نفوذ بالايي دارند و توانسته اند به مراکز و دستگاه هاي حکومتي قدم گذارند، به بيش از پست معاونت وزير دست نيافته اند و اگر هم تا سطح وزارت پيش رفته باشند، به رغم صلاحيت هاي آنان، وزارت دستگاه هايي به آنها محول گرديده که چندان حساس و کليدي نيست؛ مثل وزارت خدمات و عمران يا وزارت بهداشت. البته تعداد افرادي که توانسته اند به اين سمت ها برسند، انگشت شمار است. بحرين موقعيت جغرافيايي: بحرين با وسعتي قريب 69/526 کيلومتر، متشکل از 35 جزيره است. البته در برخي منابع، 33 جزيره عنوان شده و دليل اين تفاوت عددي، وجود جزاير مرجاني غير مسکوني است که هر از گاهي هنگام مد کاملا در آب محو مي شوند. با اين توضيح جاي تعجب نيست که در برخي کتاب ها، وسعت آن 676 کيلومتر عنوان شده است. قرار گرفتن اين جزيره ي کوچک در بين 25/5 درجه ي عرض شمالي و 50 تا 52 درجه ي شمالي، در تابستان هوايي گرم و در زمستان هوايي معتدل و مطلوب براي اين کشور ايجاد کرده است. (9) از لحاظ ميزان بارش سالانه، کشوري خشک محسوب مي شود و از اين رو، مسئله ي کم آبي و لزوم صرفه جويي در مصرف آن، براي اين منطقه حايز اهميت است. کم ارتفاع بودن بحرين و مجاورت آن با بيابان ها و شن زارهاي عربستان، موجب وزش بادهاي موسمي در اين سرزمين شده است. (10) در تحليل ژئوپليتيکي بحرين، بايد گفت: موقعيت جغرافيايي و قرار گرفتن اين کشور در قلب منطقه ي خليج فارس، به آن جايگاه استراتژيک خاصي بخشيده است. اگر چه بحرين از نظر جمعيت و وسعت، کوچک ترين کشور حاشيه ي خليج فارس است، ولي نزديکي آن با سواحل ايران و اکتشاف چاه هاي نفت و وجود چشمه هاي آب شيرين از ديرباز بر اهميت موقعيت جغرافيايي و استراتژيکي آن افزوده است. (11) درگذشته، صيد مرواريد مهم ترين عامل رونق اقتصادي بحرين بود که با کشف نفت از اهميت آن کاسته شد. اما با توجه به وسعت محدود اين کشور، کم ترين ذخيره هاي نفتي کشورهاي اين حوزه را در اختيار دارد و به دليل کمبود ذخاير نفتي، دولت مي کوشد گاز را به جاي نفت در صنايع جايگزين کند. پس از نفت و گاز، صنعت آلومينيوم از اهميت خاصي در بحرين برخوردار است. (12) حس ناسيوناليستي عربي اين کشور موجب شده است روابط حسنه اي با کشورهاي عرب منطقه برقرار کند. علاوه بر آن، براي برقراري روابط حسنه با کشورهاي غربي، به ويژه آمريکا و انگلستان، گام هاي مؤثري برداشته است، به گونه اي که بحرين يکي از مهم ترين پايگاه هاي نظامي آمريکا به شمار مي آيد. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين کشور نيز همانند ديگر کشورهاي منطقه، از صدور انقلاب اسلامي بيم داشت. اين طرز تلقي موجب تيره شدن روابط دو کشور گرديد، به ويژه آنکه اين شبه جزيره زماني متعلق به ايران بوده و بيشتر جمعيت آن را هم کيشان ايراني تشکيل مي دهند و اين انقلاب شيعياني را که ساليان طولاني تبعيض را تجربه کرده اند، به گرايش هاي گريز از مرکز کشانده است. اما پس از پايان جنگ تحميلي و آتش بس، روابط دو کشور رو به بهبودي نهاد و اين روند پس از اشغال کويت توسط عراق سرعت گرفت. (13) جمعيت و پراکندگي جغرافيايي شيعيان: در اطلس جهاني، جمعيت شيعه ي بحرين 75 درصد کل جمعيت اين کشور برآورد شده است. امروز اکثريت جمعيت بحرين شيعه هستند؛ اما به دلايل اقتصادي و زندگي در مناطق دور از شهر، کارهاي سياسي به دست حکام اهل تسنن افتاده است؛ امري که با سياست هاي استعمارگران نيز بي ارتباط نبوده است.بهترين مناطق شيعه نشين «جدحفص» و «سنابس» ذکر شده است. شيعيان بيشتر روستانشين هستند. در يک آمار رسمي، قريب 72 درصد مردم بحرين شيعه ذکر شده اند. (14) بيشتر اين شيعيان دور از مناطق شهري و در فقر به سر مي برند و جز عده معدودي که توانسته اند با کسب برخي پست هاي دولتي به وضعيت مطلوب اقتصادي دست يابند، بقيه در وضعيت نابساماني به سر مي برند. وضعيت سياسي – اقتصادي شيعيان: شيعيان اين کشور با وجود آنکه از اکثريت برخوردارند ، ولي همواره در جايگاه شهروند درجه دوم قرار داشته اند. اين گونه محروميت هاي تحميلي به همراه موج اصلاح طلبي، که در خليج فارس در دهه هاي اخير رخ داده، اين گروه ها را نيز به شورش و اعتراض واداشته است. اولين زور آزمايي با حکومت در آگوست 1979 انجام گرفت. قريب 1/800 نفر از شيعيان بحرين در بازار قديمي پايتخت، شهر «منامه» دست به تظاهرات وسيعي زدند. واکنش دولت در مقابل اين تظاهرات، اخراج يک شيخ شيعي در اکتبر همان سال از کشور بود. (15) همگي آنان به اتهام «مأمور نفوذي ايران» بازداشت مي شدند، مورد شکنجه و آزار قرار مي گرفتند و سرانجام، تبعيد مي گرديدند، در حالي که آنها بحريني هايي بودند که خواهان احياي مجلس منحل شده و احياي حقوق حقه ي خويش به عنوان يک شهروند معمولي بودند. به طور کلي، تا پيش از آنکه شيخ حمد امير جديد بحرين شود، وضعيت خفقان آوري بر بحرين حاکم بود؛ هر گونه اعتراض از سوي هر کس به شدت سرکوب مي شد. اين سرکوب ها تا سال 1996 به اوج خود رسيد . البته بار اصلي اين فشارها بر دوش اکثريت شيعيان سنگيني مي کرد و روستاهاي شيعه نشين در فقر و فلاکت به سر مي بردند. متأسفانه کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس نيز از روند سرکوب ها در بحرين حمايت مي کردند. (16) آقاي پهلوان در مقاله اش به نقل از راجر هاردي مي نويسد: به نظر قدرتمندان شوراين همکاري خليج فارس، جنبش مردمي بحرين جنبشي است شيعي و به همين لحاظ، مي بايست با آن به مقابله برخاست. اينان از خطر گسترش جنبش شيعي در منطقه سخن مي گويند و با حمايت وهابيان، به سرکوب اين جنبش مردمي در بحرين علاقه نشان مي دهند. بحرين در ميان کشورهاي عضو خليج فارس تنها کشوري است که اکثريت شيعي دارد. در بقيه ي کشورها، شيعيان در اقليت اند. به اين اعتبار، به باور حکومتگران شوراي خليج فارس، شيعيان در اين منطقه همچون «اسب ترويا» مي مانند که بايد با احتياط با آنان رفتار کرد و اجازه نداد که نيرومند شوند. در تمامي دهه ي هشتاد ميلادي، چنين تصوراتي در منطقه ي خليج فارس در ميان حکومتگران رواج داشته است و در عمل، بر ضد مردم بحرين به کار رفته است. (17) حاکمان بحرين با اتکا به موارد مزبور، سياست هاي خاصي در قبال شيعيان در پيش گرفته اند. بدين روي، شيعيان نه تنها از محروميت رنج مي برند، بلکه همواره مورد اهانت و تعدي نيز قرار مي گيرند. تبعيض عليه شيعيان در حوزه ي عمومي و خصوصي، به ويژه در زمينه ي اموزش عالي، همچنان ادامه دارد. حکومت بحرين به قصد مقابله با شيعيان و اصولا مخالفان، شهروندان کشورهاي ديگر را در نيروهاي امنيتي به کار مي گيرند و با شتاب هر چه تمام تر به آنان تابعيت بحرين را اعطا مي کنند. خاندان حکومتگران بحرين مي خواهند با استخدام نيروهاي بيگانه – به اصطلاح – يک نوار امنيتي به دور خود بکشند تا بتوانند در موقع بحران، مخالفان بومي را از خود دور سازند و سرکوب کنند. (18) اين وضعيتي است که شيعيان تا پيش از روي کار آمدن شيخ حمد شاهد آن بودند؛ اما هنگامي که امير جديد حکومت را در دست گرفت، اوضاع قدري تغيير کرد. حکمرانان بحريني به اين نتيجه رسيد که اگر به اين روند ادامه دهند و اکثريت مذهبي را همواره از قدرت دور نگه دارند روزي فراخواهد رسيد که خواسته هاي مردم چيزي فراتر از آنچه هست خواهد شد و ممکن است در آن صورت، تنها به تغيير نظام راضي شوند. بدين روي، اصلاحات ظاهري از سطوح بالا آغاز شد. شيخ حمد، که تا پيش از آن رياست ارتش را به عهده داشت و به نوعي در سرکوب شيعيان ايفاي نقش مي کرد، اينک به وضوح سعي دارد به شيعيان محروم و ناراضي کشور، که اکثريت مسلمانان بحرين را تشکيل مي دهند، نزديک شود. او به شيعيان اجازه داده است وارد آتش شوند. امير جديد بحرين همچنين صدها زنداني شيعه را آزاد کرده است. (19) به هر حال، اکنون وضعيت شيعيان قدري بهبود يافته است و دولت مي کوشد با درگير کردن آنان در اقتصاد، دل مشغولي ديگري به آنها بدهد تا کمتر به مسائل سياسي بپردازند و از اعتراض هاي سياسي شان کاسته شود و به همين دليل است که در چند سال اخير، تجارت به ممري عمده براي شيعيان تبديل شده است. قريب 70 درصد کساني که شرکت هاي تجاري را اداره کرده يا به استخدام آنها درآمده اند، شيعه هستند. قريب همان درصد از افراد شهرنشين بحرين نيز، که تحصيل کرده بوده و به حرفه هاي گوناگون اشتغال دارند، شيعه اند. بدين روي، وجود امکانات اقتصادي بخشي از تبليغات مذهبي و سياسي را، که عليه شيعيان اعمال مي شود، جبران کرده است. (20) پی نوشت ها: 1- عباس يگانه، عمان، (کتاب سبز)، ص 1. 2 – عزت الله عزتي، جغرافياي سياسي جهان اسلام، ص 101. 3- همان، ص 102. 4- عباس يگانه، عمان (کتاب سبز)، ص 37. 5- زينب متقي زاده، جغرافياي سياسي شيعيان منطقه ي خليج فارس، ص 129. 6- رسول جعفريان، جغرافياي تاريخي و انساني شيعه در جهان اسلام، ص 49. 7- عباس يگانه، عمان (کتاب سبز)، ص 11. 8- زينب متقي زاده، جغرافياي سياسي شيعيان منطقه ي خليج فارس، ص 131-132. 9- همان، ص 103. 10- معصومه سيف افجه اي، بحرين (کتاب سبز)، ص 5. 11- همان، ص 22. 12-زينب متقي زاده، جغرافياي سياسي شيعيان منطقه ي خليج فارس، ص 104-105. 13- همان ، ص 106. 14. رسول جعفريان، جغرافياي تاريخي و انساني شيعه در جهان اسلام، ص 48. 15- ويلهلم ديتل، جهاد در راه خدا، ص 603. 16- زينب متقي زاده، جغرافياي سياسي شيعيان منطقه ي خليج فارس، ص141-142. 17- چنگيز پهلوان، «بحران در بحرين، ايران و سرنوشت شيعيان»، نشاط، 1377/11/3 و 1377/11/11. 18- همان. 19- زينب متقي زاده، جغرافياي سياسي شيعيان منطقه ي خليج فارس، ص 143. 20- تشيع، مقاومت و انقلاب، ص 241، مقاله ي جوزف کاستيز، «ناآرامي شيعيان در خليج فارس». منبع: کتاب ژئوپليتيک شيعه و نگراني غرب از انقلاب اسلامي  

 


برچسب ها :
دیدگاه ها