صفحه اصلی > پایگاه اطلاع رسانی > رویدادها > اخبار جهان تشیع > روایت بی بی سی از 6 عاملی که حوادث عراق را به وجود آورد
تاریخ انتشار : ۵ مرداد ۱۳۹۳


بحران دو کشور سوریه و عراق زمینه را برای برپایی یک دولت که شرق سوریه و غرب عراق را به هم پیوند زند فراهم کرد یعنی همان منطقه ای که امروزه تحت سیطره گروه داعش قرار دارد. درصورت تحقق چنین امری پیامدهای سنگینی برای عراق و حتی کشورهای همسایه اش خواهد داشت. عراق سال هاست که از بحرانی به یک بحران دیگر می رود. اما دلیل این امر چیست؟

به نظر می رسد 6 عامل زیر در بی ثبات کردن عراق نقش حیاتی داشته است.

1- اشتباه بزرگ

به اعتقاد برخی مشکل از زمانی شروع شد که دولت جدید عراق شکل گرفت. این کار توسط بریتانیا که آن زمان عراق را در اشغال خود داشت صورت گرفت. بریتانیا بدون توجه به سایر اقلیت ها مثل شیعیان وکردها اقدام به تاسیس دولت هاشمی در عراق کرد و اتفاقا از آن زمان تاکنون این کشور بی ثباتی را تجربه می کند. حکومت پادشاهی عراق با یک کودتای نظامی سرنگون شد. تقریبا تکرار همان سناریویی که در دوران جمال عبدالناصر در مصر اتفاق افتاد. در عراق اما یک کودتای بعثی رخ داد که در نهایت رهبری آن به صدام حسین رسید. کسی که نظام سنی مذهب خود را با زور بر شیعیان و کردها تحمیل کرد. حمایت کشورهای غربی از صدام در طول جنگ عراق علیه ایران موجب تقویت حکومت خشن و دیکتاتوری او شد.

2- آزادسازی عراق

درسال 2003 حمله آمریکا و انگلستان موجب سقوط حزب بعث در عراق و برکناری صدام حسین شد. بعد از آن دولت جدیدی شکل گرفت و صدام نیز اعدام شد. با سقوط صدام، ارتش عراق از هم پاشید و نیروهای امنیتی جدیدی بر جای آن تاسیس گردید.

این جنگ که به اعتقاد نو محافظه کاران آمریکایی تلاشی بود برای وارد کردن دموکراسی در منطقه، موجب پدید آمدن اوضاع سیاسی جدیدی شد. اوضاعی که به رغم تلاش های زیاد برای یکپارچه کردن تمام گروه های عراقی منجر به تسلط اکثریت شیعه بر این کشور شد. بسیاری این پرسش را مطرح می کردند که چگونه عراق می تواند به عنوان یک دولت یکپارچه به حیات خود ادامه دهد حال آنکه کردها در شمال توانسته اند تا حدود زیادی برای خود یک دولت مستقل و خودمختار تشکیل دهند.

3- خروج آمریکایی ها

به رغم اینکه برنامه ریزی شده بود تا برخی از نیروهای آمریکایی برای کمک به ارتش عراق در این کشور بمانند اما توافقنامه ای با این محتوا بین بغداد و واشنگتن حاصل نشد. بنابراین نیروهای آمریکایی در دسامبر 2011 از این کشور خارج و امنیت را به دست نیروهای نظامی عراق سپردند. اما این درحالی بود که این نیروها هنوز در بسیاری از موارد کارآیی لازم و مطلوب را نداشتند.

ایالات متحده تا حدود زیادی توانست گروه های سنی عراق را قانع سازد تا در جنگ با تروریسم و بخصوص گروه های وابسته به القاعده دولت بغداد را یاری دهند اما سنی ها به شکلی فزاینده هرروز بیشتر احساس می کردند قربانی نیروهای امنیتی دولت مالکی می شوند که زیر نظر شیعیان اداره می شود. به نظر می رسد در انحصار گرفتن نیروهای عراقی در عمل موجب شد تا بخشی از سربازان خود را به صفوف نیروهای داعش ملحق گردانند. تهاجم آمریکا به عراق این کشور را در معرض از هم گسیختگی های بیشتر قرار داد.

4- طایفه گرایی

تناقض مهم دیگری که در اثر برکناری صدام حسین از سوی آمریکا در عراق به وجود آمد این بود که عراق به عنوان یک قدرت منطقه ای از بین رفت. این مساله هم زمان به افزایش قدرت ایران کمک کرد. به نظر ایران، شیعیان عراق یک متحد طبیعی این کشور در نزاع های بزرگ تر منطقه ای خواهند بود. شاید حمایت ایران عاملی بوده تا این احساس  را تقویت کند که نوری مالکی نخست وزیر عراق می خواهد شیعیان را بر اهل سنت برتری دهد و همین امر نیز اوضاع امنیتی عراق را پیچیده تر کرد.

5- شکست اقتصادی واجتماعی

بسیاری از تحلیل گران بر این باورند که مساله طایفه گرایی و شکاف بین شیعه و سنی شبیه همان مساله مرغ و تخم مرغ است.

اما آیا این اختلافات طایفه ای به سهم خود مشکل ساز هستند یا این شکست های اقتصادی و اجتماعی دولت عراق است که موجب تشدید این شکاف های دردناک شده است ؟ عراق به رغم آنکه ثروت نفتی فراوانی دارد عموما در فقر بسرمی برد و فساد در کشور به شکلی وحشتناک گسترده است.

6- چارچوب منطقه ای

هیچ حادثه ای در خاورمیانه رخ نمی دهد مگر آنکه با مسایل پیرامونش در ارتباط باشد. درحالی که عراقی سرگرم به مشکلات خاص خودشان بود ناگهان موجی از اعتراضات تحت عنوان بهار عربی رخ داد که شدت و ضعف داشت. تحولی که هنوز در مصر جریان دارد و سرریز آن در کشور سوریه بود. پیدایش گروه های شبه نظامی یا مجاهد مرزهای سوریه و عراق  را بی ثبات کرد.

همچنین حمایت کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از ستیزه جویان افراطی اهل سنت باعث تقویت گروه هایی مانند داعش شد که اهداف منطقه ای گسترده ای فراتر از مرزها دارند. گرچه دشوار می توان رابطه ای بین نظام اسد و گروه های جهادی پیدا کرد اما گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد دولت دمشق به این گونه شبه نظامیان کمتر توجه یا حمله می کرد و در عوض گروه های میانه رویی را که از سوی غرب حمایت می شدند  هدف قرار می داد. این امر به تشکیلاتی مانند داعش فرصت داد تا ساختار دولتی خاص خود را در مناطق تحت سیطره پی ریزی کند.

منبع : بی بی سی عربی

ترجمه: شفقنا


برچسب ها :
دیدگاه ها