تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


بیش تر جمعیت بحرین شیعه هستند. این میزان، در اطلس جهانی 75 درصد کل جمعیت برآورده شده است و آن گونه که در تاریخی آمده، آن ها در گذشته گرایش اسماعیلیه داشته و در طی هفت قرن گذشته، به سمت شیعه امامی متمایل شده اند. البته در کتابهای مختلف، درصد شیعیان از 50 تا 75درصد متغیر است، ولی به یقین، بیش از نیمی از ساکنان این سرزمین را شیعیان تشکیل می دهند.امروزه اکثریت جمعیت بحرین شیعه هستند، اما به دلایل اقتصادی و زندگی در مناطق دور از شهر، کار سیاسی به دست حکام اهل تسنن افتاده است؛ امری که بی ارتباط با سیاست های استعمارگران نیز بوده است. بهترین مناطق شیعه نشین جد حفص و سنابس ذکر شده است. شیعیان بیش تر روستانشین هستند. در یک آمار رسمی که طبعاً قابل اعتماد نیست. نزدیک به 72 درصد مردم بحرین شیعه ذکر شده اند.(1)بیش تر این شیعیان، دور از مناطق شهری و در فقر به سر می برند و جز عده ی معدودی که توانسته اند با کسب برخی پست های دولتی، به وضعیت مطلوب اقتصادی دست یابند، بقیه در وضعیت نابسامانی به سر می برند.اکثریت پیروان شیعه، به طور سنتی به ماهی گیری و حرفه های کشاورزی مشغول اند و در نواحی ساحلی و دورافتاده زندگی می کنند. تنها در دهه های اخیر، عده ای از آنان در منامه و المحرّق و تأسیسات نفتی سیترا و الاولی به صفوف کارگری پیوسته اند.(2)به یقین این رویکردهای اقتصادی- سیاسی، با خط مشی حاکمان سنی بی ارتباط نیست.شیعیان این کشور با وجود آن که از اکثریت برخوردارند، ولی همواره در جایگاه «شهروند درجه دوم» قرار داشته اند. این گونه محرومیت های تحمیلی، به همراه موج اصلاح طلبی که در خلیج فارس در دهه های اخیر رخ داده، این گروه ها را نیز به شورش و اعتراض وا داشته است.اولین زورآزمایی با حکومت، در اگوست 1979 انجام گرفت. حدود 1800 نفر از شیعیان «بحرین» در بازار قدیمی پایتخت، شهر «منامه» دست به تظاهرات وسیعی زدند. عکس العمل دولت در مقابل این تظاهرات، اخراج یک شیخ شیعی در اکتبر همان سال از کشور بود.(3)همگی آنان به اتهام «مأمور نفوذی ایران بودن» بازداشت می شدند، مورد شکنجه و آزار قرار می گرفتند و سرانجام تبعید می شدند؛ در حالی که آنان، بحرینی هایی بودند که خواهان احیای مجلس منحل شده و احقاق حقه ی خویش به عنوان یک شهروند معمولی بودند.به طور کلی تا قبل از آن که «شیخ حمد» امیر جدید بحرین شود، وضعیت خفقان آوری بر بحرین حاکم بود. هرگونه اعتراض از سوی هر کس به شدت سرکوب می شد، زندان ها پر از زندانیان سیاسی شده بود و حتی زنان و کودکان شکنجه می شدند. این سرکوب ها در سال 1996 به اوج خود رسید؛ البته بار اصلی این فشارها بر دوش اکثریت شیعیان سنگینی می کرد و روستاهای شیعه نشین، در فقر و فلاکت به سر می بردند. آقای چنگیز پهلوان در مقاله ای، از قول خانم روزنامه نگار انگلیسی که سال 1996 به این کشور مسافرت کرده، می نویسد:به روستاهای شیعه نشین بروید، بحرینی هایی را ببینید که سخت محروم اند. جوانان بسیاری در کنار کافه ها بیکار و سرگردان نشسته اند و می گویند که مشاغل حکومتی، به غیر شیعیان و بحرینی های مقیم خارج از کشور واگذار می شود. از درون این جوانان سرخورده، نسلی سر برمی آورد که خشمگین و عصبی به رویدادهای کشورش می نگرد…. نارضایتی در بحرین به جوانان محدود نمی شود. نارضایتی در این کشور، امری است گسترده و عمومی. تجار شیعی بسیاری که برای تأسیسات متعلق به امیر کار کرده بودند، هیچ گاه نتوانسته اند دستمزد خود را دریافت کنند. از این گذشته، هیچ حقوق دانی جرأت نمی کند از این مردم به دفاع برخیزد و شکایت هایشان را در دادگاه مطرح کند.یک خلبان هواپیما که پیش تر در اروپا و آمریکا کار می کرده است، به این خبرنگار گفته بود که به سبب شیعی بودن، او را استخدام نکردند. این مردمان نیز خود را محروم می دانند و احساس می کنند که شهروندان دست دوم به حساب می آیند. این قبیل مردم به علت چنین رفتارهایی، به ناچار سیاسی می شوند و برخی هم با وجود داشتن معلومات مفید، دست به ترک کشور خود می زنند.(4)جالب این جاست که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز از روند سرکوبی ها در بحرین حمایت می نمودند. آقای پهلوان در ادامه مقاله اش به نقل از «راجر هاردی» می نویسد:به نظر قدرتمندان شورای همکاری خلیج فارس، جنبش مردمی بحرین، جنبشی است شیعی و به همین لحاظ، می بایست با آن به مقابله برخاست. اینان از خطر گسترش جنبش شیعی در منطقه سخن می گویند و با حمایت وهابیان، به سرکوب این جنبش مردمی در بحرین علاقه نشان می دهند. بحرین در میان کشورهای عضو خلیج فارس، تنها کشوری است که اکثریت شیعی دارد. در بقیه کشورها، شیعیان در اقلیت اند. به این اعتبار، به باور حکومتگران شورای خلیج فارس، شیعیان در این منطقه هم چون «اسب ترویا» می مانند که باید با احتیاط با آنان رفتار کرد و اجازه نداد که نیرومند شوند. در تمامی دهه هشتاد میلادی، چنین تصورات و عقایدی در منطقه خلیج فارس در میان حکومتگران رواج داشته و در عمل، بر ضد مردم بحرین به کار رفته است.(5)حاکمان بحرین با اتکا به این قضاوت ها، نه تنها درصدد اصلاح خویش نبودند، بلکه حتی از دیگر کشورهای منطقه نیز در سرکوب آشوبگران (به تعبیر خودشان) بهره می جستند.اکثریت شیعیان بحرین، وضعیت اجتماعی و مذهبی بسیار آشفته ای دارند. برای مهار این آشفتگی، بحرین بر همسایه ی سعودی خود تکیه می کند، اما سرکوب فقط راه حلی کوتاه مدت است.(6)شیعیان نه تنها از محرومیت رنج می برند، بلکه همواره مورد اهانت و تعدّی نیز قرار می گیرند.چپاول و غارت مساجد شیعی و بی حرمتی به شیعیان و اماکن مذهبی آنان، امری عادی به شمار می رود. … تبعیض علیه شیعیان در حوزه ی عمومی و خصوصی، به ویژه در زمینه ی آموزش عالی هم چنان ادامه دارد. حکومت بحرین به قصد مقابله با شیعیان و اصولاً مخالفان، شهروندان کشورهای دیگر را در نیروهای امنیتی به کار می گیرد و با شتاب هر چه تمام تر، تابعیت بحرین را به آنان اعطا می کند. خاندان حکومتگران بحرین می خواهد با استخدام نیروهای بیگانه، به اصطلاح یک «نوار امنیتی» به دور خود بکشد تا بتواند در موقع بحران، مخالفان بومی را از خود دور سازد و سرکوب کند. در حالی که شهروندان کشورهای دیگر می توانند به منظور حراست از حکومتگران به تابعیت بحرین درآیند، افرادی که وابسته به «جامعه ی عجم» هستند؛ یعنی بازماندگان ایرانیان مهاجر، از دهه بیست میلادی به این سو نمی توانند تابعیت بحرین را کسب کنند و یا حتی از دیگر حقوق اجتماعی مانند آموزش، تهیه مسکن و اشتغال بهره مند شوند.(7)این وضعیتی بود که شیعیان تا قبل از روی کار آمدن شیخ حمد هر روزه شاهد آن بودند، اما هنگامی که امیر جدید حکومت را در دست گرفت، اوضاع قدری تغییر یافت. حکمرانان بحرینی به این نتیجه رسیده بودند که اگر به این روند ادامه دهند و اکثریت مذهبی را همواره از قدرت دور نگاه دارند، روزی فرا خواهد رسید که خواسته های مردم چیزی فراتر از آن چه هست خواهد بود و ممکن است در آن صورت، تنها به تغییر نظام راضی شوند. به این ترتیب، اصلاحات ظاهری از سطوح بالا آغاز شد. شیخ حمد که تا قبل از آن، ریاست ارتش را بر عهده و به نوعی در سرکوب شیعیان نقش داشت، اینکبه وضوح سعی دارد به شیعیان محروم و ناراضی کشور که اکثریت مسلمانان بحرین را تشکیل می دهند، نزدیک شود. مثلاً کمی پس از آن که به امیری رسید، روز عاشورا بود و شیخ حمد برای تمامی دسته های عزاداری، گوسفند و برنج فرستاد. … او به شیعیان اجازه داد که وارد ارتش شوند. … امیر جدید بحرین، صدها زندانی شیعه را آزاد کرده است و از آن جمله، می توان از آزادی شیخ عبدالامیر الجمری، برجسته ترین ناراضی بحرین نام برد.(8)اما ناراضیان شیعه و سنی، چیزی بیش از ژست های خیرخواهانه می خواهند. … جای تعجب نیست که بسیاری از مردم، رفتار و سلوک شیخ حمد را تنها یک ظاهرسازی تلقی می کنند.(9)به هر حال، اینک وضعیت شیعیان قدری بهبود یافته است. دولت می کوشد با درگیر کردن آنان در اقتصاد، دل مشغولی دیگری به آن ها بدهد تا کم تر به مسایل سیاسی بپردازند و از اعتراض های سیاسی شان کاسته شود. در واقع دولت سعی دارد با مشارکت اقتصادی شیعیان در امور اقتصادی کشور، عدم مشارکت سیاسی آنان را جبران کند. بنابراین در چند سال اخیر،تجارت به ممری عمده برای شیعیان تبدیل شده است. حدود هفتاد درصد کسانی که شرکتهای تجاری را اداره کرده یا به استخدام آن ها در آمده اند، شیعه هستند. قریب همان درصد از افراد شهرنشین بحرین نیز که تحصیل کرده بودند و به حرفه های مختلف اشتغال دارند، شیعه هستند. بدین ترتیب، امکانات اقتصادی، بخشی از تبلیغات مذهبی و سیاسی را که علیه شیعیان اعمال می شود، جبران کرده است.(10)در نهایت می توان گفت در این جا نیز همانند دیگر کشورهای منطقه، شیعیان تا رسیدن به وضعیت مطلوب، راهی طولانی در پیش دارند.
پي نوشتها:

1- رسول جعفریان پیشین، ص 48.2- مهدی مظفری، پیشین، ص 55.3- ویلهلم، دیتل، پیشین، ص603.4- چنگیز پهلوان، «بحران در بحرین، ایران و سرنوشت شیعیان»، نشاط 3 و 11 اسفندماه 1377.5- همان.6- فرانسوا توال، پیشین، ص 100.7- چنگیز پهلوان، پیشین، ص 3.8- ف. درّی، «وضعیت شیعیان بحرین»، ترجمان سیاسی، ش 35 خاورمیانه، ص2.9- همان، ص 2.10- جوزف کاستیز، پیشین، ص 241.
منبع: کتاب جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه خلیج فارس
 


برچسب ها :
دیدگاه ها