صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > علوم سیاسی > مبانی سیاسی > انديشه هاي سياسي مسلمانان ، کليات و مفاهيم
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


بدون درک درست کليات و مفاهيم يک علم و يا يک موضوع ، جايگاه ، ضرورت بحث و درک آن به درستي معلوم نمي گردد ، و چه بسا انسان را به اشتباه اندازد . به عنوان مثال ، کلمه ي « شير » مشترک لفظي است ؛ به اين معنا که بر مفاهيم گوناگوني اطلاق مي شود ، به گونه اي که اگر در آغاز سخن و يا نوشته ، گوينده و نويسنده منظورش را از کلمه ي « شير » روشن نسازد ، ممکن است شنونده و ياخواننده دردرک معناي کلمه ي «شير » دچار اشتباه گردد . تعريف واژه ها انديشه درلغت ، به معناي فکر ، تدبير ، تأمل ، تصور ، گمان ، خيال ، رأي ، نظر و … ، و در اصطلاح به مفهوم طرح منظم و منسجمي است که براي انجام کاري و يا در جهت دست يابي به هدفي ، در ذهن انسان نقش مي بندد. (1) البته انديشه و فکر همواره بر مواد درست و صحيح استوار نيست ، بلکه گاه مواد آن خيال ، ظن و گمان است که اگر چه اجزاي آن داراي انسجام است ، ولي مقصود معين و هدف مشخصي راترسيم و تعقيب نمي کند . بنابراين ، فاقد نتيجه ي مؤثر و مفيد است .(2) « سياست » به معناي داوري نمودن ، حکم راندن ، رياست کردن و امثال آن است . از اين رو ، امور سياسي يعني : اموري که به قضاوت ، حکومت و قدرت مربوط مي شود . به معناي دقيق تر ، امور سياسي به اموري گفته مي شود که با قدرت مرتبط است و مسائل مربوط به دولت ، حکومت ،امنيت و مانند آن و نحوه ي کسب ، حفظ و گسترش و قدرت حاکميت بر افراد را دربر مي گيرد . چنين مسائلي گاهي حق و گاهي هم نادرست و غيرانساني است . (3) براساس تعريف واژه هاي « انديشه » و « سياست » ، « انديشه ي سياسي » عبارت ازفکر و يا مجموعه اي از افکار مرتبط به قدرت است . هدف انديشه ي سياسي نيز بررسي وقايع گذشته و حال به منظور يافتن راهي براي اصلاح ساختار سياسي و اجتماعي جامعه و يا ارائه ي الگوي تبديل جامعه به شکلي بهتر ومطلوب تر است . بنابراين ، انديشه ي سياسي با نظريه ي سياسي – که درصدد کشف علل و عوامل شکل گيري پديده ها و جريان هاي سياسي است – و با فلسفه ي سياسي – که به بررسي مباني و اساس عناصر شکل دهنده ي امور سياسي مي پردازد – متفاوت است. (4) واژه « مسلمانان » نيز به کساني اطلاق مي شود که به وحدانيت خداي جل جلاله (اصل توحيد ) و رسالت نبي اکرم صلي الله عليه و آله ( اصل نبوت ) و حقانيت روز معاد ايمان دارند . به بيان ديگر ، مسلمان کسي است که « اشهد ان لا اله الا الله » و « اشهد ان محمد رسول الله » ( شهادتين ) را بر زبان جاري سازد . بر اين اساس ، مسلمانان ، همه ي شيعيان ، سني ها و فرق وابسته به آن ها را دربر مي گيرد . بنابراين ، « انديشه سياسي مسلمانان » به فکر ، رأي و يا مجموعه اي از آراء و افکار مسلمان ها گفته مي شود که در پي اصلاح و يا تحول ( انقلاب ) ساختارهاي گوناگون جامعه ، به ويژه ساختار سياسي آن ، به منظور فراهم آوردن سرنوشت بهتر و مطلوب تربر پايه ي اصول و تعاليم اسلامي است . ازاين رو ، اگر چه انديشه ي سياسي مسلمانان ريشه در وحي دارد ، ولي درعين حال ، ممکن است عين وحي نباشد . به ديگر سخن ، نقطه نظرات مسلمانان و متفکران گاه صواب است و گاه خطا .(5) ( به استثناي معصومان عليهم السلام ) جايگاه انديشه ي سياسي در علوم انساني « علوم انساني » به معارف و دانش هايي گفته مي شود که به بررسي وتحقيق در مورد فعاليت هاي بشري ازقبيل روابط متقابل افراد ، روابط افراد و اشيا و آثار ناشي از اين روابط مي پردازد . (6) در اين بررسي، روش تحقيق ، تجربي و گاهي هم غير تجربي است . اما علوم طبيعي به مجموعه اي ازدانش ها اطلاق مي شود که موضوع آن بررسي تجربي اجسام ومحسوسات است . از اين رو ، علوم انساني جزو علوم نظري به حساب مي آيد ، درحالي که علوم طبيعي جزو علوم عملي است . (7) طبقه بندي علوم به نظري و عملي متأثر از يکي از کهن ترين طبقه بندي ها در علوم است که توسط ارسطاطاليس معروف به ارسطو ( متوفاي 1005 قبل از هجر ت ) انجام گرفت . از نظر وي ، علوم به سه بخش نظري ، عملي و شعر تقسيم مي شوند که علوم نظري شامل علم الهي ، رياضيات وطبيعيات ، و علوم عملي مشتمل برعلم اخلاق ، تد بير و سياست ، و علوم مربوط به شعر در برگيرنده ي شعر ، خطابه، وجدل است .( 8) بعدها اگوست کنت فرانسوي ( متوفاي 1236 ش . 1274 ق ) علوم را بر اساس معيار ساده به پيچيده ، به رياضيات ، هيئت ، طبيعي ، شيمي ، روح شناسي و علم اجتماع طبقه بندي کرد . در اين طبقه بندي ، علم سياست و انديشه ي سياسي بخشي از علوم اجتماعي اند . (9 ) درجهان اسلام ، انديشمنداني همچون فارابي ( متوفاي 229 ش . / 236 ق . ) و ابن خلدون ( متوفاي 784 ش . / 808 ق. ) نيز به طبقه بندي علوم پرداخته اند . فارابي نخستين انديشمند اسلامي بود که به طبقه بندي علوم پرداخت . وي بر پايه ي نظم منطقي ، علوم را به نظري شامل رياضيات ، علم طبيعي ، علم الهي و به علوم عملي شامل اخلاق و علم سياست طبقه بندي کرد .(10) ابن خلدون نيز علوم را به علوم نقلي مرکب از احکام ، علوم مربوط به زبان ، علم تعبير خواب و علوم عقلي شامل منطق ، رياضيات ، طبيعيات و متافيزيک ( علم الهيات ) تقسيم کرد . دراين طبقه بندي ، انديشه ي سياسي جزئي از علم نفس است که از طبيعيات به شمار مي رود . (11) طبقه بندي علوم ازسوي انديشمندان اسلامي به تأثير از طبقه بندي علوم ارسطويي صورت گرفت و اين تأثير تا زمان حاضر هم ادامه دارد . به بيان ديگر ، طبقه بندي علوم ارسطويي در جهان اسلام پذيرفته شدو هم اکنون نيز علوم بر اساس طبقه بندي ارسطويي صورت مي گيرد . بر اساس اين طبقه بندي ، انديشه ي سياسي جزئي از علم سياست يا علم نفس است . (12) ضرورت طرح انديشه ي سياسي مسلمانان دلايل گوناگوني ضرورت طرح انديشه ي سياسي مسلمانان را نشان مي دهد . برخي از مهم ترين اين دلايل عبارتند از : 1- نياز انسان به وحي : انديشه ي سياسي اسلام مبتني بر جهان بيني اسلام است . جهان بيني اسلام نگرشي عميق و وسيع از ماهيت زندگي سياسي – اجتماعي بشر به دست مي دهد . اين نگرش ما را در فهم و درک نيازهاي مادي و معنوي انسان ها و تأمين آن ها ياري مي کند ، در حالي که فرهنگ و تمدن مادي از چنين تواني برخوردار نيست . تجربه براي درک پديده هاي موجود و ارائه ي راه حل هاي مناسب کافي نخواهد بود ، بلکه براي اين منظور بشر نياز به وحي و انديشه هاي منبعث از آن دارد . 2- نقش مسلمانان در توسعه ي غرب : غرب توسعه و رشد علمي و صنعتي خود را ناشي از خلاقيت ، نبوغ و تلاش انسان اروپايي مي داند و نقش انسان ها و تمدن هاي ديگر از جمله اسلام را در پيشرفت هاي گسترده ي کنوني نفي مي کند. به بيان ديگر ، تمدن جديد جهاني را مرهون فرهنگ و فن آوري غرب به حساب مي آورد و صرفاً نقش مسلمانان را در شکل گيري و شکوفايي تمدن جهاني به صورت يک پل واسط در انتقال فرهنگ يوناني به فرهنگ قرون اخير اروپا نشان مي دهد ، در حالي که به اعتراف بسياري از انديشمندان و محققان غربي ، اگر انديشه هاي سياسي – اجتماعي مسلمانان نبود ، هيچ گاه غرب به گسترش علوم ، توسعه ي روش علمي ، تحرک در فرهنگ پژوهي و گرايش به مطالعه ي فلسفه ي تاريخ که پايه ي رشد علمي و صنعتي کنوني را فراهم آورده است ، نايل نمي شد . روشن ساختن اين واقعيت تاريخي از يک سو ، موجب آشنايي بشر امروزي با تأثير تمدن اسلامي در رشد و پويايي تمدن غربي و از سوي ديگر ، آشنايي مسلمانان با اندوخته هاي فکري خود و مانع از يأس و خود باختگي آن ها در مقابل فرهنگ و تمدن غرب مي گردد .( 13) 3- رابطه ي انديشه ي جديد يا قديم : انديشه هاي جديد سياسي مسلمانان ( مانند انديشه ي مشروطه مشروعه ) محصول تضارب و تعامل آراء و نظريات انديشمندان مسلمان گذشته است . به بيان ديگر ، روحيه ، تمدن ، فرهنگ و افکار کنوني جوامع از منابع تاريخي گذشته نشأت گرفته است . بنابراين ، فهم انديشه هاي گذشته فهم انديشه هاي امروزين را آسان مي سازد و امکان ارائه ي راه حل هاي مناسب براي تأمين مشکلات را فراهم مي آورد ؛ زيرا اگر چه مشکلات امروز مشکلات ديروز نيست ، اما با آن ها اشتراکاتي دارد. بر اين اساس ، براي حل معضلات اجتماعي و سياسي مسلمانان در باب حکومت ، دولت ، قدرت ، مشروعيت و حاکميت ، ناگزير به مر اجعه ، استناد و استفاده از آراء انديشمنداني هستيم که بر پايه ي اصول و تعاليم اسلام ، الگوهايي براي اداره ي زندگي سياسي بشر ار ائه داده اند . چنين نگرشي موجب تحکيم انديشه هاي سياسي کنوني مي شود و زمينه ي دست يابي به انديشه هاي سياسي جديدتر و مطلوب تر را فراهم مي آورد . (14) 4- گرايش انسان معاصر به اسلام : جهان در قرن اخير به ويژه پس از ناتواني کمونيسم و ليبراليسم غربي در هدايت مادي و معنوي بشر ، به اسلام – به عنوان ديني متضمن دنيا و آخرت – روي آورده است . اين گرايش با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به اوج خود رسيد ، به گونه اي که پديده اي جديد به نام « رنسانس اسلامي » شکل گرفت . در نتيجه ، در حال حاضر ، انسان ها و گروهاي بي شماري مي خواهندبر اساس اسلام زندگي کنند و بر پايه ي تعاليم اسلامي حکومت تشکيل دهند . از اين رو ، آشنايي با آراء و نظريات مسلمانان انديشمند در باب مسائل سياسي و اجتماعي ، به منظور ارائه و عرضه ي الگويي مناسب براي زندگي فردي و حکومتي به مشتاقان اسلام ، ضرورت مي يابد. (15) نگاهي به انديشه هاي سياسي مسلمانان اسلام پايه جديدي براي سعادت دنيوي و اخروي بشر و نگرش نويني از زندگي اجتماعي – سياسي ارائه داد که با پيام و نگرش ساير اديان الهي و انديشه هاي بشري شباهت ها و در عين حال ، تفاوت هاي عمده داشت . يکي از اين تفاوت ها سرچشمه گرفتن انديشه هاي سياسي و اجتماعي مسلمانان از قرآن است. قرآن منبع فياضي است که با طرح مباحثي در زمينه ي پيدايش اجتماعات ، تأکيد بر ضرورت علم آموزي ، تکيه بر لزوم تفکر عقلاني ، طبقه بندي جوامع ، عوامل ثبات و تزلزل حکومت ها ، قانون مند بودن تاريخ ، شر ايط ايجاد انقلاب ، لزوم برادري و برابري انسان ها ، نحوه ي ارتباط فرد با جامعه و حکومت ، مشترک بودن سرنوشت سياسي و اجتماعي مردم و مانند آن ، عوامل شکل گيري و شکوفايي انديشه ي سياسي مسلمانان را فراهم آورده است . (16) قرآن تا زمان رحلت پيامبر ( ص ) مايه ي وحدت انديشه ي سياسي مسلمانان بود . اما پس از رحلت پيامبر اکرم ( ص ) ، انحراف بيش تر مسلمانان از قرآن و فرامين پيامبر ( ص ) آغاز شد . و در نتيجه ، اولين شکاف فکري و عقيدتي بين مسلمانان پديد آمد و مسلمانان به دو گروه شيعه و سني تقسيم شدند . بعدها هر يک از اين دو به گروه ها و فرقه هاي بيش تري تبديل گرديدند . اين فرقه ها با همديگر در باب حکومت ، مشروعيت ، امامت ، ولايت و امثال آن ، اختلاف دارند . از اين رو ، تعدد فرقه هاي شيعه و سني ، تعدد آراء ، نظريات و انديشه هاي سياسي را به همراه آورده است . علت ديگر تعدد انديشه هاي سياسي مسلمانان نه اختلافا ت عقيدتي ، بلکه تفاوت فرهنگ و سير تمدن مسلمانان و به خصوص برخورد فرهنگ تازه مسلمان ها با فرهنگ اصيل اسلامي بود . به بيان ديگر ، اسلام در گسترش به ايران ، شمال آفريقا ، آسياي جنوب شرقي و خاورميانه ، با فرهنگ ها و تمدن هاي متفاوت مواجه بود . برخي از اين فرهنگ ها و تمدن ها عقب مانده و برخي پيشرفته بودند . بر اين اساس ،مسلمانان در اداره ي سرزمين هايي همچون ايران ، عراق و مصر ،که داراي تمدن پيشرفته بوده اند ، برخلاف مناطقي چون عربستان به سوي الگوهاي حکومتي مردمي تر و عقلاني تر سوق پيدا کردند . البته گذشت زمان از يک سو ، ارتقاي فرهنگ اسلامي در سرزمين هاي فتح شده از سوي ديگر ، و رسوخ فرهنگ غربي در کشورهاي اسلامي را به همراه داشت، منجر به وقوع تغييراتي در شکل حکومت گرديد. به عنوان مثال ، حکومت هاي ملوک الطوايفي در ايران ، که مشروعيتش را از خليفه ي عباسي مي گرفت ، بعدها مبدل به حکومت هاي مستقلي شد که از خليفه هم فرمان نمي برد . بنابراين ، مکان و زمان دو عامل مهم ديگر در پيدايش ، تحول و يا اصلاح انديشه هاي سياسي و الگوهاي حکومتي است . (17) نقش استبداد داخلي و استمعار خارجي نيز در شکل گيري برخي از انديشه هاي سياسي حايز اهميت است ؛ زيرا حاکماني که به علت استبداد ، عموماً فاقد مشروعيت هستند ، براي بقا و تداوم حکومت خويش ، دست به تغيير افکار ، عقايد ، آراء و انديشه هاي مردم زده اند . يکي از راه هاي تغيير انديشه ي مردم ، پديد آوردن فرقه ها و مذهب هاي جعلي و خرافي است . استعمار خارجي نيز براي تداوم و تثبيت اشغال آشکار و پنهان ( استعمار نو ) درسرزمين هاي اسلامي ، گاه نيازمند ابداع و ترويج انديشه ها و عقايدي بود که مردم را به قبول سلطه ي آنان وا دارد . همين احساس نياز موجب شکل گيري وهابيت در عربستان از سوي انگليس گرديد . (18) روش مطالعه ي انديشه ي سياسي مسلمانان يکي از معمول ترين روش هاي مطالعه ي وقايع ، اخبار و عقايد سياسي ، مطالعه ي تاريخي آن است . مطالعه ي تاريخي به اين مفهوم است که آراء پيشينيان به ترتيب زماني که اتفاق افتاده و مطرح شده ، مورد بررسي قرارگيرد ؛ يعني : تقدم بررسي آراء يک انديشمند به تقدم زمان اتفاق ، ظهور و طرح آن باز مي گردد . بر اين اساس ، انديشه هاي سياسي اجتماعي فارابي ( 239 – 245 ش . / 339 – 252 ق . ) پيش از انديشه هاي سياسي – اجتماعي ابن خلدون ( 801 – 731 ش . / 826 – 753 ق . ) به بررسي گذاشته مي شود . (19) روش ديگر مطالعه ي انديشه هاي سياسي گذشتگان ، مطالعه بر اساس اهميت انديشه ها است ؛ به اين معنا که صرفاً انديشه ي کساني مطالعه و بررسي شود که انديشه ي نو و بديعي را مطرح کرده اند . بنابراين ، انديشه ي متفکراني همچون يعقوب بن اسحاق کندي ( 260 ق – 185. ) و ابوجعفر محمد بن جرير طبري ( 301 – 218 ش / 310 – 225 ق … ) بررسي نمي شود ، بلکه از عقايد سياسي انديشمنداني همانند ابوحامد محمد غزالي ( 490 – 437 ش . / 505 – 450 ق . ) و سيد جمال الدين اسد آبادي ( 1322 – 1217 ش . / 1362-1254 ق . ) بحث مي شود . مطالعه بر اساس مکتب و مذهب ، روش ديگر بررسي انديشه هاي سياسي است . در اين روش ، افکار انديشمندان به بحث گذاشته نمي شود ، بلکه آراء مکاتب ، مذاهب و فرقه هاي فکري و سياسي مورد مطالعه قرار مي گيرد . از اين رو ، به جاي پرداختن به انديشه ي سياسي خواجه نصير الدين طوسي ( 652- 579 ش . / 672 – 597 ق . ) ،انديشه ي سياسي تشيع بررسي مي شود و به جاي بحث درباره ي انديشه ي سياسي خواجه نظام الملک ( 471- 396 ش . / 485 – 408 ق ) ، انديشه ي سياسي اهل تسنن و فرق آن مانند اشعريه و معتزله مورد استفاده قرار مي گيرد . در سلسله درس هاي حاضر و در مطالعه ي انديشه هاي سياسي مسلمانان ، تلفيقي از سه روش مذکور استفاده مي شود . اين انتخاب به آن دليل است که از مزاياي همه ي اين روش ها بهره گرفته شود و از معايب آن پرهيز گردد . در نتيجه ، فهم ودرک درستي از انديشه ي سياسي مسلمانان به دست مي آيد . خلاصه ي مطالب : 1- « انديشه ي سياسي » به مجموعه آرا ء و افکاري گفته مي شود که مرتبط با قدرت است .هدف آن نيز بررسي زندگي گذشته ي بشر و ارائه الگو و راهي براي تبديل جامعه به جامعه اي بهتر و مطلوب تر است . اگر اين آراء و افکار از سوي کساني که به وحدانيت خدا ، رسالت نبي اکرم ( ص ) و حقانيت روز معاد اعتقاد دارند ، صادر شود ، چنين انديشه اي ، انديشه ي سياسي مسلمانان خواهد بود . 2- انديشه ي سياسي جزو علوم انساني و از علوم عملي به شمار مي رود . از اين رو ، ارسطو و فارابي انديشه ي سياسي را از علوم عملي برشمرده اند . همچنين اگوست کنت آن را بخشي از علوم اجتماعي و ابن خلدون نيز انديشه ي سياسي را جزئي از علم نفس دانسته است . اما در جهان اسلام ، طبقه بندي علوم ارسطويي پذيرفته شده است . 3 – مسلمانان همانند غربي ها داراي انديشه ي سياسي اند و به همين دليل ،لازم است انديشه ي سياسي مسلمانان مورد بررسي قرار گيرد . علاوه بر آن ، دلايل ديگري براي مطالعه ي انديشه ي سياسي مسلمان ها وجود دارد که برخي از آن ها ، عبارتند از : الف – بشر نيازمند وحي است و انديشه ي سياسي مسلمانان منبعث از وحي است . ب- تبيين اين که انديشه ي سياسي مسلمانان تأثير شگرفي در توسعه ي جهان غرب داشته است . ج- فهم انديشه ي سياسي امروزي نيازمند درک انديشه ي سياسي گذشته است . د- ارائه ي الگوي زندگي براي جهان مشتاق به اسلام ، در گرو فهم انديشه ي سياسي مسلمانان است . 4- شکافي که پس از رحلت حضرت رسول اکرم ( ص ) بين مسلمانان پديد آمد ، به عرصه هاي فکري و عقيدتي ( شيعه و سني ) هم کشيده شد . اين دو انديشه به گروه هاي کوچک تري نيز تقسيم شده اند و هر يک آراء مخصوص به خود دارند . علاوه بر آن ، مواجهه ي فرهنگ اسلامي با فرهنگ هاي بومي ، همچنين استبداد داخلي و استعمار خارجي در ظهور و شکل گيري برخي از انديشه هاي سياسي خاص مؤثر بوده است . 5- انديشه ي سياسي مسلمانان به چند روش مورد مطالعه قرار مي گيرد : الف -مطالعه ي آراء سياسي گذشتگان به ترتيب زماني که اتفاق افتاده اند ؛ ب- بررسي نظريات سياسي انديشمنداني که در مقايسه با ديگران ، انديشه ي نو و تازه اي ارائه کرده اند ؛ ج – گاهي صرفاً آراء مکاتب ، فرق و مذاهب فکري و سياسي مورد مطالعه قرار مي گيرد ؛ د- گاهي نيز ترکيبي از سه روش مذکور براي مطالعه ي انديشه ي سياسي مسلمانان به کار گرفته مي شود . پي نوشت :
1-لغت نامه ي دهخدا ، ذيل عنوان « انديشه » . 2- همان . 3-فرهنگ علوم سياسي ، علي آقا بخشي ، ص 256 و 262. 4-همان ، ص 262 . 5-مباني انديشه سياسي اسلام ، عباسعلي عميد زنجاني ، ص 14 . 6-آراء و نظريه ها در علوم انساني ، ژولين فروند ، ترجمه ي علي محمد کاردان ، ص 3 . 7-لغت نامه ي دهخدا ، ذيل عنوان « علوم انساني ». 8-طبقه بندي علوم درتمدن اسلامي ، سيد محمد صادق سجادي ، ص 76. 9-سير حکمت در اروپا ، محمد علي فروغي ، ج 2 ص 120. 10-طبقه بندي علوم درتمدن اسلامي ، ص 84 . 11-تاريخ فلسفه دراسلام ، ميان محمد شريف ، ترجمه فارسي ، ج 2 ، ص 430. 12-مجموعه آثار ، مرتضي مطهري، ج 5 ، ص 468 . 13-انديشه ي اجتماعي متفکران مسلمان از فارابي تا ابن خلدون ، تقي آزاد ارمکي ، ص 15 و 45 . 14-همان . 15-انديشه ي اجتماعي متفکران مسلمان از فارابي تا ابن خلدون ، تقي آزاد ارمکي ، ص 15 و 45 . 16-همان ، ص 73 – 77. 17-اسلام و متقضيات زمان ، مرتضي مطهري ، ص 6 – 9. 18-خاطرات سياسي و تاريخي مستر همفر درکشورهاي اسلامي ، همفر ، ترجمه ي علي کاظمي ، ص 97 . 19-در کتاب انديشه ي اجتماعي متفکران مسلمان از فارابي تا ابن خلدون ، اثر تقي آزاد ارمکي و کتاب تاريخ انديشه هاي اجتماعي در اسلام ، اثر هدايت الله ستوده به همين صورت بحث شده است .
منبع: کتاب انديشه هاي سياسي مسلمانان آموزش عقيدتي سياسي


برچسب ها :
دیدگاه ها