اندیشه های سیاسی مسلمانان ، کلیات و مفاهیم

بدون درک درست کلیات و مفاهیم یک علم و یا یک موضوع ، جایگاه ، ضرورت بحث و درک آن به درستی معلوم نمی گردد ، و چه بسا انسان را به اشتباه اندازد . به عنوان مثال ، کلمه ی « شیر » مشترک لفظی است ؛ به این معنا که بر مفاهیم گوناگونی اطلاق می شود ، به گونه ای که اگر در آغاز سخن و یا نوشته ، گوینده و نویسنده منظورش را از کلمه ی « شیر » روشن نسازد ، ممکن است شنونده و یاخواننده دردرک معنای کلمه ی «شیر » دچار اشتباه گردد . تعریف واژه ها اندیشه درلغت ، به معنای فکر ، تدبیر ، تأمل ، تصور ، گمان ، خیال ، رأی ، نظر و … ، و در اصطلاح به مفهوم طرح منظم و منسجمی است که برای انجام کاری و یا در جهت دست یابی به هدفی ، در ذهن انسان نقش می بندد. (۱) البته اندیشه و فکر همواره بر مواد درست و صحیح استوار نیست ، بلکه گاه مواد آن خیال ، ظن و گمان است که اگر چه اجزای آن دارای انسجام است ، ولی مقصود معین و هدف مشخصی راترسیم و تعقیب نمی کند . بنابراین ، فاقد نتیجه ی مؤثر و مفید است .(۲) « سیاست » به معنای داوری نمودن ، حکم راندن ، ریاست کردن و امثال آن است . از این رو ، امور سیاسی یعنی : اموری که به قضاوت ، حکومت و قدرت مربوط می شود . به معنای دقیق تر ، امور سیاسی به اموری گفته می شود که با قدرت مرتبط است و مسائل مربوط به دولت ، حکومت ،امنیت و مانند آن و نحوه ی کسب ، حفظ و گسترش و قدرت حاکمیت بر افراد را دربر می گیرد . چنین مسائلی گاهی حق و گاهی هم نادرست و غیرانسانی است . (۳) براساس تعریف واژه های « اندیشه » و « سیاست » ، « اندیشه ی سیاسی » عبارت ازفکر و یا مجموعه ای از افکار مرتبط به قدرت است . هدف اندیشه ی سیاسی نیز بررسی وقایع گذشته و حال به منظور یافتن راهی برای اصلاح ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه و یا ارائه ی الگوی تبدیل جامعه به شکلی بهتر ومطلوب تر است . بنابراین ، اندیشه ی سیاسی با نظریه ی سیاسی – که درصدد کشف علل و عوامل شکل گیری پدیده ها و جریان های سیاسی است – و با فلسفه ی سیاسی – که به بررسی مبانی و اساس عناصر شکل دهنده ی امور سیاسی می پردازد – متفاوت است. (۴) واژه « مسلمانان » نیز به کسانی اطلاق می شود که به وحدانیت خدای جل جلاله (اصل توحید ) و رسالت نبی اکرم صلی الله علیه و آله ( اصل نبوت ) و حقانیت روز معاد ایمان دارند . به بیان دیگر ، مسلمان کسی است که « اشهد ان لا اله الا الله » و « اشهد ان محمد رسول الله » ( شهادتین ) را بر زبان جاری سازد . بر این اساس ، مسلمانان ، همه ی شیعیان ، سنی ها و فرق وابسته به آن ها را دربر می گیرد . بنابراین ، « اندیشه سیاسی مسلمانان » به فکر ، رأی و یا مجموعه ای از آراء و افکار مسلمان ها گفته می شود که در پی اصلاح و یا تحول ( انقلاب ) ساختارهای گوناگون جامعه ، به ویژه ساختار سیاسی آن ، به منظور فراهم آوردن سرنوشت بهتر و مطلوب تربر پایه ی اصول و تعالیم اسلامی است . ازاین رو ، اگر چه اندیشه ی سیاسی مسلمانان ریشه در وحی دارد ، ولی درعین حال ، ممکن است عین وحی نباشد . به دیگر سخن ، نقطه نظرات مسلمانان و متفکران گاه صواب است و گاه خطا .(۵) ( به استثنای معصومان علیهم السلام ) جایگاه اندیشه ی سیاسی در علوم انسانی « علوم انسانی » به معارف و دانش هایی گفته می شود که به بررسی وتحقیق در مورد فعالیت های بشری ازقبیل روابط متقابل افراد ، روابط افراد و اشیا و آثار ناشی از این روابط می پردازد . (۶) در این بررسی، روش تحقیق ، تجربی و گاهی هم غیر تجربی است . اما علوم طبیعی به مجموعه ای ازدانش ها اطلاق می شود که موضوع آن بررسی تجربی اجسام ومحسوسات است . از این رو ، علوم انسانی جزو علوم نظری به حساب می آید ، درحالی که علوم طبیعی جزو علوم عملی است . (۷) طبقه بندی علوم به نظری و عملی متأثر از یکی از کهن ترین طبقه بندی ها در علوم است که توسط ارسطاطالیس معروف به ارسطو ( متوفای ۱۰۰۵ قبل از هجر ت ) انجام گرفت . از نظر وی ، علوم به سه بخش نظری ، عملی و شعر تقسیم می شوند که علوم نظری شامل علم الهی ، ریاضیات وطبیعیات ، و علوم عملی مشتمل برعلم اخلاق ، تد بیر و سیاست ، و علوم مربوط به شعر در برگیرنده ی شعر ، خطابه، وجدل است .( ۸) بعدها اگوست کنت فرانسوی ( متوفای ۱۲۳۶ ش . ۱۲۷۴ ق ) علوم را بر اساس معیار ساده به پیچیده ، به ریاضیات ، هیئت ، طبیعی ، شیمی ، روح شناسی و علم اجتماع طبقه بندی کرد . در این طبقه بندی ، علم سیاست و اندیشه ی سیاسی بخشی از علوم اجتماعی اند . (۹ ) درجهان اسلام ، اندیشمندانی همچون فارابی ( متوفای ۲۲۹ ش . / ۲۳۶ ق . ) و ابن خلدون ( متوفای ۷۸۴ ش . / ۸۰۸ ق. ) نیز به طبقه بندی علوم پرداخته اند . فارابی نخستین اندیشمند اسلامی بود که به طبقه بندی علوم پرداخت . وی بر پایه ی نظم منطقی ، علوم را به نظری شامل ریاضیات ، علم طبیعی ، علم الهی و به علوم عملی شامل اخلاق و علم سیاست طبقه بندی کرد .(۱۰) ابن خلدون نیز علوم را به علوم نقلی مرکب از احکام ، علوم مربوط به زبان ، علم تعبیر خواب و علوم عقلی شامل منطق ، ریاضیات ، طبیعیات و متافیزیک ( علم الهیات ) تقسیم کرد . دراین طبقه بندی ، اندیشه ی سیاسی جزئی از علم نفس است که از طبیعیات به شمار می رود . (۱۱) طبقه بندی علوم ازسوی اندیشمندان اسلامی به تأثیر از طبقه بندی علوم ارسطویی صورت گرفت و این تأثیر تا زمان حاضر هم ادامه دارد . به بیان دیگر ، طبقه بندی علوم ارسطویی در جهان اسلام پذیرفته شدو هم اکنون نیز علوم بر اساس طبقه بندی ارسطویی صورت می گیرد . بر اساس این طبقه بندی ، اندیشه ی سیاسی جزئی از علم سیاست یا علم نفس است . (۱۲) ضرورت طرح اندیشه ی سیاسی مسلمانان دلایل گوناگونی ضرورت طرح اندیشه ی سیاسی مسلمانان را نشان می دهد . برخی از مهم ترین این دلایل عبارتند از : ۱- نیاز انسان به وحی : اندیشه ی سیاسی اسلام مبتنی بر جهان بینی اسلام است . جهان بینی اسلام نگرشی عمیق و وسیع از ماهیت زندگی سیاسی – اجتماعی بشر به دست می دهد . این نگرش ما را در فهم و درک نیازهای مادی و معنوی انسان ها و تأمین آن ها یاری می کند ، در حالی که فرهنگ و تمدن مادی از چنین توانی برخوردار نیست . تجربه برای درک پدیده های موجود و ارائه ی راه حل های مناسب کافی نخواهد بود ، بلکه برای این منظور بشر نیاز به وحی و اندیشه های منبعث از آن دارد . ۲- نقش مسلمانان در توسعه ی غرب : غرب توسعه و رشد علمی و صنعتی خود را ناشی از خلاقیت ، نبوغ و تلاش انسان اروپایی می داند و نقش انسان ها و تمدن های دیگر از جمله اسلام را در پیشرفت های گسترده ی کنونی نفی می کند. به بیان دیگر ، تمدن جدید جهانی را مرهون فرهنگ و فن آوری غرب به حساب می آورد و صرفاً نقش مسلمانان را در شکل گیری و شکوفایی تمدن جهانی به صورت یک پل واسط در انتقال فرهنگ یونانی به فرهنگ قرون اخیر اروپا نشان می دهد ، در حالی که به اعتراف بسیاری از اندیشمندان و محققان غربی ، اگر اندیشه های سیاسی – اجتماعی مسلمانان نبود ، هیچ گاه غرب به گسترش علوم ، توسعه ی روش علمی ، تحرک در فرهنگ پژوهی و گرایش به مطالعه ی فلسفه ی تاریخ که پایه ی رشد علمی و صنعتی کنونی را فراهم آورده است ، نایل نمی شد . روشن ساختن این واقعیت تاریخی از یک سو ، موجب آشنایی بشر امروزی با تأثیر تمدن اسلامی در رشد و پویایی تمدن غربی و از سوی دیگر ، آشنایی مسلمانان با اندوخته های فکری خود و مانع از یأس و خود باختگی آن ها در مقابل فرهنگ و تمدن غرب می گردد .( ۱۳) ۳- رابطه ی اندیشه ی جدید یا قدیم : اندیشه های جدید سیاسی مسلمانان ( مانند اندیشه ی مشروطه مشروعه ) محصول تضارب و تعامل آراء و نظریات اندیشمندان مسلمان گذشته است . به بیان دیگر ، روحیه ، تمدن ، فرهنگ و افکار کنونی جوامع از منابع تاریخی گذشته نشأت گرفته است . بنابراین ، فهم اندیشه های گذشته فهم اندیشه های امروزین را آسان می سازد و امکان ارائه ی راه حل های مناسب برای تأمین مشکلات را فراهم می آورد ؛ زیرا اگر چه مشکلات امروز مشکلات دیروز نیست ، اما با آن ها اشتراکاتی دارد. بر این اساس ، برای حل معضلات اجتماعی و سیاسی مسلمانان در باب حکومت ، دولت ، قدرت ، مشروعیت و حاکمیت ، ناگزیر به مر اجعه ، استناد و استفاده از آراء اندیشمندانی هستیم که بر پایه ی اصول و تعالیم اسلام ، الگوهایی برای اداره ی زندگی سیاسی بشر ار ائه داده اند . چنین نگرشی موجب تحکیم اندیشه های سیاسی کنونی می شود و زمینه ی دست یابی به اندیشه های سیاسی جدیدتر و مطلوب تر را فراهم می آورد . (۱۴) ۴- گرایش انسان معاصر به اسلام : جهان در قرن اخیر به ویژه پس از ناتوانی کمونیسم و لیبرالیسم غربی در هدایت مادی و معنوی بشر ، به اسلام – به عنوان دینی متضمن دنیا و آخرت – روی آورده است . این گرایش با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به اوج خود رسید ، به گونه ای که پدیده ای جدید به نام « رنسانس اسلامی » شکل گرفت . در نتیجه ، در حال حاضر ، انسان ها و گروهای بی شماری می خواهندبر اساس اسلام زندگی کنند و بر پایه ی تعالیم اسلامی حکومت تشکیل دهند . از این رو ، آشنایی با آراء و نظریات مسلمانان اندیشمند در باب مسائل سیاسی و اجتماعی ، به منظور ارائه و عرضه ی الگویی مناسب برای زندگی فردی و حکومتی به مشتاقان اسلام ، ضرورت می یابد. (۱۵) نگاهی به اندیشه های سیاسی مسلمانان اسلام پایه جدیدی برای سعادت دنیوی و اخروی بشر و نگرش نوینی از زندگی اجتماعی – سیاسی ارائه داد که با پیام و نگرش سایر ادیان الهی و اندیشه های بشری شباهت ها و در عین حال ، تفاوت های عمده داشت . یکی از این تفاوت ها سرچشمه گرفتن اندیشه های سیاسی و اجتماعی مسلمانان از قرآن است. قرآن منبع فیاضی است که با طرح مباحثی در زمینه ی پیدایش اجتماعات ، تأکید بر ضرورت علم آموزی ، تکیه بر لزوم تفکر عقلانی ، طبقه بندی جوامع ، عوامل ثبات و تزلزل حکومت ها ، قانون مند بودن تاریخ ، شر ایط ایجاد انقلاب ، لزوم برادری و برابری انسان ها ، نحوه ی ارتباط فرد با جامعه و حکومت ، مشترک بودن سرنوشت سیاسی و اجتماعی مردم و مانند آن ، عوامل شکل گیری و شکوفایی اندیشه ی سیاسی مسلمانان را فراهم آورده است . (۱۶) قرآن تا زمان رحلت پیامبر ( ص ) مایه ی وحدت اندیشه ی سیاسی مسلمانان بود . اما پس از رحلت پیامبر اکرم ( ص ) ، انحراف بیش تر مسلمانان از قرآن و فرامین پیامبر ( ص ) آغاز شد . و در نتیجه ، اولین شکاف فکری و عقیدتی بین مسلمانان پدید آمد و مسلمانان به دو گروه شیعه و سنی تقسیم شدند . بعدها هر یک از این دو به گروه ها و فرقه های بیش تری تبدیل گردیدند . این فرقه ها با همدیگر در باب حکومت ، مشروعیت ، امامت ، ولایت و امثال آن ، اختلاف دارند . از این رو ، تعدد فرقه های شیعه و سنی ، تعدد آراء ، نظریات و اندیشه های سیاسی را به همراه آورده است . علت دیگر تعدد اندیشه های سیاسی مسلمانان نه اختلافا ت عقیدتی ، بلکه تفاوت فرهنگ و سیر تمدن مسلمانان و به خصوص برخورد فرهنگ تازه مسلمان ها با فرهنگ اصیل اسلامی بود . به بیان دیگر ، اسلام در گسترش به ایران ، شمال آفریقا ، آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه ، با فرهنگ ها و تمدن های متفاوت مواجه بود . برخی از این فرهنگ ها و تمدن ها عقب مانده و برخی پیشرفته بودند . بر این اساس ،مسلمانان در اداره ی سرزمین هایی همچون ایران ، عراق و مصر ،که دارای تمدن پیشرفته بوده اند ، برخلاف مناطقی چون عربستان به سوی الگوهای حکومتی مردمی تر و عقلانی تر سوق پیدا کردند . البته گذشت زمان از یک سو ، ارتقای فرهنگ اسلامی در سرزمین های فتح شده از سوی دیگر ، و رسوخ فرهنگ غربی در کشورهای اسلامی را به همراه داشت، منجر به وقوع تغییراتی در شکل حکومت گردید. به عنوان مثال ، حکومت های ملوک الطوایفی در ایران ، که مشروعیتش را از خلیفه ی عباسی می گرفت ، بعدها مبدل به حکومت های مستقلی شد که از خلیفه هم فرمان نمی برد . بنابراین ، مکان و زمان دو عامل مهم دیگر در پیدایش ، تحول و یا اصلاح اندیشه های سیاسی و الگوهای حکومتی است . (۱۷) نقش استبداد داخلی و استمعار خارجی نیز در شکل گیری برخی از اندیشه های سیاسی حایز اهمیت است ؛ زیرا حاکمانی که به علت استبداد ، عموماً فاقد مشروعیت هستند ، برای بقا و تداوم حکومت خویش ، دست به تغییر افکار ، عقاید ، آراء و اندیشه های مردم زده اند . یکی از راه های تغییر اندیشه ی مردم ، پدید آوردن فرقه ها و مذهب های جعلی و خرافی است . استعمار خارجی نیز برای تداوم و تثبیت اشغال آشکار و پنهان ( استعمار نو ) درسرزمین های اسلامی ، گاه نیازمند ابداع و ترویج اندیشه ها و عقایدی بود که مردم را به قبول سلطه ی آنان وا دارد . همین احساس نیاز موجب شکل گیری وهابیت در عربستان از سوی انگلیس گردید . (۱۸) روش مطالعه ی اندیشه ی سیاسی مسلمانان یکی از معمول ترین روش های مطالعه ی وقایع ، اخبار و عقاید سیاسی ، مطالعه ی تاریخی آن است . مطالعه ی تاریخی به این مفهوم است که آراء پیشینیان به ترتیب زمانی که اتفاق افتاده و مطرح شده ، مورد بررسی قرارگیرد ؛ یعنی : تقدم بررسی آراء یک اندیشمند به تقدم زمان اتفاق ، ظهور و طرح آن باز می گردد . بر این اساس ، اندیشه های سیاسی اجتماعی فارابی ( ۲۳۹ – ۲۴۵ ش . / ۳۳۹ – ۲۵۲ ق . ) پیش از اندیشه های سیاسی – اجتماعی ابن خلدون ( ۸۰۱ – ۷۳۱ ش . / ۸۲۶ – ۷۵۳ ق . ) به بررسی گذاشته می شود . (۱۹) روش دیگر مطالعه ی اندیشه های سیاسی گذشتگان ، مطالعه بر اساس اهمیت اندیشه ها است ؛ به این معنا که صرفاً اندیشه ی کسانی مطالعه و بررسی شود که اندیشه ی نو و بدیعی را مطرح کرده اند . بنابراین ، اندیشه ی متفکرانی همچون یعقوب بن اسحاق کندی ( ۲۶۰ ق – ۱۸۵. ) و ابوجعفر محمد بن جریر طبری ( ۳۰۱ – ۲۱۸ ش / ۳۱۰ – ۲۲۵ ق … ) بررسی نمی شود ، بلکه از عقاید سیاسی اندیشمندانی همانند ابوحامد محمد غزالی ( ۴۹۰ – ۴۳۷ ش . / ۵۰۵ – ۴۵۰ ق . ) و سید جمال الدین اسد آبادی ( ۱۳۲۲ – ۱۲۱۷ ش . / ۱۳۶۲-۱۲۵۴ ق . ) بحث می شود . مطالعه بر اساس مکتب و مذهب ، روش دیگر بررسی اندیشه های سیاسی است . در این روش ، افکار اندیشمندان به بحث گذاشته نمی شود ، بلکه آراء مکاتب ، مذاهب و فرقه های فکری و سیاسی مورد مطالعه قرار می گیرد . از این رو ، به جای پرداختن به اندیشه ی سیاسی خواجه نصیر الدین طوسی ( ۶۵۲- ۵۷۹ ش . / ۶۷۲ – ۵۹۷ ق . ) ،اندیشه ی سیاسی تشیع بررسی می شود و به جای بحث درباره ی اندیشه ی سیاسی خواجه نظام الملک ( ۴۷۱- ۳۹۶ ش . / ۴۸۵ – ۴۰۸ ق ) ، اندیشه ی سیاسی اهل تسنن و فرق آن مانند اشعریه و معتزله مورد استفاده قرار می گیرد . در سلسله درس های حاضر و در مطالعه ی اندیشه های سیاسی مسلمانان ، تلفیقی از سه روش مذکور استفاده می شود . این انتخاب به آن دلیل است که از مزایای همه ی این روش ها بهره گرفته شود و از معایب آن پرهیز گردد . در نتیجه ، فهم ودرک درستی از اندیشه ی سیاسی مسلمانان به دست می آید . خلاصه ی مطالب : ۱- « اندیشه ی سیاسی » به مجموعه آرا ء و افکاری گفته می شود که مرتبط با قدرت است .هدف آن نیز بررسی زندگی گذشته ی بشر و ارائه الگو و راهی برای تبدیل جامعه به جامعه ای بهتر و مطلوب تر است . اگر این آراء و افکار از سوی کسانی که به وحدانیت خدا ، رسالت نبی اکرم ( ص ) و حقانیت روز معاد اعتقاد دارند ، صادر شود ، چنین اندیشه ای ، اندیشه ی سیاسی مسلمانان خواهد بود . ۲- اندیشه ی سیاسی جزو علوم انسانی و از علوم عملی به شمار می رود . از این رو ، ارسطو و فارابی اندیشه ی سیاسی را از علوم عملی برشمرده اند . همچنین اگوست کنت آن را بخشی از علوم اجتماعی و ابن خلدون نیز اندیشه ی سیاسی را جزئی از علم نفس دانسته است . اما در جهان اسلام ، طبقه بندی علوم ارسطویی پذیرفته شده است . ۳ – مسلمانان همانند غربی ها دارای اندیشه ی سیاسی اند و به همین دلیل ،لازم است اندیشه ی سیاسی مسلمانان مورد بررسی قرار گیرد . علاوه بر آن ، دلایل دیگری برای مطالعه ی اندیشه ی سیاسی مسلمان ها وجود دارد که برخی از آن ها ، عبارتند از : الف – بشر نیازمند وحی است و اندیشه ی سیاسی مسلمانان منبعث از وحی است . ب- تبیین این که اندیشه ی سیاسی مسلمانان تأثیر شگرفی در توسعه ی جهان غرب داشته است . ج- فهم اندیشه ی سیاسی امروزی نیازمند درک اندیشه ی سیاسی گذشته است . د- ارائه ی الگوی زندگی برای جهان مشتاق به اسلام ، در گرو فهم اندیشه ی سیاسی مسلمانان است . ۴- شکافی که پس از رحلت حضرت رسول اکرم ( ص ) بین مسلمانان پدید آمد ، به عرصه های فکری و عقیدتی ( شیعه و سنی ) هم کشیده شد . این دو اندیشه به گروه های کوچک تری نیز تقسیم شده اند و هر یک آراء مخصوص به خود دارند . علاوه بر آن ، مواجهه ی فرهنگ اسلامی با فرهنگ های بومی ، همچنین استبداد داخلی و استعمار خارجی در ظهور و شکل گیری برخی از اندیشه های سیاسی خاص مؤثر بوده است . ۵- اندیشه ی سیاسی مسلمانان به چند روش مورد مطالعه قرار می گیرد : الف -مطالعه ی آراء سیاسی گذشتگان به ترتیب زمانی که اتفاق افتاده اند ؛ ب- بررسی نظریات سیاسی اندیشمندانی که در مقایسه با دیگران ، اندیشه ی نو و تازه ای ارائه کرده اند ؛ ج – گاهی صرفاً آراء مکاتب ، فرق و مذاهب فکری و سیاسی مورد مطالعه قرار می گیرد ؛ د- گاهی نیز ترکیبی از سه روش مذکور برای مطالعه ی اندیشه ی سیاسی مسلمانان به کار گرفته می شود . پی نوشت :
۱-لغت نامه ی دهخدا ، ذیل عنوان « اندیشه » . 2- همان . ۳-فرهنگ علوم سیاسی ، علی آقا بخشی ، ص ۲۵۶ و ۲۶۲. ۴-همان ، ص ۲۶۲ . ۵-مبانی اندیشه سیاسی اسلام ، عباسعلی عمید زنجانی ، ص ۱۴ . ۶-آراء و نظریه ها در علوم انسانی ، ژولین فروند ، ترجمه ی علی محمد کاردان ، ص ۳ . ۷-لغت نامه ی دهخدا ، ذیل عنوان « علوم انسانی ». 8-طبقه بندی علوم درتمدن اسلامی ، سید محمد صادق سجادی ، ص ۷۶. ۹-سیر حکمت در اروپا ، محمد علی فروغی ، ج ۲ ص ۱۲۰. ۱۰-طبقه بندی علوم درتمدن اسلامی ، ص ۸۴ . ۱۱-تاریخ فلسفه دراسلام ، میان محمد شریف ، ترجمه فارسی ، ج ۲ ، ص ۴۳۰. ۱۲-مجموعه آثار ، مرتضی مطهری، ج ۵ ، ص ۴۶۸ . ۱۳-اندیشه ی اجتماعی متفکران مسلمان از فارابی تا ابن خلدون ، تقی آزاد ارمکی ، ص ۱۵ و ۴۵ . ۱۴-همان . ۱۵-اندیشه ی اجتماعی متفکران مسلمان از فارابی تا ابن خلدون ، تقی آزاد ارمکی ، ص ۱۵ و ۴۵ . ۱۶-همان ، ص ۷۳ – 77. 17-اسلام و متقضیات زمان ، مرتضی مطهری ، ص ۶ – 9. 18-خاطرات سیاسی و تاریخی مستر همفر درکشورهای اسلامی ، همفر ، ترجمه ی علی کاظمی ، ص ۹۷ . ۱۹-در کتاب اندیشه ی اجتماعی متفکران مسلمان از فارابی تا ابن خلدون ، اثر تقی آزاد ارمکی و کتاب تاریخ اندیشه های اجتماعی در اسلام ، اثر هدایت الله ستوده به همین صورت بحث شده است .
منبع: کتاب اندیشه های سیاسی مسلمانان آموزش عقیدتی سیاسی

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.