صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > جامعه شناسی و علوم اجتماعی > مشورت > جنگ بدر، نمود زیباترین نگاه پیامبر به مردم در جایگاه
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


مقدمه : انسان در نگاه خداوند ، خلیفه او روی زمین 1 بوده که می تواند و باید به تمامی صفات خداوند متخلق شده 2 و جایگاه رفیع قرب الهی پیدا نماید 3 . به همین دلیل است که رسولان مکرم (ع) را بارها و بارها 4 بسوی انسان فرستاد تا جایگاه واقعی او را در جهان هستی به او گوشزد کرده 5 و از افتادن در بیراهه های سنگلاخی امیال و خواهش های نفسانی و اسفل السافلین 6 دنیایی 7 بره اند .در حقیقت ، هر انسان از آنچنان کرامتی در نزد خداوند برخوردار است 8 که حتی رسولانش را ، با تمام ویژگی های بشری 9 ، از بین آنها 10 و نه از عالم بالا برگزیده ، تا گنج های پنهان عقول انسانی را آشکار 11 و ضمن مشارکت دادن خرد جمعی آنها در تصمیمات خود 12 ، راه بسوی معنویت نهایی جهانی را هموارتر کنند 13 .و همین نگاه انسانی و بشری خداوند به پیامبر است که او را بهترین الگوی اخلاقی جامعه معرفی می نماید 14 . و الا چهره قدسی و فرا انسانی دادن به او ، نه تنها او را هزاران بار از دسترس مردم در ” الگو برداری “دور می نماید که ارزش افزوده ای نیز به ساحت او نخواهد افزود .چرا که ، همین بشر با امکان ” خطا و توبه ” ، است که منظور از خلقت خداوندی 15 و مورد مباهات حضرت ربوبی 16بوده است . و هموست که در آخر راه می تواند به چنان مقام رفیعی در بارگاه حضرتش بیابد و در جوار او سکنا گزیند 17 که حتی جبرئیل امین که بالاترین مقام مخلوقات خداوندی را دارا بوده است ، جرات نزدیک شدن به آن جایگاه را به خود نمی دهد 18 .در همین راستا ست که رسول مکرم اسلام (ص) ، برای آن که چهره قدسی و اسطوره ای فرا انسانی که خیل ناکسان برای او ترسیم کرده بودند را از ذهن مردمان بزداید و راه را برای ارتباط همگان با خود باز نماید ، ندا در می دهد که :” قل انما انا بشر مثلکم يوحى الي انما الهکم اله واحد فمن کان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعبادة ربه احدا 19 .”که من در فضای ابلاغ وحی و پیام معنویت و اخلاق 20 و در یک کلام نگاه توحیدی به کل جهان هستی 21 ، در چنان جایگاه رفیع روحانی و حفاظت الهی قرار دارم 22 که به هیچ روی تخلفی از آن نخواهم داشت ، ولی در حوزه های مربوط به امور سیاسی ، اجتماعی ، فردی و … ، یک از هزاران مجموعه بشری با همان ویژگی های بشری هستم 23 که خداوند برای رشد فکری و تصمیم صحیح تر ، امر به مشارکت دادن خرد جمعی در تصمیمات من فرموده است ، آنجا که می فرماید :و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوکل على الله 24 .یکی از مصادیق بارز این نگاه زیبای پیامبر به جایگاه مردم در رهبری رو به جلوی جامعه ، در جریان جنگ بدر ، آن هم در همان ابتدای تشکیل جامعه مبتنی بر فرهنگ اسلامی ، اتفاق افتاد ، آن جا که ، محل استقرار و آرایش نیروهای نظامی خود را به مشورت آنها ، از محلی که خود در نظر گرفته بود تغییر داد و به صراحت ، به همگان ( در همه اعصار و قرون ) اعلام کرد که تصمیمات سیاسی و اجتماعی من ، لزوما پیام وحی نبوده و بخاطر همین امر ، جهت غنای بیشتر تصمیماتم به مشارکت عقول و خرد جمعی جامعه 25 نیاز دارم .
جنگ بدر و تغییر نظر پیامبر (ص) بخاطر نظر حباب ابن منذر روز جمعه هفدهم ماه مبارك رمضان سال دوم هجرت26 نقطه عطفي در تاريخ اسلام به شمار مي‏رود . در اين روز يكي از مهم‏ترين جنگهاي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام به وقوع پيوست و دستاوردهاي مهمي را براي دولت نو پاي پيامبر (ص) به همراه داشت . مشاهده امدادهاي غيبي ، ذلّت سران كفر ، نتيجه توكل بر خداوند متعال ، دفاع از كيان اسلام در پرتو ايمان ، جلوه حقيقي پايداري در راه انديشه ، آشكار شدن برخي از فضائل و مناقب پيامبر (ص) ، نمایش مشارکت پیامبر در خرد جمعی ، مشخص شدن جایگاه وحی در افعال و افکار پیامبر (ص) ، تبلور وحدت و همدلي در ميان مسلمانان ، و به نمايش درآمدن شكوه و عظمت اسلام ، بخشي از آثار مفيد اين مبارزه بين حق و باطل مي‏باشد .از آنجا که حرکت زیبای پیامبر (ص) در رابطه با مشاوره عمومی و خصوصا صرف نظر از نظر خود و پذیرش نظر حباب ابن منذر ، موضوع این مقال است ، به اختصار آن را در ادامه خواهیم آورد :لشكر حضرت رسول (ص) به دستور حضرتش در نقطه‏اي پست و سرازيري از ناحيه بدر موضع گرفته بود و لشكر قريش در نقطه مرتفعي فرود آمده بودند .قرآن كريم به اين موضع‏گيري متقابل اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: « اذْ اَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوي »27 ؛ « به ياد آريد آن هنگامي را كه شما در طرف پايين ( بدر ) و آنها در جاي بلندي موضع گرفته بودند . »حباب بن منذر ، نزد پيامبر (ص) آمد و عرضه داشت :يا رسول الله ! آيا به فرمان خداوند اين نقطه را انتخاب كرده‏اي ؟ و وحی بوده است ؟ – كه ما بدون چون و چرا از آن اطاعت كنيم – يا اينكه طبق تشخیص شخصي خود اين ناحيه را براي نبرد ، مناسب تشخيص داده‏اي ؟&& رسول خدا (ص) پاسخ داد :از طرف خداوند دستور خاصي به من نرسيده است .حباب گفت :به نظر من ما بايد لشكر را به كنار آبي ببريم كه در نزديكي دشمن است ، سپس در كنار آن حوضي بسازيم كه براي خود و چهارپايانمان هميشه به آب دست رسي داشته باشيم .&& پيامبر اكرم (ص) فرمود :نظر خوبي است .سپس به لشكر دستور حركت داد . آنان در نزديكي دشمن و در كنار آب فرود آمدند و در آنجا حوضي ساختند و آن را پر از آب كردند .اين طرح حباب بن منذر كه مورد پسند پيامبر (ص) بود سركردگان كفار را خوش نيامد و آنان نقشه ويراني حوض را در سر پروراندند . اسود مخزومي يكي از جنگجويان قريش كه مردي خشن ، تندخو و لجباز بود با مشاهده حوض آبي كه لشكر اسلام ساخته بود ، با خود عهد كرد كه : يا حوض را ويران كند يا از آن بنوشد و يا كشته شود . با همين انديشه به سوي حوض حمله بر د. سردار رشيد اسلام ، حضرت حمزه كه پاسداري از حوض را به عهده داشت از نزديك شدن اسود مخزومي به آب جلوگيري كرد و در يك مبارزه قهرمانانه فرد مهاجم را هلاك نمود .البته ، پيامبر (ص) و ياران آن حضرت كسي را از نزديك شدن به آب براي رفع تشنگي مانع نمي‏شدند ، اما اسود مخزومي كه به قصد ضربه به لشكر اسلام و تخريب حوض به آن نزديك شده بود ، قرباني هوسراني و جهالت خود شد . او قصد آب خوردن نداشت ، بلكه مي‏خواست ضرب شستي به مسلمانان نشان دهد . اين حادثه به آغاز جنگ سرعت بخشيد و در تحريك لشكر قريش نقش فوق العاده‏اي داشت.28
مطلب تکمیلی : رسول خدا ( ص ) در موضوعاتى كه به وسيله وحى و نصِّ قرآن ، حكم آن معيّن شده بود ، نه براى خود و نه ديگران ، حقِّ مداخله قائل نبود و اين دسته از احكام را بدون چون و چرا به اجرا در می آورد ; زيرا تخلّف از آن احكام ، كفر به خداست 29 .امّا در موضوعات مربوط به كار و زندگى ، اگر جنبه فردى داشت و در عين حال يك امر مباح و مشروع بود ، افراد ، استقلال رأى و آزادى عمل داشتند و كسى حقّ مداخله در كارهاى خصوصى ديگرى را نداشت .و هر گاه مربوط به جامعه بود حقّ اظهار رأى را براى همه محفوظ می دانست و با اين كه فكر سيّال و هوش سرشاری در تشخيص مصالح امور داشت ، هرگز به تحكّم و استبدادِ رأى رفتار نمی كرد و به افكار مردم بى اعتنايى نمی نمود.نظر مشورتى ديگران رامورد مطالعه و توجّه قرار می داد و دستور قرآن مجيد را عملا تأييد نموده و می خواست مسلمين اين سنّت را نصب العين خود قرار دهند .پیامبر (ص) در جنگ بدر در سه مرحله ، اصحاب خود را به مشاوره دعوت نموده و نظر آنها را جویا شد :اوّل : درباره اين كه اصحاب با قريش بجنگند و يا آنها را به حال خود ترك كرده و به مدينه مراجعت كنند .همگى جنگ را ترجيح دادند و آن حضرت تصويب فرمود 30 .دوم : محّل اردوگاه را به معرض مشورت گذارد كه نظر حباب بن منذر مورد تأييد واقع شد .سوم : در خصوص اين كه با امراى جنگ چه رفتارى شود به شور پرداخت 31 .بعضى كشتن آنها را ترجيح دادند و برخى تصويب نمودند آنها را در مقابل فديه آزاد نمايند و رسول اكرم ( ص )با گروه دوم موافقت كرد .
نتیجه : رسول خدا (ص) براي آموزش دادن مردم بر مبنای شورا ، آنان را تشويق مي کرد که در استدلال ها و اظهار نظرهاي خود ، در مسائل مختلف اجتماعی اعم از جنگ و صلح ، بين تکليف الهي و شرعي ، و تدبير بشري پيامبر(ص) تفاوت قائل شوند و در جاهايي که نظر خاص پيامبر(ص) است به آن حضرت مشورت دهند .اين که پيامبر (ص) پيرامون کاري ، از ياران خود نظر خواهي مي کند و آنان را به مناقشه فرا مي خواند که به طرحي جايگزين فکر کنند ، آنان را به انديشه ورزي تمرين مي دهد و رهبران پس از خود را رهنمون مي شود که پيرامون تصميم هاي خود به نظرات مردم گوش دهند .و اين باعث می شود که ” نظر ” از استحکام لازم برخوردار شود و ارتباط بين رهبري و مردم عميق تر گردد . چرا که در عين حفظ جايگاه رهبري ، مسئوليت مشترکي در تصميم سازي و اجرا به وجود مي آيد .
پي نوشت ها :
1- انی جاعل فی الارض خلیفه . سوره بقره – آیه 302- تخلقوا باخلاق الله- بحارالانوار- ج 58- ص 129- ماه رمضان از زبان آيت الله جوادي آملي3- فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر – قمر – آیه 554- فبعث فيهم رسله ، و واتر اليهم انبياءه – نهج البلاغه – خطبه 15- و اذ اخذ ربک من بني ادم من ظهورهم ذريتهم و اشهدهم على انفسهم ا لست بربکم قالوا بلى شهدنا ان تقولوا يوم القيامة انا کنا عن هذا غافلين – سوره اعراف – آیه 172″ و (به خاطر بياور) زمانى را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم ، ذريه آنها را برگرفت ؛ و آنها را گواه بر خويشتن ساخت ؛ (و فرمود : ) « آيا من پروردگار شما نيستم؟ » گفتند: « آرى ، گواهى مى‏دهيم! » ( چنين کرد مبادا ) روز رستاخيز بگوييد: « ما از اين ، غافل بوديم ؛ ( و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم) » ! “• واصطفي سبحانه من ولده انبياء …. ليستادوهم ميثاق فطرته – نهج البلاغه – خطبه 1″ خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد …. تا از مردم بخواهند که آن عهد را که خلقتشان بر آن سرشته شده ، به جاى آرند .”6- سوره تین – آیه 57- آنجا که خداوند هشدار می دهد : این تذهبون – سوره تکویر – آیه 268- و لقد کرمنا بني ادم – سوره اسرا – آیه 709- قالت لهم رسلهم ان نحن الا بشر مثلکم – سوره ابراهیم – آیه 1110- ان الله اصطفی ادم و نوحا و… علی العالمین . سوره ال عمران – آیه 3311- و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ….. يثيروا لهم دفائن العقول – نهج البلاغه – خطبه 1″ خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ….تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگيزند .”12- من شاور الرجال شاركها فى عقولهم – نهج البلاغه – حکمت 16113- انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – سفینة البحار، (ماده خلق). رسول اکرم (ص)14- لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه – سوره احزاب – آیه 2115- و اذ قال ربک للملائکة اني جاعل في الارض خليفة قالوا ا تجعل فيها من يفسد فيها و يسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال اني اعلم ما لا تعلمون – سوره بقره – آیه 3016- فتبارک الله احسن الخالقین – سوره مومنون ، آیه 1417- فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر – سوره قمر – آیه 5518- در سفر معراج ، در آخرین مرحله صعود ، جبرئیل از همراهی پیامبر (ص) باز ایستاد و در جواب پیامبر که علت را پرسیده بود گفت : لو دنوت انمله لاحترقت – اگر به اندازه بند انگشتی جلوتر آیم ، هستی ام خواهد سوخت – بحارالانوار ج 18، ص 382 ، باب اثبات المعراج ، ح 8519- سوره کهف – آیه 110 – بگو : « من فقط بشرى هستم مثل شما ؛ (امتيازم اين است که) به من وحى مى‏شود که تنها معبودتان معبود يگانه است ؛ پس هر که به لقاى پروردگارش اميد دارد ، بايد کارى شايسته انجام دهد ، و هيچ کس را در عبادت پروردگارش شريک نکند !20- انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – سفینة البحار، (ماده خلق). رسول اکرم (ص)21- استاد محمد مجتهد شبستری : … خلاصه همه مطالب گذشته این است که در قرائت نبوی قرآن از جهان ، تمامی پدیدههای طبیعی و چگونگی رقم خوردن سرنوشت و سرانجام انسان و تاریخ اقوام ، افعال یک فاعل (خدا) دیده میشوند که آن فاعل ، خود از میانه غایب است ولی افعال او به مثابه آیات ، او را نشان میدهند – مقاله ” قرائت نبوی از جهان – 1 “22- و ما ارسلنا من قبلک من رسول و لا نبي الا اذا تمنى القى الشيطان في امنيته فينسخ الله ما يلقي الشيطان ثم يحکم الله اياته و الله عليم حکيم – ليجعل ما يلقي الشيطان فتنة للذين في قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم و ان الظالمين لفي شقاق بعيد – سوره حج – آیه های 52 و 53” هيچ پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم مگر اينکه هرگاه آرزو مى‏کرد (و طرحى براى پيشبرد اهداف الهى خود مى‏ريخت) ، شيطان القائاتى در آن مى‏کرد ؛ امّا خداوند القائات شيطان را از ميان مى‏برد ، سپس آيات خود را استحکام مى‏بخشيد ؛ و خداوند عليم و حکيم است . – هدف اين بود که خداوند القاى شيطان را آزمونى قرار دهد براى آنها که در دلهايشان بيمارى است ، و آنها که سنگدلند ؛ و ظالمان در عداوت شديد دور از حقّ قرار گرفته‏اند ! “23- قل لا اقول لکم عندي خزائن الله و لا اعلم الغيب و لا اقول لکم اني ملک ان اتبع الا ما يوحى الي قل هل يستوي الاعمى و البصير ا فلا تتفکرون – سوره انعام – آیه 50” ( ای پیامبر ) بگو : « من نمى‏گويم خزاين خدا نزد من است ؛ و من، از غيب آگاه نيستم ! و به شما نمى‏گويم من فرشته‏ام؛ تنها از آنچه به من وحى مى‏شود پيروى مى‏کنم. » بگو: « آيا نابينا و بينا مساويند ؟! پس چرا نمى‏انديشيد ؟ !» “24- سوره آل عمران – آیه 15925- کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته – بحارالانوار ، ج 72 ، ص 38 ؛26- سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 278 .27- سوره انفال – آیه 4228- سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 272 و 276.29- و من لم يحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون – سوره مائده – آیه 44 ( و آنها که به احکامى که خدا نازل کرده حکم نمى‏کنند ، کافرند . )30- تاریخ طبری ج1 ص 140 و 189 ( اشیروا على ایها الناس – نظر و رای خود را به من بگوئید . )31- سیوطی، جلال الدین؛ در المنثور، قم، مکتبة مرعشی نجفی، 1404ق، ج3، ص 202. منبع:http://mahsan.parsiblog.com
 


برچسب ها :
دیدگاه ها