تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


امام هادى (ع) دهمين رهبر آسمانى است که از سوى پيامبر گرامى (ص) براى اداره امور امت اسلامى معرفى شده است. از نگاه پيروان اهل بيت (ع) امامت و رهبرى جامعه تا دوازده نسل بر اساس فرمان الهى و پيامبر (ص) و امامان قبلى تعيين و به جامعه معرفى شده اند، در اين زنجيره نورانى امام على النقى معروف به امام هادى و ابوالحسن ثالث دهمين خورشيد هدايت امت اسلامى است.اين رهبر بزرگوار، فرزند امام جواد (ع) نوه امام رضا (ع) است که در روستايى از اطراف مدينه به نام «صريا» به دنيا آمد. مادرش کنيزى با فضيلت و پارسا بود که سمانه نام داشت.تاملى در معنى و مفهوم «هادي» که معروف ترين لقب آن بزرگوار است، بسيارى از حقايق را روشن مى سازد.هدايت در کتب لغت دو معناى «ارائه طريق » و «رساندن به مقصد و مطلوب» را در بردارد. و معمولاًٌ در ارائه راه مطلوب و مثبت به کار مى رود.در فرهنگ قرآن و عترت هدايت و هادى، بار مفهومى و معنايى بسيار عميق تر از رهنماى جغرافيايى دارد. شناخت راه، شناخت مقصد، شناخت امت و کاروانيان همراه، شناخت موانع و مشکلات مسير، شناخت دزد ها و گردنه ها، ايجاد انگيزه براى حرکت، دميدن روح استقامت در رهروان، حفظ اتحاد و هماهنگى کاروان، حمايت و حفاظت از جان و مال و حقوق کاروانيان وظيفه دليل و رهنماى کاروان و بخشى از مفهوم «هادي» در فرهنگ اسلامى است.امام هادى، حضرت على بن محمد النقى و معروف به ابن الرضا (ع) خورشيد نورافشانى بود که از سالهاى 220ق تا سال 254 رسالت رهبرى و هدايت امت بزرگ اسلامى را بر دوش داشت و حدود سى و چهار سال ناخداى کشتى اسلام در ميان امواج وحشتناک عصر عباسى بود.آن بزرگوار در تاريک ترين روزگار سلطه اشرار به زندگى بشريت نور و گرمى بخشيد و در دشوارترين شرايط فرزندان پيامبر و قرآن را حمايت و سرپرستى کرد.هادى آل محمد (ع) هم قبله را به خوبى مى شناخت، هم قبيله را، هم مردم را، هم مردان ساحت سياست را، او راه دست يابى به مقام قرب خدا را از اولياى او آموخته بود. از حيله ها و نيرنگ ها و مطامع و خواسته هاى دشمنان توحيد و عدالت آگاه بود. او ضعف ها و کمبود ها و جهل و غفلت عمومى و بيمارى انسانهاى عصر خويش را به خوبى مى شناخت . قربانيان بيمارى هاى اجتماعى را مى ديد و از درد و رنج و مشکلات زندگى مردم مى سوخت. پزشکى بود که با مريض به خوبى آشنا و مهربان بود. آفات و آسيب ها و خطرها و بيمارى ها مسلمانان و نامسلمانان را به خوبى تشخيص مى داد.او در حدود چهل و يک سال زندگى و سى و چند سال رهبرى، بر آسمان زندگى بشريت فروغ هدايت پاشيد و خورشيدوار گمشدگان وادى غفلت و حيرت و گرفتاران کوير شرک و بيداد را رهايى بخشيد. در روزگارى که جهل و غفلت عمومى از يک سو و شهوات و شبهات حکومتى از سوى ديگر، فضاى زندگى را از ظلمت و ظلم پر کرده بود و به دست گرفتن شمعى کوچک هم، گناهى بزرگ تلقّى مى شد، هادى امت، خورشيدوار بر آفاق زندگى بشريت تابيدن گرفت و بشريت مظلوم و حق طلب را از افتادن در پرتگاه هواپرستى و جهالت و چاهسار بيداد و کفر و شرک و نفاق مصون داشت.
انواع و ابعاد هدايت
هدايت در برابر شبکه جهانى شرک.هدايت از ميان امواج متراکم کفر.هدايت در برابر دام و دانه منافقان و عالمان درباري.هدايت در برابر سلطه سازمان يافته ظلم و بيدادگري.هدايت در برابر طوفان و گردباد اختلافات فکرى و فرهنگي.هدايت امت نسبت به تأمين آبرومندانه نيازهاى زندگي.هدايت در برابر هجوم حمايت شده فساد اخلاقي.هدايت در برابر وسوسه هاى درونى و نيازهاى عزيزي.و در يک سخن نجات بشريت از ظلمات به سوى نور، رسالتى سنگين و دشوار است، که هميشه بر دوش پيامبران الهى و رهبران آسمانى قرار داشته و دارد و اين وظيفه الهى و قدسى در عصر سياه متوکل عباسى بر دوش امام هادى (ع) قرار داشت.هاديان الهى، از يک سو به هدايت و رهايى ملت ها مى انديشند، از سوى ديگر به هدايت دولت ها. هم به مردم فکر مى کنند، هم به مردان صحنه سياست و مديريت . هم گروه هاى و اصناف اجتماعى را در مدّ نظر دارند. هم افراد و اشخاص را، هم به نسل حاضر مى انديشند و هم به اينده امت مى نگرند.براى آنان يک انسان هم مهم است و هدايت او با احياى بشريت برابرى مى کند. امنيت و عدالت و سلامت و سعادت، حق همه است، حقى که خداوند قرار داده است و امام مرزبان «حدود و حقوق الهي» است رهبرى با اين نگاه ـ که به «کرامت انسان» مى انديشد و پاسدارى از حق و عدل را وظيفه خويش مى داند و «عرفان الهي» و «اخلاق ملکوتي» را قلّه هاى پرواز جامعه مى شناسد ـ دشوارترين مسئوليت است.
عصر هادوى

رهبرى و امامت هميشه رسالتى سنگين است که آسمان و زمين و کوه ها از تحمل آن مى گريزند و تنها فرزندان فاطمه و آموزش ديدگان مدرسه علوى (ع) با حول و قوه الهى مى توانند، اين بار امانت را بر دوش کشند. عصر امام هادى (ع) عصر دشوارى است که نمرود رداى ابراهيم (ع) بر تن دارد و فرعون عصاى موسى به دست گرفته است. ابوسفيان در جايگاه پيامبر نشسته و يزيد نداى توحيد و اخلاق بر مى آورد. هدايت امت در اين شرايط که اتحاد زر و زور و تزوير بر کرسى رهبرى نشسته چقدر دشوار است.عباسيان به بهانه وابستگى به پيامبر (ص) بر کرسى خلافت نشسته اند و خلافت و حکومت و دولت ابزارى براى بهره کشى از مردم و غارت «جان» و «مال» و «نواميس» محرومان شده است. متوکل کاخهاى متعدد مى سازد، کاخ شاه، کاخ عروس، کاخ شبداز، کاخ بديع، کاخ غربت، کاخ برج که هفتصد هزار دنيار فقط هزينه ساخت، کاخ برج شده است.[1]متوکل دوازده هزار کنيز در کاخ خود دارد وقتى براى پسرش «عبدالله معتز» جشن ختنه سوران مى گيرد فرشى با يکصد ذراع طول با عرض پنجاه ذراع آماده مى شود، چهار هزار صندلى از طلا و مرصع به جواهر در تالار قصر مى چيند و بيست ميليون درهم براى نثار بر سر خدام و حاشيه نشينان فراهم مى ايد و غارت بيت المال به اوج مى رسد.[2]ميگسارى و فسق و فجور و رقص و موزيک بر کاخ ها و درباريان حاکم است و فقر و شمشير و توهين و تحقير بر توده هاى مردم و بالاترين فشار ها و زندان و تبعيد و فرار و اعدام و تعقيب علويان و فرزندان فاطمه (س) را تهديد مى کندمتوکل، شخصى به نام عمر بن فرج رخّجى را والى مکه و مدينه کرده بود و او مردم را از هر گونه احسان و نيکى به آل ابوطالب منع مى کرد و هر کس با انان مهربانى مى کرد، مورد تعقيب و آزار قرار مى گرفت. به حدّى کار بر بانوان علوى سخت شد که لباس درستى نداشتند که در آن نماز بخوانند. تنها يک پيراهن مناسب براى نماز در دست آنان بود که به نوبت در آن نماز مى خواندند. ولى پس از نماز آن را در مى آوردند و به همان جامه هاى کهنه و بدون جامه به چرخ ريسى مى پرداختند.[3]در اين دوران سخت جاهليت عباسيان ـ روزگار متوکل ـ دوباره دنيا بر مدار کفر و مراد جور مى گردد.شمشيرهاى دفاع از اسلام و اهل بيت (ع) شکسته، و حلقوم ها بريده و دارها برچيده و خون ها شسته اند. و بر مزارآباد شهيدان و قبرستان سرد و ساکت زندگان، شب سياه هراس و خفقان سايه افکنده و واى جغدى هم به گوش نمى رسد.جاهليت جديد عصر بنى عباس، سياه تر و وحشى تر و سنگين تر از طغيان طاغوت هاى اموى است در اين فضاى سرد و ياس و طوفان بيم و هراس، باز هم مردى از مدينه النبى (ص) تا بغداد و سامرا، مشعل اميد و روشنايى و بيدارى و قيام و آزادى در دست دارد. او امام هادى (ع) است ک رداى پيامبر بر دوش و فرياد على و فاطمه (س) در گلو و دانش قرآن در سينه و عشق و آزادى مسلمانان در سر، چه کسى جز او مى تواند در برابر اقتدار کفر و بيداد و جاذبه هاى فسق و فجور از فرياد قرآن و آزادى انسان حمايت کند.
رسالت برزگ
رسالت بزرگ پاسدارى از همه ارزش ها در برابر هجوم بى مرز بر دوش فرزند رشيد امام جواد (ع) و نوه خورشيد خراسان، ابن الرضا (ع)، حضرت امام هادى (ع) است.پاسدارى از کتاب هدايت و نور،پاسدارى از فطرت سليم و پاک انسانى،پاسدارى از نيروى عقل و خردورزى،پاسدارى از ميراث گرانبهاى حديث نبوى (ص)پاسدارى از رهنمودها و دستاوردهاى اوصياى پيشين رسول خدا (ص) و انتقال کامل اين معارف به جامعه برنامه زندگى امام هادى (ع) است.امام نقش رساندن پيام قرآن به گوش عصرها و نسل ها را بر عهده دارد، ولى در ميان هلهله مستانه و طبل و کرناى ارتش خونريز متوکل و موسيقى مدام خنيانگران و رقاصگان و چشن و پايکوبى و بازى ها، مسابقات و جشن هاى هزار و يک شب عباسيان، چگونه قرآن تلاوت کند و در کجا تفسير قرآن بگويد و چگونه جامعه را به شناخت و احياى سنت هاى نبوى فراخواند.امام از هشت سالگى رسالت بزرگ رهبرى امت را بر دوش گرفته است، ولى از همان آغاز به بهانه تربيت و آموزش در خانه اى در صريا اطراف مدينه تا حدود 13 سالگى تحت نظر قرار مى گيرد و سپس در تبعيد گاه سامرا 20 سال رايت نورانى امامت را برافراشته نگه مى دارد.
ده سال با معتصم برادر مأمون
ه سال در عصر واثق پسر معتصم.و حدود 16 سال با متوکل ـ دژخيم ترين غدّه بدخيم در روزگار امام.6 ماه با منتصر پسر متوکل4 سال با مستعين پسر عموى منتصرو 3 سال با معتز پسر متوکل معاصر است.ويژه نامه امام هادى (ع) که حرفى از هزاران و قطره اى از اقيانوس ارزش ها، انديشه ها، و اخلاق و رفتار آن بزرگوار است به همين اميد فراهم آمد که ما را بيشتر با سيماى آسمانى او آشنا کند و در هجوم تاتاروار مغول هاى غربى و مزدوران انگليس و آمريکا به مرقد پاک پيشوايان سامرا، دفاعى فرهنگى از آفتاب سامرا باشد.
صلوات بر امام هادى (ع)
«بارالها! بر على بن محمد (امام هادي) درود فرست.او که جانشين اوصياى پيامبر (ص) و پيشواى پارسايان است.و جايگزين رهبران دين و حجت بر تمام آفريدگان.بارالها! همانگونه که او را نورى قرار دادى تا مؤمنان از او فروغ بگيرند. او به پاداش بزرگ تو بشارت داد و از کيفر تو مردم را بر حذر داشت و ايات تو را يادآور گرديد، حلال تو را حلال دانست و حرام تو را حرام شمرد. آئين تو و واجبات تو را روشن کرد و مردم را به عبادت تو برانگيخت. و به طاعت تو فرمان داد و از معصيت تو بازداشت.خدايا! بر او درود فرست برترين درودى که بر هر کدام از اولياى خودت و ذرّيه پيامبرانت مى فرستى اى معبود جهانيان».در اين صلوات که از امام حسن عسکرى (ع) درباره هر کدام از چهارده معصوم نقل شده درباره امام هادى (ع) چنين آمده است:اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِيِّ الْأَوْصِيآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِيآءِ،وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّينِ، وَالْحُجَّةِ عَلَى الْخَلائِقِ اَجْمَعينَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً يَسْتَضيى ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزيلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَاَنْذَرَ بِالْأَليمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآياتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَيَّنَ شَرايِعَکَ وَفَرايِضَکَ، وَحَضَّ عَلى عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهى عَنْ مَعْصِيَتِکَ، فَصَلِّ عَلَيْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِيآئِکَ، وَذُرِّيَّةِ اَنْبِيآئِکَ، يا اِلهَ الْعالَمينَ.
——————————————–پى نوشت ها :

[1] . سيره پيشوايان، ص593.[2] . همان، ص594.[3] . تتمة المنتهى، ص323.

منبع : نشريه کوثر، تابستان 1386، شماره 70
 


برچسب ها :
دیدگاه ها