شرف دین و آبروى مسلمین(علامه شرف الدین عاملی)

در خانواده اى آکنده از عزت و شرف و جلالت و والایى بزاد و در دامان پاک نهادى نیک سرشت ببالید و از آبشخور زلال معرفت (ولایت) سیراب گشت.پدر سید یوسف عاملى و مادر زهرا صدر, آن روزى که آغازین ثمره حیاتشان را بر روى دستان آیت الله سید هادى صدر نهادند تا با نام نیکى شادى را بر جانشان بنشاند آن بزرگوار عبدالحسین را براى این نوزاد برگزید و راستى چه نام زیبا و دلپذیر و ارجمندى .عبدالحسین مراحل آغازین دانش هاى علوم اسلامى را در محضر پدر فرا گرفت و آن گاه براى بهره گیرى گسترده و تکمیل دانش ابتدا به سامرا وارد شد و پس از یک سال اقامت و سود جستن از استادان آن دیار به حوزه کهن سال نجف اشرف وارد شد و دوازده سال از محضر استادان بزرگ آن دیار بهره جست. (حیاه الأمام شرف الدین فى سطور, ص۳۰ـ۴۱)شرف الدین از پس سال ها بهره گیرى از محضر عالمان, فقیهان و استادان به وطن خود بازگشت و در آن دیار چونان دیده بانى هوشیار و بزرگ و نستوه به رصد اندیشه ها و افکار و آرا و جریان ها پرداخت و با درنگریستن در چه و چه هاى روزگار و دریافتن ریشه ها و روند حرکت استعمار و آگاهى از مظلومیت و ستم دیدگى فرهنگ شیعى و جامعه شیعى حرکت گسترده و عظیم خود را در جهت تبیین حقایق دین و تشیید ارکان آیین مبین و حراست از تمامت فرهنگ شیعى و هویت بخشیدن به جامعه شیعى و بازگرداندن عزت مصلوب و کرامت مغصوب آنان آغاز کرد.وى در جهت رسیدن به این هدف بود که به تأسیس مدارس و مراکز آموزشى مراکز خدماتى و فقرزدایى دست زد و از توجه به مسائل مهم و مبتلا به جهان اسلام نیز تن نزد و در جهت زدایش کین توزى ها و تفرقه افکنى ها و عداوت ها تلاش کرد و براى رهیابى به ریشه هاى این همه از هیچ دریغ نورزید. این کلام بلند شرف الدین در اجتماع عظیم مردم مصر از پس سال ها تأمل در چگونگى اصلاح جامعه مسلمانان بر تارک تاریخ مى درخشد که فرمود: (فرّقتهما السیاسه فلیجتمعهما السیاسه).یعنى شیعه و سنى را از روز نخست, سیاست (و مطامع سیاسى) از هم دور کرد و اکنون باید سیاست (و مصالح سیاسى اسلام و مسلمین) آنان را کنار هم گرد آورد (النص والاجتهاد, مقدمه, ص۱۴; شرف الدین, ص۱۷۵).اکنون سزامند است این دردمندى و جستجوگرى و سوز و شور و التهاب و اشتیاق را در بیان بلیغ و کلام زیبا و ارجمند ایشان بیابیم:افسوس و صد افسوس, که برادران مسلمان, که به یک مبدأ معتقدند و به یک دین, حضورشان در پهنه حیات, همیشه, حضور خصمانه بوده است. و پیوسته با هم درگیر شده اند و چونان مردم بى فرهنگ, درگیرى را به اوج رسانیده اند, گویى زد وخورد نیز از آداب بحث علمى و مناظره است, و در شمار دلیل هاى روشنگر! همین وضع است که احساس وظیفه مرزبانى را زنده مى کند و آدمى را به چاره جویى مى اندازد. همین وضع است که جان انسان را از اندوه و غم و افسوس مى آکند و از خود مى پرسد: آیا چاره چیست, آیا چه باید کرد؟این است جو اجتماعى نگرانى بار مسلمین, در طول سال ها و سده ها و این است مصیبت هایى که از هر سوى ما را در میان گرفته است: از پیش و پس و از راست و چپ. و در این میان, قلم هایى که به کار مى افتد (که باید در جهت خیر و صلاح و روشنگرى جامعه باشد) گاه قلم هایى است که امید هیچ خیرى به نوشته هاى آنها نیست و گاه قلم هایى است مزدور و گاه قلم هایى در گرو گروه گرایى و گاه دستخوش احساسات و در کشاکش این چگونگى ها و اوضاع است که جامعه اسلامى به سقوط کشانیده مى شود. پس چه باید کرد, پس راه چاره کدام است؟کم کم کاسه صبر من, در برابر این مصائب و مشکلات, لبریز شد و همه وجودم در این اندوه, غرق گشت. این بود که در اواخر سال ۱۳۲۹ قمرى روانه مصر شدم, به این امید که در کرانه رود نیل, نیل به آرمان خویش پیدا کنم و چنان به دلم گذشت که به پاره اى از آرزوهایم خواهم رسید و کسى را خواهم یافت که نظر خویش را به او بگویم و راه خیرطلبى براى مسلمانان را با او بجویم. تا بدین سان به یارى خداوند, تیرى از سرزمین مصر افکنده به آماجگاه رسانیم و این بیمارى جدایى مسلمانان را, که پیوسته اجتماعات مسلمانان را به پراکندگى و از هم گسیختگى مى کشاند درمان کنیم و شکر خداوند را که آرزوى من تحقق یافت.در مصر با خوشى و آسوده دلى و شادمانى, بخت یار گشت و مرا با یکى از عالمان مبرز آن سرزمین آشنا ساخت, عالمى برخوردار از خردى بزرگ, و خلقى خوش و دلى زنده و دانشى دریاوار و پایگاه اجتماعیى بلند, که به حق و شایستگى بر مسند والاى (زعامت دینى) تکیه زده بود و چه زیباست آشنایى عالمان دین با یکدیگر, هنگامى که با روح پاک و سخنان دلپسند و اخلاقِ محمدى با هم برخورد مى کنند.و جلساتى با [آن عالم مصرى] داشتیم… . در این ملاقات ها من از اندوه خویش نزد او شکایت بردم و او از اندوه و بینایى خویش ـ از اوضاع ـ نزد من شکایت آورد. و ساعت, ساعتى سعد بود, زیرا که در ما این اندیشه را انگیخت تا درباره اتحاد اسلامى و گردهمایى اهل قبله فکرى بکنیم…. (المراجعات, مقدمه, ص۷ـ ۸, چاپ بیستم)نتیجه ان طلب و فرآیند این جستجوگرى مبارک مجموعه ارجمند و بى مانند المراجعات است که آکنده است از حقایق علمى و دقایق فکرى و سرشار است از برنمودن ناپیداها و تحلیل جریان ها و ریشه یابى آنچه از آغازین روزهاى تاریخ اسلام بر این مکتب و امت رفته است و همه مستند به منابع استوار و مصادر غیر قابل انکار, با بیانى شکوهمند و نثرى روان و عباراتى فاخر.المراجعات از همان روزگاران نشر و گسترش در جامعه اسلامى با اقبال شگفتى از سوى عالمان و محققان و جستجوگران حقایق دین روبه رو شد, نویسنده ارجمند مصرى دکتر حامد حفنى داود ضمن مقدمه اى که بر المراجعات نگاشته است, درباره اهمیت کتاب و نقش والاى آن مى نویسد:اهمیت کتاب المراجعات, وقتى به خوبى روشن مى شود که ما به زمان انتشار آن توجه کنیم و به وقتى که در دسترس سنى و شیعه قرار گرفت تا آن را بخوانند. مؤلف, این کتاب را در اوایل قرن چهاردهم, خلال دهه سوم و چهارم این سده, منتشر ساخت, در فترتى بحرانى و خطرناک, که ایادى استعمار با سرنوشت مسلمین بازى مى کردند و براى رسیدن به مقاصد پست خویش هیچ وسیله اى بهتر از تفرقه افکنى در میان مسلمین و بهره گیرى از اختلافات مذهبى نداشتند. آنان مى کوشیدند تا بدین وسیله عظمت جهان عرب و اسلام را پایمال کنند و این شکاف افکنى در اوایل این قرن به اوج خود رسیده بود.از شگفتى هاى آثار شرف الدین آمیختگى نثر بلند و فاخر با کاوش هاى علمى و پژوهش هاى ژرف و فکرى است. نثر بلیغ و ادیبانه و خوش آهنگ و زیبا چون با عرصه بحث هاى ژرف و پژوهش هایى عمیق رویارو مى شود لاجرم از اوج زیبایى و دلپذیرى فرو مى هلد, اما شرف الدین به صورت شگرفى این حالت را در بحث هاى علمى و پژوهش هاى ژرف حفظ مى کند, شیخ مرتضى آل یاسین در این باره مى گوید:به طور اجمال, این کتاب, دانش و هنر شرف الدین را مجسم مى کند. من دوست داشتم فرصتى دست مى داد تا جنبه هنرى این کتاب را بیشتر روشن مى ساختم به ویژه که ما در صدد آنیم تا آمیزش علم را با هنر, در این کتاب, نشان دهیم, همین آمیزش که مؤلف را قادر ساخته است تا کتاب کم مانند خود را این چنین با قوت و ابتکار پدید آورد.دکتر محمد یوسف از نویسندگان بلند آوازه جهان اسلام نوشته اند:کتاب را به دست گرفتم, دیدم کتاب در عین این که نشانگر دانش و تحقیق و پژوهشى است ژرف; در بلاغت و شیوایى و استوارى روش نیز در جایگاهى بس بلند قرار دارد…اثرگذارى المراجعات در بیدارگرى امت اسلامى و تصحیح راه و روش بسیارى از فاضلان و محققان و جستجوگران نیز شگفت بوده است. شیخ محمد مرعى انطاکى, که با تأمل در المراجعات به وادى نور ره مى جست و بر آستانه ولایت سر مى سایید در چگونگى این اثرپذیرى نوشته است:کتاب را گرفتم و شروع کردم به ورق زدن و در محتواى آن به ژرفى تأمل و غور کردن. ساختار جملات, بلاغت و شیرینى جلالت الفاظ و زیبایى معانى آن ـ که در کمتر کتابى همگونش را یافته بودم ـ مبهوتم کرد, به درنگریستن در این اثر استوار و کتاب بزرگ, و محتواى حکیمانه و محاکمات استوار و شگفت آن که آکنده بود از دلایل قاطع و… پرداختم… به روشنى دیدم که مؤلف بزرگ آن به هنگام احتجاج با هماوردش به کتاب هاى شیعه نمى پردازد یکسر به آثار اهل سنت اعتماد مى کند و… بدین سان بر شگفتى ام افزوده شد… از این روى بر استوارى و صواب شیوه مؤلف و مذهب شیعه خستو شدم و…. (لماذا اخترت مذهب الشیعه, ص۵۳)این شیفتگى و حیرت زدگى, آن گاه خستویى به محتواى کتاب را عالمان و محققان بسیارى گزارش کرده اند.نویسنده اى دیگر مى گوید که بر این پندار بودم که کتابى گمراهى آفرین است و به زودى محتواى آن را به دایره نقد خواهم ریخت و نویسنده اش را رسوا خواهم کرد پس کتاب را خواندم, هنوز بیش از دویست صفحه نخوانده بودم که شگفت زده شدم, به منابع و مصادر آن مراجعه کردم, استوارى نقل و صحت منابع, قوت استدلال و گستره معلومات و سیطره این عالم شیعى به حدیث و تاریخ و سیره و محتواى صحاح مرا به شگفتى افکند و آن را بسى عجیب و غریب شمردم و آن گاه… (هشام آل قطیط, و من الحوار اکتشفت الحقیقه, ص۲۳) و نیز بنگرید به کتاب سودمند و خواندنى (التحول المذهبى, علاء الحسون)).در این نگاه گذرا به حیات و دانش علامه شرف الدین نمى خواستم درباره المراجعات این همه درنگ کنم, اما المراجعات به واقع کتابى است شگفت و خواندنى و دامنگیر که درنگریستن به آن همان و در آستانه اش به ستایش ایستادن همان.نویسنده یا گوینده با درنگریستن به فرایند بنان و بیان شرف الدین و تأمل در آثار و مآثر او خود را در مقابل دریایى موج خیز مى نگرد که جز شگفتى و درماندگى و انگشت حیرت گزیدن و آن گاه شیفتگى و شیدایى چاره اى نخواهد داشت, آثار عظیم و فاخر او در برنمودن حقایق دین و دفاع از تمامت فکر و اندیشه تشیع و حراست از فرهنگ و معارف علوى و ولوى بى نظیر است گزیده گویى, استوارنویسى, پیراسته نگارى, مستندنویسى, نزاهت کلام و جزالت تعبیر در آثار شرف الدین جلوه اى شگفت دارد و توان گفت بر روى هم و با نگریستن بر تمام والایى ها و با توجه به همه زیبایى ها و محسنات بى بدیل است.دامن سخن برچینم و بر روح بلند آن (شرف دین و آبروى مسلمین) درود بفرستم که با بیان و بنان و قدم قلم و کوشش و کشش و تلاش و برنمودن حق و برکشیدن آنچه غبار جهل, کتمان آن را از پیشدید جستجوگران به دور داشته بود, شرافت و کرامت و عزت و آبروى را براى فرهنگ شیعى رقم زد.و اینک در آستانه برگزارى کنگره اى در تکریم و تجلیل شخصیت و آثار آن بزرگوار و به یمن نشر مجموعه آثار والاى آن چهره بلند تشیع, آینه پژوهش این اوراق را چون (ران ملخى) به ساحت سلیمانى آن عزیز هدیه مى کند و بر این توفیق که خداوند بانیان آینه را رفیق ساخته است مى بالد.والله من وراء القصدمنبع: آینه پژوهش
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.