سید محمد شیرازی احیاگر قرن

 
درآمد 
امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم روایت کرده فرمودند: «یحمل هذا الذین فی کل قرن عدول، ینفون عنه تأویل المبطلین، وتحریف الغالین، وانتحال الجاهلین، کما ینفی الکیر، خبث الحدید(۱)؛ در هر سده اى، عادلانى [عالم] بار [مسئولیت] این دین را بر دوش کشیده، تأویل باطل کاران، تحریف گزافه گویان و غالیان و ادعاى [بى اساس و بیهوده] جاهلان را از [ساحت] دین مى زدایند، [و آن را مى پالایند] آن سان که کوره آهنگرى، زنگار آهن را مى زداید». قرن چهاردهم هجرى در حالى سپرى مى شد که دگرگونى هاى گسترده، چهره اسلام و مسلمانان را دگرگون کرد. اسلام که بهترین، استوارترین، زیباترین و والاترین احکام و قوانین را براى زندگى فردى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى همگان به ارمغان آورده بود، اینک واپسگرا، خشونت گرا، نابرخوردار از توانمندى اداره جامعه و سامان دادن امور زندگى مردم خوانده مى شود. در چنان فضایى آلوده به تهمت و اسلام ستیزى، مسلمانان گرفتار دگرگونى منفى و ناخواسته شده بودند. آنان زمانى به مسلمانى خود مباهات و به کتاب خود قرآن کریم افتخار مى کردند، به احکام دین و آموزه هاى پیامبرشان – که درود خدا بر او و خاندانش باد – پایبند بودند و در نتیجه بر دنیا سرورى مى کردند و هر جا که بودند شکوفایى و دانش پا مى گرفت، اکنون دیگر اسلام را نمى شناختند و دستور حیات بخش قرآن را نمى فهمیدند و از پایبندى شان به اسلام و رهنمودهاى پیامبر و اهل بیت علیهم السلام خبرى نبود که همین امر تباهى و تفرقه آنان را به ارمغان آورد. فرجام شوم   دگرگونى هاى پیش گفته زیان بسیار سنگینى بر مسلمانان وارد کرد، زیرا افزون بر این، باورهاى دینى شان، اقتدار، سیادت، ثروت و سرزمین خود را نیز از دست داده بودند. به کیفر این روى گردانى از قرآن مجید و اهل بیت علیهم السلام ، گرفتار ستمکارى خودکامگان و حاکمان ستمگر شدند، سرزمین یکپارچه مسلمانان، تیول بدکاران و گناه پیشگان شد و به صورت کشورهاى کوچک و پراکنده و دشمن یکدیگر درآمد. ثروت هاى آنان نیز سرنوشتى مشابه داشت، چرا که وسیله ارضاى مطامع آزمندان و تأمین هوس بازى آنان شد. آنان نیز ثروت هایى را که مى بایست هزینه رفاه و ترقى جامعه مسلمانان شود بهاى خرید اسلحه و به آتش و مرگى بدل گشت که جان هاى شان را مى ستاند و پیکرشان را طعمه آتش خشونت و شهرها و روستاهاى شان را ویران مى کرد. به یک سخن این که اسلام آماج تیر کین دشمنان شد و مسلمانان لقمه اى گوارا براى طمع ورزان شدند و اسلام دیگر بنیان و بنیادى استوار نداشت و مسلمانان عزت و کرامت خود را از دست داده بودند. خورشید جهان افروز  در کشاکش این چالش ها و تحولات و دستاوردهاى دردآلود و میوه تلخ آن، قرن پانزدهم با درخشش خورشیدى آغاز شد. این شخصیت سترگ از طریق تألیفات فقهى، اصولى، اعتقادى، فکرى، اجتماعى، اخلاقى و سیره و رفتارش که نزدیکان و بیگانگان، دوستان و دشمنان بدان اذعان کرده، نبوغ علمى و الگو بودنش را پذیرفتند. موسوعه فقهى (بیش از یک صد و پنجاه جلد) و دیگر آثار آن بزرگ مرجع آینه منعکس کننده شکوه و عظمت دانسته هاى ایشان بود. اندیشه جوشان و پردهش، دانش فراوان، بزرگ منشى، سعه صدر، اخلاق ستوده، صفات والا، کار مستمر و توأم با نشاط و فداکارى خالصانه اش، حوزه هاى علمیه را غنا بخشید و با تألیف و نشر فرهنگ پربار اهل بیت علیهم السلام کاخ تراث علمى اسلامى را آباد کرد. در آغاز قرن پانزدهم او مصداق کامل حدیث شریف پیش گفته بود که مى فرماید: «در هر سده اى، عادلانى [عالم ] بار [مسئولیت ]این دین را بر دوش مى کشند». هر کس او را مى شناخت به عدالتش اذعان مى کرد. او فقیهى بزرگ و عالمى متبحر و مرجعى شایسته بود که حوزه هاى علمیه و استوانه هاى علمى به فقاهت، شایستگى، نبوغ و هوشیارى اش اعتراف کرده اند. حضرتش با نبوغ علمى، قدرت فقهى و ملکه اجتهاد و استنباط خود – آن گونه که در حدیث آمده است – توانست تأویل باطل کاران، تحریف گزافه گویان و ادعاى بیهوده جاهلان را از پیکر نورانى دین بزداید. هماورد میدان بدخواهان   همان طور که پیش از این گفته شد، باطل کاران، گزافه گویان و نادانان – آن سان که در حدیث آمده است – دست به دست یکدیگر داده، چهره اسلام را بد جلوه داده، نورانیت آن را پوشانده و قوانین حیات بخشش را تحریف کردند، مسلمانان را حتى در سرزمین شان اسیر تفرقه و خوارى کردند، ثروت آنان را به یغما بردند و در واقع اسلام را از توانمندى و اصول اساسى اش که خود پیام آور آن بود، بیگانه خواندند و مسلمانان را از آن توانمندى و اصول پایدار محروم کردند که در سه بند خلاصه مى شود: ۱. آنان اسلام را فاقد قدرت اداره امور مردم و کشور خواندند و به همین بهانه آن را از زندگى مردم گرفتند و با ایجاد حکومت هاى خودکامه، خشونت طلب، بى رحم، تروریست و مستبد [که خود را مسلمان مى خواندند] چهره اى ناپسند از اسلام به نمایش گذارند؛ ۲. آنان منشأ و مصدر عزت و کرامت مسلمانان یعنى قرآن و حدیث را از متن زندگى مردم جدا کرده و آزادى هایى را که اسلام به ارمغان آورده بود و جهان هرگز مانند آن را در خواب نمى دید و نخواهد دید، از آنان ربودند؛ ۳. با ایجاد اختلاف قومى و نژادى، ایجاد مرزهاى جغرافیایى، بدعت پاسپورت و شناسنامه و … وحدت اسلامى، سرزمین واحد، برادرى اسلامى را از مسلمانان غارت کردند. اینک مسلمانان همه معیارها و مفاهیم خود را از دست داده بودند، اما خداى منان که دین خود را پایدار مى خواهد و هر آنچه را که بخواهد همان مى کند، اراده فرمود تا اسلام عزیز، اما گرفتار دام بدخواهان و ناپاکان مجدداً عظمت خود را به دست آورد، لذا باید احیاگرى باشد تا این رسالت را به انجام برساند. راهبرى از تبار رسولان   در چنین شرایطى، خداى منان، مردى از تبار رسولان و سیدى از نسل عترت مصطفى صلى الله علیه وآله وسلم یعنى حضرت آیه اللَّه العظمى حاج سید محمد حسینى شیرازى قدس سره را ارزانى جامعه اسلامى مى فرمود، تا با خیزش علمى سترگ و انقلاب فرهنگى فراگیر و بیدار کردن جامعه، شبهات شبهه افکنان و زشت نمایى ها را از ساحت دین اسلام برطرف کند، عزت، کرامت و سیادت به باد رفته مسلمانان را به آنان گوش زد نماید، اساس و اصول دین شان را به ایشان یادآورى کند، آنان را به احقاق حقوق شان در بازگرداندن تمام آزادى هاى اسلامى، ایجاد سرزمین واحد، امت واحد و برادرى اسلامى، مطالبه اجراى دقیق و همه جانبه احکام اسلام و دستورات قرآن کریم، نفى مرزهاى جغرافیایى، دور افکندن گرایش هاى قومى و نژادى و الغاى قانون شناسنامه و گذرنامه فرا خواند. بدین ترتیب و با این اندیشه هاى شفاف، آن مرجع راحل به تجدید مفاهیم اسلام پرداخت و وظیفه حمایت و صیانت از اسلام را به همگان گوشزد و آموزه ها و دستاوردهاى آن را با استناد به آیاتى از قرآن کریم بیان کرد. آزادى هاى اسلام را به این آیه کریمه مستند نمود که حضرت بارى تعالى با اشاره به مأموریت بزرگ پیامبر گرامى صلى الله علیه وآله وسلم مى فرماید: «… ویحل لهم الطیبات ویحرم علیهم الخبائث ویضع عنهم إصرهم والأغلال التی کانت علیهم…(۲)؛ و براى آنان چیزهاى پاکیزه را حلال و چیزهاى ناپاک را براى شان حرام مى گرداند، بارها سنگین (مالیات و خرافات) را از دوش آنان کنار زده و غل و زنجیرهایى که بر دست و پاى آنان بوده (قوانین دست و پاگیر را) بر مى دارد». امت واحد اسلامى را به این آیه مبارکه مستدل کرد که مى فرماید: «وإن هذه امتکم امه واحده وانا ربّکم فاتقون(۳)؛ و در حقیقت، این امت شما امت واحدى است، و من پروردگار شمایم، پس، از (عوامل تفرقه افکن مانند: نژاد پرستى، تعصبات قومى، مرزهاى روانى و جغرافیایى که با فرمان مخالفت است) من پروا کنید». اخوت و برادرى دینى را به این آیه کریمه مستند نمود که مى فرماید: «… إنّما المؤمنون إخوه…(۴)؛ به تحقیق، مؤمنان برادر یکدیگرند» این بدان معناست که هیچ مسلمانى حق ندارد برادر مسلمان خود را که با او پیوند نژادى، میهنى و زبانى نداشته باشد، با بیگانه بداند و از حقوق خود محروم سازد. آرى، او که خود را در برابر این همه نابسامانى هاى فکرى، اعتقادى، اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى حاکم بر جامعه اسلامى مسئول مى دید، کمر همت بست تا به عنوان مرجعى مسؤولیت پذیر، مسؤولیتى را که خداى متعال بر دوش دانشمندان دین گذاشته به انجام رساند، لذا تمام توان و امکانات خود را به کار بست تا اسلام را در تمام ابعادش، حیاتى مجدد بخشد. بزرگ ترین موسوعه فقهى جهان اسلام   مرجع راحل با تألیف بزرگ ترین موسوعه فقهى که در جهان اسلام، بلکه در عالم بشریت کم نظیر یا بى مانند است، به فقه، گستردگى و جان بخشید، چه این که مسائل مورد نیاز زمان را در آن مطرح و آن را از نظریات فقهى و علمى خود غنى ساخت و به روال سنتى فقیهان، آن را با کتاب طهارت و تقلید آغاز کرد و تا حدود و دیات ادامه داد و بنا به نیاز روز، موضوع هاى: سیاست، اقتصاد، عقاید، جامعه شناسى، حقوق، قانون، محیط زیست، جهانى شدن، عبور و مرور (ترافیک) و دیگر دانش هاى روز را به تفصیل مطرح و آن ها را با استناد به قرآن و احادیث، عالمانه و به روش جدید و بى سابقه مورد مناقشه قرار داد و نظر خود را بیان کرد. او با تبحر در اصول فقه و تجربه پربار اصولى خود، علم اصول را تجدید کرد و آخرین آراى اصولى و نظریه هاى جدید را بدان افزود. ایشان علم اخلاق و آداب، را که خود عملاً مرد میدان آن بود با کتاب هاى اخلاقى و مجموعه هاى روایى خود که در بردارنده اخلاق و آداب فردى و اجتماعى است رونق و حیاتى مجدد بخشید. مجدد ثانى   به یک سخن این که آن مرجع راحل، عالم مجدِّد، با بیش از یک هزار و دویست جلد کتاب که موسوعه فقهى ۱۵۰ جلدى بر تارک آن مى درخشد تمام مفاهیم و آموزه هاى اسلام را تجدید حیات و جان و جنبش بخشید و به حق مى سزد که او را «مجدد ثانى» خواند، چرا که این خاندان ارجمند و بزرگ، بزرگانى را به جهان تقدیم کرد، مانند آیه اللَّه العظمى سید میرزا محمد حسن شیرازى (صاحب فتواى معروف علیه انحصار تنباکو مبنى بر تحریم آن) و اسلام را که در مطلع قرن چهاردهم هجرى که بر اثر دسیسه هاى دشمنان اسلام در حال کم رنگ شدن بود، رونق و جان تازه بخشید و از همین رو «مجدد اول» نام گرفت. خداى مهربان، آن مجدِّد را با نیاکان پاکش محشور فرماید و امت اسلامى را از گنجینه علمى اش بهره مند فرماید که همو شنونده دعاست. پس سلام بر او باد آن روز که زاده شد و آن روز که جان سپرد و آن روز که زنده برانگیخته خواهد شد.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.