صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) > امام مهدی (ع) > يبايسته هاى اخلاقى یاران حضرت مهدى (عج)
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


شناخت شايسته امام زمان (عج)
فرهنگ انتظار بايسته هايى دارد که بر دو نوع است: اول، بايسته هاى نظرى که شامل شناخت نظرى و همه جانبه مهدويت و انتظار و نيز مطالعه در احوال و تاريخ زندگى حضرت مهدى (عج)، آن پيشواى بزرگ است. دوم، بايسته هاى عملى که ايجاد رابطه عاطفى و معنوى با وجود مقدس امام زمان (عج)، پيروى از فرمان هاى او و آراستگى به فضيلت هايى است که شايسته ياران مهدى (عج) است. اولين و مهم ترين ويژگى فرهنگ مهدويت، شناخت کامل و راستين وجود گران قدر امام زمان (عج)، اين ذخيره بزرگ خداوندى است. اهتمام بر شناخت امام، لزوم تبعيت وى را در پى خواهد داشت و پيروى از امام نيز ما را در مسير تربيت الهى قرار خواهد داد. انسان با شناخت صفات و ويژگى هاى پيشوايان، خود را به صفات ممتاز آنان نزديک مى سازد و راه کمال را در پيش مى گيرد. انديشه در نام ها و نشان هاى او، تأمل در نامه ها و فرمان هاى او، تفکر در حکمت و اسرار غيبت، تدبر در هدايت معنوى و ولايت تشريعى و تکوينى، در گستره شناخت امام قابل توجه است. در روايت هاى فراوانى از امامان معصوم عليهم السلام نيز به شناخت امام زمان (عج) تأکيد شده است. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: مَنْ ماتَ ولَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زمانِهِ مات مَيْتَة الجاهلّية. هر که بميرد و امام زمان خود را نشناسد، در مرگ جاهليت مرده است.
پيام متن:
اهتمام به شناخت دقيق و کامل امام زمان (عج).

انتظار سازنده
انتظار، رفع تکليف نيست، بلکه فهم تکليف است. از بايسته هاى فرهنگ انتظار، درک درست و کامل مفهوم انتظار است. در قاموس بعضى از منتظران، انتظار به مفهوم منتظر بودن و دست روى دست گذاردن و همه چيز را به حال خود رها کردن است تا سرانجام، امام با ظهور خويش جهان را از فساد و تباهى برهاند. در واقع، اين همان انتظار مخرب و ويرانگر و به نوعى رفع تکليف است. انسان با چنين برداشتى از مفهوم انتظار، هرگز نمى تواند در جهت اصلاح جامعه گام بردارد. در انتظار سازنده که منتظران واقعى دريافت صحيحى از واژه انتظار دارند، فهم تکليف نهفته است. منتظر با فهم تکليف، به عدالت مى انديشد، از هرگونه ظلم و بى عدالتى گريزان است و با هدف فراهم آوردن زمينه هاى دادگرى و اصلاح فردى و اجتماعى مى کوشد. بر اساس اين عقيده، شخص منتظر با آنکه مشتاق ديدار امام دادگر است، خود نيز به مسئوليت هايش آگاه است و در راه دست يابى به آرمان هاى متعالى اش گام برمى دارد. از اين رو، ياران مهدى موعود را بايد در ميان جان برکفان انقلاب و دين و حرمت گزاران به خانواده شهيدان و صالحان و نيکان يافت، نه در ميان ساکنان ديار بى خبرى و نه در جمع رفاه زدگان عافيت طلب. انتظار، در اين مفهوم فلسفه مقاومت است، نه عامل تسليم. انتظار آگاهانه، جز اصلاح و راستى ثمرى ندارد و بديهى است که دستاورد مهم چنين انتظارى، اميد به آينده اى روشن است.
پيام متن:
1. انتظار سازنده، تحرک و پويايى و اميدوارى به آينده را به همراه دارد؛ 2. منتظران واقعى، زمينه ظهور را فراهم مى سازند؛ 3. انتظار مخرب، خمودى و سستى را به دنبال دارد.

ايمان و اعتقاد و ياوران مهدى (عج)
ايمان، از مهم ترين سرمايه هاى انسان خداجوست. پايدارى، رشادت و فداکارى مؤمن ريشه در ايمان حقيقى وى دارد. ياران راستين مهدى از مؤمنانى هستند که ايمان شان آنها را به مرحله اى رسانده که هر گونه شک و شبهه اى را از دل شان زدوده است. همان کسانى که به نقل از روايت هاى بزرگان دين، ترنم روح بخش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آنان، همچون صداى زنبوران عسل درهم مى پيچد و از شب تا صبح به راز و نياز با خداى خويش مشغولند. (آنان کسانى هستند که) خدا را با بصيرت درون شناخته اند و ايمان به خدا در اعماق جان شان نفوذ کرده است. در راه تقويت ايمان و اجراى دستورهاى الهى از هيچ چيز هراس ندارند و از نکوهش هيچ سرزنش کننده اى بيم به دل راه نمى دهند. اينان مصداق اين آيه قرآنى هستند که: … به زودى خداوند قومى را که آنها را دوست مى دارد و آنها (نيز) او را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و بر کافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمى انگيزد. (مائده: 54) مؤمنان واقعى، کسانى هستند که تنها به خدا عشق مى ورزند و جز به خشنودى او نمى انديشند «يُحبهّم و يحبّونه»؛ در برابر برادران دينى شان فروتن هستند «اَذّلهٌ على المؤمنين»؛ با کافران ستم گر و کج انديش، سرسخت، خشن و در برابرشان سرافرازند «اَعزّةٌ على الکافرين»؛ براى بسط عدل و اجراى فرمان هاى الهى همواره در حال جهاد فى سبيل الله هستند «يجاهدون فى سبيل ا…» و در جهت نابودى کافران و برچيدن بساط ستم گران، کوشا و از هيچ ملامتى پروا ندارند «ولايخافون لومَة لائم». همه اين ويژگى ها در انسان مؤمن، از اعتقاد حقيقى او به خدا و ايمان به مقصد اصلى هستى نشئت گرفته است. آنان به چنان شهامتى رسيده اند که از شکستن سنت هاى غلط و مخالف و ايستادگى در مقابل باورهاى نادرست محيط و هجوم افکار عوامانه و محافظه کاران منحرف هيچ گونه ترديدى به خود راه نمى دهند. آرى به دست آوردن چنين موفقيتى افزون بر کوشش خود فرد، به سبب فضل خداوند است که به هر کس بخواهد و شايسته ببيند، عطا مى کند که «ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ يُؤتيه مَنْ يَشاءُ».
پيام متن:
ياران مهدى (عج) به معرفت خدا رسيده اند و ايمان به خدا در اعماق جان شان نفوذ کرده و در گفتار و رفتارشان نمود يافته است.

عبادت ياران مهدى
آنان پارسايان شب اند که تا بامدادان به ذکر و راز و نياز و بر قيام و قعودند. آتش عشق به معشوق و معرفت به ذات بارى تعالى، خواب را از ديدگان آنان ربوده است: جز خم ابروى دلبر هيچ محرابى ندارم جز غم هجران رويش من تب و تابى ندارم گفتم اندر خواب بينم چهره چون آفتابش حسرت اين خواب در دل ماند چون خوابى ندارم سرنهم بر خاک کويش، جان دهم دريا درويش سرچه باشد، جان چه باشد، چيز نايابى ندارم مردانى که شب هنگام زمزمه تلاوت قرآن و ذکر مناجات شان، همچون صداى زنبوران عسل در هم بپيچد و هيبت الهى، آنان را به قيام وادارد و بامدادان سوار بر مرکب ها شوند؛ آنان راهبان شب اند و شيران روز. اين همه، حاصل ايمان نهفته در قلب آنان است و هرچه درجه ايمان آنها بالاتر رود، اين گونه اعمال نيز در زندگى شان فزونى خواهد يافت و هيچ مانعى بر سرراه آنان نخواهد ماند. جهاد و کوشش، نه تنها آنها را از عبادت و راز و نياز به درگاه الهى باز نمى دارد، بلکه سبب مى شود تا حلاوت ايمان را بيشتر بچشند و همه کارها و رفتارهاى خود را جلوه الهى دهند که چه رنگى بهتر از رنگ الهي! صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ. (بقره: 138) رنگ الهى و چه رنگى نيکوتر از رنگ الهى و ما او را پرسش مى کنيم.
پيام متن:
ياران مهدى (عج) از عابدان شب و شيران روزند و به رفتارهاى خود رنگ الهى مى دهند.

ياران مهدي؛ آمران به معروف و ناهيان از منکر
رسالت حضرت مهدى (عج) و ياران با وفايش، احياى دين خدا و اتمام رسالت انبيا و اوليا و اصلاح زمين از بدعت ها و ظلم هايى است که ظالمان و فاسدان بر زمينيان تحميل کرده اند. منتظران حقيقى مهدى مى خواهند نقاب تزوير را از چهره مزوران برکشند و رسالت شان را در برپايى قسط و عدل مى دانند: «يَمْلا الْاَرْضَ قِسطاً وَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوراً». سيره رسول گرامى اسلام و امامان معصوم عليهم السلام مبتنى بر امر به معروف و نهى از منکر بود و از بدو دوران کودکى تا واپسين لحظه هاى حيات، همواره بر آن اساس رفتار کرده اند. يعقوب سراح خدمت امام صادق عليه السلام مى رسد، در حالى که حضرت در کنار گهواره فرزندش حضرت موسى بن جعفر ايستاده بود و با او سخن مى گفت. يعقوب مى گويد من نشستم تا امام از سخن گفتن با فرزندش فارغ شد، پس برخاستم. امام صادق عليه السلام به من فرمود: نزديک سرورت بيا و او را سلام گوي. من نزديک گهواره رفتم و به کودک سلام کردم. امام موسى بن جعفر عليه السلام از درون گهواره با زبانى فصيح و گويا سلام را پاسخ گفت و فرمود: اِذْهَبْ وَتَغَيَّرْ اسْمَ اْبنَتِکَ الَّتى سَمَّيتها اَمْسِ فانّه اسمٌ يُبِغُضُه اللهُ. برو آن نام را که ديروز بر دخترت نهاده اى، تغيير ده؛ زيرا آن اسم را خدا دشمن دارد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: به دستور فرزندم عمل کن تا هدايت يابي. من نيز به دستور آن حضرت عمل کردم و نام دختر يک روزه ام را تغيير دادم. بنابراين، يکى از صفت هاى برجسته ياران حجت، امر به معروف و نهى از منکر است. امام صادق عليه السلام در تفسير آيه «الَّذينَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِى اْلأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ اْلأُمُورِ»، مى فرمايد: براى آل محمد صلى الله عليه و آله ، مهدى و اصحاب او، خداوند متعال مشارق و مغارب زمين را به تصرف آنها درآورد. و دين را آشکار سازد و خداوند متعال به وسيله او و يارانش بدعت ها و باطل را از بين مى برد، همچنان که سفيهان، حق را بميرانند تا جايى که اثرى از ظلم ديده نشود و امر به معروف و نهى از منکر خواهند کرد و عاقبت کارها به دست خداست.
پيام متن:
احياى دين خدا و اتمام رسالت انبيا، در پرتو امر به معروف و نهى از منکر.

ولايت مدارى اصحاب مهدى (عج)
امامت و رهبرى، از ارکان دين اسلام و محور و اساس همه کارها اعم از عبادى و غيرعبادى است. حضرت على عليه السلام در اين باره مى فرمايد: و اَنَّه لَيَعْلَمُ اَنّ مَحَلّى مِنها مَحلَّ القُطبِ من الرَّحا. و او (ابوبکر) خوب مى دانست من در گردش حکومت اسلامى، همچون محور سنگ هاى آسيابم (که بدون آن آسياب نمى چرخد). همه اعمال فردى و اجتماعى مردم بايد تحت تأثير امامت باشد. از اين رو، ايمان به رهبرى، زمينه ساز رستگارى مسلمانان است. مسلمانان صدر اسلام با ايمان و اطاعت از رهبرى و پيامبر، در مدتى بسيار کم از حضيض ذلت به اوج عزت رسيدند؛ چرا که به فرمان خدا به آنچه پيامبر مى فرمود، گردن مى نهادند: «وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا». (حشر: 7) بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله ، پيروان آن حضرت همان عقيده و ايمان را به ائمه اطهار عليهم السلام داشته اند و ياران حجت عليه السلام نيز بيش از همه به امام زمان عليه السلام ارادت دارند که اين عشق و ايمان، از وجود آن حضرت سرچشمه مى گيرد. يَتَمَسّحوُنَ بِسَرْجِ الامام عليه السلام يَطْلُبُونَ بذلک الْبَرَکَةَ. آنان براى تبرک، دست خويش را به زين اسب امام مى کشند و بدين سان تبرک مى جويند. انسان خداجو به واسطه عشق به امام، سر از پا نمى داند، براى اطاعت و اجراى فرمان هاى او شب و روز را نمى شناسد و در راه فرمان بردارى او مطيع تر از يک کنيز نسبت به مولايش است و در هنگام بروز خطر، براى دفاع از وجود او جانش را فدا مى کند. کيست کاشفته آن زلف چليپا نشود ديده اى نيست که بيند تو و شيدا نشود ناز کن ناز که دل ها همه دربند تواند غمزه کن غمزه که دلبر چوتو پيدا نشود سر به خاک سر کوى تو نهد جان از دست جان چه باشد که فداى رخ زيبا نشود اين عشق و علاقه ميان امام و يارانش، به حدى به هم گره خورده است که «آنچه شخص امام بدان وصف شده است، آنان نيز به آن توصيف گشته اند. هنگامى که به طرف مکانى حرکت مى کنند، ترس از آنان، پيشاپيش در دل مردمان مى افتد. آنان دست از شمشير خود در پيکار با دشمنان دين، بازنمى گيرند تا آنکه خداى تعالى راضى شود و اين همه، به سبب آن است که ياران مهدى شيعه کاملى براى مولاى خود هستند و افعال و صفات شان مطابق افعال و صفات امام است».
پيام متن:
1. سعادت دنيا و آخرت در پرتو ولايت مداري؛ 2. ياران مهدى (عج) عاشقان واقعى امام و اطاعت کنندگان بى چون و چرا.

شجاعت ياران مهدى و آرزوى شهادت
ترس، از خصلت هاى ناپسند يک انسان و برگرفته از ضعف ايمان، سستى يقين و ناتوانى نفس است: «شِدّةُ الجُبنْ مِن عَجز النفس و ضعف اليقين». شخصى که به رحمت الهى و پاداش روز جزا يقين ندارد، همواره در نوعى بيم و هراس به سر مى برد. ترس از آن دارد که هر لحظه دفتر عمرش بسته شود و از اين ديار کوچ کند؛ اما شخص با ايمان در دنيايى پر از اميد به سر مى برد و در همه مشکلات تکيه گاهش خداست و يقين دارد که «ولله العّزة و لرسوله و للمؤمنين». (منافقون:8) با چنين اعتقادى، دليلى ندارد که فرد احساس ضعف و ترس کند، بلکه ترس را عار و ننگ و نقصى براى خود مى داند و براى دورى از آن مى کوشد: «اِحْذَروا الجبُن فانَّهُ عارٌ و منقَصَةٌ». ياران مهدى که قلب شان لبريز از عشق به خدا و يقين به روز جزا و يارى پروردگار است، از هيچ کس هراسى به دل ندارند. ياد روى تو غم هر دو جهان از دل برد صبح اميد همه ظلمت شب باطل کرد يکى از محک هايى که خداوند با آن افراد راستگو و باايمان را از افراد دروغگو جدا مى سازد، تمناى مرگ است. (جمعه: 6) هر مؤمن دل سوخته و عاشق کوى يار، قرب الى الله و هم نشينى با اوليا را دوست دارد و همواره در تمناى مرگ است. آتش به جانم افکند شوق لقاى دلدار از دست رفت صبرم اى ناقه پاى بردار لولا اَجلُ الذى کتَب اللهُ عَليهم لَمْ تَسْتَقِرَّ ارواحُهم فى اجسادِهم طَرفَةُ عينى شوقاً الى الثواب و خوفاً من العقاب. اگر نبود اجلى که براى آنها نوشته شده است، براى لحظه اى ارواح شان در کالبد جان شان آرام نمى گرفت، از شوق رسيدن به ثواب و ترس از عذاب الهي. اصحاب حجت عليه السلام که امام خويش را با معرفت دريافته اند، هستى شان را در وجود وى فانى مى بينند و عاشق شهادت در راه او هستند: يَدْعُون بالشهاده وَ يَتَمَنَّوْنَ اَنْ يُقْتَلوا فى سبيلِ اللهِ شِعارُهم يا لثَاراتِ الحسين عليه السلام. همواره شهادت و کشته شدن در راه خدا را آرزو مى کنند و شعار آنان يالثارات الحسين (بياييد به طلب خون حسين) است. و زبان حال شان اين است:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آى تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ من ز او جانى ستانم پر بها او زمن دلقى ستاند رنگ رنگ (مولانا)
 
پيام متن:
ياران مهدى (عج) با تکيه بر خداوند، هيچ گونه ترسى در دل ندارند و براى هم نشينى با اولياى الهى و قرب به خداوند، بالاترين آرزوى آنان شهادت است.

دل هاى پولادين اما نورانى، ويژگى ياران مهدى (عج)
از ديگر صفت هاى ياوران مهدى (عج)، قلب قوى و پولادين آنهاست که از آنان در روايت هاى مختلف به پاره اى آهن ياد شده است: تجيى ءُ الرّاياتُ السُّودُ مِنِ قِبَل المشرق کانّ قلوبهم زُبَرُ الحديد. (در زمان ظهور حضرت مهدى (عج)) پرچم هاى سياه از جانب شرق خواهد آمد که برگرد آنها افرادى هستند با دل هايى همچون پاره هاى آهن سخت و محکم. در روايتى ديگر هم مى خوانيم که قلب هاى آنها حتى سخت تر از پاره هاى آهن است: «و اِنّ قلبَ رجل منهم اشدُّ من زُبُرالحديد؛ دل هاى آنها (ياران مهدى (عج)) از پاره هاى فولاد محکم تر است». آرى پنجره قلب هاى آنها رو به آسمان معنا گشوده شده است و دل هاى خويش را به ريسمان الهى پيوند داده اند. آنان خانه هاى دل خود را با قنديل هاى ايمان روشن کرده اند: «کَانَّ قلوبَهُمْ الْقَناديلُ وَهُمْ مِنْ خَشْيَةِ اللّه مُشفِقوُنَ». اينان با پشتوانه اى بزرگ از ايمان واقعى به خدا و يقين به روز جزا و هدفى مقدس، همچون مشعل هايى فروزانند که دل هاى استوارشان بسان قنديل هاى نور در سينه سترگشان آويخته است. اين رادمردان تنها به خداى خويش دل داده اند و تنها از او هراس دارند و قلب شان را به ياد او قوت بخشيده اند که «أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». (رعد: 28)
پيام متن:
دل هاى نورانى ياران مهدى به ريسمان الهى پيوند خورده است و تنها خوف او را در دل دارند.

قدرت جسمانى اصحاب مهدى (عج)
در بسيارى از روايت ها قدرت ياران مهدى را برابر با چهل مرد شمرده اند که اين قدرت جسمانى آنها برگرفته از ايمان راسخ به خداوند، يقين به امامت و حقانيت هدف آنهاست. ياوران مهدى با چنين توانايى جسمى و روحيه عالى مى توانند ظلم و جور را از صحنه گيتى براندازند.با اين اوصاف، آنها سدى محکم، نيزه و شمشير برنده و رکن رکينى هستند که حضرت لوط عليه السلام هنگام رويارويى با قوم کافر و منحرف خود، يارانى چون آنها را آرزو مى کرد و مى گفت: «اى کاش مرا قوتى و يا پناهگاهى امن و استوار مى بود که از شر شما محفوظ مى ماندم».امام صادق عليه السلام در تبيين اين گفتار فرمود:اين آرزويى است بر قدرت قائم، مهدى (عج) و استوارى يارانش که همان ارکان محکم هستند. هر کدام از مردان و ياران مهدى (عج) داراى قدرت چهل مرد هستند. دل هاى آنها از پاره هاى فولاد محکم تر است. اگر بر کوه ها بگذرند، کوه ها در هم فرومى ريزند. دست از شمشيرهاى خود برنمى گيرند تا آنکه خداى تعالى راضى شود.تشبيه قلب هاى آنان به پاره هاى آهن يا سنگ، براى تأکيد بيشتر به استوارى و شهامت آنان و نفى هرگونه ترس و وحشت از قلب ها و افکارشان است. بيان امام صادق عليه السلام به برابرى نيروى هر يک با چهل مرد، به معناى محدود کردن اين نيرو نيست، بلکه براى نشان دادن ميزان بسيار بالاى قدرت ايشان است و اشاره به اينکه هر کدام از توان و نيروى فراوانى برخوردارند.
پيام متن:
1. اثر عملى فعايت هاى هر يک از اصحاب مهدى (عج) از کوشش گروهى بيش از چهل نفر افزون تر است؛2. درک عميق و اخلاص و اطاعت کامل ياران مهدى (عج)، نيروى چهل مرد را به آنان مى بخشد.
منبع : نشريه طوبى، ارديبهشت 1385، شماره 5


برچسب ها :
دیدگاه ها