صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > شیعه پاسخ می دهد > پرسش و پاسخ متفرقه > میراث امام صادق علیه السلام و تعهد ما «نوشته دکتر  آیت پیمان »
تاریخ انتشار : ۲۹ تیر ۱۳۹۶


فرصت شناسى وجلوگیرى از فرصت سوزی اولین درس امام صادق (علیه السلام) به ما شیعیان در همه عصرها ونسلها است، وافسوس که این درس را خوب نیاموخته ایم وخوب بکار نبسته ایم.

شناخت ظرفیت و ویژگیهاى زمان واستفاده بهینه از فرصت واولویت بندى وظایف ومقدم داشتن کارهاى اصلى وزیربنایى بر امور فرعى ورجحان دادن تعلیم وتربیت وانسان سازى بر همه امور ، واستفاده کامل از تمام مقدورات وامکانات زمان براى تبلیغ ومعرفى برتریهاى تشیع بر سایر مذاهب ،ازویژگیها واخصاصات مکتب علمى امام صادق(علیه السلام) است.

امروز ما پیروان مکتب آن امام همام در دشوارترین وپرمخاطره ترین عصر وزمان قرار داریم وهجمه ها وشبیخونها و حمله هاى فکرى وعقیدتى واخلاقى وسیاسى ونظامى دشمنان اسلام ناب محمدى ما را مورد محاصره کامل قرار داده است، اما ما هم امکانات ومقدورات فراوانى در کشور وجهان دایم که از ظرفیت هاى آن به خوبى استفاده نمی کنیم ودر فرعیات وحاشیه ها فرو میرویم واز اصول باز می مانیم.

براى این مدعا دلایل وشواهد فراوان دارم که در این مقال نمی گنجد وبراى نمونه به یکى از دهها نقصان خودمان اشاره می کنم.

دانش آموزان همه کشورهاى جهان وایران خودمان در طول تحصیلات ابتدایى با دانشمندان ونظریه پردازان ومخترعین ملت هاى مختلف همچون کخ ،پاسکال ، پاستور، نیوتن ، انیشتین افلاطون ، فیثاغورس ، بطلمیوس و…… الزاما آشنا میشوند وتاریخ وزندگى وعملکرد آنان را حفظ کرده وامتحان می دهند،حتى آن دسته دانشمندانى که کشف یا نظریه علمى آنها در اثر رشد علم باطل ومنسوخ اعلام شده است ،اما با افسوس فراوان باید گفت که در دانشگاهها ومراکز آکادمیک وتحقیقاتى اروپا وآمریکا وحتى آسیا ، این بنده شخصا با رؤساى دانشگاه ها ودانشمندان واساتید مشهور ادیان مختلف مواجه بودم که شناختى از امام صادق ومکتب علمى آن امام وتاریخ وسیره ودست آوردهاى عظیم و تمدن ساز و فرهنگ ساز دانشگاه بزرگ و چهار هزار نفرى وى ازهمه ملیت ها ومذاهب ودر همه رشته هاى علوم تجربى وریاضى وفیزیک وشیمى وهیات ونجوم وطب وعلوم انسانى وعلوم دینى و فقه……نداشتند و با کمال نا باورى ما، اظهار می کردند که اولین بار است می شنویم واز ما سند ادعایمان را مطالبه می کردند!

این درد بزرگ را چگونه بیان کنیم که ما از لاک بسته محیط اطرافمان ومحل و مدرسمان سر بیرون نیاورده ایم وجهان را ننگریسته ایم وبا زمان پیش نرفته و فرصت هایمان را سوزانده ایم وبه کم قانع بوده ایم وهمت مان را کوتاه واهدافمان کوچک گرفته ایم .

اینک بر همه اندیشوران وعالمان ومدیران علمى حوزه ها و دانشگاهها ودین پژوهان بار این مسئولیت عرضه می شود که دین خود را به امام صادق (ع) ومذهب او ومکتب علمى او ادا نمایند و نقش عنصر زمان را در پیشرفت یا عقب ماندگى خویش از یاد نبریم. و درس فرصت شناسى واستفاده از زمان وابزار زمان را از آن امام بزرگوار بیاموزیم وبکار ببندیم.

زمان امام صادق(علیه السلام)، زمانِ تزلزل حکومت بنى امیّه و فزونىِ قدرت بنى عبّاس بود و این دو گروه مدّتى در حال کشمکش و مبارزه با یکدیگر بودند.

از زمان هشام بن عبدالملک، تبلیغات و مبارزات سیاسى عبّاسیان آغاز گردید و در سال ۱۲۹ وارد مرحله مبارزه مسلّحانه و عملیات نظامى گردید و سرانجام در سال ۱۳۲ به پیروزى رسید.

بنى امیّه در این مدّت، گرفتار مشکلات سیاسى فراوان بودند، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند.

عبّاسیان نیز چون از دستیابى به قدرت در پوشش شعار طرفدارى از خاندان پیامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل مى کردند، فشارى از طرف آنان مطرح نبود.

از اینرو، این دوران، دوران آرامش و آزادى نسبىِ امام صادق(علیه السلام) و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده کرده و تلاش فرهنگىِ وسیعى را آغاز کرد.

او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احکام و بسط کلام شیعى را فراهم ساخت که مذهب شیعه به نام او به عنوان مذهب جعفرى شهرت یافت.

امام صادق(علیه السلام) با تمام جریان هاى فکرى و عقیدتى آن روز برخورد کرده و موضوع اسلام و تشیّع را در برابر آنها روشن ساخته و برترى بینش اسلام شیعى را ثابت کرده است.

امام صادق(علیه السلام) هر یک از شاگردان خود را در رشته اى که با ذوق و قریحه او سازگار بود، تشویق و تعلیم مى نمود و در نتیجه، هر کدام از آنها در یک یا دو رشته از علوم مانند: حدیث، تفسیر، فقه و کلام، تخصّص پیدا مى کردند.

هشام بن سالم مىگوید: روزى با گروهى از یاران امام صادق(علیه السلام) در محضر آن حضرت نشسته بودیم. مردى شامى اجازه ورود خواست و پس از کسب اجازه، وارد مجلس شد. امام فرمود: بنشین. آن گاه پرسید: چه مىخواهى؟ مرد شامى گفت: شنیده ام شما به تمام سؤالات و مشکلات مردم پاسخ مى گویید، آمده ام با شما بحث و مناظره کنم! امام فرمود: در چه موضوعى؟ شامى گفت: درباره کیفیّت قرائت قرآن. امام رو به حمران کرده فرمود: حمران! جواب این شخص با توست. مرد شامى گفت: من مى خواهم با شما بحث کنم، نه با حمران! امام فرمود: اگر حمران را محکوم کردى، مرا محکوم کرده اى !مرد شامى ناگزیر با حمران وارد بحث شد، هر چه شامى پرسید، پاسخ قاطع و مستدلّى از حمران شنید، به طورى که سرانجام از ادامه بحث فرو ماند و سخت ناراحت و خسته شد!امام فرمود: حمران را چگونه دیدى؟ مرد شامى گفت: راستى حمران خیلى زبردست است، هر چه پرسیدم به نحو شایسته اى پاسخ داد! آن گاه مرد شامى گفت: مى خواهم درباره لغت و ادبیّات عرب با شما بحث کنم. امام رو به ابان بن تغلب کرد و فرمود: با او مناظره کن. ابان نیز راه هرگونه گریز را به روى او بست و وى را محکوم ساخت. مرد شامى گفت: مى خواهم درباره فقه با شما مناظره کنم!امام به زراره فرمود: با او مناظره کن. زراره هم با او به بحث پرداخت و به سرعت او را به بن بست کشاند!شامى گفت: مى خواهم درباره کلام با شما مناظره کنم!امام به مؤمن الطّاق دستور داد با او به مناظره بپردازد. طولى نکشید که شامى از مؤمن الطّاق نیز شکست خورد!به همین ترتیب وقتى که شامى درخواست مناظره درباره استطاعت برانجام خیر و شرّ، توحید و امامت نمود، امام به ترتیب به حمزه طیّار، هشام بن سالم و هشام بن حکم دستور داد با وى به مناظره بپردازند و هر سه با دلائل قاطع و منطق کوبنده، شامى را محکوم ساختند. با مشاهده این صحنه هیجان انگیز، از خوشحالى، خنده اى بر لبان امام نقش بست.

امروز در عرصه جهان ودر مقابل سیل شبهات وهجمه هاى فکرى صهیونیسم و وهابیون وبهاییت وفرق ومذاهب ضد شیعه ودر مقابل الحادغرب وعقاید منحرف گروههاى درونى وافراط وتکفیرآنان ،داشته هاى ما چه میزان است وازآنها چقدربهره میبریم؟ وصداى تشیع وپیام امام صادق علیه السلام رادر هیاهوى رسانه هاى امروزى چه قدر به گوش مردم جهان رسانده ایم.

شیخ طوسی از سالمه، کنیز حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که گفت: من در وقت احتضار نزد حضرت صادق (علیه السلام) بودم که بی هوش شد و چون به هوش آمد فرمود: به حسن بن علی بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (علیه السلام) معروف به “افطس”، هفتاد سکه طلا بدهید به فلان و فلان، فلان مقدار بدهید. من گفتم: به مردی که بر تو با چاقو حمله کرد و می خواست تو را بکشد، عطا می کنی و می بخشی؟ فرمود: می خواهی من از آن کسانی که خدا ایشان را به صله رحم کردن ستایش نموده، نباشم. که در وصف ایشان فرموده: «وَ الَّذِین َ یَصِلُونَ ما اَمَرَاللهُ بِهِ اَن یُوصَلَ وَ یَخشَونَ رَبَهُّم وَ یَخافُونَ سُوءَ الحِسَابِ؛ و آنان که پیوندهائی را که خداوند به آن امر کرده برقرار می نمایند (صله رحم می کنند) و از خدایشان می ترسند و از محاسبه بدفرجام بیمناکند.»
پس فرمود: ای سالمه به درستی که حق تعالی بهشت را خلق کرد و آن را خوشبو گردانید و بوی مطبوع آن از فاصله ای به مسافت دو هزار سال به مشام می رسد و بوی آن را کسی که عاق والدین شده و کسی که ارتباط خود را با خویشاوندان و رحم خود قطع نموده نمی شنود و درنمی یابد.
او در لحظه مرگ وصایایی چند نمود. در امر امامت امام کاظم (علیه السلام) را برای چندمین بار منصوب کرد که او در آن هنگام بیست سال داشت. به فرزندان خود گفت: « فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَاَنتُم مُسلِموُن. بکوشید که جز مسلمان نمیرید.»
بخشی از سفارش های او درباره غسل و کفن و قبر خود بود که احکام اسلامی در این زمینه وجود دارد. و بخشی از وصیت راجع به مردم بود که رئوس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوز کار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و… بود.
و سرانجام در آخرین لحظات حیات که مرگ را نزدیک دید، دستور داد که تمام خانواده و خویشان نزدیکش بر سر بالینش جمع گردند و پس از آن که همه آنان در کنار امام حاضر شدند، چشم بگشود و به صورت یکایک آن ها نظر افکند و فرمود:
«ان شفاعتنا لاتنال مستخفاٌ بالصلوه؛

یعنی ؛ شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد نمی رسد.»
بر طبق وصیت، او را غسل دادند و کفن کردند. امام کاظم (علیه السلام) پدر را در لباس احرام و هم پارچه یا پیراهنی که یادگار جدش امام سجاد (علیه السلام) بود پیچید و محفوظ کرد و مراسم تشییع بی مانندی برای او انجام شد و حضرت را در قبرستان بقیع در کنار امام مجتبی و امام سجاد وامام باقر علیهم السلام به خاک سپردند . ۱

صل الله علیه و علی آبائه و اولاده الطاهرین .

۱) منتهی الامال، شیخ عباس قمی؛ سید جعفر شهیدى، سیره معصومان، جلد ۵، صفحه ۱۱۰٫؛ زندگانى امام صادق علیه السلام، صفحه ۸۵٫


برچسب ها :
، ، ، ،
دیدگاه ها