تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. توفیقی است كه در خدمت شما عزیزان، یاران و مخلصان امام و راه امام، هستم و این توفیقی است برای شما و هركس كه در جهت ترویج افكار امام (رضوان الله تعالی علیه) كار بكند وهركس در این راه كار بكند در حقیقت در جهت خدمت به اسلام كار كرده است بنده هم سالگرد رحلت امام را گرامی می‌دارم و برای علوّ درجات ایشان از درگـاه خداوند متعال درخواست اجابت دعا و مغفرت دارم. بنده فكر كردم در رابطه با امام و نقشی كه ایشان در طی این نهضت و در طول عمر خودشان داشتند در بخشی كه مربوط می‌شود به بیداری اسلامی عرایضی داشته باشم. بیداری اسلامی در جهان اسلام یك سابقه دویست ساله دارد. به این معنا كه مسلمانها از یك زمانی به خود آمدند و از آن حالت ركود و رخوت و با یك تعبیر انحطاطی كه به آنها تحمیل شده بود، خارج می‌شدند.
و لذا یك نهضتی در جهان اسلام بوجود آمد كه ما اسم آن نهضت را می‌گذاریم نهضت بیداری اسلام. یك عامل محرك برای اینكه این نهضت به وجود بیاید تهاجم بیگانگان به كشورهای اسلامی و ایجاد سلطه در این كشورها بود. این هجوم و حضور بیگانگان در كشورهای اسلامی تقریباً همزمان بود. شما می‌بینید كه نه سال بعد از انقلاب كبیر فرانسه (در سال 1798 میلادی) ناپلئون به مصر حمله می‌كند و مصر را اشغال می‌كند. در سال 1803 با فاصله چند سال روسها به ایران حمله می‌ كنند.
در همین سالها حضور جدی‌تر و ملموس انگلیسی‌ها را در شبه قاره هند می‌بینیم. شبه قاره هند هم در حقیقت قلمرو اسلامی بود. از همین سالها حركتهایی علیه سلطه بیگانه شروع می‌شود، بنابراین از آغاز قرن نوزدهم تا حالا كه آغاز قرن بیست‌و‌یكم است. حدود دویست سال بیداری اسلامی سابقه دارد. از آن زمانی كه مسلمانها به رهبری راهبران فكری خود به حركت درآمدند تاكنون این حركت بیداری و تلاش در جهت هدایت افكار مردم توسط اشخاص برجسته‌ای كه در جای جای كشورهای اسلامی بودند ادامه پیدا كرد. كاری كه بیدارگران اسلامی در كشورهای مختلف انجام دادند ابعاد مختلف داشته است.
هركدام به سلیقه خودشان راه حلی برای جبران عقب‌ماندگی و خلاصی از استعمار و سلطه بیگانه پیشنهاد كردند و به نوعی كارهای اینها مكمل هم بوده است. ارتباطاتی كه در جهان اسلام بین پیشروان و رهبران بیداری اسلام وجود داشت خود به صورت خودجوش یك انسجامی را بین این منادیان اسلامی ایجاد كرد: این دید رهبران فكری جهان اسلام در طول تاریخ اسلام بوده است. در بیداری اسلامی هم همینطور بوده است.
شما می‌بینید كه ارتباطی كه بین پیشروان نهضت بیداری اسلامی وجود دارد یك ارتباط بسیار نزدیك است و هركدام كاری را كه انجام داده‌اند مكمل كار دیگری بوده است. از معروفترین چهره‌هایی كه در حركت بیداری اسلامی نقش داشته‌اند سید جمال الدین اسدآبادی است. سید جمال‌الدین اسدآبادی كارش و عملش در حقیقت یك الگوی تمام‌نمای دید یك رهبر اسلامی است كه به كل جهان اسلام به عنوان وطن واحد نگاه می‌كند. اصلاً مطالعه سفرهای متعدد، حركتهای گوناگون، اقدامات فرهنگی و اجتماعی كه سیدجمال‌الدین اسدآبادی كرده همه حكایت از این دید جامع و فراگیر دارد. سید جمال با همه كسانی كه امید به آنها داشت كه ممكن است كاری انجام بدهند در ارتباط بود، با پادشاهان، با علماء، با مردم عادی. حالا ممكن است این ایراد را به او بگیرند كه چرا به دربار مثلاً خلیفه عثمانی رفته، یا با ناصرالدین شاه تماس برقرار كرده است. خوب ببینید كه از تماسهایی كه او داشته چه می‌خواسته است. چیزی كه می‌خواسته عزت و وحدت و همبستگی مسلمانها بوده است.
این نهضت بیداری اسلامی را شما می‌بینید كه در همه جا حالت تكاملی خود را طی كرده و هركس در هر كجا قیامی كرده، پرچمی بدست گرفته، پرچمی برافراشته، ضمن اینكه برای مقصد خاص بوده. یك مقصد عمومی را هم دنبال كرده است.
شما می‌بینید كه در ماجرای نهضت تنباكو، كاری كه مرحوم میرزای شیرازی كرد یك هدف خاص داشت، یك هدف عام. هدف خاصش این بود كه بالاخره این امتیاز انحصاری كه به انگلیس داده شده و بواسطه آن وضعیت اقتصادی مسلمانها در ایران دچار مشكل شده آنها را از این وضعیت نجات بدهد. این هدف اختصاصی ایشان بود اما هدف عمومی‌تر ایشان این بود كه یك الگویی مقاومت ارائه دهد.
نتیجه عمومی كاری كه مرحوم میرزا در تحریم تنباكو كرد این بود كه برای اولین بار سلطه جهنمی انگلیس را شكست. ما می‌توانیم بگوییم كه پایه‌گذار نهضت مقاومت منفی در كل جهان بخصوص در جهان سوم مرحوم میرزای شیرازی بود كه خیلی جلوتر از گاندی این ابتكار را كرد كه انگلیسها توانسته بودند كه یك قراردادی را به مردم ایران تحمیل كنند و معاش عده زیادی را مختل كنند و از كسبه، از زائرین، از تجار، بنكدارها و همه كسانی كه از كار تنباكو و توتون ارتزاق می‌كردند، از كشاورز تا آنهایی كه مصرف كننده بودند. همه اینها براساس قرارداد رژی بدست انگلیس افتاده بود. مرحوم میرزا دیدند قشون‌كشی كه نمی‌توانند بكنند و مقابل انگلیس بایستند.
یكی دوبارهم این امتحان شده بود، در همان زمان محمدشاه و ناصرالدین شاه و ایران در مقابل انگلیس‌ها عقب نشسته بود. به دلیل این كه به صورت كاملاً قابل پیش‌بینی و قابل انتظار حریف ارتش امپراطوری نمی‌شدند.
اما حریف خودشان می‌شدند كه قلیان نكشند، چپق نكشند. مرحوم میرزا فرمودند «الیوم استعمال توتون و تنباكو به ای نحو كان در حكم مبارزه با امام زمان (عج) است» این تقریباً متن فتوای معروف میرزاست. از آن وقت دیگر كسی چپق نكشید. قلیان نكشید و توتون و تنباكو روی دست انگلیسی‌ها ماند.
این یك مبارزه‌ای بود به شكل جدید كه دماغ امپراطوری را در ایران به خاك مالید. امپراطوری كه در سراسر دنیا آنچنان اقتدار داشت. كه فرانسوی‌ها را شكست داده بودند، ایالات متحده را به نفع خودشان مصادره كرده بودند و فرانسوی‌ها را ازآنجا بیرون كرده بودند، در جنوب افریقا آلمانی‌ها را شكست داده بودند، در یك نبرد دریایی هلندی‌ها را شكست داده بودند و بالاخره قدرت درجه اول دنیای آن روز بودند، با فتوای مرحوم میرزا در تحمیل انحصار بین‌المللی شكست خورد. این یكی از نقاط اوج بیداری اسلامی بود.
مقاصد جامع بیداری اسلامی آن دو جنبه دارد: 1. دفع شر اجانب و كفار از بلاد مسلمین 2. بازگرداندن عزت مسلمانها
این دو هدف عمده همواره توسط منادیان بیداری اسلامی دنبال شده است ـ بعد از مرحوم میرزا جریان مشروطه را داریم. در مشروطه همین دو هدف قابل رؤیت است. اجانب بر دربار قاجار حاكم بودند. روس و انگلیس تعارف نداشتند.
مسلمانها هم توسط استعمار داخلی و هم استبداد داخلی تحت فشار بودند پس هم باید دفع شر اجانب وعوامل داخلی آنها می‌شد و هم عزت مسلمانها به آنها بازگردانده می‌شد. با پیشگامی علمای ایران نهضت عدالتخواهی كه بعداً اسمش را نهضت مشروطه خواهی گذاشتند شكل گرفت و مشروطه برپا شد. اما دعوای بین سلطه‌گران و سلطه‌ستیزان ادامه پیدا كرد و مشروطه را منحرف كردند و نهایتاً در لباس دیگری مستبد دیگری به نـام رضاخان را آوردند. ظاهر حكومت مشروطه بود اما در واقع بازگشت دیكتاتوری و سلطه استعمار بود. بعد از آغاز جنگ دوم جهانی و رفتن رضاخان، فرصت دیگری كه پیش آمد جریان ملی شدن صنعت نفت است كه باز هم همان بیداری اسلامی، دفع شر اجانب، بازگرداندن عزت مسلمین و احیاء حقوق مسلمین مطرح است. باز می‌بینید كه برخورد دو طرف در 28 مرداد به نفع طرف مقابل تمام شد. یعنی در جریان ملی شدن صنعت نفت همان طور كه در تحریم تنباكو بود علما و مردم آزادیخواه پیروز شدند ولی دو مرتبه آن كسانی كه قبلاً سلطه و استعمار و استبداد را بر مردم تحمیل كرده بودند به یك شكل جدیدی بازگشتند. از 28 مرداد تا انقلاب اسلامی 25 سال طول كشید. امام به عنوان یك كسی كه در دوران كودكی، مشروطه و كنش و واكنشهای مشروطه را دیده بودند، در دوران جوانی عصر رضاخان و مبارزات مدرس را دیده بودند، در میانسالگی كنش و واكنشهای ملی شدن نفت و بعد هم كودتای 28 مرداد را دیده بودند، كوله‌بار بسیار ارزشمند و سنگینی از تجربیات تلخ و شیرین مبارزات ملت ایران و تلاش منادیان بیداری اسلامی را با خودشان داشتند، با استفاده از یك چنین تجربیات بسیار گرانسنگ ایشان كار نهضت انقلاب اسلامی را با هوشمندی دو مرتبه از سر گرفتند و یك معماری جدیدی را ایجاد كردند و یك بنای نویی را پی افكندند كه این بنای نو همین انقلاب اسلامی و حكومت اسلامی و ولایت فقیه است كه حاصل تجارب بسیار طولانی، پرفراز و نشیب و خونین در كنش و واكنش بین مسلمانان و استعمارگران خارجی و مستبدین داخلی در طی دویست سال بوده است.
انقلاب اسلامی با معماری امام و پشتوانه چهارده قرن تاریخ اسلام و بخصوص دویست سال نهضتهای به هم بافته شده بیداری اسلامی بوجود آمد. تك تك كسانی كه تلاش كردند در بازگرداندن عزت مسلمین و دفع شر اجانب و سلطه اجانب، اینها كارشان در حقیقت بخشی از این سرمایه عظیمی بود كه امام به عنوان پشتوانه با خودش داشت. تجربه مشروطه، تجربه سلطه رضاخان، تجربه ملی شدن نفت، تجربه كودتای 28 مرداد، تفرقه‌هایی كه بین مردم ایجاد كرده بودند و نهضتهای مختلف كه به شكست كشانده شده بود، همه اینها همان كوله‌بار سنگین تجربه امام بود. ایشان با آسیب‌شناسی این تحولات تاریخی و انقلابی بخوبی آشنا بودند و می‌دانستند كه آفتهای خارجی و آفتهای داخلی‌اش چیست. و لذا برای هركدام از اینها تمهیدی اندیشیدند. كار جامعی كه ایشان انجام دادند ـ در حقیقت بخش مهمی از آن ـ حاوی پیش گیری هایی بود از آنچه در گذشته موجب شد كه نهضتهای ایرانی و اسلامی دچار شكست بشود.
تجربه به ایشان می‌گفت كه باید مردم در صحنه باشند. تجربه تاریخی دویست ساله در ایران و كشورهای دیگر می‌گفت كه حتماً باید مردم در صحنه باشند و مردم در چارچوب اسلام نقش داشته باشند. اگر هركاری بشود كه مردم از صحنه خارج شوند نهضت از پشتوانه‌های خودش خالی خواهد شد. پس قدرت نهضت با حضور مردم و هدایت نهضت با حضور علمای راستین اسلام در صحنه است. یك چنین تلفیق و یك چنین تركیب و یك چنین كیمیاگری كه امام كردند به مس وجود ملت در حقیقت یك اكسیری را زدند كه طلای انقلاب بوجود آمد. مادامی كه این دو مطلب پابرجاهست (حضور مردم در صحنه و هدایت عالمان راستین اسلام) نهضت آسیب نمی‌بیند چه از سلطه‌گران بیگانه و چه از عوامل پیدا و پنهان داخلی آنها. رمز موفقیت امام و بقای انقلاب هم همین بود. امام نشان دادند كه مسلمانها و اسلام آن ظرفیت را دارند كه در هر زمانی سرپای خود بایستند و هر شرایطی كه در دنیا باشد و بر دنیا حاكم باشد مسلمانها می‌توانند متناسب با آن شرایط وضعیت خود را طوری تنطیم كنند و خود را تطـبیـق بـدهنـد كـه از عـهـده مشكلات خاص آن عصر برآیند و به عنوان یك امت زنده در دنیا مطرح باشند. كاری كه امام كردند غیر از این آثاری كه ما در داخل كشور می‌بینیم ـ آثار بسیار زیاد ـ بركات فراوان در جهان اسلام دارد. این را دوست و دشمن می‌گویند.
بازگشت دین به صحنه اجتماعی یكی از آثار كار امام بود و شما می‌بینید حتی در كلیسا هم همینطور شد، در جهان مسیحیت هم همینطور شده است. بنده این را هم در امریكای لاتین دیدم هم در اروپای كاتولیك. بعضی از پیش‌كسوتان حركتهای سیاسی مسیحی در اروپا و امریكای لاتین این را اقرار می‌كردند كه كاری كه امام كرد باعث شد حتی كلیسا به صحنه اجتماع برگردد. مسیحیت دو مرتبه خودش را در صحنه اجتماع تعریف بكند و از آن انزوای صومعه‌ها بیرون بیاید. در حالی كه همه كسانی كه در طول این یكی دو قرن كار كرده‌اند ـ از اگوست كنت و ماكس وبر و ماركس و دیگران تلاششان این بود كه دین را از صحنه اجتماع جدا كنند و پایه‌گذاران سكولاریسم چپ و راست در حقیقت امیدشان و جهت‌گیری‌شان این بود كه مردم را به سمتی ببرند كه دین كاملاً از جامعه متنزع بشود.
كاری كه امام كرد در حقیقت پایه‌های بسیاری از این تئوریها را سست كرد و دین دوباره برگشت. شما می‌بینید كه همین نو محافظه‌كاران امریكایی كه الان قدرت را در دست دارند تكیه‌گاهشان یك شكل افراطی از مذهب مسیحی است. البته این به مفهوم صحت تفكر آنها نیست، بلكه نتیجه‌ای كه از آن استنتاج می‌شود بازگشت دین به عرصه اجتماع و سیاست است. و كار دیگر اینكه جهان اسلام را به خودش آورد و از آن زمان تا به حال یك غلیان و جوشش پایان‌ناپذیر و رو به تزایدی در كل جهان اسلام هست.
در ایران هم برای اولین بار یك نهضت پایدار 25 ساله شكل گرفت كه همچنان به پیش می‌رود و همچنان پرچمدار مبارزه علیه سلطه بیگانگان و استبداد داخلی در كل جهان اسلام است و هیچ كس نمی‌تواند ادعا بكند كه امروز قوت و قدرت نهضت اسلامی در ایران كمتر از بیست سال پیش است. البته هر روز عرصه‌های جدیدتر رو در روی انقلاب هست و مسایل رو در روی ما متناسب با پیچیده‌ترشدن وضعیت دنیا گسترده‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز ایجاد انقلاب اسلامی است. یعنی آن دو عامل اصلی كه اشاره گردید.
بی‌تردید اگر ما منحنی بیداری اسلامی را در طی این دویست سال رسم بكنیم، امام قله این منحنی است. هیچ كس را ما ‌‌‌‌بدون تعارف سراغ نداریم در هیچ كجای جهان اسلام كه به یك چنین مرتبه‌ای رسیده باشد. این را همه اقرار می‌كنند. ان‌شاءالله خداوند درجات امام را كه عالی است، متعالی بفرماید و دعای آن بزرگوار را بدرقه راه رهروان نهضت انقلاب اسلامی قرار دهد.
مجله حضور شماره 45


برچسب ها :
دیدگاه ها