تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


امام ششم عليه السلام و امام دوازدهم عليه السلاماز امام صادق عليه السلام روايات بسياري در اين باره نقل شده که به مرور برخي از آنها مي پردازيم:هنگامي مردم به خدا نزديک ترند و خدا از آنان خشنودتر است که حجت خدا در ميانشان نباشد و بر آنها آشکار نشود و جاي او را ندانند، ولي باور کنند که حجت خدا و نشانه هايش از ميان نرفته است. در اين روزگار، هر صبح و شام منتظر فرج باشيد. (1)به خدا سوگند، مهدي شما از ديدگانتان پنهان مي شود. خيره سران گويند: خداوند نيازي به آل محمد صل الله عليه و آله ندارد. آن گاه چون« شهاب خيره کننده و پر نور» ظاهر مي شود و زمين را پر از عدل و داد مي کند؛ همان سان که پر از جور و ستم شده باشد.(2) از خودنمايي و شهرت بپرهيزيد که امام شما سال ها غايب خواهد شدو شما در بوته ي آزمايش قرار خواهيد گرفت. خواهند گفت: او مرده، و از دنيا رفته، معلوم نيست در کدام وادي گام نهاده . از ديدگان مؤمنان سيل اشک سرازير خواهد شد. شما نيز همانند آن کشتي که دستخوش امواج دريا شده، دستخوش امواج حوادث مي شويد. از اين طوفان ها و بحران ها تنها کساني مي رهند که خداوند از آنها پيمان گرفته و بذر ايمان در دلشان کاشته و با روحي از خود، تأييدشان کرده است. آن گاه دوازده پرچم همسان به اهتزاز درآيند که معلوم نشود کداميک از کجا است. ( هيچکس از ديگري از حيث حق و باطل شناخته نمي شود).مفضل مي گويد: من به شدت گريستم. امام صادق عليه السلام فرمود:چرا گريه سر دادي؟!گفتم: چگونه گريه نکنم در حالي که مي فرماييد: دوازده پرچم همسان خواهند بود که از يکديگر شناخته نشوند. پس ما چه خواهيم کرد؟! به کجا خواهيم رفت؟!امام عليه السلام به نور آفتابي نگريست که ازروزنه به اطاق مي تابيد و فرمود: اين نور خورشيد را مي بيني؟گفتم: آري.فرمود:به خدا سوگند، امر ما از اين نور خورشيدروشن تر است. (3)اي ابابصير! و پنجمين فرزندم پسرم موسي است. او فرزند بهترين کنيزان است. چنان غيبتي دارد که باطل گويان دچار شک و ترديد شوند. آن گاه خداوند تبارک و تعالي او را ظاهر گرداند و شرق و غرب جهان را به دستش فتح کند. روح الله عيسي بن مريم عليه السلام فرود مي آيد و در پشت سرش نماز گزارد. زمين به نور پروردگارش روشن گردد و بر زمين نقطه اي نمي ماند که در آن جز خداي پرستيده شود. دين يکسره از آن خداي گردد، اگر چه مشرکان نخواهند. (4)ايشان دوباره ي زمين و زمان به روزگار ظهور مي فرمايد:هر گاه قائم قيام کند، به عدالت حکم مي کند و در زمان او جور و ستم برچيده مي شود. با او ، امنيت در راه ها برقرار مي گردد و برکات زمين نمايان مي شود.(5)هر گاه قائم ما قيام کند، انتقام خدا و رسول و همه ي خاندان پيغمبر را خواهد گرفت.(6)وقتي قائم قيام کند، مردم را بار ديگر به اسلام مي خواند و به امري که از ميان رفته و بيشتر مردم آن را رها کرده و به گمراهي افتاده اند، راهنمايي مي کند و از اين رو، او را مهدي ناميده اند که مردم را به امري راه مي نمايد که از آن وامانده اند و او را به اين سبب قائم مي خوانند که به حق قيام مي کند. (7)هر گاه قائم قيام کند، کسي از بندگان خداوند رو به رويش نمي ايستد مگر مي داند که آيا او صالح است يا ناصالح. در او نشانه اي براي هوشمندان است. (8)
امام هفتم عليه السلام و صاحب الزمان عليه السلامامام کاظم عليه السلام مي فرمايد:جسم او از ديدگان ناپديد شود، ولي يادش هرگز از خاطر مؤمنين نرود. او دوازدهمين ما است که خداوند هر دشواري را برايش آسان سازد و هر سختي را برايش هموار نمايد. گنج هاي زمين را برايش ظاهر کند و راه هاي دور را نزديک نمايد و ستمگران را به دستش نابود سازد و اغواگران را به وسيله ي او از هستي براندازد. او فرزند بهترين کنيزان است که ولادتش بر مردمان پوشيده باشد و بردن نامش روا نباشد تا خداوند تبارک و تعالي اذن ظهور دهد و به دست او زمين را پر از عدل و داد کند، چنان که پر از ظلم و جور شده باشد. (9)علي بن جعفر عليه السلام از برادرش حضرت موسي بن جعفر علهيما السلام روايت مي کند که فرمود:هنگامي که پنجمين فرزند وصي هفتم از ديدگان ناپديد شود، از خدا بترسيد در دين خود . به خدا پناه ببريد درباره ي دينتان، تا کسي نتواند شما را در دينتان بلغزاند. پسر جان! بي گمان، براي او غيبتي خواهد بود که بيشتر مؤمنين از ايمان خويش برگردند. اين آزموني الهي است و شما را با آن مي آزمايند. اگر نياکانتان ديني بهتر از اين مي يافتند، آن را مي پذيرفتند.علي بن جعفر عليه السلام گفت: سرور من! مقصود از پنجمين فرزند وصي هفتم کيست؟ فرمود:پسر جان! عقل شما از درک آن و جانتان از حمل آن ناتوان است. اگر خداوندي عمري دهد، آن روز را درک مي کنيد.(10)هر چند مقام دانش و فضيلت جناب علي بن جعفر عليه السلام بر همه روشن است، امام عليه السلام مي فرمايد: عقل شما از درک آن قبله ي مقصود و کعبه ي موعود ناتوان است که بي ترديد چنين است.
امام هشتم عليه السلام و حجت بالغه ي الهي عليه السلامحسن بن فضال از امام رضا عليه السلام نقل مي کند که فرمود:گويي با چشم خود شيعيان را مي بينم که هنگام رحلت سومين فرزندم [ امام حسن عسکري عليه السلام] در پي پناهگاهي مي گردند و نمي يابند.گفتم: چگونه چنين مي شود اي فرزند پيامبر؟!فرمود:« زيرا امامشان غايب مي شود».پرسيدم: چرا ؟!فرمود:« براي اين که وقتي با شمشير قيام کند، بيعت احدي بر گردنش نباشد».(11)ريان بن صلت مي گويد، به امام رضا عليه السلام عرض کردم: آيا شما صاحب اين امر هستيد؟ فرمود:من صاحب اين امرهستم، ولي کسي نيستم که زمين را پر از عدل و داد کنم؛ چنان که پر از جور و ستم شده باشد. من چگونه با اين ضعفي که در بدن دارم، مي توانم او باشم؟! قائم عليه السلام کسي است که چون قيام کند، در سن پيرمردان و در سيماي جوانان باشد. آن قدر بدنش نيرومند است که اگردست بر تنه ي بزرگترين درخت زمين زند، آن را از ريشه مي کند و اگر در ميان کوه ها بانگ برآورد، صخره ها فرو مي ريزد. عصاي موسي عليه السلام و انگشتر سليمان عليه السلام با او است . او چهارمين فرزند من است. خداوند او را تا هنگامي که بخواهد، پشت پرده ي غيبت نگه مي دارد. آن گاه ظاهر مي شود و زمين را پر از عدل و داد مي کند؛ چنان که پر از جور و ستم شده باشد.گويي با چشم خود مي بينم مردمان به يأس و نوميدي دچار شده اند که نداي آسماني به گوششان مي رسد. اين ندا از دور همچون نزديک شنيده مي شود. او براي مؤمنين رحمت و براي کافران تازيانه ي عذاب است. (12)در اين حديث، نيروي جسمي حضرت مهدي عليه السلام با تعبيري بسيار شيوا ترسيم شده است و مي دانيم که در کلام معصوم عليه السلام مبالغه و تعارف به کار نمي رود. از اين رو، روشن مي شود که حضرت مهدي عليه السلام با آن نيروي آسماني اش خاطره ي دلاوري هاي جد پاک نهادش، اميرالمؤمنين عليه السلام را زنده مي کند و قدرت نمايي آن حضرت را در فتح خيبر و قتل عمرو بن عبدود به نمايش مي گذارد. به هر سو روي کند، پيروز خواهد شد و به کاخ هر ستمگري برسد، ويرانش مي کند و به هر ستمديده اي برسد، رفع ستم مي کند.خضر عليه السلام از آب حيات خورده و زنده است و تا دميدن صور نخواهد مرد. او همواره پيش ما مي آيد و بر ما سلام مي کند. ما صدايش را مي شنويم، ولي او را نمي بينيم. خداوند به وسيله ي او رنج غربت را از قائم ما در زمان غيبت خواهد زدود و قائم عليه السلام را از تنهايي مي رهاند. (13)
امام جواد عليه السلام و حضرت مهدي عليه السلامامام جواد عليه السلام مي فرمايد:چون پسرم علي ( امام هادي عليه السلام) در مي گذرد، چراغي آشکار مي شود( امام حسن عسکري عليه السلام) آن گاه خاموش مي شود. واي بر کسي که دچار شک و ترديد شود. خوشا به حال کسي که دين خود را بردارد و بگريزد. حوادثي روي مي دهد که جوانان پير مي شوند و موها سفيد مي گردد. فتنه هاي سخت و کمرشکن رخ مي نمايد که سنگ هاي سخت و صخره هاي فولادين شکسته مي شود… نخستين نداي آسماني در ماه رمضان و شب جمعه است. به آن نوا گوش فرا دهيد و اطاعت کنيد و در آخر روز شيطان ملعون بانگ برمي آورد که فلاني ( عثمان) مظلوم کشته شد تا مردم را به شک و ترديد وادارد و فته بر پا کند. آن روز چقدر از مردم دچار شک و حيرت مي گردند و سرگردان مي شوند! هنگامي که نداي نخست را در ماه رمضان شنيدند، هرگز شک به خود راه ندهيد که آن صداي جبرئيل است و نشانه اش اين است که از مهدي به نام خود و پدرش نام مي برد. (14)امام دهم عليه السلام و حضرت حجت عليه السلامامام هادي عليه السلام مي فرمايد:در روزگار غيبت قائم شما، اگر نبودند اين دانشمنداني که مردم را به سوي او مي خوانند و راه مي نمايند و به دلايل و براهين الهي از آيين او دفاع مي کنند و دست بندگان مستضعف را مي گيرند و از دام هاي شيطان مي رهانند، همه ي مردم از دين بيرون مي رفتند و به ارتداد مي گراييدند. ولي همين مردان دين، رشته ي دل هاي ضعيفان شيعه را مي گيرند؛ چنان که ناخداي کشتي سکان کشتي را مي گيرد. آنانند که نزد خداي عزو جل از هر گروهي برترند. (15)او است که کلمه ي امت را ( با وحدت ايشان) تحقق مي بخشد و نعمت هاي الهي را کامل مي گرداند و خداوند به وسيله ي او حق را پا برجا مي کند و باطل را نابود مي سازد. هم او مهدي منتظر عليه السلام است. (16)
امام عسکري عليه السلام و فرزند برومندشانامام حسن عسکري عليه السلام فرمود:گويي با چشم خود مي بينم که پس از من درباره ي جانشينم دچار اختلاف شده ايد. آگاه باشيد آن کسي که به همه ي امامان، پس از رسول اکرم صل الله عليه و آله مؤمن است، ولي پسر من را منکر است، همانند کسي است که به رسالت همه ي پيامبران مؤمن است و رسول اکرم صل الله عليه و آله را منکر است. کسي که نبوت رسول اکرم صل الله عليه و آله را انکار کند، همانند کسي است که همه ي پيامبران الهي را انکار کند. چرا که اطاعت آخر ما چون اطاعت اول ما است. کسي که منکر آخر ما باشد، اول ما را نيز انکار کرده است. آگاه باشيد که براي فرزند من غيبتي هست که مردم در آن به ترديد مي افتند، مگر کسي که خدايش او را نگه دارد. (17)
حضرت مهدي عليه السلام واپسين وصيطريف، خادم امام حسن عسکري عليه السلام مي گويد: روزي مولايم صاحب الزمان عليه السلام فرمود: چوب صندل سرخ براي من بياور. چون آوردم، فرمود: مرا مي شناسي؟ گفتم: آري. فرمود: من کيستم؟ گفتم: شما سرور من و فرزند سرور من هستيد . فرمود : منظورم اين نبود. گفتم : جانم فداي شما ، منظور شما چيست؟ فرمود:من واپسين وصي هستم که با من اوصيا پايان مي يابند و خداوند، با من بلاها را از اهل بيت و شيعيانم دفع مي کند. (18)باز از آن حضرت عليه السلام روايت شده که فرمود:ما نظر از شما ( شيعيان ) بر نمي گيريم و شما را به حال خود رها نمي سازيم و فراموشتان نمي کنيم اگر اينگونه نبود، دشمنان، شما را از بين مي بردند. (19)در دعايي از حضرت مهدي عليه السلام روايت شده است ، که عرضه بداريم:خداوندا! به دست او حدود رها شده و احکام کنار مانده را بر پا کن . (20)و در حديث است:بر پا شدن حدي از حدود الهي، از چهل شبانه روز باران پاک تر و پاک کننده تر است.در حديثي گوهرين، مي فرمايد:شما، هنگام غيبت، چونان از من بهره مي بريد که مردمان از خورشيد بهره مي برند آن گاه که پشت ابر است. (21)از حضرت مهدي عليه السلام نقل شده که فرمود:به من خبر رسيده است که گروهي از شما در دين به ترديد افتاده اند و نسبت به اولياي امرشان شک و حيرت کرده اند و اين مايه ي غم ما است. البته غم ما براي گمراهي شما نه براي خودمان ؛ زيرا خداوند با ما است و نيازي به غير او نداريم. حق با ما است و چنين نيست که اگر کسي دست از ما بردارد، ما تنها شويم .(22)از همان امام همام عليه السلام روايت است:نادانان شيعه و آنان که دينشان در نزدشان مانند بال پشه است، ما را مي آزارند.(23).
پي نوشت :

1. کمال الدين ، ص 337.2. بحارالانوار، ج 51، ص 145.3. کمال الدين، ص 347.4. بحارالانوار ، ج 51، ص 146.5. بحارالانوار ، ج 52، ص 338.6. همان ، ص 376.7. بحارالانوار، ج 51 ، ص 30.8. کافي ، ج 2 ، ص 670.9. بحارالانوار ، ج 51 ، ص 150.10.کمال الدين ، ص 360.11. بحارالانوار، ج 51، ص 152.12. اعلام الوري، ص 43413. بحارالانوار، ج 13، ص 299.14.بشاره الاسلام، ص 160.15.محجه البيضاء، ج 1، ص 32.16. يوم الخلاص، ص 404.17.کمال الدين ، ص 409.18.بحارالانوار، ج 50، ص 30.19. الاحتجاج ، ج 2 ، ص 323.20. همان ، ج 53، ص 189.21. الاحتجاج ، ج 2 ، ص 284.22. همان ، ج 2 ، ص 278.23. همان ، ج 2، ص289.

 


برچسب ها :
دیدگاه ها