تاریخ انتشار : ۳۰ شهریور ۱۳۹۶


لزوم تحفظ حقیقت در نقد آیین های محرم

نوشته دکتر آیت پیمان :

حجت الاسلام مسیح مهاجری در سر مقاله اخیر روزنامه جمهوری اسلامی آورده اند : ” نباید فریب کمیت‌ها و پلوهای نذری محرم را بخوریم و تصور کنیم اقبال به عزاداری حسینی رو به افزایش است. اگر گروه‌های تحقیق و بررسی مرکب از افراد روشن و جامع نگر مامور بررسی مجالس و محالف عزاداری شوند قطعاً به این نتیجه خواهند رسید که علیرغم ظاهر پرطمطراق عزاداری‌های محرم، این عزاداری‌ها همواره سطحی‌تر می‌شوند و خروجی ناامید‌کننده‌ای دارند” .

 

آقای مهاجری شخصیتی فرهنگی و مورد حترام هستند اما در برخی اوقات در مقام نقد از اعتدال مورد انتظار خارج می شوند . گویا وی این سالیان حضور در محافل مختلف و یا در سطوح مختلف از هیئات محرم نداشته باشند و بر اساس جریان مخالف خوان در فضای مجازی، چنین نظری یافته و این چنین تحلیل کرده باشند .

این نگارنده که با هیئات و مجالس سوگواری در داخل و خارج کشور ارتباط پیوسته دارم و دستی در اعزام مبلغین محقق و پژوهشگر از بین اساتید برجسته حوزه و دانشگاه و اغلب عضو هیئات علمی دارم ، تحلیل ایشان را تصدیق نمی کنم . علیهذا خاطرنشان میکنم حقیقت آن است که؛

– تعداد اندکی از هیئات داریم که اطعام می کنند واین بیشتر در مجالس کوچک خانگی است وپذیرایی اغلب آنها هم مختص در دو روز تاسوعا و عاشورا می باشد ، و اما بسیاری از مجالس سنگین و پر جمعیت و هیئات بزرگ و با کیفیت هیچگونه پذیرایی ندارند و در عین حال از رونق و محتوا و جاذبه رو به تزاید سال به سال برخودار هستند .

_ تعداد اندکی از مجالس، سخنرانان سطحی و کم محتوی و مداحان سبک خوان و سخیف خوان و بی سواد دارند که شعر و حرف وهن آلود از آنها صادر شده و تذکر هم زیاد دریافت می کنند .

– اکثر مجالس مهم و پرجمعیت ، سخنران و خطیب عالم و فاضل، در سطح اساتید حوزه ودانشگاه دارند و مداحان پخته و مجرب را دعوت می کنند .

– مشکل آن است که خوب ها را کسی انگشت نما نمی کند اما خصلت انسان و جامعه انسانی این است که بدیها را انگشت نما می کنند و این آفت ” اراد بسوء ” برای همه ما در مقام نقد ونظر است .

– در جامعه خیلی کم اتفاق می افتد که در سطح رسانه ها و وب سایت ها و شبکه ها … از یک مداح خوب و شعر نغز و پر محتوا و سبک فاخر و سنگین او به دفعات و تکرار تعریف و تمجید شود و اما همینکه مداحی بی دقت و بی مبالات ، شعر و سبکی سبک و آهنگین و نامطلوب اجرا کرد ، در بوق و کرنا می شود و انگشت نمای عالم می شود . و هکذ ا در مورد منبریها و سخنرانان مراسم و مجالس .

– تحلیلگر و نقاد باید آیینه صفت و منصف عمل کند و خوبی ها و محاسن را به پای بدیها و معایب ذبح نکند .

بنا بر این بهتر استکه جناب مهاجری در نظرگاه خود تجدید نظر نمایند و واقعیت وحقیقت کمی و کیفی مجالس سید الشهداء را مشاهدتا” بررسی و تحلیل نمایند نه از روی امواج مخالف خوانها و خرده بگیران و بهانه تراشانی که با هرآنچه متعلق به دین ودینداری است سر ناسازگاری دارند .

نکته مهمی که بایستی این روزها ، مورد توجه فعالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی باشد ، هوشیاری وهوشیارسازی در مقابل القائات ، شایعات ، خبر سازی و فضاسازی شبکه های اجتماعی است که اتاق فکر و ستادهای طراحی آنها در خارج مرزها است و واقعیت قابل تامل این است که دشمنان اسلام حقیقی (مکتب تشیع ) ، فرهنگ انتظار و فرهنگ عاشورا را مورد هدف تهاجمات فکری و فرهنگی خود قرار داده اند .

باز هم ماه محرم، ماه عزای حسینی آغاز گردید. اما طبیعتا دشمنان نیز بی کار ننشسته اند و علاوه بر شبهه افکنی های قدیمی ، گاهی منویات سوء و شوم خود را با ترفند و ناخواسته از زبان شخصیت های موثر خودی تکرار می کنند.

یکی از شبهات تکراری آنان مربوط به اشک و گریه است. مثلا می گویند که: ( گریه، عامل تخدیر جامعه و باعث فروکش کردن غضب نسبت به دشمنان است؛ قانع شدن به گریه به جای اقدام عملی، زمینه ی پیدایش سستی و رخوت در جامعه است، باید به جای دعوت جامعه به گریه و عزاداری، که هیچ فایده ی عینی ندارد، آن را به تجهیز عملی و حرکت فیزیکی مثبت تشویق نمود؛ گریه کار انسانی است که عاجز از گرفتن حق خود هستند و اسلحه ای جز اشک ندارند.

از سوی دیگر، گریه بر جریانات اجتماعی اثر سوء گذاشته و عقده های متراکم جبهه حق را تخلیه می کند و مانع ظهور درگیری می شود. چنانکه بعد از جنگ بدر، وقتی کفار مکه می خواستند بر کشتگان خود گریه کنند، همدیگر را از گریه منع می کردند و می گفتند: گریه و شیوه، عقده های ما را که می تواند ما را برای جنگ تمام عیار تحریک نماید تخلیه می کند؛ و زمینه های درگیری با جبهه ی مقابل را از بین می برد.

لذا نگاه به عاشورا نباید از منظر تأثرات عاطفی و گریه و اشک باشد، بلکه بیان روح حماسی عاشوراست که تأثیرگذار است و زمینه های اجتماعی جنگ حق و باطل را فراهم می کند.!)

در ابتدا باید گفت این شبهات ، ناشی از عدم شناخت عزای سیدالشهداء علیه السلام است. پیوند با واقعه عاشورا، که به نفی، برائت، بیزاری، صلح و جنگ و تشکیل جبهه ی واحد برای خونخواهی، آن هم در رکاب امام زمان (عج) می انجامد، نقطه آغازش گریه و پیوند عاطفی است که به ارتقای وجدان فردی و سپس وجدان اجتماعی منجر می شود. پیامدهای گریه و آثار آن، موجب انباشته شدن معرفت عاشورایی و زمینه ساز درگیری جبهه ی حق با جبهه ی باطل می گردد، لذا زیارت عاشورا بیانگر این نکته است که عزادار، تا احساس نیاز و انکسار در پرتو مصیبت زدگی را نداشته باشد به مراحل بالاتر دست نمی یابد. گریه و عزاداری، مدخل و نقطه ی آغاز ورود به جبهه ی تاریخی عاشوراست.

اولین ثمره ای که در توجه به مصیبت سیدالشهدا برای انسان حاصل می شود «دشمن شناسی» است. این گریه، نه تنها عامل تخدیر نیست، بلکه عواطف تاریخی و اجتماعی بشر را به بلوغ می رساند.

عزادار و مصیبت زده ی سیدالشهداست که خطاب به اصحاب امام حسین «یا لیتنا معکم فافوز معکم» می گوید و آرزوی در کربلا بودن را دارد. این گریه و اشک برای سیدالشهداء است که شوق حضور در رکاب امام زمان (عج) و نفس کشیدن در دولت حقه ی ولی عصر (عج) را در دلها زنده می کند:

«ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام مهدی …».

و تاریخ گواه بر آن است که منع از عزاداری ها و توسّلات و جلوگیری از مجالس ذکر مصیبت و روضه خوانی و القای شبهات از سوی دشمنان، دلیلی نداشته است جز اینکه می دانسته اند، گریه، مصایب سیدالشهدا و اصحابش، دل ها را از هر نوع آرزوهای دنیایی و جبهه گیری های مادّی پاک می کند و اساس «سلم» و «حرب»، قلوب را بر محور آرمان های والای سیدالشهدا استوار می کند.

گریه هدف نیست، نردبان ارتقاء برای یک اقدام اجتماعی و فراگیر است. گریه به احساسات، جهت صحیح می دهد و جامعه را به برقراری احکام دین بر محور ولایت، ترغیب می کند.

لذا امامان اهل بیت در روایات فراوان هم خود در رثای سید الشهدا گریسته اند و هم شیعیان را امر به گریستن نموده اند و برای گریه بر جد مظلومشان وعده های بزرگی همچون بخشش گناهان بزرگ و کوچک و ورود در بهشت داده اند.

صلی الله علی الباکین علی الحسین.


برچسب ها :
، ،
دیدگاه ها