تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


فردوسی حماسه‌سرای بزرگ ایران، حکیم ابوالقاسم فردوسی می‌گوید: چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی خداوند امر و خداوند نهی که من شهر علمم، علی‌یم در است درست این سخن گفتِ پیغمبر است گواهی دهم این سخن راز اوست تو گویی دو گوشم به آواز اوست اگر چشم داری به دیگرسرای به نزد نبی و وصی گیر جای منم بنده اهل‌بیت نبی ستاینده خاک پای وصی خود آن روز نامم به گیتی مباد که من نام حیدر نیارم به یاد بر این زادم و هم بر این بگذرم یقین دان که خاک پیِ حیدرم حکیم توس در این ابیات هرگاه از امام علی علیه‌السلام یاد می‌کند، بیش از هر وصف دیگر، بر وصایت ایشان تأکید می‌ورزد و از ایشان با عنوان وصی یاد می‌کند. مولوی جلال‌الدین محمد مولوی بلخی در دیوان شمس تبریزی می‌گوید: تا صورت پیوند جهان بود، علی بود تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود سلطان سخا و کرم و جود، علی بود… آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن کردش صفت عصمت و بستود، علی بود مولانا در این غزل، مولا علی علیه‌السلام را با اوصافی همچون ولی، وصی و معصوم به نص قرآن ستایش می‌کند. او در دفتر ششم مثنوی به تفسیر حدیث «من کنتُ مولاه فعلیٌ مولاه» می‌پردازد و می‌گوید: زین سبب پیغمبر با اجتهاد نام خود و آن علی مولا نهاد گفت هر کس را منم مولا و دوست ابن عمّ من، علی، مولای اوست سعدی شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در قصیده‌ای، امیر مؤمنان را سردار اتقیا و معصوم معرفی می‌کند: کسی را چه زور و زَهره که وصف علی کند جبار در مناقب او گفته: هل اتی… دیباچه مروت و سلطان معرفت لشکرکش فتوت و سردار اتقیا فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی کسایی مروزی کسایی مروزی از شاعران قرن چهارم می‌گوید: فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین فضل حیدر، شیر یزدان، مرتضای پاک‌دین فضل آن کس کز پیمبر بگذری، فاضل‌تر اوست فضل آن رکن مسلمانی، امام‌المتقین… لافتی الاّ علی برخوان و تفسیرش بدان یا که گفت و یا که داند گفت جز روح‌الامین؟ آن نبی، وز انبیا کس نی به علم، او را نظیر وین ولی، وز اولیا کس نی به فضل، او را قرین آن چراغ عالم آمد، وز همه عالم بدیع وین امام امت آمد وز همه امت گزین ناصر خسرو قبادیانی ناصر خسرو، از شاعران قرن پنجم درباره غدیر می‌سراید: با خرد باش یک‌دل و همسر چون نبی با علی به روز غدیر و در چکامه‌ای بلند سروده است: آن‌که معروف به او شد به جهان روز غدیر وز خداوند ظفر خواست پیمبر به دعاش هر خردمند بداند که بدین وصف علی است چو رسید این همه اوصاف به گوش شنواش و نیز گوید: ندانم جز این عیب مر خویشتن را که بر عهد معروف روز غدیرم حزین لاهیجی حزین لاهیجی از شاعران قرن دوازدهم می‌سراید: آن طایر قدسم که چکد خون ز صفیرم با درد و غم عشق سرشتند خمیرم… مستی مرا نیست به دنبال خماری پیمانه‌کش میکده خمّ غدیرم… می‌گویم و دانم که ره رسم و ادب نیست نامی که بُوَد صیقل زنگار ضمیرم برهان ازل، فیض ابد، مظهر اول ایمان من و دین من و هادی و پیرم سلطان قدر، حیدر صفدر که ز مدحش بگرفته بلندی سخن عرشْ‌سریرم ملک الشعرای بهار ملک الشعرای بهار در وصف غدیر خم سروده است: در غدیر خم امروز، باده‌ای به جوش آمد کز صفای او روشن، جان باده‌نوش آمد وان مبشّر رحمت، باز در خروش آمد کان صنم که از عشاق، برده عقل و هوش آمد منبع: پایگاه حوزه
 


برچسب ها :
دیدگاه ها