عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام

عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام

آیا اعمال امت بر پیامبر و امامان (علیهم السلام) عرضه می‌شود؟
توضیح سؤال:

عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر(ص) و امامان (ع) چگونه است؟

آیا فقط مربوط به زمان حیات آنان است یا بعد از حیاتشان نیز ادامه دارد؟
پاسخ اجمالی:

طبق آیه قرآن کریم، خداوند متعال، رسول خدا (صلی الله علیه و‌آله) و مؤمنان از اعمال و کردار بندگان، آگاه هستند:

وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (توبه/۱۰۵)

بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى‏بینند! و بزودى، بسوى داناى نهان و آشکار، بازگردانده مى‏شوید و شما را به آنچه عمل مى‏کردید، خبر مى‏دهد!»

روایاتی که در منابع شیعه از رسول خدا و ائمه طاهرین (علیهم السلام) وارد شده، مصداق «مؤمنان» را ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌دانند. در نتیجه آن بزرگوارن نیز بر اعمال بندگان آگاه هستند.

در روایات صحیح اهل سنت، تصریح شده است که حتی اعمال زنده ها بر اموات نزدیک انسان نیز عرضه می‌شود و علمای اهل سنت این مطلب را تأیید کرده و می‌گویند که خداوند متعال آنها را از اعمال بندگان آگاه می‌سازد.

اما در باره چگونگی عرضه اعمال تعبیر روایات شیعه مختلف است؛ طبق برخی اخبار، هر روز، طبق دسته دیگر هر پنج شنبه و برخی اخبار هر ماه را زمان عرضه اعمال بیان کرده اند.
پاسخ تفصیلی

عرض اعمال منحصر به زمان حیات پیامبر و ائمه طاهرین (علیهم السلام) نیست؛ بلکه بعد از وفات هم بر ایشان عرضه می‌شود؛ زیرا بعد از حیات دنیوی نیز آنها زنده هستند.

عرضه اعمال در روایات شیعه

عرضه اعمال به محضر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، از مباحث مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است و طبق روایات شیعه، اعمال بندگان بر ائمه معصومین (علیهم السلام نیز عرضه می‌شود؛ اما در روایات اهل سنت بحث عرضه اعمال بر اهل قبور و اموات نزدیک بازماندگان نیز مطرح شده است.

در این نوشتار به صورت اختصار این بحث را ابتدا از دیدگاه روایات شیعه بررسی می‌نماییم.

در اصول کافی باب (عرض الأعمال على النبی صلى الله علیه وآله وسلم والأئمه علیهم السلام) حدود شش روایت در این زمینه آمده که برخی از روایات آن معتبر هستند. و در منابع روایی دیگر نیز نظیر این روایات نقل شده که در مجموع به حد تواتر می‌رسند. این روایات به دو دسته تقسیم می‌شوند:
دسته اول: عرضه اعمال به رسول خدا (ص)

تعدادی از روایات معتبر بیانگر این نکته هستند که اعمال بندگان الهی به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه می‌شود:
روایت اول: (سند صحیح)

امام باقر (علیه السلام) در روایت صحیح در پاسخ سؤال از عرضه شدن اعمال به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: این مطلب قطعی است و تردیدی در آن وجود ندارد:

۱۰- حَدَّثَنَا السِّنْدِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَعْمَالِ هَلْ یُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَالَ مَا فِیهِ شَکٌّ قِیلَ لَهُ أَ رَأَیْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ فَقَالَ لِلَّهِ شُهَدَاءُ فِی أَرْضِهِ.

بصائر الدرجات – محمد بن الحسن الصفار – ص ۴۵۰

محمد بن مسلم می‌گوید: از امام باقر علیه السلام سؤال کردم آیا به رسول خدا صلی الله علیه و‌آله اعمال عرضه می‌شود؟ فرمود: در این مطلب شکی نیست. برای ایشان گفته شد نظر شما در باره آیه : «اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون» چیست؟ فرمود: خداوند در روی زمین شاهدانی دارد.
بررسی سند روایت:

این روایت از نظر سند، صحیح است، برای اثبات این مطلب لازم است تک تک راویان حدیث مورد بررسی قرار گیرد:
۱٫ السندی بن محمد:

اسم این راوی «ابان» است و از نظر علمای رجال شیعه مورد اعتماد و موثق می‌باشد. نجاشی درباره او می‌نویسد:

سندی بن محمد واسمه أبان ، یکنى أبا بشر صلیب من جهینه ، ویقال من بجیله ، وهو الأشهر. وهو ابن أخت صفوان بن یحیى . کان ثقه ، وجها فی أصحابنا الکوفیین.

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۱۸۷

سندی بن محمد اسمش ابان و کنیه اش ابو بشرصلیب از قبیله جهینه و گفته می‌شود از بجیله است و این قول مشهور تر است. وی پسر خواهر صفوان بن یحیی است . او شخص موثق و بزرگ اصحاب ما در میان کوفیان بود.

آقای نمازی شاهرودی نیز می‌نویسد:

أبان بن محمد البجلی الکوفی المعروف بالسندی البزاز ابن أخت صفوان بن یحیى : ثقه وجه بالاتفاق ، …

مستدرکات علم رجال الحدیث – الشیخ علی النمازی الشاهرودی – ج ۱ ص ۹۲

ابان بن محمد بجلی کوفی معروف به سندی بزاز، پسر خواهر صفوان بن یحیی به اتفاق علماء موثق و بزرگ ما است.
۲٫ العلاء بن رزین:

ایشان نیز از نظر علمای رجال موثق است. نجاشی او را این‌گونه معرفی کرده می‌کند:

العلاء بن رزین القلاء ثقفی ، مولى ، قاله ابن فضال . …. روى عن أبی عبد الله علیه السلام ، وصحب محمد بن مسلم و فقه علیه وکان ثقه وجها.

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۲۹۸

علاء بن رزین قلاء اهل ثقیف و غلام بود،‌ این مطلب را ابن فضال گفته است… وی از امام صادق علیه السلام روایت کرده و با محمد بن مسلم مصاحب بود و از نزد وی فقه ‌آموخت. او فرد موثق و بزرگ و دارای اعتبار بود.
۳٫ محمد بن مسلم:

محمد بن مسلم نیز از شاگردان امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) و موثق است. نجاشی او را این‌گونه معرفی کرده است:

محمد بن مسلم بن رباح أبو جعفر الأوقص الطحان مولى ثقیف الأعور ، وجه أصحابنا بالکوفه ، فقیه ، ورفع صحب أبا جعفر وأبا عبد الله علیهما السلام ، وروى عنهما وکان من أوثق الناس .

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۳۲۴

محمد بن مسلم بن رباح، کنیه اش ابو جعفر اوقص طحان و غلام ثقیف اعور بود. او بزرگ اصحاب امامیه در کوفه و فقیه بود. و به مصاحبت امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) دست یافت و از آنها روایت نقل کرده است. وی از موثق ترین مردم بود.

شیخ طوسی نیز همانند نجاشی ایشان را معرفی کرده و تصریح می‌کند که علاء بن رزین بیشترین روایت را از وی دارد:

محمد بن مسلم بن رباح الثقفی ، أبو جعفر الطحان الأعور .. واروى الناس عنه العلا بن رزین القلا.

رجال الطوسی – الشیخ الطوسی – ص ۲۹۴
نقل این روایت با سند دیگر:

مرحوم صفار در کتاب «بصائر الدرجات» این روایت را از طریق محمد بن مسلم و زراره با سند دیگر نیز نقل کرده است:

( ۶ ) حدثنا أبو طالب عن حماد بن عیسى عن حریز عن محمد بن مسلم وزراره قال سئلنا أبا عبد الله عن الأعمال تعرض على رسول الله صلى الله علیه وآله قال ما فیه شک ثم تلا هذه الآیه قل اعملوا فسیرى الله عملکم ورسوله والمؤمنون قال إن لله شهداء فی ارضه .

بصائر الدرجات – محمد بن الحسن الصفار – ص ۴۵۰

در این روایت امام صادق (علیه السلام) عرضه اعمال را به رسول خد (صلی الله علیه وآله)‌ قطعی دانسته و در پایان تصریح کرده است که «برای خداوند شاهدانی در روی زمین است» که این قسمت از روایت، تفسیر کلمه «المؤمنون» خواهد بود.
روایت دوم: (با سند صحیح)

به نقل کلینی در روایت صحیح امام هشتم (علیه السلام) فرمودند که تمام اعمال (خوب و بد) بندگان به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه می‌شود:

[۶] عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا.

الکافی – الشیخ الکلینی، ج ۱ ، ص ۲۲۰

امام رضا علیه السلام می‌فرماید. همانا کردار نیک و بد بندگان بر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله عرضه مى‏شود.

این روایت از نظر سند صحیح است و علامه محمد تقی مجلسی در کتاب «روضه المتقین» به تصحیح روایت تصریح دارد:

و فی الصحیح. عن الوشاء قال: سمعت الرضا علیه السلام یقول: إن الأعمال تعرض على رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم أبرارها و فجارها.

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه ج‏۱۳ ؛ ص۹۳

در روایت صحیح از وشاء آمده است که می‌گوید از امام هشتم علیه السلام شنیدم: اعمال خوب و بد بندگان به رسول خدا صلی الله علیه وآله عرضه می‌شود.

محمد باقر مجلسی نیز در کتاب «مرآه العقول» می‌نویسد:

الحدیث السادس‏: صحیح.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول،ج‏۳ ؛ ص۶
روایت سوم: (موثقه سماعه)

امام صادق (علیه السلام) در روایت موثق دیگر نیز به عرضه شدن اعمال به رسول خدا صلی الله علیه وآله تصریح کرده اند:

[۳] عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَا لَکُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ کَیْفَ نَسُوؤُهُ فَقَالَ أَمَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَکُمْ تُعْرَضُ عَلَیْهِ فَإِذَا رَأَى فِیهَا مَعْصِیَهً سَاءَهُ ذَلِکَ فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ سُرُّوهُ.

الکافی – الشیخ الکلینی، ج ۱، ص ۲۱۹

سماعه می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می‌فرمود: شما را چه مى‏شود که پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله را ناراحت و اندوهگین می‌کنید؟ مردى گفت: چگونه ایشان را ناراحت می‌کنیم؟! حضرت صادق علیه السلام فرمودند: مگر نمی‌دانید که اعمال شما بر آن حضرت عرضه مى‏شود و چون گناهى در آن ببینند، اندوهگین می شوند؟ بنابراین پیامبر صلی الله علیه و آله را ناراحت نکنید و ایشان را (با عبادات و طاعات خویش) مسرور سازید.

سند این روایت نیز معتبر است؛ چنانچه علامه محمد تقی مجلسی در باره آن می‌نویسد:

و فی الموثق کالصحیح. عن سماعه، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: سمعته یقول ما لکم تسوءون رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم؟ فقال له رجل کیف نسوءه؟ فقال: أ ما تعلمون أن أعمالکم تعرض علیه فإذا رأى فیها معصیه ساءه ذلک فلا تسوءوا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم و سروه.

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط – القدیمه) ؛ ج‏۱۳ ؛ ص۹۳

در روایت موثق که همانند روایت صحیح است، سماعه از امام صادق علیه السلام شنیده است که فرمود: شما را چه شده است که رسول خدا را ناراحت می‌کنید؟ …

علامه محمد باقر مجلسی نیز این روایت را موثق دانسته است:

الحدیث الثالث‏: حسن موثق.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول،ج‏۳ ؛ ص۵
روایت چهارم:

امام صادق (علیه السلام) در روایت دیگری که مؤید روایات گذشته است، فرموده اند که اعمال بندگان هر صبح بر آن حضرت عرضه می‌شود:

[۱] مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَعْمَالُ الْعِبَادِ کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا فَاحْذَرُوهَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ (التوبه -: ۱۰۵ -) وَ سَکَتَ.

الکافی – الشیخ الکلینی – ج ۱، ص ۲۱۹

امام صادق (ع) فرمود: همه اعمال (خوب و بد) بندگان در هر صبح بر رسول خدا (ص) عرضه می‌شود، پس مراقب اعمال تان باشید و معناى گفتار خداوند تعالى همین است، همانجا که می‌فرماید: اعمال تان را انجام دهید که محققاً خدا و رسولش کردار شما را مى‏بیند. امام تا این جا آیه را تلاوت نمودند و ساکت شدند.

نتیجه:

طبق این روایات صحیح و معتبر، اعمال بندگان به محضر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه می‌شود و در این مطلب جای شک و تردیدی نیست.
دسته دوم: عرضه اعمال بر ائمه طاهرین (علیهم السلام)

دسته دیگری از روایات بیان می‌کنند که اعمال بندگان خداوند بر ائمه طاهرین (علیهم السلام) نیز عرضه می‌شود و آنها نیز پرونده اعمال را می‌بینند.
روایت اول: (‌با سند صحیح)

مضمون ‌آیه «فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» این است که خداوند، رسول خدا و مؤمنان اعمال بندگان الهی را می‌بینند. به عبارت دیگر: پرونده اعمال انسانها به محضر خداوند، رسول خدا و مؤمنان عرضه می‌شود.

در این که مصداق «مؤمنون»‌ در این ‌آیه چه کسانی هستند، روایات فراوان آن را به ائمه طاهرین (علیهم السلام)‌ تفسیر و تأویل می‌کنند.

در روایت صحیح از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که ایشان کلمه «المؤمنون»‌ را به ائمه طاهرین (علیهم السلام) تفسیر کرده اند و نشان می‌دهند که آنها نیز پرونده اعمال بندگان را می‌بییند. این روایت را محمد بن حسن صفار در کتاب ارزشمند خود با این سند نقل کرده است:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى الْحَلَبِیِّ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ الطَّائِیِّ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ الْمِیثَمِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ‏ هُمُ‏ الْأَئِمَّهُ.

بصائر الدرجات – محمد بن الحسن الصفار – ص ۴۴۸،‌ حدیث ۱۱

یعقوب بن شعیب میثمی می‌گوید: از محضر امام صادق (علیه السلام) در باره آیه «فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» سؤال کردم، حضرت فرمودند: آنها ائمه (علیهم السلام)‌ هستند.

در اصول کافی نیز این روایت آمده و عبارت «عده‌ من اصحابنا» در اول همین سند اضافه شده است:

الکافی – الشیخ الکلینی – ج ۱ ص ۲۱۹

مرحوم صفار در جای دیگر کتابش روایت فوق را با اندک تغییر در سند اینگونه آورده است:
بررسی سند روایت:

این روایت از نظر سند صحیح است و برای اثبات این مطلب راویان سند را بررسی می‌نماییم:
۱٫ أحمد بن محمد بن عیسی الاشعری:

ایشان از بزرگان شیعه و مورد اعتماد و موثق هستند. نجاشی درباره او می‌نویسد:

أحمد بن محمد بن عیسى … الأشعری. …. یکنى أبا جعفر، وأبو جعفر رحمه الله شیخ القمیین، ووجههم، وفقیههم،

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۸۲٫

احمد بن محمد بن عیسی اشعری، کنیه اش ابو جعفر است. و ابوجعفر رحمه‌ الله علیه بزرگ قمییان و داری جایگاه بلند در میان آنها و فقیه آنان است.
۲٫ حسین بن سعید اهوازی:

ایشان نیز از نظر علمای رجال شیعه ثقه هستند. شیخ طوسی می‌نویسد:

الحسین بن سعید بن حماد بن سعید بن مهران الأهوازی، .. ثقه.

الفهرست – الشیخ الطوسی – ص ۱۱۲

شیخ طوسی در کتاب دیگرش نیز به ثقه بودنش تصریح کرده است:

الحسین بن سعید بن حماد ، … الأهوازی ، ثقه .

رجال الطوسی – الشیخ الطوسی – ص ۳۵۵
۳٫ نضر بن سوید الصیرفی:

شیخ طوسی بر ثقه بودن این راوی نیز تصریح می‌کند:

النضر بن سوید ، له کتاب ، وهو ثقه .

رجال الطوسی – الشیخ الطوسی – ص ۳۴۵
۴٫ یحیی بن عمران الحلبی :

نجاشی ایشان را دو بار توثیق کرده و می‌نویسد:

یحیى بن عمران بن علی بن أبی شعبه الحلبی روى عن أبی عبد الله وأبی الحسن علیهما السلام ، ثقه ثقه ، صحیح الحدیث .

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۴۴۴

یحیی بن عمران … مورد اعتما و مورد اعتماد و دارای روایت صحیح است.
۵٫ عبد الحمید بن عواض الطائی:

شیخ طوسی در باره ایشان می‌نویسد:

عبد الحمید بن عواض الطائی ، ثقه ، من أصحاب أبی جعفر وأبی عبد الله علیه السلام .

رجال الطوسی – الشیخ الطوسی – ص ۳۳۹

عبد الحمید بن عواض طائی موثق و از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام است.
۶٫ یعقوب بن شعیب المیثمی:

ایشان از نوادگان میثم تمار (از اصحاب با وفای امیرمؤمنان علیه السلام) و مورد اعتماد علمای شیعه است. نجاشی در باره او می‌نویسد:

یعقوب بن شعیب بن میثم بن یحیى التمار مولى بنی أسد ، أبو محمد ، ثقه.

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۴۵۰

یعقوب بن شعیب بن میثم بن یحیی … کنیه اش ابو محمد، موثق است.

با توجه به این که همه راویان این سند ثقه هستند، روایت از نظر اصطلاح علوم حدیث، «صحیح» می‌باشد.

علامه محمد تقی مجلسی در کتاب (روضه المتقین) در شرح این قسمت «وَ إِنْ کَانَ الْعَرْضُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَقّاً فَالْمَکْرُ لِمَاذَا» بعد از نقل روایت ۵۸۳۶، بر صحیح بودن سند این روایت اصول کافی را (که سندش را ذکر کردیم) تصریح کرده است:

فیمکن أن یکون المراد بعرضها علیه تعالى عرضها على أنبیائه و أوصیائه فی الدنیا و الآخره. کما رواه الکلینی فی الصحیح، عن یعقوب بن شعیب قال: سألت أبا عبد الله عن قول الله عز و جل‏ (اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ) قال: هم الأئمه علیهم السلام‏.

مجلسى، محمد تقى بن مقصود على، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه ،ج‏۱۳ ؛ ص۹۲

ممکن است مراد از عرضه اعمال بر خداوند، عرضه بر انبیاء و اوصیاء آنها در دنیا و آخرت باشد؛ چنانچه این مطلب را مرحوم کلینی در روایت صحیح از یعقوب بن شعیب نقل کرده که وی از امام صادق علیه السلام در باره این آیه سؤال کرد و حضرت فرمود: آنها (مؤمنون) ائمه علیهم السلام هستند.
روایت دوم: (سند صحیح)

در روایت صحیح دیگر امام کاظم (علیه السلام) نیز تصریح می‌کند که منظور از «مؤمنون» در این آیه ائمه اهل البیت (علیهم السلام) هستند:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ بَشَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ نَحْنُ‏ هُمْ‏.

بصائر الدرجات – محمد بن الحسن الصفار، ص ۴۴۷، حدیث ۶٫

حسین بن بشار از قول امام کاظم علیه السلام در باره آیه «اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» فرمودند: مراد از «مؤمنون» آنها (ائمه اهل بیت)‌ هستند.
بررسی سند روایت:

این روایت از نظر سند صحیح است و برخی از راویان آن در روایت قبل بررسی شد:
۱٫ احمد بن محمد بن عیسی:

در روایت قبل بررسی و وثاقت او ثابت شد.

رجال النجاشی – النجاشی، ص ۸۲٫
۲٫ حسین بن سعید اهوازی:

در روایت قبل بررسی و وثاقت شان ثابت شد.

الفهرست – الشیخ الطوسی، ص ۱۱۲

رجال الطوسی – الشیخ الطوسی، ص ۳۵۵
۳٫ حسین بن بشار:

این روای نیز از نظر علمای علم رجال شیعه، موثق است. شیخ طوسی درباره ایشان می‌نویسد:

الحسین بن بشار ، مدائنی ، مولی زیاد ، ثقه صحیح ، روى عن أبی الحسن موسى علیه السلام.

رجال الطوسی – الشیخ الطوسی – ص ۳۵۵

حسن بن بشار اهل مدائن و غلام زیاد است. وی شخص مورد اعتماد و روایتش صحیح است. او از محضر ابو الحسن امام کاظم علیه السلام روایت نقل کرده است.

در نتیجه سند این روایت صحیح است.

مرحوم صفار این روایت را از امام کاظم (علیه السلام) با طریق دیگر نیز نقل کرده است:

۵- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع‏ فِی هَذِهِ الْآیَهِ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ نَحْنُ هُمْ.

بصائر الدرجات – محمد بن الحسن الصفار – ص ۴۴۷

محمد بن فضیل از قول امام کاظم علیه السلام در باره آیه «قل اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» فرمودند: مراد از «مؤمنون» ما هستیم.

روایت سوم (سند معتبر)

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْمِیثَمِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّهُ.

بصائر الدرجات – محمد بن الحسن الصفار – ص ۴۴۷، حدیث ۳٫

میثمی می‌گوید: از محضر امام صادق (علیه السلام) در باره آیه « فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» سؤال کردم، حضرت فرمودند: آنها ائمه (علیهم السلام)‌ هستند.
روایت چهارم: (سند صحیح)

در روایت صحیح دیگر امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده است که مراد از «مؤمنون»‌ در این آیه ، ائمه اهل بیت (علیهم السلام) هستند:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَهَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ إِیَّانَا عَنَى.

برید عجلی می‌گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم از ایشان در باره آیه «اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» سؤال کردم، حضرت فرمودند: مقصود ما هستیم .
بررسی سند روایت:

طبق بررسی که انجام شد، سند این روایت نیز صحیح است:
۱٫ محمد بن الحسین:

ایشان از بزرگان امامیه و شخص مورد اطمینان است. نجاشی ایشان را این‌گونه معرفی کرده است:

محمد بن الحسین بن أبی الخطاب أبو جعفر الزیات الهمدانی – واسم أبی الخطاب زید – جلیل من أصحابنا، عظیم القدر، کثیر الروایه، ثقه، عین، حسن التصانیف، مسکون إلى روایته.

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۳۳۴

محمد بن الحسین بن ابی الخطاب، کنیه اش ابو جعفر زیات از اهل همدان (اسم ابی الخطاب زید است) بزرگ امامیه، بزرگ مرتبه، دارای روایات فراوان و موثق، و چشم و چراغ و دارای تصنیفات نیکو و روایتش مورد اعتماد است.

شیخ طوسی نیز ایشان را توثیق کرده و تصریح می‌کند که ایشان کتابهای «اللؤلؤه و النوادر» دارد که ابن ابی جید از ابن ولید از صفار از این کتابها خبر داده است:

محمد بن الحسین بن أبی الخطاب، کوفی، ثقه. له کتاب اللؤلؤه، وکتاب النوادر، أخبرنا بهما ابن أبی جید، عن ابن الولید، عن الصفار، عنه.

الفهرست – الشیخ الطوسی – ص ۲۱۵
۲٫ یعقوب بن یزید:

این راوی نیز از نظر علمای رجال شناس شیعه موثق است. نجاشی می‌نویسد:

یعقوب بن یزید بن حماد الأنباری السلمی ، أبو یوسف .. وکان ثقه صدوقا .

رجال النجاشی – النجاشی، ص ۴۵۰

یعقوب بن یزید بن حماد انباری… موثق و راستگو بود.

شیخ طوسی می‌نویسد:

یعقوب بن یزید الکاتب ب الأنباری ، کثیر الروایه ، ثقه .

الفهرست – الشیخ الطوسی، ص ۲۶۴

یعقوب بن یزید کاب الانباری دارای روایات فراوان و ثقه است.
۳٫ محمد بن أبی عمیر

محمد بن أبی عمیر زیاد بن عیسى أبو أحمد الأزدی … جلیل القدر عظیم المنزله فینا وعند المخالفین .

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۳۲۶

محمد بن ابی عمیر زیاد بن عیسی کنیه اش ابو احمد ازدی است. وی در نزد امامیه و اهل سنت یک شخصیت بزرگ مرتبه بود.

شیخ طوسی می‌گوید:

محمد بن أبی عمیر ، یکنى أبا احمد ، من موالی الأزد ، واسم أبی عمیر زیاد ، وکان من أوثق الناس عند الخاصه والعامه ، وأنسکهم نسکا ، وأورعهم وأعبدهم …

الفهرست – الشیخ الطوسی – ص ۲۱۸

محمد بن ابی عمیر…. او در نزد شیعه و اهل سنت موثق ترین، زاهد ترین، پرهیزگارترین و عابد ترین مردم بود.
۴٫ عمر بن اذینه:

ایشان نیز از روایان موثق در نزد علمای رجال شیعه است. شیخ طوسی می‌فرماید:

عمر بن أذینه ، ثقه .

الفهرست – الشیخ الطوسی، ص ۱۸۴

عمر بن اذینه ثقه و مورد اعتماد است.

و در کتاب دیگرش نیز می‌فرماید:

عمر بن أذینه ، ثقه ، له کتاب .

رجال الطوسی – الشیخ الطوسی – ص ۳۳۹

عمر بن اذینه ثقه و مورد اعتماد است و برای او کتابی است.

آقای نمازی شاهردوی مشخصات کامل ایشان را این‌گونه بیان کرده است:

۱۰۹۵۰ – عمر بن أذینه : شیخ جلیل ثقه بالاتفاق . وهو من أصحاب الصادق والکاظم صلوات الله علیهما . واسمه عمر بن محمد بن عبد الرحمن بن أذینه ، کما عنونه النجاشی والعلامه و صرح به المجلسی . وقیل : اسمه محمد بن عمر بن أذینه غلب علیه اسم أبیه .

مستدرکات علم رجال الحدیث – الشیخ علی النمازی الشاهرودی – ج ۶ ص ۷۷

عمر بن اذینه بزرگ عالی مقام و به اتفاق علماء موثق است. ایشان از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام است. اسم وی عمر بن محمد بن عبد الرحمن بن اذینه است؛ همانگونه که نجاشی و علامه عنوان کرده و علامه مجلسی به این مطلب تصریح کرده است. برخی گفته: اسمش محمد بن عمر بن اذینه است که اسم پدرش بر وی غلبه پیدا کرده است.
۵٫ برید بن معاویه:

ایشان نیز از بزرگان امامیه و موثق و مورد اعتماد است. نجاشی می‌نویسد:

برید بن معاویه أبو القاسم العجلی ، عربی ، روى عن أبی عبد الله وأبی جعفر علیهما السلام ، و مات فی حیاه أبی عبد الله [ علیه السلام ] ، وجه من وجوه أصحابنا ، وفقیه أیضا ، له محل عند الأئمه.

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۱۱۲

برید بن معاویه، کنیه اش ابو القاسم عجلی، از نژاد عرب است . ایشان از امام صادق، امام باقر علیهما السلام روایت نقل کرده و در زمان حیات امام صادق علیه السلام از دنیا رفت. او بزرگی از بزرگان امامیه، و از فقهای ما بود و در نزد ائمه جایگاه بلندی داشت.

نتیجه: این روایت نیز از نظر سند صحیح است.

از مجموع این چهار روایت معتبر و روایات دیگر که مؤید آنهاست، ثابت می‌شود که علاوه بر خداوند و رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، ائمه (علیهم السلام) که مصداق «مؤمنون» هستند، نیز شاهد اعمال انسانها هستند و کردار بندگان بر آنها عرضه می‌شود.
روایت پنجم: عرض اعمال توسط فرشته به محضر امام (سند صحیح)

امام هشتم (علیه السلام) در روایت صحیح دیگر فرمود: فرشته مأمور الهی اعمال انسانهای هر شهر را نزد امام (علیه السلام) عرضه می‌کند:

۷ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ عُبَیْدٍ قَالَ کُنْتُ أَنَا وَ ابْنُ فَضَّالٍ جُلُوساً إِذْ أَقْبَلَ یُونُسُ فَقَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ أَکْثَرَ النَّاسُ فِی الْعَمُودِ قَالَ فَقَالَ لِی یَا یُونُسُ مَا تَرَاهُ أَ تَرَاهُ عَمُوداً مِنْ حَدِیدٍ یُرْفَعُ لِصَاحِبِکَ قَالَ قُلْتُ مَا أَدْرِی قَالَ لَکِنَّهُ مَلَکٌ مُوَکَّلٌ بِکُلِّ بَلْدَهٍ یَرْفَعُ اللَّهُ بِهِ أَعْمَالَ تِلْکَ الْبَلْدَهِ قَالَ فَقَامَ ابْنُ فَضَّالٍ فَقَبَّلَ رَأْسَهُ وَ قَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَا تَزَالُ تَجِی‏ءُ بِالْحَدِیثِ الْحَقِّ الَّذِی یُفَرِّجُ اللَّهُ بِهِ عَنَّا.

الکافی، ج‏۱، ص ۳۸۸

محمد بن عیسى بن عبید می‌گوید: من و ابن فضال نشسته بودیم که یونس بن عبد الرحمان وارد شد و گفت: به محضر امام رضا علیه السلام شرفیاب شدم و عرض‌کردم: فدایت شوم مردم در باره عمود بسیار سخن می‌‌گویند، امام علیه السلام فرمودند: اى یونس! نظر تو چیست ؟ آیا در نظر تو ، عمودى از آهن است که براى امام برافراشته مى‏شود؟ عرض‌کردم: نمی‌دانم، حضرت فرمودند: او فرشته‏ایست که در هر شهری گماشته شده و خدا به وسیله او اعمال مردم آن شهر را به امام می رساند. محمد بن عیسی بن عبید می گوید: ابن فضال برخواست و سر او را بوسید و گفت: اى ابا محمد! خدا شما را رحمت کند همواره براى ما سخن درست و حق نقل می کنی که به واسطه آن خدا مشکل ما را بر طرف می‌کند.

این روایت نیز از نظر سند صحیح است و دو تن از علمای بزرگ شیعه آن را تصحیح کرده اند. علامه محمد تقی مجلسی در کتاب «روضه المتقین» درباره این روایت می‌نویسد:

و فی الصحیح، عن محمد بن عیسى بن عبید قال: کنت أنا و ابن فضال جلوس، إذا قبل یونس فقال: دخلت على أبی الحسن الرضا علیه السلام فقلت له: جعلت فداک قد أکثر الناس فی العمود قال: فقال لی: یا یونس ما تراه؟ ….

و در پایان روایت می‌گوید: مراد از «عمود» روح القدس است که همراه آنهاست:

و یمکن أن یکون المراد به الروح القدس التی تکون معهم و ورد أنه أعظم من جبرئیل و هو تقدس أرواحهم القدسیه.

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه ، ج‏۱۳ ؛ ص۲۳۹

ممکن است مقصود از «عمود» روح القدس باشد که همراه ائمه است و در روایت آمده که او بزرگتر از جبرئیل است. و روح القدس ارواح مقدس اهل بیت علیهم السلام را تقدیس می‌کند و منزه می شمرد (امدادهای الهی را به آنها می رساند).

علامه محمد باقر مجلسی نیز این روایت را تصحیح کرده است:

الحدیث السابع‏: صحیح، و ابن فضال هو الحسن بن علی، و یونس هو ابن عبد الرحمن.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏۴ ؛ ص۲۶۸

روایت هفتم صحیح است. ابن فضال همان حسن بن علی و یونس همان ابن عبد الرحمان هستند.
روایت ششم: (با سند صحیح)

در روایت معتبر دیگر امام صادق (علیه السلام) به معلی بن خنیس فرمود:‌ که هر پنجشنبه اعمال بندگان به رسول خدا صلی الله علیه وآله و ائمه طاهرین عرضه می‌شود:

(۲) حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى الْحَلَبِیِّ عَنْ أُدَیْمِ بْنِ الْحُرِّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ الْأَئِمَّهُ تُعْرَضُ عَلَیْهِمْ أَعْمَالُ الْعِبَادِ کُلَ‏ خَمِیسٍ.

بصائر الدرجات – محمد بن الحسن الصفار – ص ۴۴۷

امام صادق علیه السلام در باره آیه «اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون» فرمود: منظور از مؤمنون رسول خدا صلی الله علیه وآله و ائمه هستند که اعمال بندگان هر روز پنجشنبه بر آنها عرضه می‌شود.
بررسی سند روایت:

برخی از افراد رجال این سند در روایت اول این دسته مورد بررسی قرار گرفت و دوباره سخنان علمای رجال را در باره ‌آنها تکرار نمی‌کنیم:
۱٫ احمد بن عیسی اشعری:

وثاقت او از زبان علمای رجال شیعه ثابت شد.
۲٫ حسین بن سعید اهوازی:

وثاقت وی نیز ثابت شد.
۳٫ نضر بن سوید:

وثاقت وی نیز ثابت شد.
۴٫ یحیی بن الحلبی (یحیی بن عمران الحلبی):

وثاقت وی نیز ثابت شد.
۵٫ أدیم بن الحر:

نجاشی از بزرگ رجالیون شیعه در باره او می‌نویسد:

أدیم بن الحر الجعفی مولاهم ، کوفی ، ثقه ، له أصل .

رجال النجاشی – النجاشی – ص ۱۰۶

ادیم بن حر جعفی، از اهل کوفه و ثقه است و او دارای اصل است.

آقای نمازی شاهرودی می‌نویسد:

۱۹۳۰ – أدیم بن الحر الجعفی أو الخثعمی الحذاء : من أصحاب الصادق ( علیه السلام ) ثقه بالاتفاق .

مستدرکات علم رجال الحدیث – الشیخ علی النمازی الشاهرودی، ج ۱، ص ۵۳۴

ادیم بن حر جعفی یا خثعمی، از اصحاب امام صادق علیه السلام به اتفاق علماء ثقه است.
۷٫ معلی بن خنیس:

معلی بن خنیس از شیعیان و ارادتمندان خاص امام صادق (علیه السلام) و از وکلاء آن حضرت بوده که به دست داود بن علی (عموی منصور دوانقی) کشته شد و طبق اخباری که در مدح ایشان وارد شده، حضرت از این جریان ناراحت شد و بر داود بن علی اعتراض کرد و در نهایت او را نفرین نمود که در اثر دعای امام از دنیا رفت.

اما نجاشی ضمن معرفی، ایشان را تضعیف کرده است:

معلى بن خنیس أبو عبد الله مولى الصادق جعفر بن محمد علیه السلام ومن قبله کان مولى بنی أسد ، کوفی ، بزاز ، ضعیف جدا ، لا یعول علیه.

رجال النجاشی – النجاشی (وفات ۴۵۰) ، ص ۴۱۷

معلی بن خنیس کنیه اش ابو عبد الله، از شیعیان جعفر بن محمد علیه السلام است و قبل از آن غلامی از بنی اسد بود. از اهل کوفه،‌ بزار جدا ضعیف است و بر او اعتماد نمی‌شود.

ابن غضائری نیز او را تضعیف کرده و سبب تضعیفش نیز در سخنان او روشن است:

معلى بن خنیس، مولى أبی عبد الله (علیه السلام). کان أول أمره مغیریا، ثم دعا إلى محمد بن عبد الله بن الحسن، وفی هذه الظنه أخذه داوود بن علی فقتله. والغلاه یضیفون إلیه کثیرا. ولا أرى الاعتماد على شیء من حدیثه.

رجال ابن الغضائری – أحمد بن الحسین الغضائری الواسطی البغدادی – ص ۸۷ وفات : ق ۵

معلی بن خنیس، از شیعیان امام صادق علیه السلام بود . او در ابتدا از فرقه «مغیریه» (که ادعای الوهیت امام باقر علیه السلام را داشتند)،‌ بود. سپس به سوی محمد بن عبد الله بن حسن مردم را دعوت کرده است. بنابراین گمان او را داود بن علی (عموی منصور داونقی) کشت. و غالیان نیز بیشتر با او رفت و ‌آمد داشت. از این جهت اعتماد به روایت او نیست.

تا این جا روشن شد که دوتن از رجالیون شیعه ایشان را تضعیف کرده اند؛ اما حقیقت این است که تضعیف نجاشی و ابن غضائری در باره او پایه و اساسی ندارد و علمای دیگر رجال ایشان را توثیق، و مدح کرده و تضعیف سخنان آنها را پاسخ داده اند.

از این جهت لازم است در دو قسمت سرنوشت معلی بن خنیس روشن شود:
الف: دیدگاه بزرگان شیعه در توثیق و مدح معلی بن خنیس:

بسیاری از علمای رجال و بزرگان شیعه معلی بن خنیس را توثیق و مدح کرده اند که به صورت فهرست به سخنان برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
۱٫ شیخ طوسی:

ایشان که معاصر نجاشی و ابن غضائری است، در کتاب «الغیبه» در قسمت «ممدوحین وکلاء ائمه علیهم السلام» نام معلی بن خنیس را ذکر کرده و در باره وی می‌گوید:

فمن الممدوحین حمران بن …

ومنهم المعلى بن خنیس ، وکان من قوام أبی عبد الله (علیه السلام)، وإنما قتله داود بن علی بسببه ، وکان محمودا عنده ومضى على منهاجه وأمره مشهور.

الغیبه – الشیخ الطوسی – ص ۳۴۷

از جمله ممدوحین،‌ معلی بن خنیس است که از وکلاء امام صادق (علیه السلام) بود. به همین سبب او را داود بن علی کشت. و او از نظر امام صادق یک انسان شایسته بود و بر طریق آن حضرت گذشت و حال او مشهور است.

علامه حلی تصریح می‌کند که این سخن شیخ طوسی، توصیف وی به عدال است:

وهذا یقتضی وصفه بالعداله.

خلاصه الأقوال – العلامه الحلی – ص ۴۰۹

این سخن شیخ طوسی توصیف کردن معلی را به عدالت است.
۲٫ شیخ حر عاملی:

ایشان نیز بعد از نقل سخن شیخ طوسی می‌گوید:

والظاهر: أن وجه الذم ما مر فی: (زراره) فإن الأحادیث کثیره فی المدح.

وسائل الشیعه (آل البیت) – الحر العاملی، ج ۳۰، ص ۴۹۵

ظاهر این است که دلیل مذمت او همان دلیل مذمت زاره است که گذشت، چرا که روایات در مدح او فراون است.
۳٫ نظر نوری:

مرحوم نوری نیز بعد از نقل روایات مدح درباره ایشان نتیجه می‌گیرد که وی از نظر ایمان قوی و ولایت اهل بیت را داشت و با این روایات می‌توان به وثاقت و جلالت ایشان استدلال کرد:

وتحصل من جمیعها – وفیه الصحاح وغیرها المؤید بها – انه من أولیاء الله ، وانه من أهل الجنه ودخلها بعد قتله ، وانه ( علیه السلام ) کان یحبه ، وانه کان وکیله و قیمه على نفقات عیاله ، … وانه کان قوی الایمان ثابت الولایه مؤثرا نفسه على نفوس إخوانه . وان الصادق (علیه السلام) ما قنع بقتل قاتله حتى اهتم بالدعاء على الامر به فأهلکه ، ولم ینقل عنه مثله أو بعضه بالنسبه إلى أحد من المقتولین من أقاربه فضلا عن غیرهم ، وغیر ذلک مما یستکشف من تلک الأخبار ویستدل بها على وثاقته وجلالته واختصاصه التام به وانه نال عرجه ولایتهم .

خاتمه المستدرک – المیرزا النوری – ج ۵ ص ۳۰۳٫

از تمام روایاتی که ذکر شد (که سند بعضی صحیح و بعضی دیگر مؤید آن روایات صحیح می باشد) ، به دست می آید که مُعَلَّی بن خنیس از اولیای خدا و از اهل بهشت است و بعد از کشته شدنش، وارد بهشت شد؛ امام صادق علیه السلام وی را دوست داشت و وکیل امام علیه السلام و( از طرف آن حضرت) سرپرست نفقات عیال ایشان بود. … او از نظر ایمان قوی، و بر امر ولایت استوار بود و نسبت به برادران خود ایثارگری و فداکاری می‌کرد (جان خود را به خطر می انداخت اما نام اصحاب اهل بیت علیهم السلام را نمی گفت تا جان اصحاب ایشان به خطر نیفتد)؛ امام صادق علیه السلام به کشته شدن قاتل او راضی نبود بلکه اهتمام جدی بر نفرین قاتل وی داشتند تا اینکه قاتل او هلاک شد و مانند این موضع گیری از امام صادق علیه السلام (درباره هیچ کسی) چنین نقل نشده است و از آن حضرت حتی بخشی از این موضع گیری نسبت به هیچ یک از نزدیکانشان که کشته شده بودند، نقل نشده است چه برسد به غیر نزدیکانشان. از این روایات جایگاه (رفیع) معلی فهمیده می شود و برای مورد وثوق بودن وی و جلالت او و به همین روایات استدلال می شود و به دست می آید که او ارتباط کاملی با امام صادق علیه السلام داشت و به نهایت درجه و معراج ولایت اهل بیت علیهم السلام دست یافت.
۴٫ صاحب معالم:

صاحب معالم روایاتی را که در مذمت معلی بن خنیس آمده نقل کرده و در پایان می‌گوید:

والذی ظهر لی أنه من أهل الجنه ، والله الموفق .

التحریر الطاووسی – الشیخ حسن صاحب المعالم – ص ۵۷۱

آنچه برای من ثابت شد این است که ایشان از اهل بهشت است.
۵٫ سید علی بروجردی:

از نظر ایشان نیز معلی بن خنیس مورد قبول است:

والحق قبول روایته لما ورد فی حقه المدح من الروایات …

طرائف المقال – السید علی البروجردی – ج ۱ ص ۶۰۸

حق این است که روایت معلی بن خنیس مورد قبول است؛ زیرا در حق او روایات مدح وارد شده
۶٫ ‌ْآیت الله خویی:

حضرت آیت الله العظمی خویی (رحمه‌ الله علیه) بعد از نقل روایات مدح در باره ایشان می‌نویسد:

والذی تحصل لنا مما تقدم أن الرجل جلیل القدر ومن خالصی شیعه أبی عبد الله ، فإن الروایات فی مدحه متضافره ، على أن جمله منها صحاح کما مر ، وفیها التصریح بأنه کان من أهل الجنه قتله داود بن علی ، ویظهر من ذلک أنه کان خیرا فی نفسه ، ومستحقا لدخول الجنه ، .. ومقتضى ذلک أنه کان رجلا صدوقا ، إذ کیف یمکن أن یکون الکذاب مستحقا للجنه ، ویکون موردا لعنایه الصادق علیه السلام . ویؤکد ذلک شهاده الشیخ بأنه کان من السفراء الممدوحین وأنه مضى على منهاج الصادق علیه السلام .

معجم رجال الحدیث – السید الخوئی – ج ۱۹ ص ۲۶۹

از آنچه بیان شد، به دست می‌آید که این مرد، فردی عالی مقام و از شیعیان خالص مام صادق علیه السلام است؛ زیرا روایات فراوانی در مدح او وارد شده است. علاوه بر این که تعدادی از روایات صحیح هستند چنانکه گذشت و در آن روایات تصریح شده است به این که او اهل بهشت است. داود بن علی او را به شهادت رساند. از این روایات به دست می‌آید که او انسان خوبی بود و استحقاق ورود به بهشت را دارا بود

مقتضای روایات این است که ایشان مردی راستگو بوده است؛ زیرا چگونه ممکن است که انسان دروغگو مستحق ورود به بهشت و مورد توجه امام صادق علیه السلام باشد. و چیزی که این مطلب را تقویت می کند، شهادت شیخ طوسی است مبنی بر اینکه معلی از جمله سفیران (و وکیل های) مورد مدح و ستایش بوده ، و بر راه و به روش امام صادق علیه السلام از این دنیا رفته است.
۷٫ وحید بهبهانی به نقل از جدش:

ایشان از جدش نقل می‌کند که غالیان برخی از روایات را به ایشان نسبت داده اند و او را غالی جلوه داده اند تا این که مذاهب شان را از خطر نابودی حفظ کنند:

وقال جدی ره والذی حصل لی من التتبع التام ان جماعه من أصحاب الرجال راو الغلاه لعنهم الله نسبوا إلى جماعهأشیاء ترویجا لمذاهبهم الفاسده کجابر والمفضل بن عمر والمعلى وأمثالهم وهم بریئون مما نسبوا إلیهم فرأوا أن یضعفوا هؤلاء کسرا لمذاهبهم الباطله حتى لا یمکنهم الزامها باخبارهم.

تعلیقه على منهج المقال – الوحید البهبهانی – ص ۳۳۸

جد من گفته است:‌ آنچه بر اساس جستجوی کامل به دست ‌آوردم، این است که ‌گروهی از اصحاب رجال عقیده دارند که غالیان (که لعنت خداوند بر آنها باد) به خاطر ترویج مذاهب فاسد شان به گروهی همانند جابر،‌ مفضل بن عمر و معلی و امثال آنها چیزهایی را نسبت داده اند در حالی که آ‌نها از این نسبت های ناروا مبرا هستند . آنها عقیده داشتند که با این نسبتها این بزرگان را تضعیف کنند تا از شکست مذاهب باطل شان جلوگیری کند تا اینکه باطل کردن مذاهب غالیان با روایات این افراد (جلیل القدر) ، ممکن نباشد.

نتیجه این است که معلی بن خنیس از نظر علمای رجال شیعه فردی جلیل القدر و مورد وثوق بوده و روایات او کاملا مورد قبول است.
ب: رد تضعیفات نجاشی و ابن غضائری:

نکته دوم این که تضعیفات نجاشی و ابن غضائری درباره این راوی اعتبار ندارد و در رد تضعیفات آنها بزرگان علمای رجال شیعه پاسخ های نوشته اند.
۱٫ مرحوم حاجی نوری :

ایشان در خاتمه کتاب «مستدرک» از تضعیفات نجاشی پاسخ داده است که:

اولا: قول نجاشی بر کلام شیخ مقدم نیست، چرا که قول شیخ با اخبار مستفیض و صحیح تأیید شده، از این جهت قول نجاشی اعتباری ندارد؛ به ویژه این که وی از روایت کم اطلاع بوده است:

فان النجاشی وإن کان أضبط وأتقن ویقدم قوله عند التعارض مضافا إلى تقدیم الجرح ، الا انه حیث یلاحظ قوله مع قول الشیخ مثلا من دون النظر إلى المرجحات الخارجیه ، واما فی مثل المقام الذی أید کلام الشیخ بالأخبار المستفیضه وفیها الصحاح وما فی حکمها الصریحه فی الموافقه فلا اعتبار بما فی النجاشی ، خصوصا بعدما علم من حاله من قله اطلاعه على الأحادیث ، …

وبالجمله فلا یجوز رفع الید عن الخبر الصحیح وما یقرب منه بقول النجاشی مع عدم ذکره سبب الضعف.

گر چه گفتار نجاشی در علم رجال دقیق تر است و از اتقان بیشتری برخوردار است و وقتی بین نظر ایشان و نظر شیخ طوسی تعارض باشد، گفتار نجاشی مقدم است و علاوه براینها به طور کلی مذمت بر مدح تقدم دارد ، همه اینها در صورتی است که سخن وی با کلام شیخ بدون در نظر گرفتن عوامل ترجیح (و قرینه های) خارجی سنجیده شود. اما در چنین جایی که نظر شیخ طوسی با روایات مستفیضی تایید و تقویت می شود که برخی از انها صحیح و برخی دیگر در حکم صحیح می باشند و به شیعه بودن و مورد وثوق بودن معلی تصریح دارند، دیگر کلام نجاشی اعتبار ندارد. خصوصا بعد از اینکه ما می دانیم که اطلاعات نجاشی پیرامون حدیث اندک است. و به طور کلی نمی توان به صرف گفتار نجاشی از روایت صحیح و روایتی که نزدیک به صحیح است، دست برداشت. علاوه بر اینکه وی سبب تضعیف معلی را بیان نکرده است.

ثانیا: احتمال دارد که تضعیف نجاشی برگرفته از تضعیف ابن غضائری باشد و تضعیف او اعتباری ندارد. علاوه بر این که ظاهر قول نجاشی و غضائری ناظر بر ضعف معلی از ابتدای امر است نه به خاطر روایات ذم او که در میان مردم پراکنده شده است:

واحتمال استناده إلى ما استند إلیه الغضائری الموهون بما یأتی ، مع أن ظاهر النجاشی والغضائری ضعف المعلى من أول امره ، وانه ضعیف فی نفسه لا باعتبار ما صدر منه من الإذاعه التی أشیر إلیها فی اخبار القدح ،والأخبار المتقدمه حتى الطائفه الثانیه منها متفقه على حسن حاله وأمانته قبلها ، ولا یجوز طرح هذه الأخبار القریبه من التواتر لقولهما المبتلى بالمعارض الموهون بضعف السبب کما یأتی .

خاتمه المستدرک – المیرزا النوری – ج ۵ ص ۳۱۰

احتمال دارد که نجاشی استنادش در تضعیف قول غضائری باشد. و علاوه برآن، ظاهر قول نجاشی و غضائری تضعیف معلی از ابتدای امر باشد نه به اعتبار آن روایاتی که در مذمت او منتشر شده است. اخباری که گذاشت حتی روایات دسته دوم بر حسن حال و امانت او قبل از اخبار ذم متفق هستند، بنابراین دور ریختن این روایات نزدیک به تواتر را با سخنان این دو تن که مبتلا به معارض است و دلیل ضعف آنها نیز سست می‌ّ باشد، جایز نیست.

ثالثا: از سخن ابن غضائری که معلی بن خنیس را متهم به اعتقاد فرقه مغیریه کرده، نیز پاسخ داده و می‌گوید:

اما عن کونه مغیریا فبعد التسلیم فبعدم مضریته لاتفاق الأخبار المتقدمه على إمامیته وحسن حاله بعد ذلک ، وکیف یجوز العاقل أن یکون فی أیام خدمته وقیمومته على عیاله ( علیه السلام ) إلى آخر عمره من أصحاب المغیره الذی تواتر عنه (علیه السلام) لعنه والبراءه منه ؟ ! ومغیریته قبل ذلک – ان صحت – لا تضر بروایاته بعد رجوعه وتوبته کغیره من الأعاظم الذین زلوا فثبتوا ، وقفوا ثم رجعوا وهم جم غفیر .

هرچند قبول کنیم که معلی بن خنیس بر مذهب مغیریه بوده، این نیز ضرری ندارد، زیرا روایاتی که ذکر شد، بر امامی بودن و حسن حال بعد از این جریان اتفاق نظر دارند. چگونه ممکن است که شخصی عاقلی در ایام خدمت و سرپرستی اش بر عیال امام تا به آ‌خر عمر، از اصحاب مغیره باشد در حالی که به تواتر لعن مغیریه از سوی امام علیه السلام ثابت شده است. پس مغیری بودن او برفرضی که صحیح باشد، ضرری به روایت او بعد از رجوع و توبه وی ندارد، همچنانکه بزرگان دیگر متزلزل شدند بعد از آن ثابت ماندند یا واقفی بودند و بعد برگشتند و اینها تعداد شان کم نبودند.

رابعا: دعوت او به سوی محمد بن عبد الله از دروغهای روشن است:

واما عن کونه من دعاه محمد بن عبد الله فإنه من الأکاذیب الواضحه بعد ملاحظه أحادیث العتره الطاهره.

خاتمه المستدرک – المیرزا النوری – ج ۵ ص ۳۱۰

بعد از این که روایات اهل بیت علیهم السلام را مطالعه می کنیم در می یابیم این که ایشان به سوی محمد بن عبد الله دعوت می کرده، از دروغهای آشکار است.
۲٫ آیت الله خویی:

ایشان تضعیفات ابن غضائری را قبول ندارد؛ چرا که نسبت این کتاب به ابن غضائری ثابت شده نیست و در این باره می‌فرماید:

وأما ما تقدم من أبن الغضائری من تضعیفه ، ومن نسبه أنه کان مغیریا ، ثم دعا إلى محمد بن عبد الله فلا یعتنى به لعدم ثبوت نسبه الکتاب إلیه ، کما تقدم غیر مره .

معجم رجال الحدیث – السید الخوئی – ج ۱۹ ص ۲۶۹

تضعیف ابن غضائری و نسبت دادن او به فرق مغیریه، و دعوت او به سوی محمد بن عبد الله مورد اعتنا نیست؛‌ زیرا نسبت این کتاب به ابن غضائری ثابت نیست؛ چنانچه این مطلب بیش از یک مرتبه گذشت.

در نتیجه، معلی بن خنیس از نظر علمای شیعه موثق است و روایتش نیز مورد قبول و این روایت هم از نظر سند معتبر می‌شود.
روایت ششم:

روایات دیگری نیز در منابع شیعه نقل شده که با همان مضامین فوق، شاهد بودن ائمه (علیهم السلام) و عرضه شدن اعمال بر آنها را ثابت می‌کند و مؤید روایات فوق است.

امام هشتم علیه السلام به عبد الله بن ابان زیات که در نزد ایشان جایگاهی داشت، تصریح می‌کند که اعمال شما هر روز بر من عرضه می‌شود:

[۴] عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عن الزَّیَّاتِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ الزَّیَّاتِ وَ کَانَ مَکِیناً عِنْدَ الرِّضَا علیه السلام قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام ادْعُ اللَّهَ لِی وَ لِأَهْلِ بَیْتِی فَقَالَ أَ وَ لَسْتُ أَفْعَلُ وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَکُمْ لَتُعْرَضُ عَلَیَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَهٍ قَالَ فَاسْتَعْظَمْتُ ذَلِکَ فَقَالَ لِی أَ مَا تَقْرَأُ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ (التوبه -: ۱۰۵ -) قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام.

الکافی – الشیخ الکلینی، ج ۱، ص ۲۱۹، ح۴

عبد اللَّه بن ابان زیات که نزد حضرت رضا علیه السلام منزلتى ویژه داشت، می‌گوید به آن حضرت عرض‌کردم:

براى من و خانواده‏ام به درگاه خدا دعا نمایید. حضرت فرمودند: مگر من دعا نمی‌کنم؟! به خدا که اعمال شما در هر صبح و شام بر من عرضه مى‏شود، عبد اللَّه می‌گوید: این مطلب در نزد من گران آمد ، حضرت رضا علیه السلام به من فرمودند: مگر کتاب خداى عز و جل را نخوانده ای که می‌فرماید؟ «بگو (اى محمد) در عمل بکوشید که خدا و رسولش و مؤمنان کردار شما را مبینند» به خدا قسم آن مؤمن، على بن ابى طالب است.

علامه محمد تقی مجلسی سند این روایت را قوی می‌داند:

و فی القوی، عن عبد الله بن أبان الزیات و کان مکینا عند الرضا علیه السلام قال:

قلت للرضا علیه السلام: ادع الله لی و لأهل بیتی فقال: أو لست أفعل و الله إن أعمالکم لتعرض علی فی کل یوم و لیله. …

بعد از نقل روایت در شرح ‌آن می‌نویسد:

و الظاهر أن العرض فی الیوم و اللیله لطف للعباد حتى یستحیوا منهم و لا یعملوا سیئه.

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه ج‏۱۳ ؛ ص۹۳

ظاهر این است که عرضه شدن اعمال در هر روز و شب، برای بندگان لطفی است تا از ائمه علیهم السلام شرم کنند و اعمال بد انجام ندهند.
روایت هفتم:

در بعضی روایات نیز از عرضه اعمال بر اهل بیت علیهم السلام در هر پنج شنبه سخن به میان آمده است. امام صادق علیه السلام فرمودند:

حدثنا أحمد بن موسى عن یعقوب بن یزید عن محمد بن أبی عمیر عن حفص بن البختری عنه علیه السلام قال َ تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ یَوْمَ الْخَمِیسِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ عَلَى الْأَئِمَّهِ علیهم السلام.

بصائر الدرجات – محمد بن الحسن الصفار، ص ۴۴۶

اعمال در روز پنجشنبه بر رسول خدا صلی الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام عرضه می‌شود.
روایت هشتم:

در این روایت امام باقر علیه السلام تصریح می‌کند که عمل هر مؤمن و کافر بعد از فوتش،‌ به رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام عرضه می‌شود:

۱۰- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ یَحْیَى الْخَثْعَمِیِّ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَهَ الْعِجْلِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ فَقَالَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَمُوتُ وَ لَا کَافِرٍ فَیُوضَعُ فِی قَبْرِهِ حَتَّى یعُرضَ عَمَله عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ عَلَى عَلِیٍّ فَهَلُمَّ جَرّاً إِلَى آخِرِ مَنْ‏ فَرَضَ‏ اللَّهُ‏ طَاعَتَهُ‏ عَلَى الْعِبَادِ.

بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم، ص۴۲۷٫

برید بن معاویه می‌گوید:‌ در محضر امام باقر علیه السلام آیه «اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون»‌ را خواندم حضرت فرمود: بعد از این که مؤمن و کافر در قبرش گذاشته می‌شود، عملش به رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام (و امامان بعد از ایشان) تا آخرین امامی که خداوند اطاعت او را بر بندگان واجب کرده، عرضه می‌شود.
نکات مستفاد از روایات:

از مجموع این روایات دو نکته به دست می آید:

نکته اول: اعمال بندگان هر روز به رسول خدا و ائمه طاهرین (علیهم السلام) عرضه می‌شود و در این مطلب جایی هیچگونه شک و تردیدی نیست؛‌ همچنانکه امام باقر علیه السلام در یکی از این روایات روی این نکته تأکید کرده اند.

نکته دوم: در روایتی که از امام هشتم (علیه السلام) نقل کردیم، ثابت شد که اعمال بندگان به رسول خدا (صلی الله علیه و‌آله) عرضه می‌شود و این فرمایش ایشان دلیل محکم و قاطع بر این است که عرضه اعمال منحصر به زمان حیات آن حضرت نیست؛ بلکه بعد از رحلت ایشان نیز کردار بندگان به محضر ایشان عرضه می‌شود.

نکته سوم: در متن روایات عبارات: «تعرض علیه، تعرض الاعمال، تعرض علی رسول الله»‌ به کار رفته و «تعرض» فعل مضارع است و معنای استمرار را دارد؛ یعنی عرضه اعمال محدود به زمان حیات آنها نیست، بلکه بعد از حیات نیز بر ایشان عرضه می‌شود.

نکته چهارم: همانگونکه قبلا اشاره شد، بحث عرضه اعمال از دیدگاه شیعه یک امر مورد اتفاق و مستند به روایات صحیح و معتبر است و علمای شیعه بر این مطلب تصریح کرده اند.

شهید اول در کتاب «ذکری الشیعه» می‌گوید:

وروى الأصحاب فی تفسیر قوله تعالى : (وقل اعملوا فسیرى الله عملکم ورسوله والمؤمنین) : ان أعمال العباد تعرض على رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) وعلى الأئمه (علیهم السلام) کل یوم ، ابرارها وفجارها.

ذکرى الشیعه فی أحکام الشریعه – الشهید الأول – ج ۲ ص ۹۰

اصحاب (امامیه) در تفسیر آیه : (وقل اعملوا فسیرى الله …) روایت کرده اند که اعمال خوب و بد بندگان به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) در هر روز عرضه می‌شود.

علامه طبرسی در تفسیر «مجمع البیان»‌ ابن ادریس حلی و مرحوم سبزواری نیز در تفاسیر شان آورده اند که طبق روایات، اعمال امت بر پیامبر و ائمه (علیهم السلام) عرضه می‌شود:

و روى أصحابنا أن أعمال الأمه تعرض على النبی صلی الله علیه وآله فی کل اثنین و خمسین فیعرفها و کذلک تعرض على أئمه الهدى (ع) فیعرفونها و هم المعنیون بقوله «وَ الْمُؤْمِنُونَ».

مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۵، ص: ۱۰۴ ؛ إرشاد الأذهان إلى تفسیر القرآن، ص: ۲۰۸، سبزوارى نجفى، محمد بن حبیب الله‏ ؛ المنتخب من تفسیر التبیان، ج‏۱، ص: ۳۸۰، ابن ادریس حلى ابو عبدالله محمد بن احمد

اصحاب ما (امامیه) روایت کرده اند که اعمال امت بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) در هر دو شنبه و پنجشنبه برعرضه می‌شود و آنها اعمال را می‌شناسند و مقصود از کلمه «المؤمنون»‌ ائمه علیهم السلام هستند.

محمد بن حسن شیبانی نیز می‌نویسد:

ورد فی أخبارنا، عن أئمّتنا- علیهم السّلام-: أنّ أعمال العباد تعرض فی کلّ اثنین و خمیس على النّبیّ- علیه السّلام- و على آله الطّاهرین.

نهج البیان عن کشف معانی القرآن، ج‏۳، ص: ۴۶، : شیبانى، محمد بن حسن، بنیاد دایرهالمعارف اسلامى، تهران،‏ ۱۴۱۳ ق‏.

در روایات ما از ائمه ما (علیهم السلام) نقل شده است که اعمال بندگان در هر دوشنبه و پنجشنبه بر پیامبر و ائمه طاهرین (علیهم السلام) عرضه می شود.

سید بن طاووس نکته دیگری را مطرح کرده و آن این که اعمال بعد از وفات پیامبر بر‌آن حضرت عرضه می‌شود:

روى من اثنى عشر طریقا ان الأعمال تعرض على رسول الله ( ص ) بعد وفاته وفی عده روایات منها ان المؤمنین المذکورین فی الآیه الذین تعرض الأعمال علیهم هم الأئمه من آل محمد ( ص ).

سعد السعود – السید ابن طاووس، ص ۹۸٫

از دوازده طریق روایت شده که اعمال بر رسول خدا صلی الله علیه وآله بعد از وفاتشان عرضه می‌شود و در تعدادی از روایات آمده که مؤمنانی که در ‌آیه ذکر شده، واعمال بر آنها عرضه می‌شود، امامان از اهل بیت علیهم السلام هستند.

مرحوم سید هاشم بحرانی نیز از آگاهی پیامبر و ائمه (علیهم السلام) بر اعمال بندگان سخن گفته و ‌آن را مستند به آیات و روایات می‌کند:

واطلع النبی والأئمه سلام الله علیهم على افعال العباد لأنهم الشهداء على خلقه یوم القیمه کما جاء به القرآن العزیز والروایات عنهم سلام الله علیهم وفى اطلاعهم على أفعال العباد یکون به اظهار المعجز باخبارهم بما فی الضمائر وغیره من افعال العباد.

ینابیع المعاجز – السید هاشم البحرانی – ص ۱۱۱٫

خداوند متعال پیامبر و ائمه (سلام الله علیهم) را بر کردار بندگان آگاه ساخته است؛‌ زیرا آنها در روز قیامت بر مخلوقاتش شاهد هستند؛ چنانچه این مطلب در قرآن کریم و روایات ائمه آمده و این آگاهی آنها به اعمال بندگان، معجزه آنهاست در اینکه آنچه از در ضمیر و نهان بندگان وجود داشت و آنچه را آشکار می کردند، خبر می دادند.

در توضیح سخن سید بن طاووس که تنها به روایات عرضه اعمال بعد از وفات رسول خدا اشاره کرده باید گفت:

در بعضى از روایات، تنها سخن از عرضه اعمال بر پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) به میان آمده و در پاره‏اى از آنها عرضه اعمال بر حضرت على (علیه السلام، و در بعضى پیامبر و امامان (علیهم السلام) همگى ذکر شده‏اند ؛ همانطوری که روایات این موضوع در وقت عرضه اعمال نیز اختلاف دارند؛ بعضى روایات تنها پنجشنبه ، و بعضى همه روز، و بعضى هفته‏اى دو بار و بعضى در آغاز هر ماه (که روایاتش را ما در این جا به خاطر رعایت اختصار نیاورده ایم) و بعضى بهنگام مرگ و گذاردن در قبر و یا بعد از وفات پیامبر را وقت عرض اعمال تعیین کرده اند.

روشن است که این روایات منافاتى با هم ندارند، و همه آنها صحیح است، زیرا این روایات در صدد بیان این نکته هستند که اعمال روزانه، همه روزه، و گزارش اعمال هر هفته در پایان هفته، و گزارش کار کرد اعمال یک ماه یا یک سال در پایان ماه یا سال به محضر خدای متعال، رسول خدا و ائمه طاهرین (علیهم السلام) ارائه می‌شود.

و نیز عرضه اعمال بعد از وفات رسول خدا هیچگونه منافاتی با عرضه اعمال در زمان حیات آن حضرت ندارد و به تعبیر دیگر:‌ میان زمان حیات و وفات ایشان تفاوتی نیست؛ چرا که ایشان و ائمه (علیهم السلام) در همه حالات ناظر و شاهد بر اعمال امت است.

نکته پنجم: روایات عرض اعمال انسانها به رسول خدا و ائمه اطهار (علیهم السلام) فراتر از استفاضه، و متواتر است.

شیخ هادی نجفی نیز بعد از نقل روایات می‌گوید:

الروایات فی هذا المجال متعدده کثیره ، بل متواتره.

موسوعه أحادیث أهل البیت (ع) – الشیخ هادی النجفی – ج ۷ ص ۱۴۲

روایات در این زمینه متعدد و فراوان بلکه متواتر است.

آقای نمازی شاهرودی می‌نویسد:

وفی البحار ذکر هذه الروایات مع غیرها الوارده فی ذلک ، وأبلغها إلى ما فوق التواتر ، وها أنا أشیر إلى بعضها، فإن فیه کفایه لغیر المعاند والمریض.

مستدرک سفینه البحار – الشیخ علی النمازی الشاهرودی، ج ۷ ص ۱۶۵٫

علامه مجلسی در بحار الانوار این روایات و غیر آن را که در این باب وارد، شده ذکر کرده و آن را با لاتر از تواتر رسانده است. و در این جا به برخی از آنها اشاره می‌کنم ؛ چرا که برای انسانهای که معاند و مریض نباشند، کفایت می‌کند.
عرضه اعمال در روایات اهل سنت

تا این جا روایات صحیح شیعه در باره عرض اعمال به رسول خدا و ائمه (علیهم السلام) روشن شد اکنون در این قسمت روایات اهل سنت را بررسی می‌نماییم. روایات آنها نیز به دو دسته تقسیم می‌شود:

دسته ای از روایات بیانگر این نکته هستند که اعمال امت، بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بعد از شهادت ایشان عرضه می‌شود.

دسته دیگر می‌گویند، اعمال امت بر غیر رسول خدا همانند اموات اقارب و اقوام و بستگان نیز عرضه می‌شود. جهت پرهیز از اطاله کلام به ذکر سه روایت اکتفا می‌کنیم:
دسته اول: عرضه اعمال امت به رسول خدا (ص)

در منابع اهل سنت از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در روایتی جمله : وفاتی خیر لکم تعرض علی أعمالکم، از طرق متعدد نقل شده و به خوبى بیانگر این است که اعمال امت بعد از شهادت آن حضرت به ایشان عرضه می‌شود:
طریق اول از عبد الله بن مسعود: (سند صحیح)

بزار از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «البحر الزخار» معروف به «مسند البزار» این روایت را از طریق عبد الله بن مسعود با این سند صحیح نقل کرده است:

۱۹۲۵ حدثنا یوسف بن موسى قال نا عبد المجید بن عبد العزیز بن أبی رواد عن سفیان عن عبد الله بن السائب عن زاذان عن عبد الله عن النبی قال إن لله ملائکه سیاحین یبلغونی عن أمتی السلام قال وقال رسول الله حیاتی خیر لکم تحدثون ونحدث لکم ووفاتی خیر لکم تعرض علی أعمالکم فما رأیت من خیر حمدت الله علیه وما رأیت من شر إستغفرت الله لکم.

مسند البزار ج ۵، ص ۳۰۸

عبد الله بن مسعود از رسول خدا صلى الله علیه وسلم نقل کرده که فرمودند: خداوند فرشته‌هائی دارد که سلام امت من را به من می‌رسانند و نیز فرمودند: زنده بودن من برای شما سود دارد با من حرف می‌زنید من هم با شما حرف می‌زنم و وفاتم نیز برای شما سود دارد؛ زیرا کردار شما بر من عرضه می‌شود پس هر وقت کار خیری از شما ببینم خدا را سپاس می‌گویم و هر وقت کار شر از شما دیدم برای شما استغفار می‌کنم .
تصحیح سند روایت از سوی علمای اهل سنت:

علمای اهل سنت سند این روایت را تصحیح کرده اند که به صورت مختصر به آنها اشاره می‌شود:
۱٫ تصحیح غزالی: (متوفاى۵۰۵هـ)

غزالی در کتاب «إحیاء علوم الدین»، نیز سند روایت را تصحیح کرده است:

أخرجه البزار من حدیث عبد الله بن مسعود ورجاله رجال الصحیح …

إحیاء علوم الدین، ج ۴ ، ص ۱۴۸

بزار این روایت را از عبد الله بن مسعود نقل کرده و راویان آن راویان صحیح بخاری هستند.
۲٫ تصحیح هیثمی : (متوفاى۸۰۷ هـ)

هیثمی بعد از نقل روایت می‌گوید:

رواه البزار ورجاله رجال الصحیح.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۹، ص۲۴

بزار این را روایت نقل کرده و راویان آن راویان صحیح بخاری هستند.
۳٫ جلال الدین سیوطی: (متوفای۹۱۱هـ)

وی نیز در کتاب «الخصائص الکبرى»، بعد از نقل این روایت را از طریق بکر بن عبد الله مزنی، سند طریق عبد الله بن مسعود را صحیح می‌داند:

وأخرج البزار بسند صحیح من حدیث ابن مسعود مثله.

الخصائص الکبرى، ج ۲ ، ص ۴۹۱

بزار با سند صحیح از طریق ابن مسعود مثل این روایت نقل کرده است.
۴٫ تصحیح سمهودی: (متوفای۹۱۱هـ)

او نیز تصریح می‌کند که بزاز با رجال صحیح از ابن مسعود نقل کرده است:

وللبزاز برجال الصحیح عن ابن مسعود رضی الله عنه مرفوعا أن لله تعالى ملائکه سباحین یبلغونی عن أمتی …. ووفاتی خیر لکم تعرض علی أعمالکم..

خلاصه الوفا بأخبار دار المصطفى، ج ۱، ص ۴۳

بزار از ابن مسعود به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت نموده است و راویان آن راویان صحیح بخاری هستند.
۵٫ ابو الفضل عراقی: (متوفاى۸۰۶هـ)

او نیز در کتاب «طرح التثریب فی شرح التقریب»، سند این روایت را حسن می‌داند و می‌نویسد:

وروى أبو بکر البزار فی مسنده بإسناد جید عن ابن مسعود رضی الله عنه قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم … ووفاتی خیر لکم تعرض علی أعمالکم …

طرح التثریب فی شرح التقریب، ج ۳، ص ۲۷۵

ابو بکر بزار در مسندش با سند نیکو از ابن مسعود روایت کرده است ….
۶٫ تصحیح زرقانی: (متوفاى۱۱۲۲هـ)

زرقانی در کتاب «شرح الزرقانی على موطأ الإمام مالک»، بعد از نقل روایت می‌نویسد:

رواه البزار بإسناد جید.

شرح الزرقانی، ج ۱ ، ص ۹۷

این روایت را بزار با سند نیکو نقل کرده است.
طریق دوم: از بکر بن عبد الله مزنی:

ابن سعد در کتاب «الطبقات الکبرى»، این روایت را از طریق بکر بن عبد الله نقل کرده است:

أخبرنا یونس بن محمد المؤدب أخبرنا حماد بن زید عن غالب عن بکر بن عبد الله قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم حیاتی خیر لکم تحدثون ویحدث لکم فإذا أنا مت کانت وفاتی خیرا لکم تعرض علی أعمالکم فإذا رأیت خیرا حمدت الله وإن رأیت شرا استغفرت الله لکم.

الطبقات الکبرى ج ۲، ص ۱۹۴

علاوه بر ابن سعد، این روایت را اسماعیل بن اسحاق جهضمی مالکی و نور الدین هیثمی و برخی دیگر نیز در کتابهایشان ذکر کرده اند.

فضل الصلاه على النبی ج ۱، ص ۳۸ ؛ مسند الحارث (زوائدالهیثمی) ج ۲ ، ص ۸۸۴
تصحیح سند این طریق:

این طریق روایت را نیز تعدادی از علمای اهل سنت تصحیح کرده اند.
۱٫ صالحی شامی: (متوفاى۹۴۲هـ)

وی در کتاب «سبل الهدى والرشاد» رجال سند این طریق را ثقه می‌داند.

وروى ابن سعد وإسماعیل القاضی – بسند رجاله ثقات – عن بکر بن عبد الله المازنی مرسلا قال : قال رسول الله … کانت وفاتی خیر لکم ، تعرض علی أعمالکم ، …

سبل الهدى والرشاد، ج ۱۲، ص ۲۷۱

ابن سعد و اسماعیل قاضی با سندی که رجال آن ثقه هستند،‌ از طریق بکر بن عبد الله مازنی به صورت مرسل نقل کرده است …
۲٫ مناوی: (متوفاى ۱۰۳۱هـ)

مناوی نیز تصریح می‌کند که رجال سند این طریق موثق هستند:

( ابن سعد ) فی طبقاته ( عن بکر بن عبد الله ) المزنی ( مرسلا ) ورجاله ثقات.

التیسیر بشرح الجامع الصغیر، ج۱، ص ۵۰۲

ابن سعد در طبقاتش از طریق بکر بن عبد الله مزنی به صورت مرسل این روایت را نقل کرده و رجال سندش همه ثقه هستند.
نظر علمای اهل سنت پیرامون عرضه اعمال بر پیامبر (صلی الله علیه و آله )

روایتی که عرضه اعمال امت را به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ثابت می‌کند صحیح است. و علمای بزرگ آنها به این حقیقت تصریح کرده اند.

عبد القاهر بغدادی یکی از فقهای شافعی عرضه اعمال را یکی از مطالب مورد قبول محققان این مذهب می‌داند و تصریح می‌کند:

قال المتکلمون المحققون من أصحابنا أن نبینا صلى الله علیه وسلم حی بعد وفاته وأنه یسرّ بطاعات أمته.

السمهودی خلاصه الوفا بأخبار دار المصطفى ج ۱، ص ۴۳، العظیم آبادی، عون المعبود، ج ۳، ص ۲۶۱، الشوکانی، نیل الأوطار، ج ۳ ، ص ۳۰۵

محققان علم کلام اصحاب ما گفته اند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم بعد از وفاتش زنده هستند و به واسطه اطاعت امتش خوشحال می‌شود.

سیوطی و صالحی شامی در ادامه سخن وی عبارت «ویحزن بمعاصی العصاه منهم»؛ «رسول خدا با گناه گنه کاران امت محزون می‌شوند» را نیز آورده اند.

السیوطی، الحاوی للفتاوی، ج۲، ص۱۴۱، الصالحی الشامی، سبل الهدى والرشاد، ج ۱۲، ص ۳۵۵

ملاعلی قاری نیز بعد از این جمله فرمایش رسول خدا « وأنا علیکم شهید»، می‌گوید:

أی مطلع على أحوالکم إذ تعرض علیّ أعمالکم أو أنا شاهد لکم.

علی بن سلطان محمد القاری، مرقاه المفاتیح، ج۱۱، ص ۱۰۳

یعنی من زمانی که اعمال تان برمن عرضه می‌شود اطلاع پیدا می‌کنیم و یا شاهد شما هستم.

سمرقندی یکی از مفسران اهل سنت نیز بعد از این فراز آیه: (فسیرى الله عملکم ورسوله والمؤمنون) می‌گوید:

یعنی ویراه رسوله ویراه المؤمنون.

تفسیر السمرقندی المسمى بحر العلوم ، ج ۲ ، ص ۸۶ ، نصر بن محمد بن أحمد أبو اللیث السمرقندی الوفاه: ۳۶۷، دار النشر : دار الفکر – بیروت ، تحقیق : د.محمود مطرجی،

یعنی عمل شما را رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و مؤمنان می‌بینند.

محمد بن عبد الله بن ابی زمنین در تفسیرش می‌نویسد:

(وقل اعملوا فسیرى الله عملکم ورسوله والمؤمنون) یعنی : بما یطلعهم علیه.

تفسیر القرآن العزیز ، ج ۲ ، ص ۲۳۰، أبی عبد الله محمد بن عبد الله بن أبی زمنین الوفاه: ۳۹۹هـ ، دار النشر : الفاروق الحدیثه – مصر/ القاهره – ۱۴۲۳هـ – ۲۰۰۲م ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : أبو عبد الله حسین بن عکاشه – محمد بن مصطفى الکنز، تفسیر ابن زمنین

بگو: اعمال تان را انجام دهید، عمل شما را خداوند، رسول خدا و مؤمنان می‌بینند؛‌ یعنی آن اعمالی را که خداوند آنها (رسول خدا صلی الله علیه وآله و مؤمنان) را بر آن آگاه می‌سازد.

واحدی نیز می‌نویسد:

(فسیرى الله عملکم ورسوله والمؤمنون) أی إن الله یطلعهم على ما فی قلوب إخوانهم من الخیر والشر فیحبون المحسن ویبغضون المسیء بإیقاع الله ذلک فی قلوبهم.

الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز ، ج ۱، ص ۴۸۰، علی بن أحمد الواحدی أبو الحسن الوفاه: ۴۶۸ ، دار النشر : دار القلم , الدار الشامیه – دمشق , بیروت – ۱۴۱۵ ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : صفوان عدنان داوودی ،

«کردار شما را خدا، رسول خدا و مؤمنان می‌بینند» ؛ یعنی خداوند آنها را بر خیر و شری که در قلب های برادرانتان می‌گذرد آگاه می سازد پس آنها انسانهای نیکو کار را دوست و انسانهای بد کار را دشمن می‌دارند. و این حب و بغض را خداوند در دل آنها قرار می‌دهد.

محمود بن حمزه کرمانی دو آیه: (وسیرى الله عملکم ورسوله ثم تردون)، (فسیرى الله عملکم ورسوله والمؤمنون وستردون) را ذکر کرده و پس از آن، این‌گونه شرح می‌دهد:

لأن الأولى فی المنافقین ولا یطلع على ضمائرهم إلا الله تعالى ثم رسوله بإطلاع الله إیاه علیها کقوله (قد نبأنا الله من أخبارکم) والثانیه فی المؤمنین وطاعات المؤمنین وعباداتهم ظاهره لله ورسوله والمؤمنین …

أسرار التکرار فی القرآن ، ج ۱ ، ص ۱۰۰، محمود بن حمزه بن نصر الکرمانی الوفاه: ۵۰۵ ، دار النشر : دار الاعتصام – القاهره – ۱۳۹۶ ، الطبعه : الثانیه ، تحقیق : عبد القادر احمد عطا

آیه نخست در باره منافقان است، از ضمائر ‌آنها تنها خداوند آگاه است و رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز از طریق آگاهی خداوند، از ضمائرشان مطلع می‌شود. همانند این آیه که می‌فرماید: خداوند مرا از اخبار شما آگاه ساخت. آیه دوم درباره مؤمنان است و طاعات و عبادت آنها برای خداوند و رسولش و مؤمنان آشکار است.

عباراتی که ذکر شد از برخی علمای اهل سنت بود که به عنوان نمونه ذکر کردیم و ثابت شد که بنا به اعتقاد آ‌نها رسول خدا و مؤمنین از کردار بندگان آگاه هستند.
روایات دسته دوم؛ عرضه اعمال بازماندگان به مرده های نزدیک آنها

دسته دیگر از روایات اهل سنت، عرضه شدن اعمال بر مردگان نزدیک را نیز بیان کرده اند.
روایت اول: ( سند صحیح)

این روایت را احمد بن حنبل در مسندش از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) این گونه نقل می‌کند:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا عبد الرَّزَّاقِ ثنا سُفْیَانُ عَمَّنْ سمع أَنَسَ بن مَالِکٍ یقول قال النبی صلى الله علیه وسلم ان أَعْمَالَکُمْ تُعْرَضُ على أَقَارِبِکُمْ وَعَشَائِرِکُمْ مِنَ الأَمْوَاتِ فان کان خَیْراً اسْتَبْشَرُوا بِهِ وان کان غیر ذلک قالوا اللهم لاَ تُمِتْهُمْ حتى تَهْدِیَهُمْ کما هَدَیْتَنَا.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل، مسند أحمد بن حنبل، ج۱۰، ص ۵۳۲، ح ۱۲۶۱۹ ، ناشر : دار الحدیث ، القاهره ، محقق : حمزه احمد زین.

پیامبر صلى الله علیه وسلم فرمودند: اعمال شما بر نزدیکانتان که از دنیا رفتند عرضه می‌شود ، اگر اعمال شما خیر باشد خوشحال می‌شوند، واگر اعمالتان خیر نبود، می‌گویند خدایا آنها را نمیران تا اینکه هدایتشان کنی همانگونه که ما را هدایت کردی.

حمزه احمد زین، محقق مسند احمد ذیل روایت می گوید: و الحدیث صحیح.
روایت دوم: عرضه اعمال بر اهل قبور: (سند صحیح)

طبق روایت صحیح دیگر نیز اعمال بازماندگان بر اهل قبور عرضه می‌شود:

۷۸۴۹ أخبرنا أبو النضر الفقیه وإبراهیم بن إسماعیل القارئ قالا ثنا عثمان بن سعید الدارمی ثنا یحیى بن صالح الوحاظی ثنا أبو إسماعیل السکونی قال سمعت مالک بن أدى یقول سمعت النعمان بن بشیر رضی الله عنهما یقول وهو على المنبر سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول ألا إنه لم یبق من الدنیا إلا مثل الذباب تمور فی جوها فالله الله فی إخوانکم من أهل القبور فإن أعمالکم تعرض علیهم.

هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه.

المستدرک على الصحیحین، ج ۴ ، ص ۳۴۲

نعمان بن بشیر روی منبر می‌گفت: از رسول خدا صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود: آگاه باشید اگر از عمر دنیا باقی نماند مگر به اندازه پریدن مگس در هوا، خدا را خدا را درباره برادران اهل قبور (کسانی که از دنیا رفته اند) در نظر داشته باشید؛ زیرا اعمال شما به ‌آنها عرضه می‌شود.

حاکم نیشابوری بعد از نقل روایت می نویسد : این روایت سندش صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را نقل نکرده اند.
نظر علمای اهل تسنن پیرامون عرضه اعمال بر نزدیکان:

عرض اعمال بازماندگان بر مردگان نزدیک از اقوام و اقارب، یک مطلب مسلم و مورد قبول علمای اهل سنت است که به سخنان برخی از ‌آنها اشاره می‌کنیم:

ابن الحاج مالکی در کتاب «المدخل»، عرض اعمال را قطعی می‌داند و می‌گوید:

کل من انتقل إلى الآخره من المؤمنین فهم یعلمون أحوال الأحیاء غالبا … ویحتمل أن یکون علمهم بذلک حین عرض أعمال الأحیاء علیهم ویحتمل غیر ذلک وهذه أشیاء مغیبه عنا وقد أخبر الصادق علیه الصلاه والسلام بعرض الأعمال علیهم فلا بد من وقوع ذلک والکیفیه فیه غیر معلومه والله أعلم بها.

المدخل ج ۱، ص ۲۵۹ ، دار النشر : دار الفکر – ۱۴۰۱هـ – ۱۹۸۱م

تمام کسانی که به آ‌خرت منتقل می‌شوند، از احوال غالب زندگان با خبر هستند. … احتمال دارد که علم ‌آنها به احوال زندگان، هنگام عرضه شدن اعمال زنده ها به ‌آنان باشد. و غیر این صورت نیز احتمال دارد و خبر دهنده راستگو (پیامبر صلی الله علیه وسلم) از عرضه شدن اعمال بر آنها خبر داده؛ پس باید این قضیه واقع شود اما کیفیت آن معلوم نیست و خدا بهتر می‌داند.

ابو سعید خادمی نیز می‌نویسد:

وَیَعْرِفُونَ أَعْمَالَهُمْ وَیَتَأَلَّمُونَ بِإِسَاءَتِهِمْ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِحَسَنَاتِهِمْ تَارَهً بِعَرْضِ ذَلِکَ إلَیْهِمْ وَأُخْرَى بِالِاسْتِخْبَارِ عَمَّنْ مَاتَ بَعْدَهُمْ.

بریقه محمودیه، ج ۱، ص ۴۴۸

مرده‌ها از اعمال زنده‌ها خبر دارند و از اعمال بد شان آزرده می‌شوند و از اعمال خوب شان خوشحال می‌شوند. گاهی اعمال بر آنها عرضه می‌شوند و گاهی به واسطه کسانی که بعد از آنها می میرند خبردار می‌شوند.
نتیجه:

۱٫ عرضه اعمال امت به رسول خدا و ائمه طاهرین (علیهم السلام) از دیدگاه روایات صحیح شیعه امر قطعی است؛ هرچند در روایات اهل سنت عرض اعمال به ائمه (علیهم السلام) تصریح نشده، اما در روایات صحیح آنها و نظرات علمایشان علاوه بر رسول خدا،‌ مؤمنان و اموات نزدیک بازماندگان نیز بر اعمال بندگان آگاه هستند.

سؤال این است: اگر اعمال بندگان را مؤمنان زنده و مردگان می‌دانند، چرا ائمه طاهرین علیهم السلام از احوال آنها خبر نداشته باشند؟

۲٫ طبق روایاتی که از منابع شیعه و اهل سنت نقل شد، عرضه اعمال بر رسول خدا و ائمه طاهرین (علیهم السلام) منحصر به زمان حیات آنها نیست؛‌ بلکه بعد از رحلت نیز اعمال زنده ها به آنها تا روز قیامت عرضه خواهد شد.

به نقل از سایت موسسه ولی عصر عج

 

 

 

 

منبع

http://shiastudies.com

عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام. عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر و امامان علیهم السلام

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.