تاریخ انتشار : ۲ خرداد ۱۳۹۷


فلسفه بلاها

در احادیث آمده است: «البلاء للولاء» اگر اینگونه باشد که انسان هر چه به خداوند بیشتر نزدیک شود بیشتر به شداید گرفتار آید که در انسان دافعه و دوری از انجام اعمال نیک ایجاد می کند چون می ترسد هرچه خوب تر شود مشکلاتش بیشتر گردد. لطفا توضیح بفرمایید.
براساس آنچه از احادیث استفاده مى شود، خداوند گاهى مؤمنان را در دنیا به بلاها و رنج ها مبتلا مى کند تا این گرفتارى ها کفاره گناهان آنان شود و در روز قیامت دیگر چیزى که به خاطر آن عقوبت و کیفر شوند در کار نباشد و آنان را از نعمت خود برخوردار سازد، ولى افرادى که کافر و مشرک هستند چنانچه برخى کارهاى نیک داشته باشند، پاداش آنان را در همین جهان به آنان مى دهد; در نتیجه، در آن جهان با دست خالى حاضر خواهند شد.
در قرآن مى خوانیم: «ان تکونوا تألمون فانهم یألمون کما تألمون و ترجون من الله ما لایرجون; اگر شما(مومنان) رنج مى کشید، کافران نیز همان گونه که شما رنج مى کشید، رنج مى کشند، و حال آن که شما امیدى به خدا دارید که آنان ندارند».
آنچه در این مسأله مهم است، جهان بینى دینى است. جهان بینى دینى دنیا و رنج هایش را بد نمى داند، بلکه به عکس رنج ها را عاملى براى تحّرک بشمار مى آورد; سوره نساء، آیه ۱۰۴٫ زیرا رنج ها وابستگى انسان را به دنیا کم مى کنند و او را به راه مى اندازند. این ذات دنیاست که با تغییر احوال و فصول و مرگ حتمى، به انسان آگاهى مى دهد که اینجا جاى ماندن و قرار نیست. بنابراین برخوردارى ها و بلاها، معیار سعادت نیستند و از همین جاست که نقش بلاها در سیر و سلوک معنوى و شکوفایى قابلیت هاى درونى مؤمن آنقدر اهمیت پیدا مى کند که در حدیث آمده است:«البلاء للولاء ؛(۱)کسانى که ایمان بیشترى دارند، رنجشان بیشتر است». فراموش نکنیم دنیا دار مکافات نیز هست و در بسیارى و در بسیارى از موارد انسان نتیجه حرکت هاى خلاف نظام خود را مى بیند، چه مؤمن باشد و چه کافر. ۱ – اصول کافى، باب بلا و امتحان.
مقصود روایت آن است که تصور نشود وقتی کسی مؤمن شد و رضای الهی را کسب کرد دیگر گرفتار نمی شود بلکه گرفتاری ها فلسفه خاص خود را دارد.
هر مؤمنی آزمایش می شود تا صداقت او معلوم شود ولی آزمایش لزوما همراه با گرفتاری و بلا و بدبختی نیست، بلکه با خیر و شر آزمایش می شود. گاهی با مقام و موقعیت و مال و منال آزمایش می شود. گاهی با گرفتن مال تصور نشود هر که مؤمن شد بیچاره و بدبخت و گرفتار می شود بلکه اگر مؤمن گرفتار شد نباید تعجب کند، زیرا مؤمن با گرفتاری آزمایش می شود. خلاصه سخن آنکه تصور نشود مؤمن همیشه در آسایش است بلکه گاهی هم گرفتار می شود،ودر گرفتاری هم رضایت درونی دارد وهمواره شاد است.اینطور نیست که همیشه گرفتار باشد .
نکته دیگر آن است که مؤمن واقعی چون تسلیم رضای الهی است هنگام گرفتاری هم شاد است چون آن را هدیه الهی می داند و مؤمنان واقعی آرامش روحی و روانی واقعی دارند. اگر کسی وظایف خود را انجام داد. این نوع بلا از برای ارتقای درجه و از لطف های خداست.
اما اگر به جهت سستی و بی احتیاطی بود مقصر خود اوست و مکافات عمل اوست. با این مقدمه مى‏توان گفت که سختى و بلا بر چند قسم است و هر یک بر صنف خاصى وارد مى‏شود:
۱) بلاهایى براى رسوا ساختن مشرکان و کافران خبیث است (هم چنان که گذشت).
۲) بلاى وارد بر مؤمن که زاییده‏ى گناه وى است و موجب ریزش گناه او مى‏گردد «و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم؛ و هر مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست».
امیرمؤمنان على(ع) مى‏فرماید: سپاس و ستایش خدایى را که رنج و گرفتارى پیروان ما را مایه‏ى زدوده شدن گناهان آنان در دنیا قرار داد تا بااین رنجها و بلاها طاعتشان سالم ماند و سزاوار پاداش آن شوند.
۳) بلاى وارد بر مؤمن براى تصحیح ایمان است. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «بلا و گرفتارى براى مؤمن زیور است و براى آن که خرد ورزد کرامت است. زیرا گرفتار بلا شدن و شکیبایى و پایدارى کردن در برابر آن ایمان را تصحیح مى‏گرداند.
۴) بلاى وارد بر مؤمن موجب بیدارى او است: امام صادق(ع) مى‏فرماید: هیچ مؤمنى نیست مگر آن که هر چهل روز یک بار به وسیله‏ى بلا و گرفتارى متنبه مى‏شود. این بلایا به مال او مى‏رسد یا به فرزندش یا به خودش که پاداش آن را مى‏بیند و یا اندوهى به او مى‏رسد که نمى‏داند از کجا رسیده است.
۵) بلاى وارد بر مؤمن باعث ارتقاى ایمان است، چرا که ایمان خود داراى درجات گوناگونى است و مؤمنین نیز داراى درجاتند و خداوند سبحان در این باره مى‏فرماید: «هم درجات عندالله؛ مؤمنان نزد خداوند داراى درجات هستند» جناب رسول الله(ص) در مورد این نوع بلا مى‏فرماید: خداوند براى انسان مقام و منزلتى در نظر گرفته است که او با کرده خود بدان نمى‏رسد تا آن که در بدن خود به بلایى گرفتار شود و بدین وسیله به آن مقام رسد.
۶) بلاى وارد بر انبیاء و مقربان درگاه الهى است که براى ارتقاى کمال انسانى انبیاء است و لذا جناب ابراهیم نبى(ع) با پیروزى در امتحان به مقام امامت رسیده است. «و اذ ابتلى ابراهیم ربّه بکلمات فأتمهنّ، قال انّى جاعلک للناس اماما ؛ بیاد آر هنگامى که خداوند ابراهیم را به امورى چند امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد خدا به او گفت: من ترا به پیشوایى خلق برگزینم». با این مقدمه روشن مى‏شود که هیچ گروهى و هیچ فردى نیست که مورد آزمایش و امتحان قرار نگیرد و بلکه همه انسان‏ها لحظه به لحظه و دم به دم مورد آزمایش قرار مى‏گیرند.
بنابراین اى دوست عزیز، در هر یک از عملکرد و رفتارهاى خویش آزمایش الهى را ببین، همچنین با توضیحى که گذشت، آزمایش الهى و غضب الهى جمع مى‏شود، چرا که انسان مؤمنى مثل شما با یک گناه هر چند کوچک مورد غضب خداى تعالى واقع مى‏شوید و خداى عزیز با بلایى هر چند کوچک که زاییده همان گناه است، شما را آزموده تا موجب پالایش جان شما گردد و جانتان از گناه تصفیه شود.
اگر مى‏خواهید مثالى براى شما ذکر مى‏کنم: مؤمنى غیبت شخصى نموده است و لذا مورد غضب الهى واقع گشته است و با این غضب غم و اندوهى سخت بر او وارد شده است (غم اجتماعى، مالى، علمى، روحى و…) و این غم جان او را پالایش مى‏کند، تصفیه مى‏کند، جلا مى‏دهد تا این که اندک اندک آلودگیها زدوده مى‏شود و با صبر در برابر این غم و اندوه نیز از آزمایش الهى سرافراز بیرون مى‏آید.
البته اگر بخواهیم میزان عملى به شما ارائه دهیم، باید بگوییم که در دین محمّدى توبه و استغفار پس از هر گناه لازم دانسته شده و ثمره‏ى آن دفع بلاى زاییده آن گناه است و اگر هم بلایى وارد شد، با تواضع و تسلیم در برابر درگاه الهى و صبر و شکیبایى در برابر بلا هم از فشار بلا و هم از طولانى شدن بلا کاسته مى‏شود و البته اگر بخواهیم نمونه‏اى از موانع نزول بلا را نام ببریم باید نام نماز شب سحرگاهى و صدقه را ذکر کنیم.
نکته پایانی که انسان در مسیر تکامل زندگی؛ حتما با موانع و دشواری هایی هم روبرو است؛ برخی از دشواری ها و تلخی ها بازتاب اعمال بد و گناهان است که اگر با توبه و بازگشت به سوی خدا جبران نشود، در نهایت – خدای نکرده – به سقوط و بدبختی ابدی کشانده می شود.
قرآن کریم می فرماید: «و ما ظلمنا هم ولکن کانوا انفسهم یظلمون». (۱). اما دشواری ها و تلخی هایی که – ظاهرا – برای اهل ایمان پیش می آید؛ مثل آن چه را که در سؤال آمده است بلاء حسن است (به تعبیر قرآن کریم) مثلا، جهاد و مبارزه با طاغوت و نیز با گناهان فردی و اجتماعی دیگری ممکن است پیامدهایی چون خطر مالی و جانی را به دنبال داشته باشد ولی پاداش ها و مقاماتی که در سایه این جهادها پیدا می شود بسیار بزرگتر و مهمتر است.
خلاصه کلام، ابتلاء و آزمایش اهل ایمان خیر و نیکو است و اینگونه نیست که کسی از آن بگریزد و لذت ایمان و نتایج نیکوی آن را به خاطر سختی های آن رها کند: «ولیبلی المؤمنین منه بلاء حسنا (۲)؛ و بدینوسیله مؤمنان را به آزمایش نیکو، بیازماید» (۳). ضمنا اینگونه نیست که غیر مومنین گرفتاری نداشته باشند، بلکه سختی های آنان بسیار فراتر و دردناکتر از سختی هایی است که مومن در راه ایمان و عشق به خداوند تحمل می کند.
در یک مثال روشن این قضیه مانند آن است که دو نفر در اثر حادثه ای پای خود را از دست بدهند، منتهی یکی پای خود را در دفاع از دین و جهاد در راه خدا از دست داده و دیگری در یک حادثه رانندگی مثلا. خوب در این صورت هر دو آسیب دیده اند اما اولی آرامش و رضایت دارد و درد و رنج را به راحتی تحمل می کند، ولی دومی این آرامش را ندارد و دائم حسرت می خورد که چرا؟… آری حرکت در راه ایمان دشوار است و تحمل فراوانی می خواهد، اما در ضمن لذت بخش هم هست و باعث رضایت و آرامش انسان مومن می شود.
—————-
پی نوشت ها: ۱٫ «ما به آنان ظلمی نکردیم بلکه آنان خود بر خویشتن ستم روا داشتند» (نحل، آیه ۱۱۸، ۲۳). ۲٫ انفال، آیه ۱۷٫ ۳٫ توضیح بیشتر را با عنایت به فهرست موضوعی تفسیر نمونه، ص ۳۴۷ – ۳۴۸ به مجلدات مختلف تفسیر نمونه مراجعه فرمایید.

 

 

 

منبع

http://shiastudies.com

فلسفه بلاها. فلسفه بلاها. فلسفه بلاها. فلسفه بلاها. فلسفه بلاها. فلسفه بلاها. فلسفه بلاها. فلسفه بلاها. فلسفه بلاها. فلسفه بلاها

برچسب ها :
، ، ،
دیدگاه ها