صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > شیعه پاسخ می دهد > لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا
تاریخ انتشار : ۱۳ تیر ۱۳۹۷


لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا

آیا لازمه اعتقاد شیعه به «بدا»، نسبت دادن ناآگاهى به خداست؟

جواب: «بدا» از عقاید اسلامى است که همه مسلمانان جهان بدان عقیده راسخ دارند، به شرط آن که درست تفسیر شود، هر چند برخى از آنان از به کار بردن لفظ «بدا» خوددارى مى کنند، وحشت آنان از به کار بردن لفظ «بدا» ضررى به محتوا نمى زند، زیرا مقصود واقعیت بداست نه اسم آن.
حقیقیت «بدا» بر دو اصل استوار است:
الف: خداوند داراى قدرت و سلطه مطلق بر جهان هستى است و هر زمان بخواهد مى تواند تقدیرى را جایگزین تقدیر دیگر سازد، در حالى که بر هر دو تقدیر، علم پیشین داشته و هیچ گونه تغییرى نیز در علم وى راه نخواهد یافت، زیرا تقدیر نخست چنان نیست که قدرت خدا را محدود ساخته و توانایى دگرگون کردن آن را از او سلب کند. خداوند متعال بر خلاف عقیده یهود که مى گفتند: «ید اللّه مغلوله»، «دست خدا بسته است»، قدرت گسترده اى دارد و به تعبیر قرآن دست او باز است «بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتان».[۱]
ب: إعمال قدرت از سوى خداوند و اقدام وى به جایگزین کردن تقدیرى به جاى تقدیر دیگر، بدون حکمت و مصلحت انجام نمى گیرد و انجام این کار در گرو اعمال خود انسان است که از طریق اختیار و برگزیدن زندگى شایسته یا ناشایسته، زمینه دگرگونى سرنوشت خویش را فراهم سازد.
فرض کنیم انسانى، حقوق والدین و بستگان خود را مراعات نمى کند. طبعاً این عمل ناشایست و در سرنوشت او تأثیر ناخوشایندى خواهد داشت. حال اگر در نیمه زندگى از کرده خود نادم گشته و از آن پس به وظایف خود در این باره اهتمام ورزد، در این صورت زمینه دگرگونى سرنوشت خود را فراهم کرده و مشمول آیه «یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَیُثْبِتُ»؛[۲] خواهد گشت. این مطلب در عکس قضیه نیز حاکم است.
آیات و روایات در این مورد بسیار است که برخى را یادآور مى شویم:
۱٫ «إِنَّ اللّهَ لا یُغَیّرُ ما بِقَوم حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ».[۳]
«خدا وضع هیچ قومى را (از آسایش به سختى) دگرگون نمى سازد مگر اینکه آنان خود وضع خویش را دگرگون سازند».
۲٫ «وَلَوْ أَنَّ أَهْل القُرى آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکات مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ وَلکنْ کَذّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ».[۴]
«اگر ساکنان آبادى ها ایمان آورده و پرهیزگار مى شدند ما برکات آسمان ها و زمین را به روى آنان مى گشودیم، ولى (چه سود؟ که) آنان دین خدا را تکذیب کردند و ما هم آنان را به کیفر اعمالشان عذاب کردیم».
۳٫ سیوطى در تفسیر خود آورده است که: امیر مؤمنان على (علیه السَّلام) از پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) درباره تفسیر آیه «یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ» سؤال کرد، پیامبر (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) در پاسخ چنین فرمود: من دیدگان تو و امتم را با تفسیر این آیه روشن مى کنم. صدقه در راه خدا، نیکى به پدر و مادر، و انجام کارهاى نیک، بدبختى را به خوشبختى دگرگون ساخته، مایه افزایش عمر مى گردد و از مرگ هاى بد جلوگیرى مى کند.[۵]
۴٫ امام باقر (علیه السَّلام) مى فرماید: صله رَحِم، اعمال را پاکیزه و اموال را با برکت مى سازد. همچنین بلا را دفع، و حساب را آسان مى گرداند و اجل (معلّق) را به تأخیر مى اندازد.[۶]
با توجه به این دو اصل روشن مى شود که اعتقاد به بداء یک عقیده مسلّم اسلامى است- صرف نظر از تعبیر واصطلاح خاص بداء- و تمامى مذاهب و فرق اسلامى به مفهوم آن اعتقاد دارند.
بنابراین حقیقت بدا جز این نیست که قسمتى از سرنوشت هاى انسان قطعى نیست، بلکه معلق مى باشد و او مى تواند با اعمال خود آن را دگرگون سازد، خواه نیک خواه بد.
ممکن است این پرسش پیش آید که چرا در بیان این اصل، از جمله «بدا للّه» بهره گرفته مى شود. در این مورد دو مطلب را یادآور مى شویم:
۱٫ این نوع کاربرد واژگان، از باب مشاکله و سخن گفتن به لسان قوم است. در عرف معمول است که وقتى فردى تصمیمش تغییر مى کند، مى گوید: «بدا لى» براى من بدا رخ داد. پیشوایان دین نیز از باب تکلم به لسان قوم و تفهیم مطلب به مخاطبین، این تعبیر را درباره خداى متعال به کار برده اند.
در همین زمینه لازم به یادآورى است که در قرآن، کراراً به ذات اقدس الهى صفاتى چون مکر و کید و خدعه و نسیان نسبت داده شده است. در حالیکه مسلّماً ساحت الهى از ارتکاب این گونه امور (به مفهوم و شکل رایج آنها در میان انسانها) منزه است. با این وصف در قرآن به ذات اقدس الهى صفت مکر و کید و خدعه و نسیان نسبت داده شده است:
۱٫ «یَکِیدُونَ کیداً* وَأَکِیدُ کَیداً».[۷]
۲٫ «وَمَکَرُوا مَکْراً* وَمَکَرْنا مَکْراً».[۸]
۳٫ «إِنَّ المُنافِقینَ یُخادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خادِعُهُمْ».[۹]
۴٫ «نَسُوا اللّهَ فَنَسِیَهُمْ».[۱۰]
با توجه به امتناع دگرگونى در علم خدا، محققان شیعه درباره استعمال لفظ بداء، تحقیقات مفصلى دارند که مجال ذکر آنها در این مختصر نیست و طالبان تفصیل را به کتب یاد شده در زیر ارجاع مى دهیم.[۱۱]
۲٫ آنان در به کار بردن این واژه از پیامبر گرامى (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) پیروى مى کنند، زیرا خود آن حضرت، واژه «بدا للّه» را در مورد سه نفر که مبتلا به بیمارى پیسى و کچلى و کورى بودند، به کار برده است.
بخارى در صحیح خود نقل مى کند:
«إنّهُ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللّهِ أَنّ ثلاثهً فى بَنِى إِسْرائِیل: أَبْرَصُ وَأَقْرَعُ وَاعْمى بَدا للّهِ أَنْ یَبْتَلِیَهُمْ…».[۱۲]
«از رسول خدا (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) شنیدم که سه نفر از بنى اسرائیل پیس و کچل و کور بودند، براى خداوند بدا پیش آمد که آنها را بیازماید…».
حاصل حدیث این است که خدا فرشته اى را به صورت انسان فرستاد تا از هر سه نفر دلجویى کند و خواسته آنها را بپرسد. پیس گفت: رنگ و پوست زیبا مى خواهم، فرشته بر او دست کشید و به خواسته اش رسید، کچل گفت: موى زیبا مى خواهم، فرشته او را به خواسته اش رسانید، نابینا گفت: چشم بینا مى خواهم، فرشته نیز با دست کشیدن بر دیدگان او نور چشمانش را باز گرداند، فرشته علاوه بر این خواسته ها، به پیس ده شتر و به کچل گاو ماده و به کور گوسفندان بارور داد. همه این سه نفر ثروت فراوانى از این راه به دست آوردند.پس از مدتى همان فرشته به سراغ پیس رفت و خود را به صورت فردى فقیر معرفى کرد تا مبلغى بگیرد، ولى او از کمک خوددارى کرد، کچل نیز چنین کرد، ولى کور به خاطر نعمتى که خدا به او داده بود به او کمک کرد. در این هنگام براى خدا بدا رخ داد که دو نفر اوّل را به همان حالت نخست بازگرداند.
مسلماً خداوندِ آگاه از همه چیز، از همه شرایط و اوضاع و احوال این سه نفر نیز آگاهى داشت و چیزى بر او مخفى نبود که بعداً آشکار شود. او مى دانست که دو نفر اوّل کفران نعت خواهند کرد، در حالى که سومى شکر آن را به جا خواهد آورد، ولى مع الوصف رسول خدا (صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم) با توجه به همان اصطلاح متعارف در میان مردم، کلمه «بدا للّه» را به کار برد.[۱۳]
آیت الله سبحانی در خاطره ای بیان می دارند:
«آقاى شیخ عبدالعزیز که مفتى اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان در خبرگان نخست بود و در کمیسیون مربوط به احوال شخصیه همکارى داشتیم، روزى مسأله بدا را مطرح کرد، به او گفتم بدا به معناى امکان تغییر سرنوشت با اعمال صالح و طالح است. او گفت: کتابى از قدماى شیعه معرفى کن که این اصل را به این نحو تفسیر کرده باشد، کتاب «أوائل المقالات» شیخ مفید را در اختیارش نهادم. او پس از چند روز، کتاب را باز گرداند و گفت: اگر معناى «بدا» همین باشد که مؤلف‏این کتاب مى‏گوید، همه مسلمانان به آن معتقدند».[۱۴] این‏حادثه حاکى ازآن است‏که جهل وناآگاهى‏از عقاید ومشترکات شیعه، ازموانع‏ تقریب‏است و بانشر کتاب‏هاى اصیل شیعه مى‏توان بسیارى از بد بینى‏ها را زدود.

________________________________________
[۱] . المائده/ ۶۴٫
[۲] .الرعد/۳۹٫
[۳] . الرعد/ ۱۱٫
[۴] . الاعراف/ ۹۶٫
[۵] . الدر المنثور: ۳/ ۶۶٫ «أخرج ابن مردویه و ابن عساکر عن على رضى الله عنه انه سأل رسول الله صلى الله علیه و سلم عن هذه الآیه فقال له لأقرن عینیک بتفسیرها و لأقرن عین أمتی بعدی بتفسیرها الصدقه على وجهها و بر الوالدین و اصطناع المعروف یحول الشقاء سعاده و یزید فی العمر و بقی مصارع السوء».
[۶] . الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۲ ؛ ص۱۵۲:«عنْ أَبِی حَمْزَهَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام‏ صِلَهُ الْأَرْحَامِ تُزَکِّی الْأَعْمَالَ‏ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تُنْمِی الْأَمْوَالَ وَ تُنْسِئُ لَهُ فِی عُمُرِهِ وَ تُوَسِّعُ فِی رِزْقِهِ وَ تُحَبِّبُ فِی أَهْلِ بَیْتِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ وَ لْیَصِلْ رَحِمَهُ»‏.
[۷] .الطارق/ ۱۵- ۱۶٫
[۸] . النمل/ ۵۰٫
[۹] . النساء/ ۱۴۲٫
[۱۰] . التوبه/ ۶۷٫
[۱۱] . کتاب توحید شیخ صدوق، ص ۲۳۲- ۲۳۶ تصحیح الاعتقاد شیخ مفید ۲۴، عده الاصول: ۲/ ۲۹، کتاب الغیبه، ص ۲۶۲- ۲۶۴، طبع نجف.
[۱۲] . بخارى، ج ۴، ص ۱۷۲، کتاب انبیاء، حدیث ابرص و اقرع و اعمى.
[۱۳] .راهنمای حقیقت، آیت الله سبحانی،ص۹۸٫
[۱۴] .در ساحل تقریب، ص۹۹٫

 

 

 

منبع

http://shiastudies.com

لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا. لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا. لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا. لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا. لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا. لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا. لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا. لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا. لازمه اعتقاد شیعه به بدا، نسبت دادن ناآگاهی به خدا

برچسب ها :
، ، ، ،
دیدگاه ها