تاریخ انتشار : ۲۰ تیر ۱۳۹۷


غدیر خم و حدیث ثقلین

 

آیا رسول خدا (ص) در غدیر خم حدیث ثقلین را بیان کرده است؟
توضیح سؤال:
مجری و کارشناس شبکه وهابی «کلمه» در یکی از برنامه‌هایش، در باره حدیث «ثقلین» شبهه‌ای را مطرح کرده‌اند که در ابتدا متن سخنان آنها را نقل کرده و پس از آن با استناد به کتاب های معتبر اهل سنت، جواب وی را خواهیم داد.

نقد و بررسی:
همانگونه که در متن پاسخ ملاحظه می‌شود، کارشناس دو مطلب را به دروغ ادعا کرده است:

مطلب اول: حدیث ثقلین در غدیر خم از زبان رسول خدا صلی الله علیه وآله بیان نشده است؛

مطلب دوم: این روایت در کتاب صحیح مسلم هم وجود ندارد.

متأسفانه دشمنی با اهل بیت علیهم السلام باعث شده است که این کارشناس وهابی، فضائل آن بزرگواران را انکار کند؛ حتی فضائلی که به صورت متواتر در کتب اهل سنت ذکر شده است.

روایت شریف «ثقلین» از جمله روایات متواتری است که در منابع شیعه و اهل سنت با سندهای صحیح نقل شده است. برای اثبات ادعای دروغ این کارشناس وهابی، حدیث ثقلین را به صورت مختصر از منابع شیعه و اهل سنت با سند صحیح نقل می‌کنیم:

الف: حدیث ثقلین در کتب شیعه :
شیخ صدوق (رحمه‌ الله علیه)، از علمای بزرگوار شیعه، حدیث ثقلین را با سند صحیح این‌گونه نقل کرده است:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَینِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ وَیعْقُوبَ بْنِ یزِیدَ جَمِیعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ عَنْ أَبِی الطُّفَیلِ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَهَ عَنْ حُذَیفَهَ بْنِ أُسَیدٍ الْغِفَارِی قَالَ:

لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله مِنْ حِجَّهِ الْوَدَاعِ وَنَحْنُ مَعَهُ أَقْبَلَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى الْجُحْفَهِ فَأَمَرَ أَصْحَابَهُ بِالنُّزُولِ فَنَزَلَ الْقَوْمُ مَنَازِلَهُمْ ثُمَ نُودِی بِالصَّلَاهِ فَصَلَّى بِأَصْحَابِهِ رَکْعَتَینِ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَیهِمْ فَقَالَ لَهُمْ:

إِنَّهُ قَدْ نَبَّأَنِی اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ أَنِّی مَیتٌ وَأَنَّکُمْ مَیتُونَ وَکَأَنِّی قَدْ دُعِیتُ فَأَجَبْتُ وَأَنِّی مَسْئُولٌ عَمَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیکُمْ وَعَمَّا خَلَّفْتُ فِیکُمْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَحُجَّتِهِ وَأَنَّکُمْ مَسْئُولُونَ فَمَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ لِرَبِّکُمْ قَالُوا نَقُولُ قَدْ بَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ وَجَاهَدْتَ فَجَزَاکَ اللَّهُ عَنَّا أَفْضَلَ الْجَزَاءِ.

ثُمَّ قَالَ لَهُمْ أَ لَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیکُمْ وَأَنَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ وَأَنَّ النَّارَ حَقٌّ وَأَنَّ الْبَعْثَ بَعْدَ الْمَوْتِ حَقٌّ فَقَالُوا نَشْهَدُ بِذَلِکَ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلَى مَا یقُولُونَ أَلَا وَإِنِّی أُشْهِدُکُمْ أَنِّی أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مَوْلَای وَأَنَا مَوْلَى کُلِّ مُسْلِمٍ وَأَنَا أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَهَلْ تُقِرُّونَ لِی بِذَلِکَ وَتَشْهَدُونَ لِی بِهِ؟

فَقَالُوا نَعَمْ نَشْهَدُ لَکَ بِذَلِکَ .

فَقَالَ: أَلَا مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَإِنَّ عَلِیاً مَوْلَاهُ وَهُوَ هَذَا ثُمَّ أَخَذَ بِیدِ عَلِی علیه السلام.

فَرَفَعَهَا مَعَ یدِهِ حَتَّى بَدَتْ آبَاطُهُمَا.

ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ أَلَا وَإِنِّی فَرَطُکُمْ وَأَنْتُمْ وَارِدُونَ عَلَی الْحَوْضَ حَوْضِی غَداً وَهُوَ حَوْضٌ عَرْضُهُ مَا بَینَ بُصْرَى وَصَنْعَاءَ فِیهِ أَقْدَاحٌ مِنْ فِضَّهٍ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ أَلَا وَإِنِّی سَائِلُکُمْ غَداً مَا ذَا صَنَعْتُمْ فِیمَا أَشْهَدْتُ اللَّهَ بِهِ عَلَیکُمْ فِی یوْمِکُمْ هَذَا إِذَا وَرَدْتُمْ عَلَی حَوْضِی وَمَا ذَا صَنَعْتُمْ بِالثَّقَلَینِ مِنْ بَعْدِی فَانْظُرُوا کَیفَ تَکُونُونَ خَلَفْتُمُونِی فِیهِمَا حِینَ تَلْقَوْنِی.

قَالُوا: وَمَا هَذَانِ الثَّقَلَانِ یا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: أَمَّا الثَّقَلُ الْأَکْبَرُ فَکِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ سَبَبٌ مَمْدُودٌ مِنَ اللَّهِ وَمِنِّی فِی أَیدِیکُمْ طَرَفُهُ بِیدِ اللَّهِ وَالطَّرَفُ الْآخَرُ بِأَیدِیکُمْ فِیهِ عِلْمُ مَا مَضَى وَمَا بَقِی إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَهُ وَأَمَّا الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ فَهُوَ حَلِیفُ الْقُرْآنِ وَهُوَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَعِتْرَتُهُ علیهم السلام وَإِنَّهُمَا لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّى یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ.

قَالَ مَعْرُوفُ بْنُ خَرَّبُوذَ : فَعَرَضْتُ هَذَا الْکَلَامَ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَالَ: صَدَقَ أَبُو الطُّفَیلِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَذَا الْکَلَامُ وَجَدْنَاهُ فِی کِتَابِ عَلِی علیه السلام وَعَرَفْنَاهُ.

وَحَدَّثَنَا أَبِی رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیرٍ .

وَحَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَینُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیرٍ .

وَحَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِی بْنُ الْحُسَینِ السَّعْدَآبَادِی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ عَنْ أَبِی الطُّفَیلِ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَهَ عَنْ حُذَیفَهَ بْنِ أَسِیدٍ الْغِفَارِی بِمِثْلِ هَذَا الْحَدِیثِ سَوَاء.

ابو الطفیل از حذیفه بن اسید غفارى نقل مى‏کند که چون پیامبر خدا صلى الله علیه واله از حجه الوداع بازگشت و ما در خدمت او بودیم، آمد تا به جحفه رسید، پس به اصحاب فرمان داد که فرود آیند، آنها فرود آمدند، آنگاه نداى نماز داده شد و با اصحاب خود دو رکعت نماز خواند.

سپس صورت خود را به سوى آنان کرد و به آنان فرمود:

همانا خداوند لطیف خبیر به من خبر داده که من مى‏میرم و شما هم مى‏میرید و گویا که من دعوت شده‏ام و آن دعوت را اجابت کرده‏ام و من در برابر آن چیزى که با آن به سوى شما فرستاده شده‏ام مسئول هستم و نیز از آنچه میان شما باقى مى‏گذارم؛ یعنى کتاب خدا و حجّت او، و شما نیز مسئول هستید. شما به پروردگارتان چه خواهید گفت؟ گفتند: مى‏گوییم: تو پیام را رسانیدى و نصیحت کردى و مجاهدت نمودى، پس خداوند از سوى ما به تو بهترین پاداش بدهد. آنگاه پیامبر خدا (ص) به آنان فرمود: آیا شما گواهى نمى‏دهید که‏ خدایى جز خداى یگانه نیست و اینکه من فرستاده خدا به سوى شما هستم و اینکه بهشت حق است و اینکه آتش جهنم حق است و اینکه زنده شدن پس از مرگ حق است؟ گفتند: به همه اینها گواهى مى‏دهیم.

پیامبر گفت: خدایا به آنچه مى‏گویند: شاهد باش. آگاه باشید که من شما را گواه مى‏گیرم که من شهادت مى‏دهم که خداوند مولاى من است و من مولاى هر مسلمانى هستم و من به مؤمنان از خودشان اولى‏تر هستم، آیا شما به آن اقرار مى‏کنید و به آن گواهى مى‏دهید؟ گفتند: آرى، ما در باره تو، به آن شهادت مى‏دهیم.

پس فرمود: آگاه باشید که هر کس که من مولاى او هستم، على مولاى اوست و او این شخص است، سپس دست على را گرفت و آن را با دست خود بالا برد تا اینکه زیر بغل هر دو آشکار شد. سپس گفت: خداوندا دوست بدار هر کس را که او را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس را که او را دشمن بدارد و یارى کن به هر کس که او را یارى کند و خوار کن هر کس را که او را خوار سازد. آگاه باشید که من پیشتاز شما (در مرگ) هستم و شما در حوض (کوثر) بر من وارد خواهید شد، حوض من، فردا وسعتى چون وسعت میان بصرى و صنعا خواهد داشت، در آن پیاله‏هایى از نقره به تعداد ستارگان آسمان است، آگاه باشید، فردا که وارد حوض من شدید از شما خواهم پرسید در باره آنچه از شما به آن، چنین روزى گواهى گرفتم که چه رفتارى کردید و بعد از من با «ثقلین دو چیز گرانبها» چه کردید؟ وقتى با من ملاقات نمودید، به من نظر بدهید که چگونه پس از من با آنها رفتار کردید؟

گفتند: یا رسول اللَّه این دو چیز گرانبها چیست؟ فرمود: چیز گرانبهاى بزرگتر کتاب خداوند است که واسطه‏اى است کشیده شده از خدا و من در دستان شما، که یک طرف آن در دست خدا و طرف دیگرش در دست شماست، دانش گذشته و آینده تا روز قیامت در آن است، و اما چیز گرانبهاى کوچک که ملازم قرآن است، آن على بن ابى طالب و عترت او هستند و این دو امانت از هم جدا نشوند تا وقتى که در حوض (کوثر) بر من وارد شوند.

معروف بن خرّبوذ مى‏گوید: این سخن را بر امام باقر (ع) عرضه کردم، فرمود:

أبو الطفیل راست گفته، خدا رحمتش کند و ما آن را در کتاب على (ع) چنین یافتیم و شناختیم.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، الخصال، ص۶۶، تحقیق، تصحیح وتعلیق: علی أکبر الغفاری،‌ ناشر: منشورات جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه فی قم المقدسه، سال چاپ ۱۴۰۳ – ۱۳۶۲

بررسی سند روایت:
برای اثبات اعتبار و صحت این روایت، رجال آن را ازدیدگاه علمای رجال شیعه مورد بررسی قرار می‌دهیم:

۱٫ محمّد بن الحسن بن أحمد بن الولید، أبو جعفر:
نجاشى که از علمای چیره دست رجال شناس شیعه است دو مرتبه به «وثاقت» ایشان تصریح کرده و مى‌نویسد:

شیخ القمّیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم، ویقال: إنّه نزیل قم، وما کان أصله منها، ثقه، ثقه، عین، مسکون إلیه،… مات سنه ثلاث وأربعین وثلاثمائه.

محمد بن الحسن شیخ، فقیه، پیشوا و از بزرگان اهل قم است و گفته می‌شود که ایشان ساکن قم بوده ولی اصالتاً‌ از اهل قم نیست. ایشان موثق، موثق، مشهور و مورد اعتماد است.

النجاشی الأسدی الکوفی، ابوالعباس أحمد بن علی بن أحمد بن العباس (متوفاى۴۵۰هـ)، فهرست أسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب‍ رجال النجاشی، ص۳۸۳، شماره ۱۰۴۳، تحقیق: السید موسی الشبیری الزنجانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الخامسه، ۱۴۱۶هـ.

شیخ طوسى نیز در رجال خود ایشان را «جلیل القدر، آگاه در فقه و موثق می‌داند:

جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقه.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، رجال الطوسی، ص۴۹۵، شماره۲۳، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵هـ.

و در کتاب الفهرست مى‌نویسد:

جلیل القدر عارف بالرجال موثوق به….

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، الفهرست، ص۱۵۶، شماره۶۹۴، تحقیق: الشیخ جواد القیومی،‌ ناشر: مؤسسه نشر الفقاهه،‌ چاپخانه: مؤسسه النشر الإسلامی، الطبعه الأولى۱۴۱۷

۲ ـ محمّد بن الحسن الصفار:
نجاشى، ایشان را نیز «ثقه» دانسته و جایگاه او را این‌گونه بیان کرده است:

محمّد بن الحسن بن فروخ الصفّار، موسى بن عیسى بن طلحه بن عبید اللّه بن السائب مالک بن عامر الأشعری أبو جعفر الأعرج. کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقه، عظیم القدر، …

محمد بن حسن … یک شخصیت بزرگوار از شیعیان قم، موثق و مورد اعتماد، دارای جایگاه بلند،‌ بود.

النجاشی الأسدی الکوفی، ابوالعباس أحمد بن علی بن أحمد بن العباس (متوفاى۴۵۰هـ)، فهرست أسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب‍ رجال النجاشی، ص۳۵۴، شماره ۹۴۸، تحقیق: السید موسی الشبیری الزنجانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الخامسه، ۱۴۱۶هـ.

۳ ـ محمّد بن الحسین بن أبی الخطّاب:
نجاشى در باره او مى‌گوید:

محمّد بن الحسین بن أبی الخطّاب أبو جعفر الزیات الهمدانی، وإسم أبی الخطّاب زید، جلیل من أصحابنا، عظیم القدر، کثیر الروایه، ثقه، عین، حسن التصانیف، مسکون إلى روایته، مات سنه ۲۶۲، اثنتین ومائتین.

محمد بن الحسن … از بزرگان شیعیان، دارای جایگاه بلند، راوی راوایات فراوان، موثق، مشهور و دارای تألیفات خوب و مورد اعتمار در نقل روایت … است.

النجاشی الأسدی الکوفی، ابوالعباس أحمد بن علی بن أحمد بن العباس (متوفاى۴۵۰هـ)، فهرست أسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب‍ رجال النجاشی، ص۳۳۴، شماره۸۹۷، تحقیق: السید موسی الشبیری الزنجانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الخامسه، ۱۴۱۶هـ.

شیخ طوسى نیز ایشان را در کتاب «الفهرست» توثیق کرده است:

ثقه.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، الفهرست، ص۱۴۰، شماره ۵۹۷، تحقیق: الشیخ جواد القیومی،‌ ناشر: مؤسسه نشر الفقاهه،‌ چاپخانه: مؤسسه النشر الإسلامی، الطبعه الأولى۱۴۱۷

و در کتاب رجالش یک بار او را از صحاب امام جواد علیه السلام شمرده و بر «ثقه» بودنش تصریح کرده است:

ثقه.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، رجال الطوسی، ص۴۰۷، شماره۲۸، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵هـ.

و بار دیگر او را در زمره اصحاب امام هادى علیه السلام آورده و بازهم توثیق کرده است:

ثقه، من أصحاب أبی جعفر الثانی علیه‏السلام.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، رجال الطوسی، ص۴۲۳، شماره۲۳، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵هـ.

۴ ـ یعقوب بن یزید:
مرحوم نجاشى ایشان را به «ثقه و صدوق» توصیف کرده و می‌نویسد:

یعقوب یزید بن حمّاد الأنباری السلمی أبو یوسف، روى عن أبی جعفر الثانی وانتقل إلى بغداد، وکان ثقه صدوقا.

یعقوب بن یزید بن حماد انباری …. از ابو جعفر دوم (امام جواد علیه السلام)، روایت کرده و به بغداد نقل مکان کرده است. این شخص ثقه و صدوق است.

النجاشی الأسدی الکوفی، ابوالعباس أحمد بن علی بن أحمد بن العباس (متوفاى۴۵۰هـ)، فهرست أسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب‍ رجال النجاشی، ص۴۵۰ ، شماره ۱۲۱۵، تحقیق: السید موسی الشبیری الزنجانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الخامسه، ۱۴۱۶هـ.

و شیخ طوسى در کتاب «الفهرست» مى‌نویسد:

کثیر الروایه، ثقه.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، الفهرست، ص۱۸۰، شماره۷۸۳، تحقیق: الشیخ جواد القیومی،‌ ناشر: مؤسسه نشر الفقاهه،‌ چاپخانه: مؤسسه النشر الإسلامی، الطبعه الأولى۱۴۱۷

و در کتاب رجال، او را از اصحاب امام رضا علیه السلام شمرده و تصریح نموده است که ایشان و پدرش هر دو موثق بوده اند:

یعقوب بن یزید الکاتب هو ویزید أبوه، ثقتان.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، رجال الطوسی، ص۳۹۵، شماره ۱۲، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵هـ.

و بار دیگر او را از یاران امام هادى علیه السلام شمرده و مى‌نویسد:

ثقه.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، رجال الطوسی، ص۴۲۵، شماره ۲، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵هـ.

۵ ـ محمّد بن أبی عمیر:
نجاشى در کتاب رجال خود در باره او مى‌گوید:

محمد بن عمیر نه تنها در نزد شیعه؛ بلکه در نزد علمای اهل سنت، شخص جلیل القدر، و دارای جایگاه والا است:

محمّد بن أبی عمیر زیاد بن عیسى، أبو أحمد الأزدی من موالی المهلب بن أبی صفره، وقیل مولى بنی أمیه، بغدادی الأصل والمقام، لقى أبا الحسن موسى علیه‏السلام، وسمع منه احادیث، کنّاه فی بعضها، فقال: یا أبا أحمد! وروى عن الرضا علیه‏السلام، جلیل القدر، عظیم المنزله، فینا وعند المخالفین.

محمد بن ابی عمیر …. اصالتاً و ساکن بغداد بود که زمان امام موسی کاظم علیه السلام را درک کرده و از آن حضرت روایت شنیده که در برخی از روایات حضرت او را با کنیه «یا ابا محمد» خوانده است. او از امام رضا علیه السلام نیز روایت نقل کرده است . وی یک شخصیت جلیل القدر، دارای جایگاه بلند در میان ما و اهل سنت است.

النجاشی الأسدی الکوفی، ابوالعباس أحمد بن علی بن أحمد بن العباس (متوفاى۴۵۰هـ)، فهرست أسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب‍ رجال النجاشی، ص۳۲۶، شماره ۸۸۷، تحقیق: السید موسی الشبیری الزنجانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الخامسه، ۱۴۱۶هـ.

و شیخ طوسى در کتاب «الفهرست» مى‌نویسد: ایشان در نزد شیعه و اهل سنت موثق و پرهیزگار است:

وکان من أوثق الناس عند الخاصّه والعامه وأنسکهم نسکا وأورعهم وأعبدهم… .

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، الفهرست، ص۱۴۲، شماره ۶۰۷، تحقیق: الشیخ جواد القیومی،‌ ناشر: مؤسسه نشر الفقاهه،‌ چاپخانه: مؤسسه النشر الإسلامی، الطبعه الأولى۱۴۱۷

و در جاى دیگر ایشان را از اصحاب امام رضا علیه السلام شمرده و مى‌گوید:

ثقه.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، رجال الطوسی، ص۳۸۸، شماره ۲۶ ، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵هـ.

۶ ـ عبد اللّه بن سنان:
نجاشى در باره ایشان می‌نویسد:

عبد اللّه بن سنان بن طریف مولى بنى هاشم، یقال موسى بن أبی طالب، ویقال مولى بنى العباس کان خازنا للمنصور والمهدی والهادی والرشید، کوفی ثقه، من أصحابنا جلیل لا یطعن علیه فی شیء.

عبد الله بن سنان … خزانه دار منصور،‌مهدی، هادی و هارون الرشید بود. وی از اهل کوفه، موثق و از بزرگان اصحاب ما بود که هیچگونه طعنی در مورد او راه ندارد.

النجاشی الأسدی الکوفی، ابوالعباس أحمد بن علی بن أحمد بن العباس (متوفاى۴۵۰هـ)، فهرست أسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب‍ رجال النجاشی، ص۲۱۴، شماره ۵۵۸، تحقیق: السید موسی الشبیری الزنجانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الخامسه، ۱۴۱۶هـ.

و شیخ در کتاب فهرست خود مى‌نویسد:

قال الشیخ فی الفهرست: ثقه، له کتاب….

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، الفهرست، ص۱۰۱، شماره ۴۲۳، تحقیق: الشیخ جواد القیومی،‌ ناشر: مؤسسه نشر الفقاهه،‌ چاپخانه: مؤسسه النشر الإسلامی، الطبعه الأولى۱۴۱۷

۷ ـ معروف بن خرّبوذ:
کشى در کتاب رجال خود در شرح حال برید بن معاویه، تصریح مى‌کند: ایشان از جمله افرادى است که تمام شیعیان بر صداقت و راستگویى آن‌ها اجماع دارند:

إجماع العصابه على تصدیق جماعه من أصحاب أبی جعفر علیه‏السلام وأصحاب أبی عبد اللّه علیه‏السلام وانقیادهم لهم بالفقه، وعدّه منهم معروف بن خرّبوذ.

و سپس روایاتى را در مدح او نقل مى‌کند.

الطوسی، الشیخ الطائفه أبى جعفر،‌ محمد بن الحسن بن علی بن الحسین (متوفای۴۶۰هـ)، اختیار معرفه الرجال المعروف برجال الکشی، ص۲۳۸ ـ ۲۴۰، شماره ۴۳۱ ـ ۴۳۸، تصحیح وتعلیق: المعلم الثالث میرداماد الاستربادی، تحقیق: السید مهدی الرجائی، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم، تاریخ الطبع: ۱۴۰۴ ه‍

۸ ـ أبو الطفیل عامر بن واثله:
شیخ طوسى گاهى او را در زمره یاران رسول خدا صلی الله علیه وآله و گاهى در زمره یاران امیرمؤمنان علیه السلام آورده و سپس گفته:

أدرک ثمانی سنین من حیاه النبی صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ولد عام أحد.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، رجال الطوسی، ص۴۷ ، شماره ۸، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵هـ.

مرحوم برقى در کتاب رجال خود او را از خواص اصحاب امیرمؤمنان و امام سجاد علیهما السلام شمرده است .

رجال البرقی، ص۴ و ص ۸ .

براى اثبات وثاقت عامر بن واثله همین بس که در آخر روایت، معروف بن خربوذ مى‌گوید:

قَالَ مَعْرُوفُ بْنُ خَرَّبُوذَ : فَعَرَضْتُ هَذَا الْکَلَامَ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع فَقَالَ: صَدَقَ أَبُو الطُّفَیلِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَذَا الْکَلَامُ وَجَدْنَاهُ فِی کِتَابِ عَلِی ع وَ عَرَفْنَاهُ.

من این روایت را بر امام باقر علیه السلام عرضه کردم و آن حضرت فرمود:

أبو الطفیل راست گفته، خدا رحمتش کند و ما آن را در کتاب على (ع) چنین یافتیم و شناختیم.

نتیجه:
با توجه به آنچه ذکر شد، سند روایت هیچ اشکالى ندارد و تمام راویان آن ثقه هستند؛ حتى مى‌توان ادعا کرد که این روایت، صحیح اعلائى است.

روایت فوق، یک نمونه‌ از روایات صحیحی است که در منابع شیعه نقل شده و علمای شیعه نیز بر تواتر روایت «ثقلین» اجماع دارند.

در اثبات صحت و تواتر روایت «ثقلین» در کتب شیعه، مقاله مفصلی تدوین شده است که به نمونه هایی از آن اشاره شده است. برای اطلاع بیشتر به این آدرس مراجعه فرمایید:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=173

حدیث ثقلین در کتب اهل سنت :
روایت «ثقلین» دست کم از هفت طریق از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده که آن حضرت در سرزمین غدیر خم آن را بیان کرده اند.

مطلب قابل توجه این است که هر طریق، چند سند دارد، در اینجا با رعایت اختصار، به ذکر چند طریق آن از کتاب‌های معتبر اهل سنت بسنده می‌کنیم:

طریق اول: از حضرت علی (ع)
ابن حجر در کتاب «المطالب العالیه» روایت ثقلین را از خود حضرت علی علیه السلام نقل کرده است که رسول خدا این روایت را در غدیر خم بیان کرده است:

وقال إسحاق : أخبرنا أبو عامر العقدی، عن کثیر بن زید، عن محمد بن [ عمر ] بن علی عن أبیه ، عن علی رضی الله عنه قال : إن النبی صلى الله علیه وسلم حضر الشجره بخم ، ثم خرج آخذا بید علی رضی الله عنه قال : «ألستم تشهدون أن الله تبارک وتعالى ربکم؟ » قالوا : بلى . قال صلى الله علیه وسلم: «ألستم تشهدون أن الله ورسوله أولى بکم من أنفسکم وأن الله تعالى ورسوله أولیاؤکم؟ ». فقالوا: بلى. قال: «فمن کان الله ورسوله مولاه فإن هذا مولاه، وقد ترکت فیکم ما إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله تعالى، سببه بیدی، وسببه بأیدیکم، وأهل بیتی.

حضرت على علیه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در زیر درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نکشید از زیر درخت بیرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه این است که گواهى می‌دهید ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود:

مگر نه این‌ است که گواهى می‌دهید ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمایند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر این ، کسى که خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى این شخص (على علیه السّلام) مولاى اوست. اینک ، در میان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مى‏گذارم که هرگاه به آن‌ها تمسک کنید ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهید شد : یکى ، کتاب خدا است که ریسمان استوار میان شما و خدا مى‏باشد که یک طرف آن در دست حق تعالى است و طرف دیگرش در اختیار شماست و دیگرى ، اهل بیت من است.

ابن حجر بعد از نقل این روایت بر صحت آن تصریح کرده و به طرق آن نیز اشاره کرده و می‌گوید :

(هذا إسناد صحیح ) ، وحدیث غدیر خم قد أخرج النسائی من روایه أبی الطفیل عن زید بن أرقم ، وعلی ، وجماعه من الصحابه رضی الله عنهم ، وفی هذا زیاده لیست هناک ، وأصل الحدیث أخرجه الترمذی أیضا .

سند این روایت صحیح است . حدیث غدیر خم را نسائی از طریق أبو طفیل از زید بن أرقم و نیز از علی علیه السلام و گروهی از صحابه نقل کرده‌ است . در این روایت چیزهای است که در آن‌ها نیست . اصل حدیث را ترمذی نیز نقل کرده است.

ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر (متوفای۸۵۲ هـ) المطالب العالیه زوائد المسانید الثمانیه ، ج ۱۶ ، ص۱۴۲ ، ح۳۹۴۳ ، تحقیق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری ، ناشر : دار العاصمه/ دار الغیث – السعودیه ، الطبعه : الأولى ، ۱۴۱۹هـ .

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی الوفاه: ۲۴۱ ، دار النشر : مؤسسه قرطبه – مصر

روایت ثقلین با سندهای دیگر نیز از امیر مؤمنان علیه السلام نقل شده است. برای اطلاع بیشتر به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=3402

طریق دوم از زید بن ارقم
روایت ثقلین از طریق زید بن ارقم نیز با سندهای متعددی روایت شده است:

سند اول؛ حصین بن سبره و عمر بن مسلم در صحیح مسلم
کتاب صحیح مسلم، همانند صحیح بخاری، یکی از منابع متعبر اهل سنت است. مسلم بن حجاج نیشابوری در این کتاب روایت ثقلین را با عبارت ذیل نقل کرده است:

۲۴۰۸ حدثنی زُهَیرُ بن حَرْبٍ وَشُجَاعُ بن مَخْلَدٍ جمیعا عن بن عُلَیهَ قال زُهَیرٌ حدثنا إسماعیل بن إبراهیم حدثنی أبو حَیانَ حدثنی یزِیدُ بن حَیانَ قال انْطَلَقْتُ أنا وَحُصَینُ بن سَبْرَهَ وَعُمَرُ بن مُسْلِمٍ إلى زَیدِ بن أَرْقَمَ فلما جَلَسْنَا إلیه قال له حُصَینٌ لقد لَقِیتَ یا زَیدُ خَیرًا کَثِیرًا رَأَیتَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَسَمِعْتَ حَدِیثَهُ وَغَزَوْتَ معه وَصَلَّیتَ خَلْفَهُ لقد لَقِیتَ یا زَیدُ خَیرًا کَثِیرًا حَدِّثْنَا یا زَیدُ ما سَمِعْتَ من رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال یا بن أَخِی والله لقد کَبِرَتْ سِنِّی وَقَدُمَ عَهْدِی وَنَسِیتُ بَعْضَ الذی کنت أَعِی من رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فما حَدَّثْتُکُمْ فَاقْبَلُوا وما لَا فلا تُکَلِّفُونِیهِ ثُمَّ قال قام رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یوْمًا فِینَا خَطِیبًا بِمَاءٍ یدْعَى خُمًّا بین مَکَّهَ وَالْمَدِینَهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى علیه وَوَعَظَ وَذَکَّرَ ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَیهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ یوشِکُ أَنْ یأْتِی رسول رَبِّی فَأُجِیبَ وأنا تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَینِ أَوَّلُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ فیه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِکُوا بِهِ فَحَثَّ على کِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فیه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَیتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی .

از زید بن ارقم نقل می‌کند که روزی رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در منطقه‌ای به نام غدیر خم بین مکه و مدینه برای ما خطبه‌ای خواند پس حمد وثنای خداوند را به جا آورد و مردم را موعظه کرد سپس فرمود : و اما بعد ای مردم آگاه باشید که من بشر هستم و نزدیک است که فرستاده پروردگارم (عزرائل) بیاید و من اجابت کنم و من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می‌گذارم ، اول کتاب خدا که در آن نور و هدایت است ، پس به کتاب خدا چنگ بزنید ، پس رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) مردم را به کتاب خدا سفارش و ترغیب کرد ، سپس فرمود : دوم اهل بیت من ، شما را به خدا سفارش می‌کنم درمورد اهل بیتم ، شما را به خدا سفارش می‌کنم درمورد اهل بیتم ،

شما را به خدا سفارش می‌کنم درمورد اهل بیتم ،

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفاى۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۷۳، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

اعتراف ابن تیمیه به صحت روایت ثقلین و وجود ‌آن در صحیح مسلم
هرچند ذکر این روایت در صحیح مسلم برای اثبات ادعای دروغ کارشناسان وهابی کافی است؛ اما برای رسوایی بیشتر آنها لازم است متن اعتراف ابن تیمیه را نیز در این باره نقل نماییم.

ابن تیمیه که نخستین بیانگذار تفکر وهابیت است، به صراحت اعتراف می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه وآله در غدیر خم، روایت ثقلین را بیان کرده و این روایت را تنها مسلم در صحیح خود آورده است:

والذی رواه مسلم انه بغدیر خم قال إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله فذکر کتاب الله وحث علیه ثم قال وعترتی أهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی ثلاثا وهذا مما انفرد به مسلم.

و آنچه را که مسلم نقل کرده این است که رسول خدا صلی الله علیه وآله در غدیر خم فرمود: من دو چیز گرانبها در بین شما باقی گذاشتم کتاب خدا، سپس سفارش و ترغیب کرد به کتاب خدا، سپس فرمود : و عترت من ، اهل بیت من ، شما را به خدا سفارش می‌کنم درمورد اهل بیتم ، این را سه بار تکرار کرد و این روایتی است که تنها مسلم آن را نقل کرده است .

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج۷، ص۳۱۸، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ.

و در جای دیگر می‌گوید:

وقد ثبت فی الصحیح عن النبی صلى الله علیه وسلم أنه خطب الناس بغدیر یدعى خما بین مکه والمدینه فقال إنی تارک فیکم الثقلین أحدهما کتاب الله فذکر کتاب الله وحض علیه ثم قال وعترتی أهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی

والحسن والحسین من أعظم أهل بیته اختصاصا به کما ثبت فی الصحیح أنه دار کساءه على علی وفاطمه وحسن وحسین ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا.

در روایت صحیح از پیامبر صلی الله علیه وآله ثابت شده است که آن حضرت در غدیر خم (میان مکه و مدینه) در حضور مردم خطبه خواند و فرمود: همانا من دو چیز گرانبها در میان شما می‌گذارم، یکی کتاب خدا است. آنگاه مردم را درباره آن سفارش کرد. سپس فرمود: وعترت من ،‌ اهل بیت من. شما را به خدا سفارش می‌کنم درمورد اهل بیتم . این جمله را سه مرتبه تکرار کرد.

و حسن و حسین از بزرگان اهل بیت رسول خدا و نزدیکترین افراد به آن حضرت است؛ چنانچه در روایت صحیح ثابت شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله کسایش را بر علی، فاطمه، حسن و حسین انداخت پس از آن فرمود: خدایا این ها اهل بیت من هستند پس رجس و پلیدی را از آنها دور کن و آنها را پاک گردان.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج۴، ص۵۶۱، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ.

و بار سوم نیز بر وجود این روایت در صحیح مسلم و صحت آن تصریح کرده است:

وکذلک أهل بیت رسول الله تجب محبتهم وموالاتهم ورعایه حقهم وهذان الثقلان اللذان وصى بهما رسول الله فروى مسلم فى صحیحه عن زید بن أرقم قال خطبنا رسول الله صلى الله علیه وسلم بغدیر یدعى خما بین مکه والمدینه فقال ( یا أیها الناس انى تارک فیکم الثقلین ( وفى روایه أحدهما أعظم من الآخر کتاب الله فیه الهدى والنور.

و همچنین محبت، دوستی و رعایت حقوق اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه وآله واجب است و این دو ثقلی است که رسول خدا به آنها سفارش کرده است. مسلم در کتاب صحیح خود از زید بن ارقم روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم در سرزمین غدیر خم (میان مکه و مدینه) خطبه خواند و فرمود: ای مردم من دو چیز گرانبها را در میان شما می‌گذارم و در روایت دیگر فرمود: که یکی از آنها بزرکتر از دیگری است و آن کتاب خداوند است که هدایت گر و روشنگر است.

ابن تیمیه الحرانی، أحمد عبد الحلیم أبو العباس (متوفای۷۲۸هـ)، کتب ورسائل وفتاوى شیخ الإسلام ابن تیمیه ، ج۲۸، ص۴۹۱، تحقیق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، دار النشر: مکتبه ابن تیمیه ، الطبعه : الثانیه.

از این کارشناسان باید پرسید که آیا شما با وجود سه مرتبه اعتراف رهبر و پیشوایتان باز هم منکر حدیث ثقلین در غیر خم هستید؟

اعتراف ابن کثیر بر صحت روایت «ثقلین»
ابن کثیر دمشقی سلفی نیز بر صحت روایت ثقلین و صدور آن در غدیر خم اعتراف کرده است:

وقد ثبت فی الصحیح م ۲۴۰۸ أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال فی خطبه بغدیر خم إن تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی وإنهما لم یفترقا حتى یردا علی الحوض.

و به تحقیق ثابت شده در صحیح مسلم حدیث ۲۴۰۸ اینکه رسول الله صلى الله علیه وسلم در خطبه ای در غدیر خم فرمودند : من دو چیز گرانبها در بین شما باقی می‌گذارم ، کتاب خدا و عترتم (اهل بیتم) و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا روز قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى۷۷۴هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۱۱۴، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱هـ.

سند دوم؛ یحیی بن جعده از زید بن ارقم :
طبرانی یکی دیگر از علمای بزرگ اهل سنت است. او نیز در کتاب معجم کبیر خود روایت «ثقلین» را از طریق یحیی بن جعده از زید بن ارقم نقل کرده که طبق این روایت، رسول خدا صلی الله علیه وآله دست امیر مؤمنان علی علیه السلام را گرفت و ایشان را به عنوان ولی بعد از خود معرفی کرد:

۴۹۸۶ حدثنا عَلِی بن عبد الْعَزِیزِ ثنا أبو نُعَیمٍ ثنا کَامِلُ أبو الْعَلاءِ قال سمعت حَبِیبَ بن أبی ثَابِتٍ یحدث عن یحیى بن جَعْدَهَ عن زَیدِ بن أَرْقَمَ قال خَرَجْنَا مع رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم حتى انْتَهَینَا إلى غَدِیرِ خُمٍّ أَمَرَ بِدُوحٍ فَکُسِحَ فی یوْمٍ ما أتى عَلَینَا یوْمٌ کان أَشَدَّ حُرًّا منه فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى علیه وقال یا أَیهَا الناس إنه لم یبْعَثْ نَبِی قَطُّ إِلا عَاشَ نِصْفَ ما عَاشَ الذی کان قَبْلَهُ وَإِنِّی أُوشَکُ أَنْ أُدْعَى فَأُجِیبَ وَإِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ما لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ کِتَابَ اللَّهِ ثُمَّ قام وَأَخَذَ بِیدِ عَلِی رضی اللَّهُ عنه فقال یا أَیهَا الناس من أَوْلَى بِکُمْ من أَنْفُسِکُمْ قالوا اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قال من کنت مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ .

یحیی بن جعده از زید بن ارقم روایت کرده است که همراه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به راه خویش ادامه مى‏دادیم تا به غدیر خم رسیدیم . در آنجا درختى بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به آن درخت اشاره کرد و اصحاب زیر آن درخت را تمیز و مرتب ساختند و آن روز به اندازه‏اى هوا گرم بود که ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز ندیده بودیم.

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به ایراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هیچ پیغمبرى مبعوث نمى‏شود مگر آنکه نیمى از مقدار زندگى پیغمبر پیشین خود را عهده‏دار مى‏شود ؛ طولى نمى‏کشد ، دعوت الهى را اجابت مى‏کنم و دو اثر گرانبار (یا گرانبها) در میان شما به جاى مى‏گذارم که اگر از آنان پیروى نمایید، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهید شد: یکى‏ کتاب خداست و دیگرى عترت من است.

سپس دست على علیه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم! چه کسى از جان و مال شما از خود شما سزاوارتر است؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله داناتر و اولی تر به جان و مال است آنگاه فرمود:

بر هر کسی من ولایت دارم، علی نیز مولای اوست.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى۳۶۰هـ)، المعجم الکبیر، ج ۵، ص ۱۷۱، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبه الزهراء – الموصل، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۳م.

تصحیح البانی:
ناصر الدین البانی در قرن حاضر در نزد علمای اهل سنت،‌ لقب (بخاری دوران) را به خود اختصاص داده و نظر او در تصحیح روایات، فصل الخطاب است. وی در کتاب «السلسله الصحیحه» تصریح می‌کند که روایت ثقلین از طریق زید بن ارقم با پنج سند نقل شده و در یکی از سندش یحیی بن جعده قرار دارد و این روایت را طبرانی نقل کرده که رجال سند آن ثقه هستند:

الرابعه : عن یحیى بن جعده عن زید بن أرقم قال : ” خرجنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم حتى انتهینا إلى غدیر ( خم ) …

أخرجه الطبرانی ( ۴۹۸۶ ) و رجاله ثقات .

طبرانی آن را نقل کرده و روایان آن مورد اعتماد هستند.

البانی ، محمد ناصر ، السلسله الصحیحه ، ج ۴ ، ص ۲۴۹ ، طبق برنامه المکتبه‌ الشامله .

روایت فوق را حاکم نیشابوری در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» نیز از طریق زید بن ارقم نقل کرده و در پایان تصریح می‌کند که این روایت سندش صحیح است ولی آن را مسلم و بخاری در کتابهایشان نیاورده اند:

۶۲۷۲ أخبرنی محمد بن علی الشیبانی بالکوفه ثنا أحمد بن حازم الغفاری ثنا أبو نعیم ثنا کامل أبو العلاء قال سمعت حبیب بن أبی ثابت یخبر عن یحیى بن جعده عن زید بن أرقم رضی الله عنه قال خرجنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم حتى انتهینا إلى غدیر خم فأمر بروح فکسح فی یوم ما أتى علینا یوم کان أشد حرا منه فحمد الله وأثنى علیه وقال یا أیها الناس أنه لم یبعث نبی قط إلا ما عاش نصف ما عاش الذی کان قبله وإنی أوشک أن أدعى فأجیب وإنی تارک فیکم ما لن تضلوا بعده کتاب الله عز وجل ثم قام فأخذ بید علی رضی الله عنه فقال یا أیها الناس من أولى بکم من أنفسکم قالوا الله ورسوله أعلم ألست أولى بکم من أنفسکم قالوا بلى قال من کنت مولاه فعلی مولاه هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص ۶۱۳، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت الطبعه: الأولى، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰

سند سوم؛ ابو الطفیل از زید بن ارقم:
نسائی در کتاب «السنن الکبرى» از طریق ابو الطفیل از زید بن ارقم حدیث «ثقلین» را روایت کرد است:

۸۱۴۸ أخبرنا محمد بن المثنى قال ثنا یحیى بن حماد قال ثنا أبو عوانه عن سلیمان قال ثنا حبیب بن أبی ثابت عن أبی الطفیل عن زید بن أرقم قال لما رجع رسول الله صلى الله علیه وسلم عن حجه الوداع ونزل غدیر خم أمر بدوحات فقممن ثم قال کأنی قد دعیت فأجبت إنی قد ترکت فیکم الثقلین أحدهما أکبر من الآخر کتاب الله وعترتی أهل بیتی فانظروا کیف تخلفونی فیهما فإنهما لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض ثم قال إن الله مولای وأنا ولی کل مؤمن ثم أخذ بید علی فقال من کنت ولیه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فقلت لزید سمعته من رسول الله صلى الله علیه وسلم قال ما کان فی الدوحات رجل إلا رآه بعینه وسمع بأذنه

ابو الطفیل از زید بن ارقم نقل کرده است : هنگامى که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله از حجّه الوداع باز مى‏گشت، در محل غدیر خم منزل کرد و به درختان چندى که در آن نزدیکى بود اشاره کرد . اصحاب بلا فاصله زیر آن درخت‌ها را تمیز کرده و سایبانى براى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله درست کردند . حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله در زیر آن سایبان قرار گرفت و خطاب به حاضران فرمود:

روزگار من به پایان رسیده و مرا به سوى خدا و عنایات حضرت او دعوت کرده‏اند ، دعوت حضرت او را اجابت کرده‏ام . اینک ، دو اثر گرانبها در میان شما به جاى مى‏گذارم که یکى از آن دو ، مهمتر از دیگرى است و آن دو اثر گرانبار ، کتاب خدا و عترت اهل بیت من است؛ اینک بنگرید تا پس از رحلت من با آن‌ها چگونه رفتار خواهید کرد . بدیهى است این دو یادگار از یکدیگر دور نخواهند شد تا اینکه در کنار حوض کوثر با من ملاقات نمایند . سپس فرمود : همانا خداوند سرپرست من است و من سرپرست هر مؤمنی هستم .

سپس دست على علیه السّلام را گرفت و فرمو : هر کسی که من سرپرست او هستم علی نیز سرپرست او است، خدایا دوست بدار کسی را که علی را دوست بدارد و دشمن دار کسی را که او را دشمن دارد.
ابو الطفیل می‌گوید : از زید پرسیدم : آیا تو از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله این جملات را شنیده‏اى؟ زید در پاسخ گفت: آرى! همه آن ها که در اطراف درختان حضور داشتند آن حضرت را دیدند و سخن ایشان را شنیدند.

النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفاى۳۰۳ هـ)، السنن الکبرى، ج۵، ص۴۵، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱٫

این روایت حاکم نیشابوری نیز از طریق ابو الطفیل از زید بن ارقم نقل کرده و در پایان روایت به صحت سند آن را تصریح کرده است:

۴۵۷۶ … هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه بطوله شاهده حدیث سلمه بن کهیل عن أبی الطفیل أیضا صحیح على شرطهما.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص ۱۱۸، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت الطبعه: الأولى، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰

ابن کثیر دمشقی در کتاب «السیره النبویه» و «البدایه والنهایه» نیز این روایت را نقل کرده و در پایانش می‌نویسد:

قال شیخنا أبو عبد الله الذهبی: وهذا حدیث صحیح.

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى۷۷۴هـ)، السیره النبویه، ج۴، ص ۴۱۶، طبق برنامه الجامع الکبیر.

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه، ج۵، ص ۲۰۹،‌ناشر: مکتبه المعارف – بیروت.

آلوسی نیز در تفسیر «روح المعانی » در باره روایت ثقلین می‌نویسد:

وقال الذهبى : إنه صحیح عن زید ابن أرقم قال : لما رجع رسول الله (صلى الله علیه و سلم) من حجه الوداع ونزل غدیر یرخم أمر بدوحات فغممن ثم قال : کأنى قد دعیت فأجبت أنى قد ترکت فیکم الثقلین کتاب الله تعالى وعترتى أهل بیتى فانظروا کیف تخلفونى فیهما فانهما لم یفترقا حتى یردا على الحوض الله تعالى مولاى وأنا ولى کل مؤمن ثم أخذ بید على کرم الله تعالى وجهه فقال : من کنت مولاه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فما کان فى الدوحات أحد إلا رآه بعینه وسمعه بأذنیه.

ذهبی گفته است: روایت صحیح از زید بن ارقم نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم هنگام برگشت از حجه الوداع در غدیر خم فرود آمد و دستور داد که زیر درختان را تمیز کنند و سایبان درست کنند. پس از این‌که دستور اجرا شد، حضرت فرمود:

همانا من به سوى خدا فرا خوانده شده ام و دعوت حضرت او را اجابت کرده‏ام . اینک ، دو اثر گرانبها در میان شما بر جاى مى‏گذارم و آن دو اثر گرانبار ، کتاب خدا و عترت اهل بیت من است؛ اینک بنگرید تا پس از رحلت من با آن‌ها چگونه رفتار خواهید کرد . بدیهى است این دو یادگار از یکدیگر دور نخواهند شد تا اینکه در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. سپس فرمود: همانا خداوند سرپرست من است و من سرپرست هر مؤمنی هستم .

سپس دست على علیه السّلام را گرفت و فرمو : هر کسی که من سرپرست او هستم علی نیز سرپرست او است، خدایا دوست بدار کسی را که علی را دوست بدارد و دشمن دار کسی را که او را دشمن دارد.

زید بن ارقم می‌گوید: در زیر درخت کسی نبود مگر این‌که این قضیه را با چشم سر دید و با گوشهایشان شنیدند.

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفاى۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۶، ص۱۹۴، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

و در نتیجه روایت معتبر است.

طریق سوم؛ حذیفه بن اسید غفاری
سلیمان بن احمد طبرانی در کتاب «المعجم الکبیر» روایت حذیفه را با دو سند نقل کره که متن روایت با سند دوم آن به این شرح است:

۳۰۵۲ حدثنا محمد بن عبد الله الحضرمی وَزَکَرِیَّا بن یحیى السَّاجیُّ قَالا ثنا نَصْرُ بن عبد الرحمن الْوَشَّاءُ ح وَحَدَّثَنَا أَحْمَدُ بن الْقَاسِمِ بن مُسَاوِرٍ الْجَوْهَرِیُّ ثنا سَعِیدُ بن سُلَیْمَانَ الْوَاسِطِیُّ قَالا ثنا زَیْدُ بن الْحَسَنِ الأَنْمَاطِیُّ ثنا مَعْرُوفُ بن خَرَّبُوذَ عن أبی الطُّفَیْلِ عن حُذَیْفَهَ بن أُسَیْدٍ الْغِفَارِیِّ قال لَمَّا صَدَرَ رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم من حَجَّهِ الْوَدَاعِ نهى أَصْحَابَهُ عن شَجَرَاتٍ بِالْبَطْحَاءِ مُتَقَارِبَاتٍ أَنْ یَنْزِلُوا تَحْتَهُنَّ ثُمَّ بَعَثَ إِلَیْهِنَّ فَقُمَّ ما تَحْتَهُنَّ مِنَ الشَّوْکِ وَعَمَدَ إِلَیْهِنَّ فَصَلَّى تَحْتَهُنَّ ثُمَّ قام فقال یا أَیُّهَا الناس إنی قد نَبَّأَنِیَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ أَنَّهُ لم یُعَمَّرْ نَبِیٌّ إِلا نِصْفَ عُمْرِ الذی یَلِیهِ من قَبْلِهِ وَإِنِّی لاظن أَنِّی یُوشِکُ أَنْ أدعی فَأُجِیبَ وَإِنِّی مسؤول (مسئول) وَإِنَّکُمْ مسؤولون (مسئولون) …

ثُمَّ قال یا أَیُّهَا الناس إنی فَرَطُکُمْ وَإِنَّکُمْ وارِدُونَ عَلَیَّ الْحَوْضَ حَوْضٌ أَعْرَضُ ما بین بُصْرَى وَصَنْعَاءَ فیه عَدَدُ النُّجُومِ قدحان من فِضَّهٍ وَإِنِّی سَائِلُکُمْ حین تَرِدُونَ عَلَیَّ عَنِ الثَّقَلَیْنِ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِی فِیهِمَا الثَّقَلُ الأَکْبَرُ کِتَابُ اللَّهِ عز وجل سَبَبٌ طرفه بِیَدِ اللَّهِ وطرفه بِأَیْدِیکُمْ فَاسْتَمْسِکُوا بِهِ لا تَضِلُّوا وَلا تَبَدَّلُوا وَعِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی فإنه نَبَّأَنِیَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ أَنَّهُمَا لَنْ یَنْقَضِیَا حتى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.

حذیفه می‌گوید: هنگامی‌که رسول خدا صلی الله علیه وسلم از حجه الوداع برگشت، مردم را از نشستن زیر درختهای بطحاء که نزدیک هم بودند نهی کرد، پس از آن دستور داد که خار و خاشاک را از زیر آن درختان جمع کنند آنگاه خودش به سوی آن درختان رفت و زیر آنها نماز خواند سپس حضرت ایستاد و فرمود: ای مردم همانا خداوند لطیف به من خبر داده است که هیچ پیغمبرى مگر آنکه نیمى از مقدار زندگى پیغمبر پیشین خود را عهده‏دار مى‏شود.

آنگاه فرمود: ای مردم من از نزد شما می‌روم و شما نزد حوض (کوثر) بر من وارد شوید، حوضى که عرض آن از مابین بصره تا صنعا (پایتخت یمن) زیادتر است، در آن حوض به عدد ستارگان قدح‏هاى نقره است، چون بر من وارد شوید، من از شما نسبت به ثقلین پرسش کنم، پس دقت کنید تا چگونه پس از من در باره آنها رفتار کنید، ثقل اکبر کتاب خداست؛ وسیله‏اى که یک طرف آن به دست خدا و یک طرف به دست شما است؛ پس به آن چنگ بزنید تا این که گمراه نشوید و آن را با چیزی عوض نکنید و دیگری عترت (اهل بیت) من است. همانا خداوند آگاه به من خبر داده است که این دو، تاهنگام ورود بر حوض از همدیگر جدا نمی‌شوند.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى۳۶۰هـ)، المعجم الکبیر، ج۳، ص۱۸۰، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبه الزهراء – الموصل، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۳م.

اعتراف هیثمی بر صحت این روایت:
ابوبکر هیثمی بعد از نقل روایت حذیفه می‌گوید:

رجال سند این روایات موثق است و رجال سند دوم روایت، رجال صحیح و همه ثقه هستند:

رواه الطبرانی وفیه زید بن الحسن الأنماطی قال أبو حاتم منکر الحدیث ووثقه ابن حبان وبقیه رجال أحد الإسنادین ثقات.

این روایت را طبرانی روایت کرده که در سند آن زید بن حسن انماطی قرار دارد،‌ ابو حاتم گفته او منکر الحدیث است ولی ابن حبان (از علمای رجال اهل سنت) او را موثق دانسته و بقیه رجال یکی از سندها موثق هستند.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۹، ص۱۶۴، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

و در جای دیگر نیز می‌گوید:

رواه الطبرانی بإسنادین وفیهما زید بن الحسن الأنماطی وثقه ابن حبان وضعفه أبو حاتم وبقیه رجال أحدهما رجال الصحیح ورجال الآخر کذلک غیر نصر بن عبدالرحمن الوشاء وهو ثقه.

این روایت را طبرانی با دو سند نقل کرده است و در این دو روایت زید بن حسن انماطی قرار دارد که ابن حبان او را ثقه دانسته ولی ابو حاتم ضعیف دانسته است و سایر رجال یکی از این دو روایت، رجال صحیح است و رجال روایت دوم همچنین است، جز نصر بن عبد الرحمن وشاء که او ثقه است.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۱۰، ص۳۶۳، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

نتیجه
کارشناس وهابی ادعا نموده است که روایت ثقلین

اولاً: در غدیر خم بیان نشده است؛

ثانیاً: این روایت با تعبیر فوق، در کتاب صحیح مسلم هم وجود ندارد.

با توجه به آنچه از منابع اهل سنت ذکر شد،‌ کذب ادعای این کارشناس روشن می‌شود؛ زیرا این روایت در کتاب‌های معتبر آنها که از طریق مختلف نقل شده، هم در سرزمین غدیر از زبان رسول خدا صلی الله علیه وآله بیان شده است و هم این روایت بر خلاف ادعای کارشناس در صحیح مسلم هم آمده است.

سؤال این است که وقتی آنها از معتبر ترین کتاب شان خبر ندارند و روایاتش را نخوانده اند، بی‌سواد است آنوقت چرا خود شان را کارشناس می‌گذارند؟

و اگر واقعاً این روایات را مطالعه کرده اند، چرا در برنامه زنده و از یک شبکه جهانی به مردم دروغ می‌گویند؟

 

 

 

 

 

منبع

http://shiastudies.com

غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین. غدیر خم و حدیث ثقلین

برچسب ها :
، ، ، ،
دیدگاه ها