صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > شیعه پاسخ می دهد > عقائد - شیعه پاسخ میدهد > نظر استاد شهید مطهری درباره واقعه غدیر خم چیست؟
تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۹۷


نظر استاد شهید مطهری درباره واقعه غدیر خم چیست؟

استاد  بعد از ذکر و شرح آیه «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون.‏» (مائده/ ۵۵) به تفسیر آیه تبلیغ پرداخته و مى ‏نویسند:

«… از آیاتى که در این مورد در سوره مائده وارد شده یکى این آیه است: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ( مائده/‏۶۷) اینجا لحن، خیلى شدید است: اى پیامبر! آنچه را که بر تو نازل شد تبلیغ کن و اگر تبلیغ نکنى رسالت الهى را تبلیغ نکرده‏اى.

مفاد این آیه آنچنان شدید است که مفاد حدیث «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه‏.» اجمالا خود آیه نشان مى‏دهد که موضوع آنچنان مهم است که اگر پیغمبر تبلیع نکند، اصلا رسالتش را ابلاغ نکرده است.

سوره مائده به اتفاق شیعه و سنى، آخرین سوره‏اى است که بر پیغمبراکرم نازل شده و این آیات، جزء آخرین آیاتى است که بر پیامبر نازل شده یعنى در وقتى نازل شده که پیغمبر(ص) تمام دستورات دیگر را در مدت سیزده سال مکه و ده سال مدینه گفته بوده و این، جزء آخرین دستورات بوده است. شیعه سؤال مى‏کند: این دستورى که جزء آخرین دستورهاست و آنقدر مهم است که اگر پیغمبر آن را ابلاغ نکند، همه گذشته‏ها کان لم یکن [هیچ و پوچ] است چیست؟ یعنى شما نمى‏توانید موضوعى نشان بدهید که مربوط باشد به سال هاى آخر عمر پیغمبر و اهمیتش در آن درجه باشد که اگر ابلاغ نشود هچ چیز ابلاغ نشده است. ولى ما مى‏گوییم آن موضوع، مساله امامت است که اگر نباشد، همه چیز کان لم یکن است، یعنى شیرازه اسلام از هم مى‏پاشد. به علاوه شیعه از کلمات و روایات خود اهل تسنن، دلیل مى‏آورد که این آیه در غدیر خم نازل شده است.» (۱)

غدیر و آیه اکمال دین

شهید مطهرى آیه اکمال را این چنین تفسیر مى‏نماید:

«در همان سوره مائده، آیه« الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا» (مائده/‏۳)؛ امروز دین را به حد کمال رساندم و نعمت را به حد آخر، تمام کردم، امروز است که دیگر اسلام را براى شما به عنوان یک دین پسندیدم، نشان مى‏دهد که در آن روز، جریانى رخ داده که آن قدر با اهمیت است که آن را مکمل دین و متمم نعمت ‏خدا بر بشر شمرده است و با بودن آن، اسلام، اسلام است و خدا این اسلام را همان مى‏بیند که مى‏خواسته و با نبودن آن، اسلام، اسلام نیست. شیعه به لحن این آیه که تا این درجه براى این موضوع اهمیت قائل است استدلال مى‏کند و مى‏گوید: آن موضوعى که بتواند نامش مکمل دین و متمم نعمت و آن چیزى باشد که با نبودنش، اسلام، اسلام نیست، چه بوده است؟ مى‏گوید ما مى‏توانیم موضوعى را نشان بدهیم که در آن درجه از اهمیت‏ باشد ولى شما نمى‏توانید. به علاوه روایاتى هست که تایید مى‏کند این آیه هم در همین موضوع [غدیر خم] وارد شده است.» (۲)

مراد از «الیوم‏» چه روزى است؟

درباره این که مقصود از«الیوم‏» در آیه اکمال دین، چه روزى است، استاد مطالبى پر بار و پر دامنه (۳) عرضه مى‏دارد و به نقد و بررسى آراء در این موضع مى‏پرازد. او بعد از ذکر و نقد آراء دیگر (۱- روز بعثت ۲- روز فتح مکه ‏۳- روز قرائت ‏سوره برائت) به بیان و استدلال شیعه پراخته و مى‏گوید:

«… استدلال شیعیان یکى از جنبه تاریخى است که مى‏گویند وقتى ما مى‏بینیم در لفظ آیه: “الیوم اکملت لکم دینکم” این مطلب نیست که «امروز» کدام روز است، به تاریخ و شان نزول ها مراجعه مى‏کنیم در نتیجه مى‏بینیم [که روایات] نه یکى، نه دو تا و نه ده تا بلکه به طور متواتر مى‏گوید: این آیه در روز غدیر خم نازل شد که پیغمبر(ص)، على(ع) را به جانشینى خودش نصب کرد. ولى آیا قرائنى که در خود آیه هست، همین را که تاریخ تایید مى‏کند، تایید مى‏نماید یا نه؟ [مى‏بینیم که تایید مى‏کند] آیه این است: “الیوم یئس الذین کفروا من دینکم”؛ امروز( یا بگوییم آن روز) کافران از دین شما مایوس شدند. این را ما ضمیمه مى‏کنیم به یک سلسله آیات دیگرى در قرآن که مسلمین را تحذیر مى‏کند، مى‏ترساند و مى‏گوید کافران دائما نقشه مى‏کشند و دوست دارند که شما را از دینتان برگردانند و علیه دینتان اقدام مى‏کنند… از طرف دیگر مى‏بینیم در آن آیه مى‏گوید ولى امروز دیگر مایوس شدند، از امروز دیگر فعالیت کافران علیه دین شما به پایان رسید “فلا تخشوهم” دیگر از ناحیه آنها بیمى نداشته باشید “واخشون” از من بترسید! …

پس معنى” الیوم یئس الذى کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون” این است که دیگر کافرهاى بیرون جامعه اسلامى [از این که دین شما را از بین ببرند] مایوسند، از ناحیه آنها دیگر خطرى براى عالم اسلامى نیست، از من بترسید، یعنى از خودتان بترسید. اى جماعت مسلمین! بعد از این اگر خطرى باشد آن است که خودتان با نعمت اسلام بد عمل بکنید، کفران نعمت ‏بکنید، آن استفاده‏اى را که باید ببرید نبرید، در نتیجه، قانون من در مورد شما اجرا شود: “ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم.” از این روز، دیگر خطرى از خارج، جامعه اسلامى را تهدید نمى‏کند[ زیرا، امام و حافظ نظام، تعیین شد] خطر از داخل تهدید مى‏کند.» (۴)

تواتر حدیث غدیر

استاد، یکى از ادله شیعه در امامت را تواتر حدیث غدیر شمرده و مى‏نویسد:

«… [خواجه نصیر] مى‏گوید:” و لحدیث الغدیر المتواتر”؛ حدیث غدیرى که متواتر است. متواتر در علم حدیث اصطلاحى است. تواتر یعنى [مقدار نقل خبر] فوق تبانى [بر دروغ] باشد. شیعه مدعى است که نقل خبر غدیر در حدى است که ما احتمال تبانى هم در آن نمى‏توانیم بدهیم و بگوییم مثلا چهل نفر از صحابه پیغمبر تبانى کردند بر یک دروغ! خصوصا که بسیارى از ناقلان این خبر، جزء دشمنان على(ع) بوده یا از طرفداران ایشان شمرده نشده‏اند… .» (۵)

شهید مطهرى درباره این قسمت از روایت غدیر که «من کنت مولاه فهذا على(ع) مولاه‏» معتقد است که حتى شاید سنی ها هم نتوانند انکار کنند که متواتر است. (۶)

حدیث غدیر در منابع تاریخى

در نظر استاد، گذشته از کتب روایى، حدیث غدیر در بسیارى از کتب تاریخى هم ذکر شده است که آن کتب از منابع معتبر و مهم تاریخ شمرده مى‏شوند:

” قدیمی ترین کتاب تاریخى اسلام از کتاب هاى تاریخ عمومى اسلامى و از معتبرترین کتاب هاى تاریخ اسلامى که شیعه و سنى آن را معتبر مى‏شمارند کتاب تاریخ یعقوبى است. مرحوم دکتر آیتى هر دو جلد این کتاب را ترجمه کرده‏اند، کتاب بسیار متقنى است و در اوایل قرن سوم هجرى نوشته شده است. ظاهرا بعد از زمان مامون و حدود زمان متوکل نوشته شده است. این کتاب که فقط کتاب تاریخى است و حدیثى نیست، از آن کتاب هایى است که داستان غدیر را نوشته است. کتاب هاى دیگرى که آنها را هم اهل تسنن نوشته‏اند نیز حادثه غدیر خم را ذکر کرده‏اند.” (۷)

غدیر در آیینه شعر

ادبیات و به ویژه شعر، آیینه تمام نماى فرهنگ جامعه است و حضور مساله‏اى در ادبیات هر زمانى، نشانه مطرح بودن آن مى‏باشد. و غدیر در همه قرن ها در ادب و فرهنگ مردم حضور داشته است. استاد درباره توجه علامه امینى در الغدیر به این مساله مى‏نویسد: ” (الغدیر) از جنبه ادبى هم استفاده کرده است، چون در هر عصرى هر مطلبى که در میان مردم وجود داشته باشد، شعرا آن را منعکس مى‏کنند… [علامه امینى] مى‏گوید اگر مساله غدیر مساله‏اى بود که به قول آنها مثلا در قرن چهارم به وجود آمده بود، دیگر در قرون اول و دوم و سوم، شعرا، این همه شعر، درباره‏اش نگفته بودند. در هر قرنى ما مى‏بینیم که مساله غدیر، جزء ادبیات آن قرن است. بنابراین، چگونه مى‏توانیم این حدیث را انکار کنیم؟!” (۸)

شرح حدیث غدیر

استاد، این حدیث را که حدیث هدایت و روشنایى است؛ این چنین ذکر و شرح مى‏کند:

هنگامى که به غدیر خم که نزدیک جحفه (۱۰) است رسیدند، قافله را متوقف و اعلام کردند که مى‏خواهم درباره موضوعى با مردم صحبت کنم. (این آیه‏ها نیز در آنجا نازل شد.) بعد دستور داد که منبرى برایش درست کردند. از جحاز شتر و چیزهاى دیگر، مرکز مرتفعى ساختند. حضرت رفت ‏بالاى آن و مفصل صحبت کرد:

“الست اولى بکم من انفسکم؟ قالوا: بلى. آنگاه فرمود: من کنت مولاه فهذا على مولاه.” بعد از این بود که این آیه نازل شد: “الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى…” اینها را در کتاب هایى مثل الغدیر یا ترجمه‏هاى آن نوشته‏اند. (۱۱)

این مطلب گذری بود بر نظرات استاد شهید مرتضی مطهری (ره) که نسبت به امامت و عید غدیر بیان کرده بودند.(منبع : تبیان)

پى‏نوشت ها:

۱- ، چاپ دوم ۱۳۶۴ ش، صص ۶۱ – ۶۲٫

۲- امامت و رهبرى، صص ۶۲ -۶۳٫

۳- مطالب استاد در ۲۰ صفحه ذکر شده است: امامت و رهبرى، صص ۱۱۸ -۱۳۷٫

۴- امامت و رهبرى، صص ۱۳۲ -۱۳۷٫

۵- همان، صص ۱۰۴ – ۱۰۵٫

۶- همان، ص‏۱۱۳٫

۷- امامت و رهبرى، ص ۱۳۰٫

۸- امامت و رهبرى، ص ۱۰۱٫

۹- حجه الوداع در سال آخر عمر حضرت رسول، دو ماه مانده به وفات ایشان، رخ داده است. وفات حضرت رسول در بیست و هشتم صفر یا به قول سنی ها در دوازدهم ربیع الاول اتفاق افتاده است. در هجدهم ذى الحجه به غدیر خم رسیدند. مطابق آنچه که شیعه مى‏گوید حادثه غدیر خم دو ماه و ده روز قبل از وفات حضرت روى داده و مطابق آنچه که سنی ها مى‏گویند این حادثه دو ماه و بیست و چهار روز قبل از رحلت ‏حضرت رسول اتفاق افتاده است. ( این مطلب از استاد شهید است).

۱۰- … جحفه، میقات اهل شام است ‏یعنى وقتى افراد از راه شام که شمال غربى [مکه] مى‏شود مى‏آمدند، پس از پیمودن اندکى از راه به جحفه مى‏رسیدند. پیغمبراکرم(ص) آنجا را میقات قرار دادند براى مردمى که از آن راه مى‏آیند. غدیر خم، نزدیک جحفه است و محلى بوده که مسلمین در بازگشت از مکه وقتى به آن نقطه مى‏رسیدند متفرق مى‏شدند، اهل مدینه به مدینه مى‏رفتند و دیگران نیز به شهرهاى خود. ( این مطلب هم استاد شهید است.)

۱۱- امامت و رهبرى، صص ۱۳۰ – ۱۳۲ و صص ۸۴ – ۸۵٫

/۶۲۶۲

http://yon.ir/yBSS6


برچسب ها :
،
دیدگاه ها