صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > شیعه پاسخ می دهد > عقائد - شیعه پاسخ میدهد > چرا دختران امام موسی بن جعفر ازدواج نکردند؟
تاریخ انتشار : ۱۰ شهریور ۱۳۹۷


چرا دختران امام موسی بن جعفر ازدواج نکردند؟
احتمالات و نظریات مختلفى براى ازدواج نکردن دختران حضرت موسى بن جعفر ( ع ) بیان شده است که به بررسى و صحت و سقم هر یک مى پردازیم .

 ۱. وصیّت موسى بن جعفر ( ع )

یکى از احتمالات که در واقع یکى از پاسخ ها به پرسش فوق است ، این است که خود حضرت موسى بن جعفر به دخترانش وصیت کرده تا ازدواج نکنند !
ابن واضح یعقوبى طرفدار این نظریه است . سخن او در این باب چنین است : موسى بن جعفر را هیجده پسر و ۲۳ دختر ، پسران عبارت بودند از : على رضا ، ابراهیم ، عباس ، قاسم ، اسماعیل ، جعفر ، هارون ، حسن ، احمد ، محمد ، عبیدالله ، حمزه ، زید ، عبدالله ، اسحاق ، حسین ، فضل و سلیمان .

موسى بن جعفر وصیت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هیچ کس از آنان شوهر نکرد ، مگر ام سلمه که در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در این باره میان قاسم و خویشاوندانش جریان سختى پیش آمد تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وى دور نکرده است و جز آنکه عقد موقتى بسته شده براى محرمیّت در مسیر رفتن به حج و منظورى نداشته است . ( تاریخ یعقوبى ، احمد بن ابى یعقوب ( ابن واضح ) ، وزارت فرهنگ و آموزش عالى ، ترجمه محمد ابراهیم آیتى ، ج ۲ ، ص ۴۲۱ )
در پاسخ به سخنان یعقوبى اولاً ، باید گفت : چنین وصیّتى برخلاف سنت رسول الله ( ص ) و سیره امامان اهل بیت عصمت و طهارت است و هرگز چنین وصیتى از امام معصوم صادر نمى شود .

ثانیاً ، متن وصیت حضرت موسى بن جعفر غیر از آن چیزى است که یعقوبى ادّعا دارد . براى قضاوت در این زمینه ، ابتدا متن وصیت حضرت را مرور مى کنیم . ابراهیم بن عبدالله از موسى بن جعفر ( ع ) نقل کرده که آن حضرت جمعى را مانند اسحاق بن جعفر ، ابراهیم بن محمد و جعفر بن صالح و . . . را بر وصیت خود شاهد گرفت و فرمود : اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِیَّتى . . . اَوصَیْتُ بها اِلى عَلَىٍّ ٍ اِبْنى . . . و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ یُزَوِّجَ أختَهُ فَلَیْسَ لَهُ اَنْ یُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ . . . وَ لا یُزَوِّجَ بَناتى اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأیِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالى وَ رَسُولَهُ ( ص ) وَ حادُّوهُ فى مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ یَزَوِّجَ زَوَّجَ ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ یَتْرَکَ تَرَکَ . . . ( بحارالانوار ، داراحیاء التراث العربى ، ج ۴۸ ، ص ۲۷۶ ۲۸۰ عیون الاخبار ، ج ۱ ، ص ۲۶ عوالم ، ج ۲۱ ، ص ۴۷۵ اصول کافى ، ج ۱ ، ص ۳۱۷ ) شاهد مى گیرم آنها را که این وصیّت من است که به فرزندم على وصیت کرده ام . . . ( از جمله وصیتم این است ) اگر مردى از شما خواست خواهرش را شوهر دهد ، این حق را ندارد ، مگر با اجازه و فرمان او ( على ) و نه دختران من ( حق دارند ) که یکى از خواهران خود را شوهر دهند و یا مادران آنها و نه سلطانى ، و نه کارى براى آنها انجام دهد ، مگر اینکه با نظر و مشورت او ( على ) باشد . اگر بدون اجازه او به چنین کارى اقدام کنند ، به راستى با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه کرده اند و او ( حضرت رضا ) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است . اگر خواست به کسى شوهر دهد ، شوهر مى دهد و اگر خواست رد کند ، رد مى کند .
در این وصیت نامه ، حضرت موسى بن جعفر ( ع ) با صراحت به فرزندان اعلام مى دارد که حجّت خدا بعد از او على بن موسى ( ع ) است و خواهران باید در هر کارى از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت کنند و هر فردى را که على بن موسى مناسب دید ، آنان با او ازدواج کنند چرا که آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه تر و به وضعیت بستگان آشنایان آشناتر است . در اینجا هرگز سخن از ترک ازدواج دختران موسى بن جعفر و خواهران حضرت رضا ( ع ) نیست سخن در این است که بر ازدواج آنان حضرت رضا ( ع ) باید نظارت داشته باشد .

بنابراین نظریه یعقوبى بى اساسى است و نمى توان بر آن اعتماد کرد و به همین جهت ، برخى محققین صریحاً سخن یعقوبى را مجعول و بى اساس دانسته اند . ( حیاه الامام موسى بن جعفر ، قرشى ، ج ۲ ، ص ۴۹۷ )

 ۲. همتا نداشتن

نظریه دوم این است که دختران حضرت موسى بن جعفر مخصوصاً فاطمه معصومه ( س ) از نظر کمال علمى و معنوى در حد بالایى قرار داشتند و کسى همسنگ و همسر آنها پیدا نمى شد و یکى از امورى که در تزویج دختر مورد توجه قرار مى گیرد ، هم کفو بودن است .
این نظریه نیز نمى تواند قابل تأیید باشد زیرا اولاً سیره ائمه اطهار این نبوده که دختران خود را به جهت پیدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند ، بلکه آنان ، هم در قول ، و هم در عمل خود ، مؤمن و مؤمنه کفو یکدیگر مى دانستند . از پیامبر اکرم ( ص ) نقل شده است که آن حضرت فرمود : هر گاه کسى به خواستگارى دختر شما آمد که دیندارى و امانتدارى او را مى پسندید ( هر چند در حد دختر شما نباشد ) شوهر دهید و اگر شوهر ندهید ، در زمین فتنه و فساد بزرگ بر پا مى شود . ( منتخب میزان الحکمه ، ص ۲۳۴ بحارالانوار ، دارالکتب الاسلامیه ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۳۷ ، حدیث ۲۵ )
ثانیاً ، در عصر امام کاظم ( ع ) جوانان شایسته اى از تبار امام حسن مجتبى ( ع ) و حضرت سیدالشهدا ( ع ) و نیز در میان شیعیان افرادى وجود داشتند که مى توانستند همسران مناسب براى آنان باشند .

 ۳. اختناق هارونى

احتمال و نظریه سوم آن است که اختناق هارون الرشید و وجود خفقان در آن دوران ، چنان شدید بود که حتى کسى جرئت نداشت براى پرسیدن مسائل شرعى به در خانه موسى بن جعفر ( ع ) مراجعه کند ، تا چه رسد به اینکه به عنوان داماد آن حضرت رفت و آمد دائمى با خانواده موسى بن جعفر ( ع ) داشته باشد چرا که همین ارتباط نسبى زمینه اى را فراهم مى ساخت تا هارون به اذیت و آزار او بپردازد . البته با اینکه هارون در مواردى تظاهر به دیندارى مى کرد ، ولى ستمگرى بى رحم بود . یکى از مورّخین مى گوید : هارون هنگام شنیدن وعظ از همه بیشتر اشک مى ریخت و در هنگام خشم و تندى از همه ظالم تر بود . ( الاغانى ، ابوالفرج اصفهانى ، بیروت ، دار احیاء التراث العربى ، ج ۵ ، ص ۲۴۱ ) و همین مرد دو هزار کنیز داشت که سیصد نفر آنان مخصوص آواز خوانى و رقص و خنیاگرى بودند ( تاریخ تمدن اسلام ، جرجى زیدان ، ترجمه على جواهر کلام ، مؤسسه امیرکبیر ، ص ۱۶۲ )

شیعیان در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار قرار داشتند و کسانى چون على بن یقطین در تقیه به سر مى بردند و کوچک ترین حرکاتشان زیر نظر بود . نمونه بارز آن داستان لباسى است که هارون به على بن یقطین داد . این لباس ویژه خلفا بود و على بن یقطین آن را به موسى بن جعفر ( ع ) اهدا کرد . حضرت آن را قبول نکرد و فرمود : این لباس را نگهدار و از دست مده زیرا در حادثه اى که برایت پیش مى آید ، به کار مى آید .

چندى بعد یکى از خدمتگزاران على بن یقطین ، نزد هارون شکایت کرد و گفت : لباس مخصوص را به موسى بن جعفر اهدا کرده است . هارون بلافاصله او را احضار کرد و از لباس پرسش کرد . او گفت : آن را در بقچه اى نگه داشته ام . هارون دستور دارد تا فوراًَ آن را بیاورد . وقتى که نگاهش به لباس افتاد ، گفت : بعد از این هرگز سخن سعایت کننده اى را درباره تو باور نخواهم کرد . ( الارشاد ، شیخ مفید ، بصیرتى قم ، ص ۲۹۳ شبلنجى ، نورالانوار ، ص ۱۵۰ ، با اختصار )

این گونه قضایا نشان مى دهد که ارتباط موسى بن جعفر ( ع ) کنترل مى شد و از طرفى زندانى شدن امام نیز ، انگیزه خواستگارى از دختران آن حضرت را کاهش مى داد . بعد از شهادت امام وحشت بیشترى بر مردم حاکم شد و حضرت رضا ( ع ) نیز تحت نظر قرارگرفت . در زمان مأمون آن حضرت به خراسان احضار شد و بعد از یک سال ، حضرت معصومه ( س ) و جعمعى از برادران او به خراسان حرکت کردند ، اما در راه ، حضرت معصومه ( س ) پیش از دیدن برادر ، دار فانى را وداع کرد و امر ازدواج او هم تحقق نیافت .
بنابراین راز عدم ازدواج دختران حضرت را نه در وصیت پدر باید جستجو کرد و نه در نبود همسر متناسب و هم کفو ، علت آن ، وجود اختناق شدید هارونى و مأمونى بود که باعث شد احدى جرئت نکند به راحتى به خانه موسى بن جعفر و بعد از او فرزندش رفت و آمد داشته باشد و داماد آن خانواده گردد . از طرف دیگر ، زندانى شدن حضرت موسى بن جعفر ( ع ) و سرانجام شهادت او ، و احضار شدن حضرت رضا ( ع ) به خراسان و دورافتادن از خواهران ، مزید بر این علت بود .

http://yon.ir/OhD1L

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
دیدگاه ها