آیا منکرین امامت ائمه اثنی عشری کافر هستند؟

آیا منکرین امامت ائمه اثنی عشری کافر هستند؟

پاسخ
در پاسخ از این سوال ها باید گفت: اولا، شیعیان هرگز قائل به تکفیر اهل سنت نیستند، بلکه آنان را برادران خود می دانند. ثانیا، اگر در کتابی از کتب علمای شیعه، تکفیری صورت گرفته باشد، دلیل بر دیدگاه جمهور شیعه نیست. ثالثا، کفر در نزد شیعه، دارای مراتبی است و بسیاری از اوقات اطلاق کلمه «کفر» به مخالفین اصل امامت، به معنای کفر ظاهری نیست بلکه به معنای نداشتن ایمان کامل است. قطعا چنین شخصی مسلمان است.

اهل سنت برادران ایمانی شیعه

شیعیان در طول حیات ۱۴۰۰ ساله خود، هیچ گاه دیگر مسلمانان را تکفیر نکرده اند. شیعه همیشه با اهل سنت زندگی مسالمت آمیزی داشته است، حتی وقتی که در رأس قدرت بوده با اهل سنت به ملایمت و تلطیف برخورد کرده است. نمونه عالی آن، حکومت شیعی جمهوری اسلامی ایران است. با اینکه شیعیان در هرم قدرت هستند، اما با اهل سنت بر اساس احترام رفتار کرده و در همه حال، با آنان به مانند برادر برخورد می کنند. اهل سنت، در کشور جمهوری اسلامی ایران از آزادی کامل مذهبی برخوردار هستند. مولوی عبدالصمد کریم زائی امام جمعه ایرانهشر و مدیر مدرسه خدیجه الکبری در رابطه با آزادی مذهبی اهل سنت بعد از انقلاب می گوید: «قبل از انقلاب در ایرانهشر ۵ مسجد وجود داشت و اکنون به برکت انقلاب و حکومت اسلامی ۱۳۵ مسجد در این شهر موجود است».[۱] دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی جناب آقای یونسی در رابطه با آمار مساجد اهل سنت در ایران نیز می گوید: «اهل سنت درایران ، بیش از ۱۵ هزار مسجد دارند، که این تعداد بیشتر از مساجد شیعیان است». [۲] آمارها می‌گوید در ایران به ازای هر ۵۰۰ نفر از هموطنان اهل سنت، یک مسجد وجود دارد، که این نشان می‌دهد اهل سنت ایران سهمی دو برابری از مساجد در جمهوری اسلامی ایران دارند، زیرا سهم شیعیان ایران از مسجد، به ازای هر ۱۰۰۰ نفر یک مسجد است، که این آزادی اهل سنت در ایران را نشان می‌دهد.

این آمار فقط مختص به مساجد اهل سنت نیست، بلکه وضعیت حوزه های علمیه اهل سنت نیز به همین شکل است. مولوی عبدالغنی دهانی، در رابطه با وضعیت‌ حوزه‌های علمیه اهل سنتِ زاهدان، قبل و بعد از انقلاب می گوید: قبل از انقلاب در زاهدان فقط سه مدرسه دینی وجود داشت و اکنون ۱۳۰ مدرسه دینی مخصوص برادران و ۴۵۰ مدرسه دینی خواهران در زاهدان در حال فعالیت هستند.[۳]

آخوند درخشان، مدیر مدرسه علمیه کریمی اهل سنت نیز در رابطه با وضعیت حوزه‌های علمیه قبل و بعد از انقلاب چنین می‌گوید: «قبل از انقلاب، اهل سنت در فشار و در محدودیت تبلیغات دینی بودند، ولی پس از انقلاب، اهل سنت از آزادی کامل دینی و مذهبی برخوردار شدند. قبل از انقلاب، مدارس علمیه و مساجد اهل سنت بسیار کم و ناشناخته بود، ولی بعد از انقلاب تعداد حوزه‌های علمیه و مساجد اهل سنت رشد چشمگیری داشت، که این‌ها همه بیانگر آزادی کامل اهل سنت در ایران اسلامی است، خوشبختانه و به لطف مقام معظم رهبری، طلاب و مدرسین مدارس علمیه اهل سنت بعد از انقلاب از امکاناتی همچون، کامپیوتر، دفترچه بیمه، کارت پارسیان، معافیت تحصیلی، پرداخت شهریه برای طلاب، پرداخت حقوق برای مدیر و مدرسین حوزه علمیه، بن خرید کالا، سفر به حج و عمره، رفتن به اردوهای زیارتی، سیاحتی و… برخوردار هستند و امروز مدارس علمیه اهل سنت توانسته است، طلاب زیادی را جذب بکند و اینها همه به خاطر لطف و نگاه ویژه مقام معظم رهبری به مدارس علمیه اهل سنت است.»[۴]

این گوشه ای از کارهای عملی یک حکومت شیعی در قبال شهروندان اهل سنت خود است. از دیدگاه حاکمیت شیعه، هر شهروندی با هر اعتقاد و مذهبی، مورد احترام است. آیا با این اوصاف می توان شیعه را متهم به تکفیر برادران اهل سنت دانست!

اما علما و مراجعه شیعه نیز همیشه اهل سنت را برادر خود دانسته اند. در اینجا فقط به یک نمونه اشاره می کنم. حضرت آیت الله سیستانی از مراجع وعلمای بزرگ شیعه در این باره فرمودند: «هیچ اختلافی بین شیعه و سنی نیست و من همه را دوست دارم. اهل سنت را با نام “برادر” خطاب نکنید، بلکه اهل سنت در نزد ما از برادر گرامی‌تر و بلکه “جان ما” هستند».[۵]

اکنون با چنین روش و سیره ای از سوی نظام جمهوری اسلامی و علمای تشیع، آیا می توان شیعه را متهم به تکفیر اهل سنت کرد!

دیدگاه جمهور شیعه نسبت به مخالفین امامت (اهل سنت)

دیدگاه جمهور علمای شیعه بر اتحاد، برابری و برادری است. اگر شخص اهل تحقیق به کتاب های علمای شیعه مراجعه کند، خواهد دید که اکثریت علمای شیعه سخن از ملاطفت با اهل سنت می گویند. امام خمینی (رحمه الله علیه) به عنوان بزرگترین مرجع شیعی در عصر کنونی چنین می گوید: «و این سه اصل (توحید، نبوت و معاد) بی تردید و خلاف در معنای اسلام معتبر و ملحوظ هستند. چه بسا اعتقاد به معاد با اندکی تأمل در شمار این اصول قرار گرفته باشد. اما اعتقاد به ولایت بی تردید در معنای اسلام ملحوظ نیست و می سزد که آن را از امور روشن و بدیهی در نزد طائفه حق بدانیم… به طور ضروری روشن است که از صدر اسلام تا زمان ما، سیره مستمر بر معاشرت، هم سفره شدن، اختلاط با آنها (مخالفان) و خوردن از قربانی های آنها بوده است… و چنین سیره ای ناشی از تقیه نبوده و این مطلب روشنی است و نیازمند تکلف های رسوا نیست… تحقیق آن است که آنچه در حقیقت اسلام ملاک و معتبر است به گونه‌ای که به معتقد به آن مسلمان گفته می شود، جز اعتقاد به اصول سه گانه یا چهار گانه الوهیت، توحید، نبوت و معاد نیست…».[۶]

مرحوم محمدحسین آل کاشف الغطاء نیز به صراحت در کتاب اصل الشیعه واصولها نوشته است «هرکه به توحید و نبوت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و روز جزاء اعتقاد داشته باشد مسلمانِ حقیقی است»[۷] و در جای دیگری آورده است: «هرکه به امامت به معنایی که گفتیم باور داشته باشد در نزد شیعه، مؤمن به معنای اخص است [که اثر ایمان وی به امامت در مراتب قرب و کرامت در روز قیامت ظاهر می شود] و اگر بر آن، ارکان چهارگانه [توحید، نبوت، معاد و عمل به ارکان پنجگانه، یعنی نماز، روزه، زکات، حج و جهاد] را بیفزاید، همه احکام اسلام بر او بار می شود، نه اینکه با عدم اعتقاد به امامت، معاذاللّه از مسلمان بودن خارج شود».[۸]

اکثر عالمان شیعه، همین اعتقاد را دارند. اما به جهت محدودیت این مقاله، به همین اندازه اکتفا می کنیم. علاقه مندان برای مطالعه بیشتر به مقاله «جایگاه اعتقادی امامت در تشیع» نوشته حمید رضا شریعتمداری مراجعه کنند.[۹]

مراتب کفر

همانطور که قبلا اشاره شد در برخی از کتاب های شیعه، برای کسانی که امامت را قبول ندارند، کلمه «کفر و کافر» استفاده شده است. دشمنان تشیّع از این کلمه، استفاده ابزاری کرده و شیعیان را متهم به تکفیر کرده‌اند. این در حالی است که اگر دقیق به سخنان فقها و علمای شیعه می نگریستند، معنای تکفیر مخالفین را دریافت نمی کردند. کفر از دیدگاه شیعه دارای مراتب مختلفی است و استفاده لفظ «کفر یا کافر» برای مخالفین امامت، دلالت بر کفر ظاهری نمی‌کند، تا شخصی که امامت را قبول ندارد کافر شمرده شود. همچنانکه در قرآن نیز کلمه «کفر» در معانی مختلفی آمده است. امام صادق (علیه السلام) در ضمن حدیثی می فرماید: «کفر» در قرآن، معانى مختلفى دارد که متصف شدن به برخى از معانى آن، موجب خروج از دین است؛ هم‌چون انکار ربوبیت و معاد. اما برخى دیگر از معانی کفر، نه تنها با اسلام، منافات ندارد، بلکه با آن، قابل جمع است. از این قبیل است، کفر به معناى ناسپاسى در برابر شکر و یا کفر به معناى ترک اوامر الهى در برابر اطاعت.[۱۰] بنابراین استعمال کلمه «کفر» برای مخالفین امامت، در لسان علمای شیعه و روایات اهل بیت، دلالت بر کفر ظاهری ندارد. در تأیید این نظریه به سخنی چند از علمای طراز اول شیعه اشاره می‌کنیم:

مرحوم صاحب جواهر مى‏‌گوید: «شاید آن‌چه در اخبار آمده و منکر ولایت را کافر نامیده‌اند، حمل بر کفر مقابل ایمان شود، نه مقابل اسلام».[۱۱]

شیخ انصارى در پاسخ از کسانى که براى اثبات کفر مخالفان، به روایات استناد کرده‌‏اند، مى‌‏نویسد: «مستفاد از اخبار و سخنان اصحاب، این است که کفر در این مقام، مقابل ایمان است که اخص از اسلام است».[۱۲]

مرحوم حکیم نیز در مستمسک مى‌‏نویسد: «ظاهر روایاتی که دال بر کفر مخالفان است، کفر در مقابل ایمان است نه اسلام».[۱۳]

امام خمینى(رحمه ‌اللّه ‌علیه) نیز از جمله کسانى است که تقابل در این‌گونه روایات را، میان کفر و ایمان مى‌‏داند.[۱۴]

نتیجه

از مجموع این نوشتار این نتیجه به دست می آید که اولا، جمهور و مشهور عالمان شیعه، قائل به وحدت و برادری با اهل سنت هستند. بنابراین استفاده ابزاری از سخن یک عالم شیعی و تعمیم آن به همه شیعیان به دور از انصاف و اخلاق است. ثانیا، استعمال لفظ «کفر و کافر» برای مخالفین امامت، در برخی از روایات و سخنان عالمان شیعه، دلالت بر کفر ظاهری نمی کند. چون کفر دارای مراتب است و مراد از اطلاق کفر برای مخالفین ائمه به معنای نداشتن ایمان است نه اسلام. بدین ترتیب، موافقان و مخالفان اصل امامت، هر دو، مسلمان و به حکم آیه شریفه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ …» برادر یکدیگرند و انکار اصل امامت، اگر از روى تعصب و عناد نباشد، ضررى به مسلمان بودن مخالف نمى‏‌زند.

پی نوشت

[۱] . پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب، وضعیت مساجد اهل سنت در ایران. http://www.adyannet.com/fa/news/22359

[۲] . خبرگزاری مشرق، کد خبر: ۲۶۹۶۱۶، تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۲.

[۳] . پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب، مدارس دینی اهل سنت در قبل و بعد از انقلاب. http://www.adyannet.com/fa/news/22343

[۴] . سایت سنت النبی، «گفت و گو با «آنا آخوند درخشان» مدیر مدرسه علمیه کریمی اهل سنت روستای یکه سعود بالا شهرستان راز وجرگلان». تاریخ انتشار: ۱۴/۱۲/۱۳۹۲٫

[۵] . دفتر حضرت آیت الله سیستانی، «لاخلافات حقیقیه بین الشیعه و السنه»، تاریخ انتشار:۲۸/۲۲/۲۰۰۷٫ «خطابنا هو الدعوه الى الوحده، وکنت ولا أزال أقول لا تقولوا اخواننا السنه، بل قولوا أنفسنا أهل السنه …»

[۶] . امام خمینی، کتاب الطهاره، چاپخانه حکمت، قم، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۳۱۵-۳۳۵٫ «… أولا أن الامامه بالمعنى الذی عند الامامیه لیست من ضروریات الدین، فانها عباره عن أمور واضحه بدیهیه عند جمیع طبقات المسلمین، ولعل الضروره عند کثیر على خلافها فضلا عن کونها ضروره…»

[۷] .کاشف الغطاء، محمد حسین، أصل الشیعه وأصولها، موسسه امام علی، بی تا، بی جا، ص۲۱۰٫

[۸] .کاشف الغطاء، محمد حسین، أصل الشیعه وأصولها، ص۲۱۳٫ «فمن اعتقد بالإمامه بالمعنى الذی ذکرناه فهو عندهم مؤمن بالمعنى الأَخص ، وإذا اقتصر على تلک الأَرکان الأَربعه فهو مسلم ومؤمن بالمعنى الأَعم ، تترتَّب علیه جمیع أحکام الإسلام ، من حرمه دمِّه ، وماله ، وعرضه ، ووجوب حفظه ، وحرمه غیبته ، وغیر ذلک ، لا أنه بعدم الإعتقاد بالإمامه یخرج عن کونه مسلماً ( معاذ الله ).»

[۹] . جمعی از نویسندگان، معارف کلامی شیعه، دانشگاه ادیان و مذاهب، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها، تهران، ۱۳۹۳، ص۶۳-۸۳ .

[۱۰] . کلینی، الکافى، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ق، ج ۲، ص ۳۸۹٫ «قَالَ قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنْ وُجُوهِ الْکُفْرِ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ الْکُفْرُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَلَى خَمْسَهِ أَوْجُهٍ فَمِنْهَا کُفْرُ الْجُحُودُ وَ الْجُحُودُ عَلَى وَجْهَیْنِ وَ الْکُفْرُ بِتَرْکِ مَا أَمَرَ اللَّهُ وَ کُفْرُ الْبَرَاءَهِ وَ کُفْرُ النِّعَمِ فَأَمَّا کُفْرُ الْجُحُودِ فَهُوَ الْجُحُودُ بِالرُّبُوبِیَّهِ وَ هُوَ قَوْلُ مَنْ یَقُولُ لَا رَبَّ وَ لَا جَنَّهَ وَ لَا نَارَ وَ هُوَ قَوْلُ صِنْفَیْنِ مِنَ الزَّنَادِقَهِ یُقَالُ لَهُمُ الدَّهْرِیَّه…».

[۱۱] . نجفى، محمد حسن، جواهر الکلام، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۴، ج ۶، ص ۶۰٫ «فلعلّ ما ورد فى الأخبار الکثیره، من تکفیر منکر على علیه السّلام محمول على إراده الکافر فى مقابل الإیمان»

[۱۲] . شیخ انصارى، کتاب الطهاره، کنگره جهانی بزرگداشت اعظم شیخ انصاری، قم، ۱۴۱۵ق، ج ۲، ص ۳۵۲٫ «إلّا أنّ المستفاد من مجموع الأخبار و کلمات الأخیار أنّ المراد بهذا الکفر، المقابل للإیمان الّذى هو أخصّ من الإسلام.»

[۱۳] . حکیم، سید محسن، مستمسک عروه الوثقى، موسسه دارالتفسیر، قم، ۱۴۱۶ق، ج ۱، ص ۳۹۴٫ «و أمّا النصوص، فالذّى یظهر منها أنّها فى مقام إثبات الکفر للمخالفین بالمعنى المقابل للإیمان کما یظهر من المقابله بین الکافر و المؤمن».

[۱۴] . امام خمینى، کتاب الطهاره، چاپخانه حکمت، قم، ۱۳۷۶ش، ج ۳، ص ۳۲۰٫ «فهلّا تنبّه بأنّ الروایات التى تشبّث بها لم یرد فى واحد منها أنّ من عرف علیّا علیه السّلام فهو مسلم و من جهله فهو کافر. بل قابل فى جمیعها بین المؤمن و الکافر و الکافر مقابل المسلم، غیر المقابل للإیمان».

http://yon.ir/a4k8Q

http://shiastudies.com/fa

آیا منکرین امامت ائمه اثنی عشری کافر هستند؟. آیا منکرین امامت ائمه اثنی عشری کافر هستند؟. آیا منکرین امامت ائمه اثنی عشری کافر هستند؟. آیا منکرین امامت ائمه اثنی عشری کافر هستند؟. آیا منکرین امامت ائمه اثنی عشری کافر هستند؟

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.