تاریخ انتشار : ۲۱ شهریور ۱۳۹۷


فضایل امام کاظم از دیدگاه اهل سنت

ابن ابی الحدید (۶۵۶-۵۸۶ ه.ق)

عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی، شارح نهج البلاغه درباره حضرت موسی بن جعفر  می‌نویسد:

«موسی بن جعفر بن محمد و هو العبد الصالح جمع من الفقه و الدّین و النّسک و الصبر…»[۱]

ترجمه: «موسی بن جعفر بن محمّد؛ بنده صالح خدا بود و فقاهت، دیانت، پرهیزگاری حلم و بردباری را در خود جمع کرده بود».

محمد بن احمد بن ذهبی (۶۷۳-۷۴۷ هـ.ق)

محمد بن احمد بن عثمان بن قایماز، مشهور به «ذهبی»، محدث، مورخ و رجالی که در هر سه رشته تالیفات مفیدی دارد. «میزان الاعتدال فی نقد الرجال» یا «فی اسماء الرجال» از آثار او است. وی درباره امام موسی کاظم  می‌نویسد:

«و قد کان موسی بن جعفر  من أجود الحکماء و من العباد و الاتقیاء».[۲]

ترجمه: «موسی بن جعفر از سخاوتمندترین حکماء و از عبادت کنندگان پرهیزگار بود».

محمّد بن ادریس؛ ابو حاتم رازی (متوفی ۲۷۷ هـ)

وی از اکابر علمای اهل سنت در طبقه «بخاری» بود. در فقه و اختلاف تابعین و صحابه تألیفات زیادی دارد. درباره امام موسی کاظم  می‌نویسد:

«ثقه، صدوق، امام من ائمه المسلمین»[۳]

ترجمه: «موثق و بسیار راستگو و امامی از ائمه مسلمین است».

یحیی بن الحسن بن جعفر العقیقی (۲۱۴-۲۷۷ هـ)

وی نسّابه، مورخ و نخستین کسی است که در موضوع انساب الطالبیین کتاب تألیف کرده است. «اخبار المدینه» و «نساب آل ابی طالب» از تألیفات اوست.

او درباره امام موسی کاظم  می‌نویسد:

«کان موسی بن جعفر یدعی العبد الصالح من عبادته و اجتهاده».[۴]

ترجمه: «موسی بن جعفر به خاطر کثرت عبادت و اجتهادش «عبد صالح» نامیده می‌شد».

احمد بن حجر الهیثمی

صاحب «الصواعق المحرقه» (متوفی ۹۷۳ ه) می‌نویسد:

«ورث أباه علماً و معرفه و کمالاً و فضلاً سمّی الکاظم لکثره تجاوزه و حلمه و کان معروفاً عند اهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله و کان أعبد أهل زمانه و أعلمهم و أسخاهم».[۵]

ترجمه: «موسی کاظم علم و معرفت و فضل و کمال را از پدرش به ارث برده و در اثر عفو و گذشت و بردباری که در رفتار با مردم «نادان» از خود نشان می‌داد، ملقب به «کاظم» شد. بین مردم عراق به «باب الحوائج عندالله» معروف بود و در زمان او کسی در معارف الهی و دانش وجود و بخشش به پای او نمی‌رسید».

حافظ أبی بکر احمد بن علی الخطیب البغدادی (متوفی۴۶۳ هـ)

وی فقیه، محدث، ادیب و از مشاهیر حفاظ و فقها است و تألیفات او را در حدود یکصد جلد کتاب نوشته اند که مشهورترین آنها «تاریخ بغداد» است.

وی درباره امام موسی کاظم  می‌نویسد:

«کان موسی بن جعفر یدعی العبد الصّالح من عبادته و اجتهاده روی اصحابنا انه دخل مسجد رسول الله  فسجد سجده فی اوّل اللّیل و سمع و هو یقول فی سجوده عظم الذنب من عندی فلیحسن العفو عندک یا أهل التّقوی و یا اهل المغفره فجعل یرددها حتی اصبح و کان سخیاً کریماً و کان یبلغه عن الرجل انّه یؤذیه فیبعث الیه بصره فیها الف دینار و کان یصر الصّرر ثلاث مائه دینار و اربعمأه دینار و مأتی دینار ثم یقسمها بالمدینه و کان مثل صرر موسی بن جعفر  اذا جاءت الانسان الصّره فقد استغنی».[۶]

ترجمه: «موسی بن جعفر به جهت کثرت عبادت و اجتهادش «عبد صالح» نامیده شد. اصحاب ما روایت کرده اند که او اول شب داخل مسجد رسول خدا شد و به سجده رفت. و شنیده شد که در سجده می‌گفت: «عظم الذنب من عندی فلیحسن العفو عندک…». این ذکر را چندان مداومت فرمود که سپیده صبح دمید.

او سخاوتمند و بزرگوار بود و کسی که با وی بدی می‌کرد، کیسه هزار دیناری برایش می‌فرستاد و کیسه‌ها را ۳۰۰ دینار، ۴۰۰ دینار و ۲۰۰ دینار بسته بندی می‌کرد و در میان فقرای مدینه تقسیم می‌نمود. معروف بود که اگر کیسه‌ای از آن حضرت به کسی برسد، فقر و تنگدستی را پشت سر می‌گذارد».

کمال الدین محمّد بن طلحه شافعی (۵۸۳-۶۵۲ هـ)

ابو سالم نصیبی از اکابر و رؤسای علمای شافعی و مؤلف کتاب «مطالب السؤل فی مناقب آل الرسول» است.

وی درباره امام کاظم  می‌نویسد:

«هو الامام الکبیر القدر العظیم الشأن الکبیر المجتهد الجادّ فی الاجتهاد المشهور بالعباده المواظب علی الطاعات المشهور بالکرامات یبت اللّیل ساجداً و فائماً و یقطع النّهار متصدّقاً و صائماً و لفرط حلمه و تجاوزه عن المعتدین علیه دعی کاظماً کان یجازی المسیء باحسانه الیه و یقابل الجانی بعفوه عنه و لکثره عباداته کان یسمّی بالعبد الصّالح و یعرف فی العراق بباب الحوائج الی الله لنجح مطالب المتوسلین الی الله تعاملی بکراماته تحارّ منها العقول بأن له عندالله تعالی قدم صدقٍ لاتزول و لا تزل…[۷]

ترجمه: «او امامی است کبیر القدر، عظیم الشأن، کثیر التهجد، مجدّ در اجتهاد، مشهور به عبادت، مواظب بر طاعات، مشهور به کرامات. شب را در حال سجده و قیام به روز و روز را به آخر می‌رساند. با تصدق و روزه به پایان می‌برد و به سبب کثرت حلمش و گذشتش از جرم تقصیر کنندگان «کاظم» خوانده می‌شد و کسی که به او بدی می‌کرد او را با احسان و نیکی جواب می‌داد و کسی که به او جنایت می‌کرد با عفو و گذشت مقابله می‌نمود و به جهت کثرت عباداتش «عبد صالح» نامیده شد.

او در عراق با نام «باب الحوائج الی الله» شناخته می‌شد؛ زیرا هر کس به او متوسط می‌شد به حاجت خود می‌رسید. کراماتش عقل‌ها را حیران می‌کند و مسلم است که برای آن حضرت نزد خداوند سابقه نیک است که قابل زوال نیست».

احمد بن محمّد بن ابی بکر بن خلّکان (۶۰۸-۶۸۱هـ)

وی درباره امام موسی کاظم  می‌نویسد:

«ابو الحسن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن ابی طالب احد الائمه الاثنی عشر رضی الله عنهم أجمعین».

قال الخطیب فی تاریخ بغداد:

«کان موسی یدعی «العبد الصالح» من عبادته و اجتهاده… و کان یسکن المدینه فأقدمه المهدی ببغداد فحبسه فرأی فی النّوم علی بن ابی طالب  و هو یقول: یا محمد! فهل عسیتم ان تولیتم أن تفسدوا فی الارض و تقطعوا أرحامکم؟[۸]

قال الربیع: فأرسل الی لیلاً فراعنی ذلک فجئته به فعانقه و اجلسه الی جانبه و قال…»

ترجمه: «ابو الحسن موسی بن کاظم بن جعفر صادق… یکی از ائمه دوازده گانه، که خداوند از همه آنها راضی باشد، به شمار می‌رود. خطیب در تاریخ خو می‌نویسد: موسی بن جعفر به خاطر کثرت عبادت و اجتهادش «عبد صالح» نامیده شد.

ساکن مدینه بود. [پس از آن که] مهدی خلیفه عباسی او را به بغداد احضار کرد و در آنجا زندانی نمود. شبی علی بن ابی طالب  را در خواب دید که به او فرمود: ای محمد! اگر به حکومت رسیدید می‌خواهید در زمین فساد کنید. پیوند و خویشاوندیتان را قطع نمائید؟

ربیع گفت: همان شب، مهدی مرا احضار کرد و دستور داد موسی بن جعفر را پیش او بیاورم. ربیع می‌گوید: با عجله پیش مهدی آمدم. دیدم او با صدای زیبای خود آیه «فهل عسیتم ان تولیتم أن تفسدوا فی الارض و…» را خواند و به من دستور داد هر چه زودتر موسی بن جعفر را نزد او بیاورم. من نیز شبانه آن حضرت را نزد مهدی آوردم. همین که او را دید، برخاست و دست به گردن او انداخت و او را در کنار خود نشاند و گفت: امیرالمؤمنین  را در خواب دیدم که این آیه را بر من می‌خواند. اکنون تو به من اطمینان بده که قصد خروج بر ضد من و اولاد من را نداری؟

حضرت فرمود: به خدا سوگند! من هرگز چنین قصدی ندارم و اساساً این کار در شأن من نیست. مهدی گفت: راست گفتی و سه هزار دینار به امام داد و او را از زندان رها کرده و به مدینه برگرداند.[۹]

امام همچنان در مدینه بود تا خلافت به هارون رسید و آن حضرت را به بغداد آورد و در آنجا زندانی کرد تا در زندان به شهادت رسید.

«ابن خلّکان» به نقل از تاریخ بغداد می‌نویسد:

«انّ هارون الرشید حج فأتی قبر النّبی  زائراً و حوله قریش وافناء القبائل و معه موسی بن جعفر فقال: السلام علیک یا رسول الله یا ابن عمّ افتخاراً علی من حوله فقال موسی: السلام علیک یا أبت فتغیر وجه هارون الرشید و قال: هذا هو الفخر یا ابا الحسن حقّاً»

ترجمه: «هارون، که به قصد انجام عمره به مکّه آمده بود، در مسیر بازگشت، وارد شهر مدینه شد، به زیارت قبر رسول الله آمد. هنگامی که به حرم پیامبر رسید، جمعیت انبوهی از قریش و قبائل دیگر در آنجا گرد آمده بودند و در میان آن جمع موسی بن جعفر  نیز دیده می‌شد. «هارون» رو به قبر مطهر پیامبر نمود و گفت: سلام بر تو ای پیامبر خدا! درود بر تو ای پسر عمو! بدین وسیله در میان آن جمعیت به نسبت عموزادگی خود با پیامبر افتخار می‌کرد. تا مردم بدانند که خلیفه، پسر عموی پیامبر است.

حضرت موسی بن جعفر، که از هدف هارون آگاه بود، به صدای بلند فرمود: «سلام بر تو ای پیامبر خدا! سلام بر تو ای پدر!».

هارون از این سخن به شدت ناراحت شد ولی به روی خود نیاورد و بی اختیار گفت: ای ابوالحسن! واقعاً این افتخار است.

ابن خلکان، پس از نقل کلام خطیب بغدادی می‌نویسد:

علی بن حسین مسعودی در کتاب «مروج الذهب» در اخبار هارون الرشید آورده است: «عبدالله بن مالک خزاعی» که رئیس شرطه و نگهبان خانه هارون بود، می‌گوید: خدمتگزار هارون به طور غیر منتظره پیش من آمد و فرصت نداد حتی لباسهایم را عوض کنم و ما با خود به طرف منزل هارون حرکت داد.

خادم وارد منزل هارون شد و برای من اجازه گرفت و من وارد شدم. دیدم هارون در رختخواب خود نشسته است. سلام کردم و سکوت همه جا را فراگرفته بود و وحشت عجیبی بر من دست داد و هر لحظه بر نگرانی من می‌افزود. هارون از من پرسید: عبدالله! می‌دانی چرا تو را احضار کرده ام؟

گفتم: نه به خدا ای امیرالمؤمنین! گفت: همین الآن در خواب دیدم که یک غلام سیاه در حالی که حربه‌ای در دست داشت به من گفت: اگر همین الآن موسی بن جعفر را از زندان آزاد نکنی با این حربه سرت را از تنت جدا می‌کنم. اکنون برو. او را فوراً آزاد کن و سی هزار درهم به وی بده و به او بگو که اگر می‌خواهد همین جا بماند و هر احتیاجی که داشته باشد، برآورده می‌کنم و اگر می‌خواهد به مدینه بازگردد وسایل حرکت او را فراهم کن!

باور نکردم و از هارون پرسیدم: موسی بن جعفر را آزاد کنم؟

هر مرتبه سخن خود را تکرار و بر آن تأکید روزید. از نزد هارون بیرون آمده و وارد زندان شدم وقتی موسی بن جعفر  مرا دید وحشت زده در برابر من برخاست. او خیال می‌کرد که من مأمور شکنجه و اذیت او هستم. گفتم: آرام باشید من دستور دارم شما را همین الآن آزاد کنم و سی هزار درهم در اختیار تو قرار دهم.

موسی بن جعفر  پس از شنیدن حرفهای من چنین گفت: اکنون جدم رسول خدا  را در خواب دیدم که فرمود:

«یا موسی حبست مظلوماً فقل هذه الکلمات فانّک لاتبیت هذه اللّیله فی الحبس فقلت: بأبی و امّی ما اقول. فقال: قل یا سامع کلّ صوت و یا سائق الفوت و یا کاسی العظام لحماً و منشرها بعد الموت اسألک بأسمائک الحسنی و باسمک الاعظم الاکبر المحزون المکنون الذی لم یطلع علیه احد من المخلوقین یا حلیماً ذا اناه لایقوی علی اناته یا ذالمعروف الذی لاینقطع ابداً و لایحصی عدداً فرّج عنی».

ترجمه: «ای موسی! تو از راه ستم زندانی شده ای. این دعا را بخوان که همین امشب از زندان رها خواهی شد. عرض کردم پدر و مادرم به فدای تو چه بگویم. فرمود: بگو یا سامع کل صوت… این کلمات را خواندم و چنان که می‌بینی آزاد شدم (وله اخبار و نوادر کثیره)

خطیب در تاریخ بغداد، مرگ آن حضرت را طبیعی گزارش کرده و ابن خلکان شهادت او را به وسیله سمّ به عنوان یک قول آورده است.

مسعودی نیز شهادت او را به وسیله‌سمّ مسلّم گرفته است ولی بر اساس روایات شیعه‌امامی هارون امام موسی کاظم  را در سال ۱۸۳ به تحریک «یحیی برمکی» مسموم و در ۲۴ یا ۲۵ رجب همان سال به شهادت رسید.[۱۰]

احمد بن تیمیه الحرانی (متوفی ۷۲۸ هـ)

وی صاحب کتاب «منهاج السنّه النبویه» است. وی درباره امام کاظم  می‌نویسد: «موسی بن جعفر مشهور بالعباده و النسک»[۱۱]

ترجمه: «موسی بن جعفر  مشهور به عبادت و پرهیزگاری است».

یوسف بن اسماعیل النهبانی (۱۳۵۰-۱۲۶۵)

وی صاحب کتاب «جامع کرامات اولیاء» است. درباره ‌امام کاظم  می‌نویسد: «موسی الکاظم احد اعیان اکابر الائمه من ساداتنا آل البیت الکرام هداه الاسلام».[۱۲]

ترجمه: «موسی کاظم یکی از اعیان و بزرگان ائمه، از سروران ما و اولاد پیامبر  و هادیان اسلام است».

پی نوشت ها

[۱] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۵، ص ۲۹۱، تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم.

[۲] . میزان الاعتدال، ج ۴، ص ۲۰۱٫

[۳] . به نقل منهاج السنۀ، ج ۲۰، ص ۱۲۴، تهذیب التهذیب، ج ۱۰، ص ۳۰۲٫

[۴] . تهذیب التهذیب، ج ۱۰، ص ۳۰۲٫

[۵] . الصواعق المحرقۀ، ص ۷۱٫

[۶] . تاریخ بغداد، ج ۱۳، ص ۲۷-۲۸٫

[۷] . مطالب السؤل، ص ۸۳، چاپ سنگی که با کتاب تذکرۀ الخواص سبط ابن جوزی در ایران چاپ شده است.

[۸] . محمد / ۲۲٫

[۹] . وفیات الاعیان، ج ۴، ص ۳۹۴، تاریخ بغداد، ج ۱۳، ص ۳۱٫

[۱۰] . فرق شیعه، ص ۶۷، کافی، ح ۱، ص ۲۵۸، کشی، اختیار، ص ۲۵۸٫

[۱۱] . منهاج السنۀ، ج ۲، ص ۱۲۴٫

[۱۲] . جامع کرامات  الاولیاء، ج ۲، ص ۴۹۶٫

منبع: برگرفته از کتاب فضائل ائمه اطهار از دیدگاه اهل سنت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده کتاب اینجا راکلیک کنید.

 

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ، ،
دیدگاه ها