تاریخ انتشار : ۲۱ شهریور ۱۳۹۷


 

فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت

مأمون عباسی (۱۷۰-۲۱۸ ه.ق)

وی از دانشمندان خلفای بنی عباس به شمار می‌رفت. وی مردی باردبار، زیرک و سرسخت و کریم بود.

در مملکت خویش ابداعات و ابتکارات بسیاری ایجاد کرد؛ وی در میان خلفا اولین کسی بود که در علم حکمت جستجو و کاوش نمود و کتب آن را به دست آورد و دستور داد آن را به عربی ترجمه کرده و منتشر کنند.[۱]

وی در بیان مقام والا امام رضا  می‌نویسد:

«و فی کتاب العهدی الذی کتبه المأمون بخط یده کما صرّح به کل من تعرض له فقرات تدل علی سجایا الامام. یقول المأمون عنه: «و اما ذکرتم من استبصار المأمون فی البیعه لابی الحسن الرضا  فما بایع له المأمون الا مستبصراً فی امره عالماً بانّه لم یبق احد علی ظهرها ابین فضلاً و لا اظهر عفه و لا اورع و رعاً و لا ازهد فی الدّنیا و لا أطلق نفساً و لا ارضی فی الخاصه و العامه و لا أشد فی ذات الله منه و ان البیعه له لموافقه رضا الرب عزّوجل و لقد جهدت و ما اجد فی الله لومه لائم… و لعمری لو کانت بیعتی بیعه محاباه لکان العباس ابنی و سائر ولدی أحب الی قلبی و أجلی فی عینی و لکن أردت أمراً و اراد الله امراً فلم یسبق امرالله»[۲]

ترجمه: «بعد از آن که مأمون امام رضا  را به عنوان ولیعهد انتخاب کرد. بنی عباس از باب اعتراض نامه‌ای به مأمون نوشتند و از او خواستند که با پسر خود به عنوان ولیعهد بیعت نماید و او را به خاطر این که علی بن موسی الرضا را ولیعهد کرده بود، مورد ملامت و سرزنش قرار دادند و از مأمون خواستند که به نامه آنها پاسخ دهد.

مأمون به خط خود نامه‌ای به آنها نوشت و به تمام سؤالاتشان پاسخ داد.

در بخشی از آن نامه چنین آمده است:

اما این که گفتید خوب بود، مأمون درباره بیعت با «ابوالحسن الرضا» بیشتر بصیرت و آگاهی کسب می‌کرد بدانید که مأمون با او بیعت نکرد، مگر از روی بصیرت و آگاهی. به خوبی می‌داند که الآن در روی زمین کسی در فضلو عفت و زهد و تقوا و خدا ترسی به پایه او نمی‌رسد و کسی مثل او مورد پسند عام و خاص نیست و بیعت من با او جز به خاطر جلب رضای خداوند نیست. در این باره کوشش لازم را به عمل آورده و در راه خدا سرزنش کسی مرا دلگیر نمی‌کند.

به جان خودم قسم! اگر بیعت من بر اساس علاقه شخصی و عاطفی بود در آن صورت پسرم عباس و سایر اولادم پیش من محبوبتر بودند ولیکن من امری را اراده کردم و خداوند هم دیگری را و هرگز امر من بر امر خدا سبقت نمی‌گیرد».

«و قال ایضاً للعباسیین عند ما جمعهم فی سنه مأتین و هم اکثر من ثلاثه و ثلاثین الفا[۳]

انّه نظر فی ولد العباس و ولد علی  فلم یجد احد افضل و لا اورع و لا أدین و لا اصلح و لا أحق بهذا من علی بن موسی الرضا »[۴]

ترجمه: «مأمون در سال ۲۰۰، بنی عباس را که پیش از ۳ هزار نفر بودند، در یک جا جمع کرده و خطاب به آنها چنین گفت:

«او درباره بزرگان از دو خانواده عباسی و علوی تحقیق نموده و پس از تحقیق و بررسی‌های دقیق کسی را که از حیث فضل، ورع و دین برتر از علی بن موسی الرضا  باشد، پیدا نکرده است و از این جهت «ولایت عهدی» خویش را به او سپرده است».

ابو ذرعه رازی و محمّد بن اسلم طوسی

این دو نفر از محدثان بزرگ آن عصر بودند که به هر کدام از این دو نفر، عنوان «حافظ» اطلاق می‌شد.

این عنوان بر کسی اطلاق می‌شود که دست کم یکصد هزار حدیث با [صحیح]، سند از بزرگان دین حفظ باشد.

حضرت امام رضا  در مسیر خود به شهر تاریخی «نیشابور» رسیدند. این دو عالم، ابوذرعه و محمّد بن اسلم، عالمان بزرگ آن شهر و در رأس علماء قرار داشتند، و سایر علما و بزرگان اهل حدیث مانند: «محمّد بن رافع و احمد بن حارث و یحیی بن یحیی» و سایر طلاب به استقبال آن حضرت شتافتند و دو نفر از محدثین به نمایندگی از تمام مردم شهر از امام خواستند که برای آنان حدیثی بخواند که از پدر و نیاکانش به او رسیده باشد.

عرض کردند:

ای امام! پسر امامان  تو را به حق پدران پاک و منزه و گذشتگان بزرگوارت قسم می‌دهیم که چهره مبارکت را به ما بنما و حدیثی را از طریق پدران بزرگوارت برای ما روایت فرما، تا به عنوان یادگاری نزد ما باشد.

اما در برابر مردم قرار گرفت و همه در انتظار شنیدن کلام امام سر پا ایستاده و از هر جهت خاموشی و سکوت را رعایت نمودند و تنها صدای امام شنیده می‌شد. حدیث معروف «سلسله الذّهب» را بیان فرمود[۵] سپس سر از هودج بیرون آورد و چنین فرمود:

«حدثنی ابی موسی الکاظم عن ابیه جعفر بن محمد الصادق عن ابیه محمد الباقر عن ابیه زین العابدین عن ابیه الحسین عن ابیه علی بن ابی طالب قال: حدثنی رسول الله قال: حدثنی جبرئیل قال سمعت عن الله تعالی قال: کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قال لا اله الا الله دخل فی حصنی و من دخل فی حصنی امن من عذابی».

ترجمه: «کلمه لا اله الا الله قلعه مستحکم من است، ‌هر که در آن داخل شود،‌ از عذاب من در امان است».

پس سر راه در هودج برد و چند قدمی رفتند. دوباره سز را از هودج بیرون آورد و فرمود:

«بشرطها و شروطها و انا من شروطها»؛ «کلمه لا اله الا الله، که موجب سعادت است، شرایطی دارد و یکی از شرایط اساسی آن من هستم».

انا من شروطها؛‌ یعنی اقرار به ولایت است که کلمه لا اله الا الله، که همان دین است، بدون ولایت ناقص است و بلکه هیچ است که در حقیقت امام همان آیه اکمال را یادآوری می‌کند و می‌گوید: شرط اساسی کلمه لا اله الا الله، ولایت است.

ابوالمحاسن یوسف بن تغری بردی ظاهری (متوفی ۸۷۴ هـ)

وی یکی از مورّخین مصری و مؤلف کتاب «النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره» است. وی درباره فضایل علی الرّضا  چنین می‌نویسد:

« و سید بنی هاشم فی زمانه و أجلّهم و کان المأمون یعظم و یجلّه و یخضع له و یتعالی فیه».[۶]

ترجمه: «حضرت رضا  سید و بزرگ بنی هاشم در زمان خود بود، به طوری که مأمون او را بزرگ می‌شمرد و از او تجلیل می‌نمود و در برابر او خضوع می‌کرد و خود را فدای او می‌ساخت».

صلاح الدین خلیل بن ایبک الصفدی (۶۹۶-۷۶۴ هـ)

وی مورخ، ادیب و لغوی، صاحب تألیفات زیادی است از جمله: «الوافی با الوفیات» در ۳۰ جلد، از آثار اوست.

وی درباره امام رضا  می‌نویسد:

«علی الرّضا … هو احد الائمه الاثنی عشر، کان سید بنی هاشم فی زمانه و کان المأمون یخضع له، و یتغالی فیه، حتّی انّه جعله ولی عهده من بعده و کتب الی الافاق بذلک…[۷]

ترجمه: «علی بن موسی الرضا  یکی از ائمه اثنی عشر، سید و سرور بنی هاشم در زمان خود بود و مأمون نسبت به او خضوع می‌کرد و در احترام او مبالغه می‌نمود تا آنجا که او را ولی عهد خود ساخت و آن را به سر تا سر مملکت پهناور خود اعلام کرد».

شیخ عبدالله الشبراوی شافعی (م ۱۷۲ هـ)

وی صاحب کتاب «الاتحاف بحبّ الاشراف» است. درباره امام رضا  می‌نویسد:

«علی الرّضا  کانت مناقبه علیه و صفاته سنیه و نفسه الشّریفه هاشمیه و ارومته الکریمه نبویه و کراماته اکثر من آن تُحصر و الشّهر من آن تذکر…

ترجمه: «علی بن موسی الرّضا  مناقبش بلند و صفاتش برجسته و نفس شریفش هاشمی، و ریشه و تبار با کرامتش بیش از آن است که به شمار آید و مشهورتر از آن است که ذکر شود».

هنگامی که مأمون آن حضرت را، بعد از خود، ولی عهد خود قرار داد. در اطراف مأمون کسانی بودند که از این موضوع ناراحت بودند و از این که خلافت از بنی عباس خارج و به بنی فاطمه برگردد در بیم و هراس بودند. لذا از آن حضرت دوری گزیدند. وقتی امام رضا  می‌خواست به ملاقات مأمون برود کسانی که در اطراف مأمون بودند به قصد احترام بلند می‌شدند و سلام می‌دادند و پرده‌ها را کنار می‌زدند و آن حضرت وارد می‌شد. بعد از این جریان تصمیم گرفتند به آن حضرت احترام نکنند ولی وقتی که حضرت رضا  وارد می‌شد، ناخود آگاه بلند شده و احترام می‌کردند و پرده را کنار می‌زدند و بعد همدیگر را برای این کار مذمت می‌کردند.

«فاقبل بعضهم علی بعض و قالوا: انّ هذا الرّجل عندالله منزله و له منه عنایه النظروا الی الریح کیف جاءت و رفعت له الستر عند دخوله و عند خروجه من الجهتین ارجعوا الی ما کنتم علیه من خدمته».[۸]

ترجمه: «پس از آن بعضی دیگر گفتند: آن مرد نزد خدا مقام و منزلتی داشته و از عنایت او بهره مند است ببینید!! باد چگونه آمد و پرده را موقع آمدن و رفتن او از هر دو طرف کنار زد. برگردید مثل سابق آن حضرت را احترام کنید».

محمّد بن عیسی بن حبیب

وی درباره فضایل امام رضا  می‌گوید:

«رأیت المصطفی  فی النّوم فی المنزل الّذی ینزله الحاج ببلدنا فوجدت عنده طبقاً من خوص فیه تمر صیحانی فناولنی ثمان عشره تمره. عشرین یوماً قدم علی الرّضا من المدینه و نزل ذلک المنزل و هرع النّاس للسلام علیه و مضیت نحوه فاذا هو جالس بالمرضع الّذی رأیت المصطفی  قاعداً فیه و بین یدیه طبق فیه تمر صیحانی فناولنی قبضه فاذا عددتها بعدد ما ناولنی المصطفی  فقلت: زدنی فقال لو زادک رسول الله  لزدناک».[۹]

ترجمه: «رسول خدا  را در منزلی که حجاج در شهر ما در آن منزل می‌کنند، در خواب دیدم که در مقابل آن حضرت یک طبق خرمای صیحانی بود. پیامبر از آن خرما ۱۸ عدد به من داد. بعد از بیست روز حضرت رضا  از مدینه آمد و به همان منزل وارد شد. مردم برای عرض تحیت و سلام به سوی او شتافتند و من هم با مردم رفتم دیدم درست همان جایی نشسته که رسول خدا نشسته بود و در پیش او بیش از یک طبق خرمای صیحانی بود. نزدیک رفتم. حضرت از آن خرماها یک مشت به من داد. شمردم ۱۸ عدد بود، به همان تعدادی که پیامبر در خواب به من داده بود.

عرض کردم باز هم از خرماها بدهید.

فرمود: اگر رسول خدا  بیشتر داده بود،‌ ما هم می‌دادیم».

عبدالله بن اسعد الیافعی (م ۷۵۵ هـ)

وی که صاحب کتاب «مرأه الجنان» است،‌ درباره امام رضا  می‌نویسد:

«الامام الجلیل المعظم سلاله الساده الاکارم، ابوالحسن علی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر … احد الائمه الاثنی عشر اولی المناقب الذی انتسبت الامامیه الیهم و قصروا بناء مذهبهم علیهم».[۱۰]

ترجمه: «امام جلیل و با عظمت، بازمانده سادات؛ یعنی امامان محترم ابوالحسن علی بن موسی کاظم… یکی از ائمه دوازده گانه و صاحبان مناقبی است که امامیه به آنها منتسب هستند و بنای مذهب خود ار بر رسالت امامت آنها بنا نهاده اند».

عبدالباقی العمری (م ۱۲۷۸ هـ)

وی صاحب کتاب «التریاق الفاروقی» است و درباره امام رضا  می‌نویسد:

«ان کنت تخشی نکبه من جائر اوغادر / لذ بالرّضا بن الکاظم بن الصّادق بن الباقر[۱۱]»

ترجمه: «اگر می‌ترسی از ستمکاری و یا مکّاری مصیبتی به تو برسد، بر دامن رضا فرزند کاظم بن صادق بن باقر چنگ بزن».

 

 

[۱] . الفخری فی الاداب السلطانیه، ص ۲۱۲؛ حیاۀ الحیوان دمیری، ج ۱، ص ۷۲؛ فهرست ابن ندیم، ص ۱۷۴٫

[۲] . سید بن طاوس ابن رساله را از کتاب «ندیم الفرید» ابن مسکویه صاحب کتاب حوادث الاسلام نقل کرده است. بحار، ج ۹، ص ۲۱۸ – ینابیع الموده، قندوزی حنفی، ص ۴۸۴٫

[۳] . مروج الذهب، ج ۳، ص ۴۴۰ – النجوم الزاهرۀ، ج ۲، ص ۱۶۶ – غایۀ المرام، عمری موصلی، ص ۱۲۱ – تاریخ الخلفا، سیوطی، ص ۲۳۳ – تاریخ طبری، طبع لندن، ج ۱۱، ص ۱۰۰۰٫

[۴] . مروج الذهب، ج ۳، ص ۴۴۱ – کامل ابن اثیر، ج ۵، ص ۱۸۳ – تاریخ فخری، ص ۲۱۷، طبری، ج ۱۱، ص ۱۰۱۳ – مختصر تاریخ الدول، ص ۱۳۴ – تجارب الام، ج ۶، ص ۴۳۶٫

[۵] . الصواعق المحرقۀ، ص ۱۲۲: حلیۀ الاولیاء، ج ۳، ص ۱۹۲؛ ینابیع المودۀ، ص ۳۶۴؛ الفصول المهمۀ، ص ۲۴۰٫

[۶] . النجوم الزاهرۀ، ج ۲، ص ۷۴٫

[۷] . الوافی بالوفیات، ج ۲۲، ص ۲۴۸٫

[۸] . جامع کرامات الاولیاء، ج ۲، ص ۳۱۲٫

[۹] . جامع کرامات الاولیاء، ص ۳۱۱٫

[۱۰] . مرأۀ الجنان، ج ۲، ص ۱۱٫

[۱۱] . التریاق الفاروقی در سال ۱۳۱۶ در مصر چاپ شده است.

منبع: برگرفته از کتاب فضائل ائمه اطهار از دیدگاه اهل سنت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده کتاب اینجا راکلیک کنید.

http://shiastudies.com/fa

فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت. فضایل امام رضا از دیدگاه اهل سنت


برچسب ها :
، ، ،
دیدگاه ها