صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > شخصیت ها > مستبصرین: یحیی طالب مشاری الشریف
تاریخ انتشار : ۳۱ شهریور ۱۳۹۷


یحیی طالب مشاری الشریف

او یکی از مستبصرین جوان و تحصیل­کرده یمنی است. وی در سال ۱۹۷۴ در یمن در استان جوف به دنیا آمد و در خانواده‌ای که مذهب زیدی داشتند، رشد یافت. تحصیلات دانشگاهی را تا مقطع لیسانس پیش برد.

– محیط تربیتی و شخصیت علمی

سید یحیی از کودکی به امور دینی و گوش دادن به آیات خداوند و قصص انبیا و عرفا اهتمام داشت. سپس زمینه‌ی توجه به تحقیقات علوم دینی برایش فراهم شد. بنابراین از منطقه‌اش مهاجرت کرد و به منظور فراگیری علوم دینی در مؤسسه‌ی دینی در منطقه دیگری رفت.

سید یحیی بعد از آغاز مطالعاتش، متوجه شد که از قضایای دینی دور افتاده، پس از اینکه فواید مطلوبی بدست نیاورد. مطالعات را در مؤسسه ادامه داد تا این که دوره تحصیلی‌اش تمام شد. سپس کوشید تا از مدیر مؤسسه استاد حسن داهرق استفاده نماید. از این رو مدت یکسال نزد او به صورت خصوصی تلمّذ کرد. و نزدش یک سال کامل، مطالعه کرد. این دوره برایش دارای فایده بود علاوه بر بهره‌مندی از علوم استاد، استفاده‌ی زیادی از همنشینی با شاگردانش داشت.

پس از مدتی تعدادی از علمای صعده به منطقه‌ی او آمدند که در رأس آنها، سید علامه عبدالله بن صلاح العجری بود. بنابراین برایش فرصتی پیش آمد تا از آنها بهره‌مند شود و علوم و معارف دینی را از آنها بیاموزد. مدت زیادی در این وضعیت بود تا اینکه به خاطر تبلیغ تصمیم گرفت به منطقه‌ی خودشان برگردد (موسوعه، ۱۴۲۴: ۳/۵۷۳-۵۷۴).

بعد از اینکه مدتی از فعالیتش در زمینه‌ی تبلیغ گذشت، احساس کرد احتیاج به تعمق بیشتری در علوم دینی دارد. بنابراین تصمیم گرفت به صعده مهاجرت کند. لذا به آنجا سفر کرد و در خانه‌ی برخی نزدیکانش ساکن شد. سپس از طریق آنان از علمای مشهور صعده آگاه گردید. بعد از آن به یکی از مدارس دینی زیر نظر علامه متعیش (از علمای صعده) رفت و یک سال در آنجا ماند. بعد از آن جا به مدرسه سید علامه عبدالله بن صلاح العجری رفت و مطالعاتش را در مدرسه­ی احمد صلاح الهادی ادامه داد. (همان، ۵۷۴)

– زمینه‌های تحول فکری

۱) شناخت امامت

شناخت سید یحیی در اثر آشنایی با یکی از امامیه که از اهالی احساء بود، شروع شد. در طی آن از مذهب امامیه‌ی اثنا عشری آگاهی یافت و دانست که در گذشته تصور اشتباهی از این مذهب داشته است. از این رو شروع به مطالعه‌ی کتب شیعه‌ی جعفری نمود. این امر او را متوجه میراث اهل بیت کرد (همان، ۵۷۴).

۲) اشتیاق برای شناخت بیشتر اهل بیت

سید یحیی در این حالت بود تا این که برخی از شیعیان اثنا عشری که را از ایران آمده بودند، در یکی از کنفرانس‌های اسلامی شناخت. زمانی که آنها، اشتیاق وی را در آموختن علوم و معارف اهل بیت دیدند، به او پیشنهاد کردند که جهت مطالعات دینی به ایران مسافرت کند.

سید یحیی با یکی ازدوستانش به ایران سفر کرد. به حوزه‌ی علمیه‌ی قم رفت. در همین ایام سید علامه بدر الدین الحوثی (یکی از علمای بزرگ زیدیه) به قم آمد. در نتیجه نزد وی شروع به درس خواندن نمود. بعد از یک سال استادش از او خواست تا به منطقه‌شان برود. او تصمیم گرفت از ترس انکار اهل منطقه‌اش که از وهابیت تأثیر پذیرفته بودند، به منطقه‌اش نرود. در پایان به سمت یمن روانه شد و بعد از آن به جوف رفت. یک هفته بعد از رسیدن‌شان، برخی از مقامات رسمی، خواستار خروج سید بدرالدین الحوش از جوف شدند و تعهد کردند که از وی حمایت نمایند و اجازه‌ی تعرض وهابیت نسبت به وی را ندهند. سید الحوش، با امنیت و آسودگی به سرزمینش بازگشت و به تفکر درباره اختلافات زیدیه و جعفریه پرداخت. (همان، ۵۷۷)

بر طبق سخنان وی سؤالات مردم از مکتب جعفری و عادت و مذهب آنها، تفکر وی را بیشتر می‌کرد. برخی از او می‌خواستند تا مکتب جعفری را بد نام و مورد اتهام قرار دهد اما وی تنها حقیقت را بیان می‌کرد. بنابراین سبب مخالفت برخی با وی شد.

۳) بررسی شیعه

 بر طبق گفته‌های سید یحیی از آنجایی که معلوماتش از مذهب امامیه‌ی اثنا عشری به حد مطلوب نرسید، لذا قادر به پاسخگویی به سؤال برخی از روشنفکران در رابطه با مسائل اعتقادی و فکری پیرامون مذهب شیعه نبود. این امر او را تحریک کرد تا شناخت عمیق‌تری از این مذهب داشته باشد. از این رو بود که به صورت جدی به مطالعه پیرامون مسائل اختلافی بین مذهب زیدیه و جعفری روی آورد. به مرور زمان، نتیجه‌ی بررسی آشکار کرد که اساس اختلاف بین قبایل اسلامی مسئله‌ی خلافت و حکمیت است (همان، ۵۷۶).

– علل گرایش به تشیع

– بررسی روایات درباره اهل بیت

او در پژوهش خود به سه قسم روایات وارده در رابطه با اهل بیت نزد زیدیه برخورد کرد:

قسم اوّل روایات عامه (اهل سنت): در این گونه روایات آنان همنشین با قرآن و امامان اهل زمین و سفینه‌ی نوح و غیره هستند، این روایات و امثال آن نزد آنها بسیار زیاد است و آنها بخش اساسی اعتقادی نزد آنها را شکل می‌دهند و احدی درباره‌ی آنها شکی ندارد.

قسم دوم: روایاتی که مخصوص به وصف (ائمه) می‌باشند و به طور کلی مقبول زیدیه هستند. در آنها صفات عظیمی از جمله این که آنان افضل خلق پس از رسول خدا’ هستند، این که آنان از علم و دانش رسول خدا’ بهره برده‌اند. این که آنان به دستان امت خود کشته می‌شوند و غیره… نسبت می‌دهند. (همان)

این روایات به صورت عام از پایه‌های اعتقادی زیدیه محسوب می‌شود؛ ولی محقق منصف برای آن روایات مصادیقی در خارج قائل نیست. چرا که ملاحظه می‌شود که پیشوایان زیدیه آن مقامات را ادعا نکرده و به آن علم ندارند؛ لذا با برخی از آنها، برخورد می‌کردند همانند برخورد با مجتهدان.

قسم سوم: روایات معین شده با عدد، و این روایات بسیار کم است و اغلب زیدیه آنها را بخشی از اعتقاداتشان نمی‌دانند. اما برخی از قدمای آنها تلاش کرده‌اند تا این روایات را تأویل نمایند. از جمله‌ی این احادیث، حدیثی است که در آن ائمه‌ی بعد از پیامبر’۱۲ نفر گفته شده است. برخی از علمای زیدیه در طی آن کوشیدند تا ائمه را به ۶ نفر از اولاد امام حسن و ۶ نفر از اولاد امام حسین منسوب نمایند. اما این قسم از حل مشکل عاجز بود. مهم این است که محقق، بداند که آن روایات از قسم اول و دوم، مصداقی قابل تطبیق با خود ندارند و معتقد باشد که قسم سوم می‌تواند آن مشکل را حل کند و آن اشاره به ائمه برگزیده از سوی خداست و آن امامان دوازده گانه می‌باشد (همان، ۵۷۷).

– قبول حقیقت

به علت وجود این روایات صحیحه بنا بر اصول و مسائل دیگر باعث شد که از آن روایات با نگاهی کلی دوری کند. دانست که حق روشن است و اهل عناد در آتشند. بنابراین به گزینش الهی که در ائمه دوازده گانه متجلی گشته است، ایمان آورد و تسلیم امر خدا شد و در برابر حکم خدا تکبر نکرد (همان، ۵۸۸).

– کشف حقیقت

در طی پژوهش، برایش روشن گردید که دلایل علی رغم تلاش ارباب مذاهب و واعظان سلاطین و حکام جور در محو کردن حقیقت شانه‌های آشکار، از بین نرفته است.

محقق منصف می‌داند چگونه از آن متون (نصوص) پراکنده‌ای که در جاهای مختلف است، استفاده کند.

سید یحیی می‌گوید: در خلال جمع آوری متون پراکنده به یقین رسیدم که امر الهی و خلافت الهی در امام علی و اولاد طاهرین آن حضرت، قرار داده شده است. برایم روشن گردید که راویان اهل سنت تمام تلاش خود را نموده‌اند تا متون دال بر امامت آنها را محو نمایند. اما آنچه دراین باره ذکر شده است به حدی زیاد است که نمیتوان همه‌ی آن را پنهان نمود. سپس ایشان تلاش کردند تا آنچه از آن نصوص به تواتر رسید ه است به قدر توان آنها را نابود و پراکنده کنند. (همان)

آثار:

۱- فی ظلال الاسلام، السر الکامن وراء الاختلافات بین المسلمین:

مولف مدعی است که اختلاف میان مسلمانان را مداوا می‌کند. وی در این اثر اختلاف دینی که هستی مسلمانان را از بین برده بررسی می‌نماید و آنها را از ضعیف‌ترین امت‌ها در مواجهه با دشمنان‌شان می‌داند.

این کتاب شامل چندین موضوع از جمله اختلاف میان مسلمانان، سرّ تفرقه‌ی بین آنها، قصه‌ی آدم و ابلیس، جایگاه قریش در اسلام و انتخاب الهی بعد از وفات رسول خدا’ است.

این اثر از سوی مرکز الابحاث العقائدیه ضمن مجموعه‌ی «الرحله الی الثقلین» چاپ خواهد شد.

۲- اسئله و حوارات حول المهدی المنتظر:

موضوع آن عقاید و مسائلی در خصوص حضرت مهدی است. این کتاب توسط مرکز الطباعه و النشر در سال ۱۴۲۷هـ.ق منتشر گردید.

۳- به نور القرآن اهتدیت:

مولف در این اثر پس از مقدمه پیرامون آدم و ابلیس در قرآن، اولاد حضرت یعقوب و قوم بنی اسرائیل در قرآن قلم فرسایی نموده است. این اثر در سال

۱۴۲۵ ه.ق توسط مرکز الآفاق للدراسات منتشر گردید.

منبع: بررسی علل گرایش مستبصرین به تشیع در پنجاه سال اخیر؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ،
دیدگاه ها