تاریخ انتشار : ۳ مهر ۱۳۹۷


سکوت و حفظ زبان

امام باقر  فرمود: «إِنَّما شیِعتُنا الخَرَسُ»؛ «همانا شیعیان ما لال (اهل سکوت) هستند».[۱]

امام صادق  نیز فرمود: «إِنَّما شیِعَهُ جَعفَرٍ مَن کَفَّ لِسانَهُ و عَمِلَ لِخالِقِهِ حَتّى یَکُونَ … کَالاَخرَسِ مِن طُولِ السُّکوتِ»؛ «همانا شیعیان جعفر کسانى‏اند که زبانشان را (از گناه) حفظ مى‏نمایند و کارشان براى خداست و به جهت داشتن سکوت طولانى مانند افراد لال هستند».[۲]

در جاى دیگرى آن حضرت فرمود:

«معاشِرَ الشیِعَهِ، کُونُوا لَنا زَینا، و لا تِکُونُوا عَلَینا شَینا … اِحفَظُوا ألسِنَتَکُم و کُفُّوها عَنِ الفُضُولِ و قَبیِحِ القَولِ»؛

«اى شیعیان! زینت ما باشید و باعث شرمندگى و ننگ ما نباشید. زبانهایتان را حفظ کنید و آن را از سخنان بیهوده و زشت بازدارید».[۳]

سکوت و اهمیت آن

سکوت؛ یعنى خاموش بودن؛ سخن نگفتن و عنان زبان را در اختیار گرفتن که این عمل یکى از صفات پسندیده اخلاقى بوده و از نظر تعالیم اسلامى از ارزش و اهمیّت والایى برخوردار است. البته مراد از سکوت، مطلق سکوت نیست؛ به گونه‏اى که در هیچ جا و هیچ موردى انسان سخن نگوید؛ زیرا بسیارى از مسائل مهم زندگى اعم از مادى و معنوى، طاعات و عبادات، نشر علوم و فضایل، اصلاح دیگران از طریق زبان و سخن گفتن محقق مى‏شود؛ بلکه مقصود از کم سخن گفتن یا به تعبیرى دیگر، خاموشى در برابر سخنان فسادانگیز و مشکوک و بى‏محتواست که نفعى به حال دنیا و آخرت انسان ندارد.

سکوت؛ از نظر علماى علم اخلاق، اهمیت ویژه‏اى در تهذیب نفس دارد؛ تا آنجا که معتقدند سالکان راه حق هرچند در ریاضت‏هاى بدنى و روحانى و انجام دادن انواع عبادات بسیار کوشا باشند؛ اما بدون رعایت سکوت و بدون حفظ زبان به جایى نمى‏رسند.

گام اوّل و کلید ورود به مسیر تهذیب نفس و سیر الى الله سکوت، حفظ و اصلاح زبان است؛ کسى که در این مرحله موفق نشود از وصول به مراحل دیگر و مقاصد بالاتر باز خواهد ماند.

در مواعظ پیامبر اکرم  به ابوذر آمده است:

«اَربعٌ لا یُصیِبُهُنَّ إلاّ مُؤمِنٌ الصَّمتُ و هُوَ اَوَّلُ العِبادَهِ…»؛

«چهار چیز است که تنها نصیب مؤمن مى‏شود؛ نخست سکوت است که سرآغاز عبادت است …»[۴]

در روایتى دیگر از آن حضرت مى‏خوانیم:

«أَلا أُخبِرُکُم بِأَیسَرِ العِبادَهِ و اَهَونِها عَلَى البَدَنِ، الصَّمتُ و حُسنُ الخُلقِ»؛

«آیا شما را خبر ندهم از آسان‏ترین عبادت وساده‏ترین آن براى بدن؟ وآن سکوت و خوش اخلاقى است».[۵]

از این دو روایت به دست مى‏آید که سکوت و ترک کلام، یکى از عبادات است. بنابراین اگر کسى براى رضاى خدا سخن گفتن را ترک و سکوت اختیار نمود، خداوند به او پاداش خواهد داد و تا زمانى که شخص با این نیت سکوت اختیار کند خداوند براى او حسنه و ثواب مى‏نویسد. لقمان نیز خطاب به فرزندش مى‏گوید:

«یا بُنَىَّ، اِن کُنتَ زَعَمتَ أَنَّ الکَلامَ مِن فِضَّهٍ فَاِنَّ السُّکوتَ مِن ذَهَبٍ»؛

«پسرم! اگر گمان مى‏کنى که سخن از جنس نقره است پس بدان که سکوت از جنس طلاست.»[۶]

امام زین‏العابدین  در مورد ویژگیهاى پیامبراکرم مى‏فرماید:

«سَأَلتُ خالِى هِندَ بنَ اَبِى هالَهَ التَّمیمِىَّ و کانَ وَصّافا عَن حِلیَهِ النَّبِىِّ و أَنا اَشتَهِى اَن یَصِفَ لِى مِنها شَیئا اَتَعَلَّقُ بِهِ، فقالَ: … کانَ رَسُولُ اللّهِ مُواصِلَ الاَحزانِ، دائِمَ الفِکرَهِ، لَیسَت لَهُ راحَهٌ لا یَتَکَلَّمُ فِى غَیرِ حاجَهٍ، طَویلَ السَّکتِ»؛

«من مشتاق شنیدن اوصاف و ویژگیهاى پیامبر بودم تا همانند پیامبر عمل نمایم. لذا از دایى‏ام «هندبن ابى‏هاله تمیمى» ـ که ویژگیهاى پیامبر را وصف مى‏کرد ـ سؤال کردم، در پاسخ گفت: یکى از ویژگیهاى رسول خدا این بود که پیوسته اندوهناک بود و دائما فکر مى‏کرد. هیچ‏گاه راحتى نداشت و بدون حاجت و ضرورت سخن نمى‏گفت و سکوتى طولانى داشت».[۷]

امام صادق  نیز در احوال برخى از اصحاب رسول خدا  مى‏فرماید:

«برخى از اصحاب پیامبر در دهانشان ریگ مى‏گذاشتند و هرگاه مى‏خواستند در مورد خدا و براى خدا یا در راه خدا سخن بگویند ریگ را از دهانشان خارج مى‏کردند. بسیارى از آنان همچون بیماران ـ که کم سخن مى‏گویند ـ حرف مى‏زدند. همانا یکى از اسباب هلاکت مردم و نجات آنان سخن گفتن و سکوت است. خوشا به حال آنانى که خدا عیوب سخن و فواید سکوت را روزى آنان نموده است. همانا سکوت از اخلاق انبیا و شعار برگزیدگان است».[۸]

فواید و برکات سکوت

سکوت و حفظ زبان، فواید و برکات فراوانى را براى انسان دارد و دلیل عمده‏اى که مؤمنان به این کار ترغیب شده‏اند دستیابى به همین فواید و برکات است که در ذیل به بخشى از آنها اشاره مى‏نماییم:

۱٫ دورى از گناه:

بسیار و بلکه بخش عمده‏اى از گناهانى که از انسان صادر مى‏شود به وسیله زبان است. در وسعت قلمرو کار زبان همین بس که چشم، فقط رنگها را مشاهده مى‏کند؛ گوش فقط امواج صوتى را مى‏شنود و دست فقط به سوى اجسام دراز مى‏شود؛ در حالى که براى کار زبان حد و مرزى وجود ندارد. در تمام امور، اعم از شنیدنیها، دیدنیها، خوردنیها و محدوده همه اعضا وارد شده و سخن مى‏راند.

پیامبراکرم  مى‏فرماید:

«إِنَّ اَکثَرَ خَطایا ابنِ آدَم فِى لِسانِهِ»؛ «بیشترین خطایاى فرزندان آدم در زبان آنها است».[۹]

در روایتى دیگر على مى‏فرماید:

«ما شَى‏ءٌ اَحَقُّ بِطولِ الحَبسِ مِنَ اللِّسانِ و مِن أَجلِ ذلِکَ حَجَبَ اللّهُ اللِّسانَ بِاَربَعِ مَصاریِعَ لِکَثرَهِ ضَرَرِه، اَلشَّفَتانِ مِصراعانِ، والاَسنانُ مِصراعانِ و مَعَ هذا اُنظُر اِلى فِعلِهِ»؛

«هیچ چیز مستحق‏تر از زبان به زندانى شدن نیست و به همین جهت خداوند آن را با چهار لنگه درب پوشانده است با دو لنگه لبها و دو لنگه دندانها؛ ولى با این وجود ببینید که این زبان چه مى‏کند».[۱۰]

امام سجاد  نیز مى‏فرماید:

«إِنَّ لِسانَ ابنِ آدَمَ یُشرِفُ عَلى جَمیعِ جَوارِحِهِ کُلَّ صَباحٍ فَیَقُولُ: کَیفَ اَصبَحتُم؟ فَیَقُولُونَ: بِخَیرٍ إِنْ تَرَکنا و یَقُولُونَ: اَللّهَ اَللّهَ فیِنا، فَیُناشِدُونَهُ و یَقُولُونَ: إِنَّما نُثابُ و نُعاقَبُ بِکَ»؛

«زبان انسان هر صبحگاه بر تمام اعضاى بدن انسان حاضر مى‏شود و مى‏گوید: در چه حالى هستید؟ مى‏گویند: اگر تو ما را رها کنى خوبیم. سپس به زبان مى‏گویند: تو را به خدا مراعات حال ما را بکن که ما به سبب تو ثواب و عقاب مى‏بینیم».[۱۱]

در روایتى دیگر نقل شده است: مردى خدمت پیامبراکرم  رسید و عرض کرد: اى رسول خدا! مرا سفارشى کنید. حضرت فرمود: زبانت را نگهدار. دوباره عرض کرد: مرا سفارشى کنید. حضرت دوباره فرمود: زبانت را نگهدار. براى بار سوم عرض کرد: مرا سفارشى کنید. حضرت فرمود: زبانت را نگهدار. سپس فرمود:

«وَیلَکَ! و هَل یَکُبُّ النّاسَ عَلى مَناخِرِهِم فِى النّارِ إلاّ حَصائِدُ أَلسِنَتِهِم»؛

«واى بر تو! آیا جز محصول زبان، مردم را به صورت در آتش جهنم مى‏اندازد؟»[۱۲]

روایات مذکور، بیانگر حجم وسیع گناهان است. براى اینکه این امر به خوبى روشن گردد، به بخشى از گناهان زبان که علماى اخلاق، نقل کرده‏اند اشاره مى‏کنیم:

  1. دروغ؛ ۲٫ غیبت؛ ۳٫ فحش؛ ۴٫ استهزاء؛ ۵٫ سخن چینى؛ ۶٫ سخنان بدآموز و گمراه‏کننده؛ ۷٫ افشاى اسرار؛ ۸٫ غنا؛ ۹٫ عیب‏جویى؛ ۱۰٫ فخرفروشى؛ ۱۱٫ لعن دیگران؛ ۱۲٫ شوخیهاى غیر مجاز؛ ۱۳٫ سخنان بى‏مورد و بى‏فائده؛ ۱۴٫ شایعه‏سازى؛ ۱۵٫ شهادت باطل؛ ۱۶٫ بدعت؛ ۱۷٫ مدح و ستایش بى‏جا؛ ۱۸٫ مذمت بى‏جا؛ ۱۹٫ سخن گفتن برخلاف عقیده باطنى (نفاق)؛ ۲۰٫ تهمت زدن؛ ۲۱٫ خودستایى؛ ۲۲٫ خشونت در سخن؛ ۲۳٫ زخم زبان زدن و…

و از آنجا که بیشتر گناهان انسان به وسیله زبان انجام مى‏گیرد خداوند در قیامت زبان انسان را بیشتر از همه اعضاى بدن عذاب مى‏نماید.

رسول اکرم  در این باره مى‏فرماید:

«یُعذِّبُ اللّهُ اللِّسانَ بِعذابٍ لا یُعَذِّبُ بِهِ شَیئا مِنَ الجَوارِحِ، فَیَقُولُ: اى رَبِّ! عَذَّبتَنِى بِعذابٍ لَم تُعذِّب بِهِ شیئا، فَیُقالُ لَهُ: خَرَجَت مِنکَ کَلِمَهٌ فَبَلَغَت مَشارِقَ الاَرضِ و مَغارِبَها فَسُفِکَ بِها الدَّمُ الحَرامُ وانتُهِبَ بِها المالُ الحَرامِ وَانتُهِکَ بِها الفَرجُ الحَرامُ، و عِزَّتِى و جَلالِى لاَُعَذِّبَنَّکَ بِعَذابٍ لا اُعَذِّبُ بِهِ شَیئا مِن جَوارِحِکَ»؛

«خداوند زبان را دچار عذابى مى‏کند که هیچ‏یک از اعضا را آن‏طور عذاب نمى‏کند. زبان مى‏گوید: خداوندا! مرا عذابى نمودى که هیچ چیز دیگر را آن‏گونه عذاب نکردى؟ به آن گفته مى‏شود: از تو سخنى خارج شد که به غرب و شرق زمین رسید و به سبب آن خون محترمى ریخته شد، مال محترمى غارت شد، به ناموس محترمى خیانت شد. به عزت و جلالم سوگند! تو را عذابى مى‏کنم که هیچ‏یک از اعضاى دیگر را آن‏گونه عذاب نکرده باشم».[۱۳]

نگهدار زبان تا به دوزخت نبرند

که از زبان بدتر اندر جهان زیانى نیست

۲٫ تفکر و نورانیت قلب:

یکى دیگر از فواید سکوت، تفکر است. تفکر در مورد اینکه از کجا آمده و به کجا خواهد رفت و چرا به این جهان آمده است؟ خالق و پروردگار این جهان چه کسى است و چرا این جهان و آدمیان را خلق کرده؛ تفکر در مورد سراى آخرت و اینکه چه سرنوشتى در انتظار اوست و آیا توشه‏اى براى آن جهان جمع کرده یا خیر؟ و هزاران فکر و اندیشه صالح دیگر که انسان راهى به سوى این تفکر ندارد جز این که از کلام و سخن گفتن دست بکشد و سکوت اختیار نماید.

امام صادق مى‏فرماید:

«دَلیلُ العاقِلِ اَلتَّفَکُّرُ و دلیلُ التَّفَکُّرِ الصَّمتُ»؛ «راهنماى عاقل به سوى سعادت، تفکر است و راه رسیدن به تفکر سکوت است».[۱۴]

در روایتى دیگر امیرالمؤمنین مى‏فرماید:

«اَکثِر صَمتَکَ یَتَوَفَّرُ فِکرُکَ و یَستَنیرُ قَلبُکَ و یَسلَمُ النّاسُ مِن یَدِکَ»؛

«سکوتت را زیاد کن تا فکرت زیاد و قلبت نورانى گردد و مردم از دست و زبان تو در امان باشند».[۱۵]

در روایتى، فکر و اندیشه برترین عبادات شمرده شده[۱۶] و در حدیثى دیگر از امام صادق آمده است:

«تَفکُّرُ ساعَهٍ خَیرٌ مِن عِبادَهِ سَنَهٍ»؛ «یک ساعت فکر کردن بهتر است از یک سال عبادت کردن».[۱۷]

بهتر بودن یک ساعت تفکر از یک سال عبادت بدان جهت است که فکر کردن انسان عاقل باعث مى‏شود که در راه خیر و سعادت گام بردارد و از کارهاى خلاف و حرام ـ که عاقبت او را تباه مى‏سازد ـ دست بکشد و با این تفکر صحیح، سعادت دنیا و آخرتش را بدست مى‏آورد.

امام صادق  در روایتى مى‏فرماید:

«اَلصَّمتُ … مِفتاحُ کُلِّ راحَهٍ فِى الدُّنیا والآخِرَهِ؛ سکوت، کلید هر راحتى در دنیا و آخرت است».[۱۸]

امتیاز آدمى از گاو خر     هم به فکر و عبرت آمد اى پسر

چون شدى بى بهره از فکر اى دغل     دان که «کالانعام» باشى بل «اَضَلّ»

فکر یک ساعت تو را در امر دین      افضل آمد از عبادات سنین

اى خوشا نفسى که عبرت گیر شد    در علاج نفس، با تدبیر شد

۳٫ سلامتى و نجات انسان:

سکوت در بسیارى اوقات، موجب سلامت نفس، بدن و حفظ جان آدمى و دیگران است. چه بسیار اتفاق مى‏افتد که یک سخن بى‏جا و یک فحش رکیک باعث ایجاد نزاع و درگیرى بین دو نفر یا دو قبیله شده و گرفتاریها و مشکلات فراوانى را براى فرد و دیگران به وجود مى‏آورد و گاه حتى موجب نزاعهاى طولانى بین دو قبیله یا دو کشور گردیده، خونهاى زیادى به ناحق ریخته شود. این ضرب‏المثل معروف است که مى‏گویند: «زبان سرخ سر سبز مى‏دهد بر باد».

این واقعیتى است که در روایات معصومین هم زیاد بر آن تأکید شده است. در بخشى از روایتى که در سطور قبل از رسول اکرم نقل گردید، آمده است که خداوند در قیامت زبان را از همه اعضاى بدن بیشتر عذاب مى‏کند و وقتى که زبان علت این امر را سؤال مى‏کند خداوند در پاسخ مى‏فرماید:

«خَرَجَت مِنکَ کَلِمَهٌ فَبَلَغَت مَشارِقَ الأَرضِ و مَغارِبَها فَسُفِکَ بِها الدَّمُ الحَرامُ»؛

«از تو سخنى خارج شد که به شرق و غرب عالم رسید و به سبب آن خون بى‏گناهى ریخته شد».[۱۹]

۴٫ پوشیده ماندن عیوب:

هیچ‏گاه اموال دنیوى و لباسهاى رنگارنگ معرف شخصیت واقعى انسان نیست. آنچه شخصیت یک فرد را تشکیل مى‏دهد و او را آن‏گونه که هست به دیگران معرفى مى‏کند فکر و اندیشه اوست. کلید این فکر و اندیشه زبان است و تا فرد زبان نگشاید دیگران نمى‏فهمند که او اهل اندیشه و فکر است یا بى‏فکر و عقب افتاده، باسواد است یا بى‏سواد، عاقل است یا بى عقل.

تا مرد سخن نگفته باشد      عیب و هنرش نهفته باشد.

على  مى‏فرماید:

«إِن حَبَّبتَ سَلامَهَ نَفسِکَ و سَترَ مَعایِبِکَ فَاَقلِل کَلامَک و اَکثِر صَمتَکَ»؛

«اگر دوست دارى از سلامت نفس برخوردار شوى و عیوب خودت را بپوشانى، کمتر سخن بگوى و بیشتر خاموش باشد».[۲۰]

زبان در دهان اى خردمند چیست     کلید در گـنج  صاحب  هنـر

چو در بسته باشد چه داند کسى      که گوهرفروش است یا پیله‏ور

۵٫ جلوگیرى از لغزش فراوان:

یکى از پیامدهاى زیاد سخن گفتن، اشتباه زیاد است. کسى که زیاد حرف مى‏زند زیاد اشتباه مى‏کند؛ زیرا چنین افرادى به طور طبیعى نمى‏توانند در مورد سخنانى که مى‏گویند، فکر کنند و با فکر و اندیشه همه آنها را به زبان جارى نمایند؛ از اینرو لغزشها و اشتباه‏هاى آنان فراوان خواهد بود. پیامبراکرم  مى‏فرماید:

«مَن کَثُرَ کَلامُهُ کَثُرَ سَقطُهُ و مَن کَثُرَ سَقطُهُ کَثُرَت ذُنُوبُهُ و مَن کَثُرَت ذُنُوبُهُ کانَتِ النّارُ اَولى بِهِ»؛

«هرکس زیاد سخن بگوید خطا و لغزشش زیاد است و هرکس لغزشش زیاد باشد گناهش بیشتر است و کسى که گناهش زیاد باشد، آتش براى او سزاوارتر است».[۲۱]

فضل سخن بر سکوت

آنچه تاکنون درباره اهمیت سکوت و آثار سازنده و مثبت آن در تعمیق تفکر آدمى و جلوگیرى از اشتباهات و مصون ماندن از گناهان و مانند آن گفته شد، به این معنا نیست که سخن گفتن در همه جا نکوهیده و مذموم باشد و انسان از همه چیز لب فرو بندد و هیچ سخنى نگوید که این خود آفتى بزرگتر خواهد بود؛ بلکه هدف از ستایش سکوت، بازداشتن انسان از پرگویى و سخنان بیهوده و لغو و گفتار اضافى است که نه تنها سودى براى دنیا و آخرت او ندارد، بلکه مایه وزر و وبال او در دنیا و آخرت خواهد بود. از این امر که بگذریم سخن گفتن در بسیارى از موارد واجب و لب فروبستن و سکوت حرام خواهد بود.

مگر نه این است که بسیارى از عبادات بزرگ همچون، نماز، حج، تلاوت قرآن و اذکار به وسیله زبان و سخن انجام مى‏شود.

مگر نه این است که امر به معروف و نهى از منکر، تعلیم و تربیت، ارشاد جاهل و بیشتر کارهاى مفید دنیوى به وسیله زبان انجام مى‏گیرد و هیچ عاقل و دانشمندى نمى‏گوید در این گونه موارد باید سکوت کرد. بنابراین در این موارد نه تنها سخن گفتن ایرادى ندارد؛ بلکه پسندیده و گاه واجب خواهد بود. در مورد فضیلت سخن یا سکوت، شخصى از امام سجاد  پرسید: آیا سخن گفتن افضل است یا سکوت؟ امام در پاسخ فرمود:

«لِکُلِّ واحِدٍ مِنهُما آفاتٌ، فَاِذا سَلِما مِنَ الآفاتِ، فَالکَلامُ اَفضَلُ مِنَ السُّکوتِ. قیلَ کَیفَ ذلِکَ یَابنَ رَسُولِ اللّهِ؟ قالَ: لاَِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ ما بَعَثَ الأَنبِیاءَ والاَوصِیاءَ بِالسُّکوتِ، إِنَّما بَعَثَهُم بِالکَلامِ. و لاَ استُحِقَّتِ الجَنَّهُ بِالسُّکُوتِ و لاَ استُوجِبَت وَلاَیهُ اللّهِ بِالسُّکُوتِ و لا تُوُقِّیتِ النّارُ بِالسُّکُوتِ، إِنَّما ذلِکَ کُلُّهُ بِالکَلامِ، ما کُنتُ لاَِعدِلَ القَمَرَ بِالشَّمسِ، إِنَّکَ تَصِفُ فَضلَ السُّکُوتِ بِالکَلامِ و لَستَ تَصِفُ فَضلَ الکَلامِ بِالسُّکُوتِ»؛

«هریک از این دو آفاتى دارد؛ هر گاه هر دو از آفت در امان باشند سخن گفتن از سکوت افضل است. عرض شد: یابن رسول الله چگونه؟ فرمود: زیرا خداوند متعال پیامبران و اوصیاى آنان را مبعوث به سخن گفتن کرد؛ نه سکوت، هرگز بهشت با سکوت به دست نمى‏آید. ولایت الهى با سکوت حاصل نمى‏شود و از آتش دوزخ با سکوت نمى‏توان رهایى یافت؛ بلکه همه اینها به وسیله کلام و سخن گفتن به دست مى‏آید. من هرگز ماه و خورشید را یکسان نمى‏بینم؛ حتى اگر مى‏خواهى فضیلت سکوت را بگویى با کلام بیان مى‏کنى و هرگز فضیلت کلام را با سکوت بیان نمى‏نمایى».[۲۲]

بى‏شک سکوت و سخن گفتن هریک جایى و مقامى دارند و هریک از آنها داراى جنبه‏هاى مثبت و منفى هستند؛ هرچند جنبه‏هاى مثبت سخن گفتن در جاى خود فزون‏تر است؛ لیکن افرادى مى‏توانند از این جنبه‏هاى مثبت سخن استفاده نمایند که در مراحل تهذیب نفس توفیق کافى یافته باشند و به مرحله‏اى رسیده باشند که کاملاً بر زبان خود مسلط باشند و بتوانند در راه صحیح و درست از آن استفاده نمایند؛ اما اگر انسان مراحل تهذیب نفس و مهار زبان را طى نکرده باشد و هنوز در آغاز راه باشد ـ که اکثر مردم چنین‏اند ـ سکوت و خاموشى براى آنان بهتر از سخن گفتن خواهد بود؛ زیرا سخنان لغو و بیهوده این افراد بسیار بیشتر از سخنان مفید و حکمت‏آمیز آنان خواهد بود.

راه اثبات این امر آن است که انسان سخنانى را که در یک شبانه روز بر زبان جارى مى‏کند روى نوار ضبط نماید و بعد با دقت و سختگیرى و خالى از تعصب آن را بررسى نماید. مشاهده خواهد کرد که از میان صدها یا هزاران کلمه‏اى که در طول شبانه روز از او صادر شده است، تنها مقدار کمى مربوط به اهداف الهى و ضروریات زندگى اوست و بقیه سخنانش، حرفهاى لغو و اضافى است که هیچ نفعى براى دنیا و آخرت او ندارد. بر این اساس راه حفظ و سلامتى این افراد، بیشتر در سکوت و ترک سخنان بیهوده است. افزون براین براى کسانى که به درجات بالاى معنوى رسیده‏اند و به طور کامل بر زبان خود مسلط شده‏اند نیز گاه سکوت براى آرامش روحى و روانى آنان وتفکر در اسرار آفرینش و دیگر امور مربوط به خدا و خلق او لازم است؛ هرچند سخن گفتن در جاى خود افضل است.

[۱]. الکافى، ج ۲، ص ۱۱۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۶٫

[۲]. شرح الاخبار، ج ۳، ص ۵۰۶ – ۵۰۷٫

[۳]. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۴٫

[۴]. عدّه الداعى، ص ۲۳۴٫

[۵]. الامالى، طوسى، ص ۵۳۶؛ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۸ .

[۶]. الکافى، ج ۲، ص ۱۱۴٫

[۷]. مکارم الاخلاق، ص ۱۲٫

[۸]. محجه البیضاء، ج ۵، ص ۱۹۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۲۱٫

[۹]. مشکاه الانوار، ص ۳۰۳؛ میزان‏الحکمه، ج ۴، ص ۲۷۸۱٫

[۱۰]. شجره طوبى، ج ۲، ص ۳۹۷؛ روضه الواعظین، ص ۴۶۷٫

[۱۱]. الخصال، ص ۶ ؛ الاختصاص، ص ۲۳۰٫

[۱۲]. الکافى، ج ۲، ص ۱۱۵؛ تحف العقول، ص ۵۶٫

[۱۳]. الکافى، ج ۲، ص ۱۱۵؛ بحارالانوار، ج ۶۸ ، ص ۳۰۴٫

[۱۴]. میزان الحکمه، ج ۲، ص ۱۶۶۷٫

[۱۵]. همان.

[۱۶]. الکافى، ج ۲، ص ۵۵؛ وسائل‏الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۹۶٫

[۱۷]. مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۸۳؛ بحارالانوار، ج ۶۸ ، ص ۳۲۷٫

[۱۸]. بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۲۸۴؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۲۰٫

[۱۹]. الکافى، ج ۲، ص ۱۱۵؛ بحارالانوار، ج ۶۸ ، ص ۳۰۴٫

[۲۰]. عیون الحکم و المواعظ، ص ۱۶۱؛ میزان الحکمه، ج ۳، ص ۲۷۳۷٫

[۲۱]. محجه‏البیضاء، ج ۵، ص ۱۹۶٫

[۲۲]. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۸۸؛ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۲۷۴٫

 

منبع: برگرفته از کتاب سیمای شیعه از نگاه اهل بیت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.

http://shiastudies.com/fa


برچسب ها :
، ، ،
دیدگاه ها